ایدئولوژی مدیریت تحول از منظر اهل بیت (ع)
ایجاد تحول در جامعه اسلامی آنگاه با اقبال عمومی مواجه میشود که امر مدیریت در اختیار شخصیتی الهی قرار گیرد. از دیدگاه قرآن و روایات، مدیریت، عمدهترین نقش را در تغییر و تحولات داراست.
کره زمین، زیر پای انسان، تا واپسین لحظات آفرینش به چرخش دوار خود ادامه خواهد داد و این گردش مجالی برای ایستادن انسان باقی نمیگذارد. وجود خاکی تا آنگاه که راه میرود زنده است و لحظهای توقف و ایستایی او برابر است با سقوط و مرگ. انسان آفریده شد برای تحرک و برای جستجوی تحول و ایجاد تغییر.حرف ما این است: «با تحول باید سینه به سینه شد. از تحول باید استقبال کرد. تحول را باید مدیریت کرد.»1
این تعبیر کوتاه، چکیدهای است از اصل مواجهه با تحول که در فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب تبلور یافت. به تأکید ایشان «در تفکر اسلامی، حرکت به سوی تحول و پیشرفت در عرصههای مختلف زندگی و دستیابی به آفاق جدید دانش بشری یک ارزش است.»2 اما باید اندیشید که این ارزش والای تحولگرایی را چگونه میتوان افسار زد و مدیریت کرد و مدیریت آن نیازمند چه پیش زمینههایی است.
ایجاد تحول در جامعه اسلامی آنگاه با اقبال عمومی مواجه میشود که امر مدیریت در اختیار شخصیتی الهی قرار گیرد. اگرچه تربیت یافتگان غرب با این عقیده مخالفاند و علومی نظیر مدیریت، روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد و نظایر آن را فاقد پسوند اسلامی و یا غیر اسلامی میدانند، لکن بر این باوریم که اسلام دارای ارزشهای عمیق و گستردهای است که میتواند به خوبی مدیریت را تحت تأثیر خود قرار دهد. همچنین عقیده راسخ داریم که جهتدهی اسلام به حرکتهای مؤثر مدیران، در تمامی سطوح جامعه تأثیر گذارده و بزرگترین نقش را در مدیریت ایفا میکند. از این روی شایستهترین معنای قابل بیان برای «مدیریت اسلامی» همین باور است.3
ضرورت مدیریت تحول
اهمیت وجود مدیر در رأس هرم یک جمع به حدی است که رسول مکرم اسلام (ص) حتی جمع سه نفره را مستلزم داشتن آن دانسته و تأکید دارند: «إِذا کان ثلاثَةُ فی سفرٍ فَلْیُؤَمِرّوا أَحَدَهُم؛ هرگاه در مسافرت، تعداد مسافران به سه نفر رسید، باید یکی از آنها مدیریت گروه را بر عهده گیرد.»4از این روست که زمین هرگز بدون حجت باقی نمانده و اولیاء الهی، خالی بودن زمین از ولی و سرپرست را باعث نابودی آن می دانند؛ فرموده گهر بار صادق اهل بیت (ع) است که: «لَوْبَقیِتِ الاَرض بِغَیْر امامٍ لَساخَتْ؛ هرگاه زمین بدون امام باشد، از بین میرود.»5
تحول در مدیر، پیش زمینه تحول در اجتماع
از دیدگاه قرآن و روایات، مدیریت، عمدهترین نقش را در تغییر و تحولات داراست.
ضرورت ایجاد تحول در دولتمردان
وزیران و دولتمردان، گردآورندگان تشکیلات نظام اسلامی هستند که مستقیم یا غیر مستقیم، سازمانهای اجتماعی را رهبری میکنند. از این رو هرگونه دگرگونی در افراد و سازمانها، مستلزم تحول در ایشان است که این امر مدیریت تحول را با مسیری هموار مواجه میسازد.
ویژگیهای مدیر تحول آفرین
مدیر با تمسک به این ویژگیها و ارزشها قادر خواهد بود خود و جامعه را از آفات پیش رو مصون داشته و تحولات پیش رو را به خوبی، هدایت نماید.
الف) ترویج ارزشها
ممکن است جامعه نیازمند تحولات اخلاقی و اجتماعی باشد که بر ارزشهای خاصی استوار است. برای ترویج این ارزشها و بطلان انحرافات سابق و رایج میان مردم، لازم است مدیر با روانشناسی کامل، افراد جامعه را به این روش پایبند نماید.
برای رسیدن به این هدف، بررسی ارزشها و ملاک اعتبارشان در رأس قرار دارد. پس از آن باید به روشهای ترویج و رسوخ ارزشها در اذهان و نیز پایبند نمودن افراد به آنها توجه نمود. چرا که ممکن است بسیاری از افراد، امری را تصدیق کنند، اما در عمل، مخالف آن رفتار نمایند. برای دستیابی به این مهم، مدیر باید توانایی جایگزینی و حاکم نمودن معیارهای صحیح به جای امیال باطل را داشته باشد.6
ب) هدفمندی و آیندهنگری
«اولین گام در مدیریت، سیاستگذاری یا تعیین هدف است.»7مدیر مصلحت اندیش، پس از در نظر گرفتن هدف، راهی را برمیگزیند که نه تنها در کوتاه مدت، بلکه در بلند مدت نیز جامعه را در مسیر صلاح سوق دهد.8امیر مؤمنان علی (ع) آیندهنگری و تدبر را مانع پشیمانی میخواند و میفرماید: «التَّدبُّرُ قَبْلَ العَمَلِ یؤمِنُکَ مِنَ النَّدم؛ عاقبتاندیشی پیش از شروع کار، تو را از پشیمانی ایمن میسازد.»9همچنین آن حضرت در فرازی دیگر، عاقبتاندیشی را از ویژگیهای انسانهای مؤمن برمیشمارد: «الْمُؤْمِنون هُمُ الَّذین عَرَفُوا ما اَمامهُم؛ مؤمنان آینده خویش را میشناسند.»10
هر که اول بنگرد پایان کاراندر آخر او نگردد شرمسار
مدیر آیندهنگر به امر مشورت با افراد خیر اندیش بسیار مبادرت میورزد.
ج) صبر و تحمل، لازمه تحول
ایجاد تحول در جامعه با مشکلات و ناهمواریهایی مواجه میشود که تنها با ابزار صبر میتوان بر آن فائق آمد. از این رو خداوند حتی در امور عظیمی نظیر رسالت نبی مکرم اسلام (ص) ایشان را به سلاح بردباری مجهز میسازد؛ آنچنان که خطاب به آن حضرت میفرماید: «ألَمْ نَشْرَح لَکَ صَدرک وَ وَضَعنا عَنکَ وزرک الَّذی أَنقَضَ ظَهْرَک11؛ [ای پیامبر!] آیا سینهات را نگشادیم و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم؟ همان باری که [گویی] پشت تو را شکست.»
علی بن ابی طالب (ع) شرح صدر را از اصلیترین ابزار مدیریت برشمرده و میفرماید: آلةُ الرئاسةِ سعةُ الصَّدر؛ ابزار مدیریت، شرح صدر و گشایش سینه است.»12آن حضرت در فرازی دیگر، انسانهای فاقد ویژگی صبر و تحمل را در اجرای حق عاجز میداند و میفرماید: «مَنْ ضاقَ صدرُهُ لَمْ یَصْبِرْ عَلی اداءِ حقٍّ؛ کسی که سینهاش تنگ باشد، توان انجام حق ندارد.» 13
د)تخصص در امور و شناخت جایگاه اقشار
رسول اکرم (ص) فرمودند: مَنْ عَمِلَ علی غَیرعلمٍ کانَ ما یُفْسِدُ اکْثَرَ مِمّا یُصْلِحُ؛ کسی که بدون آگاهی و دانش کاری انجام دهد، فسادش بیشتر از صلاحش خواهد بود.14مولای متقیان، علی (ع) نیز در سفارش حکیمانه خود به مالک اشتر، میفرماید: «وَ اعْلَمْ انَّ الرَّعِیَةَ طَبَقاتٌ لا یَصلَح بَعْضُها اِلاّ بِبَعْضٍ و لا غِنی بِبَعْضها عَنْ بعضٍ؛ ای مالک! بدان که جامعه تحت نظارت توبه طبقات مختلفی تقسیم شدهاند و کار هیچ گروهی جز با گروه دیگر به کمال نمیرسد و هیچ دستهای از دسته دیگر بینیاز نیست.»15مدیر اسلامی در مسیر هدایت تحول اساسی، از هیچ قشری از اقشار جامعه غافل نمانده و با همیاری تمامی گروهها هدف خود را به سرانجام میرساند.
و) ابهامزدایی از اذهان عمومی
براساس آنچه گفته شد، چه بسا مدیر پس از مشورت، آیندهنگری و با داشتن تخصص کافی و تبیین هدفی والا و پیشه نمودن سعهصدر و تحمل، قدم در عرصه ایجاد تحول نماید، اما این حرکت، از سوی مردم، با مقبولیت مواجه نشده و یا مورد تردید قرار گیرد. در چنین شرایطی بر مدیر لازم است که هرگونه ابهام را از اذهان عمومی بزداید؛ در غیر این صورت پشتوانه مردمی که اساسیترین دلگرمی مدیر است از بین خواهد رفت.
در این باره نیز مولای مؤمنان علی (ع) به مالک سفارش نمودهاند که: وَ إن ظَنَّت الرِعیَّةُ بِکَ حَیفاً فاصحِرْ لَهُمْ بِعذرِکَ و اعْدِل عنکَ ظُنونَهُم باصحارک. فَإِنَّ فی ذلک ریاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ و رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ و إِعْذاراً تَبْلُغُ بِهِ حاجَتَک مِنْ تَقْویمِهِم علی الحق؛ هرگاه مردم حرکتهای تو را گویای خدمت ندانستند و نسبت به تو گمان ستمگری بردند به ابهامزدایی برخیز و با منطق روشن دلیل خود را از انجام آن کار بیان کن و گمانهای آنان را در مورد خود تعدیل و تصحیح نما. زیرا ابهامزدایی علاوه بر این که گامی است در جهت خودسازی و عدالت، نمایانگر دوستی و محبت به رعیت نیز میباشد.
و توجه داشته باش که بیان این گونه عذرها نه تنها لطمه به مدیریت تو نمیزند، بلکه با رفع ابهام و بیان حقیقت، بد گمانیها را از بین میبری و به موفقیتی که خواستاری، میرسی.»16بنابراین، مدیری که در امور مورد تردید فرمانبرداران خود به ابهامزدایی بیتوجهی نشان دهد به مدیریت مستکبرانه با مردم مبتلا شده و هرگز نمیتواند با اقبال عمومی در اهداف خود مواجه باشد.
پینوشت:
1 . بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان، 85/8/18.
2 . بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا، 85/5/29.
3 . ر.ش: پیش نیازهای مدیریت اسلامی، کنفرانسهای آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، مهر 76، ص 286.
4 . کنز الاعمال، ج 6، ص 717، خ 17550.
5 . نگرشی بر مدیریت اسلامی، سیدرضا تقوی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تابستان 1386.
6 . ر.ش: پیش نیازهای مدیریت اسلامی، همان، ص 20.7 . همان، ص 272.8 . همان، ص 273.
9 . مستدرک، ج 2، ص 308.10 . بحار الآنوار، ج 78، ص 25.
11 . سوره انشراح، آیه 1 تا 3.12 . نهج البلاغه، حکمت 176.
13 . بحار الآنوار، ج 78، ص 90.14 . اصول کافی، ج 78، ص 47.
15 . نهج البلاغه، نامه 53،16 . همان.محبوبه ابراهیمی
منبع: ماهنامه فرهنگ پویا شماره4انتهای متن/
02:00 - 3 اردیبهشت 1392