پروفسور لگنهاوزن: ۳ دیدگاه فلسفی در جمع میان جبر و اختیار وجود دارد
چهره ماندگار فلسفه گفت: سه سنت برای جمع کردن جبر با اختیار انسان است، نخست سنت ارسطویی یا مشایی، دوم دیدگاه آمپریسمهای انگلستان و سوم سنت کانتی و در کنار آن سنت هگلی.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، نشست «چالشهای علم جدید برای ادیان» عصر دیروز (دوشنبه 28 بهمن ماه) با حضور پروفسور محمد لگنهاوزن و حسن میانداری از اساتید فلسفه کشور و حجتالاسلام اسماعیل علیخانی عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در این مؤسسه برگزار شد.*همه طبیعت تحت کنترل قانون خداستدر این نشست پروفسور لگنهاوزن درباره بررسی نحوه عملکرد خدا در جهان هستی (Divine action) سخن گفت و توضیح داد: ما همه اعتقاد داریم که علت همه کارها برای خداست، تقریبا 35 سال است که این بحث داغ شده و اصل اشکال هم این است که بسیاری مردم دیگر به این امر اعتقاد ندارند که حوادثی که تبیین علمی دارند، از سوی خداست به طور مثال زلزله کار خدا است یا صفحه تکتونیکی زمین؟وی با اشاره به اینکه همه ادیان ابراهیمی تاکید دارند که خدا، معجزه، وحی پیغمبران، پاسخ به دعا و پیروزی و شکست را خدا به ما می دهد، اظهار داشت: در این راستا تحقیقات زیادی صورت گرفته و کتاب هایی نوشته شده است. بنابراین بسیاری از اینها اعتقاد دارند که خدا در جهان فیزیکی فعال است کاری که الهیات باید انجام دهد همین امر است.
لگنهاوزن در ادامه توضیح داد: در دانشگاه آکسفورد هم یک برنامه جدید ماه گذشته در این رابطه شروع شده است این برنامه سه ساله در موضوع عمل خدایی است نخستین مطلبی که باید در این رابطه انجام داد این است که آیا خدا جهان را آفرید یا خیر؟ البته اگر پاسخ منفی باشد که دیگر بحثی نیست ولی اگر مثبت باشد در نهایت باید به دخالت خدا در حوادث تاریخی برسیم و اینجا باید بپرسیم که آیا کارهای خدا میتواند قوانین طبیعی را لغو کند و این چطور اتفاق میافتد؟وی با اشاره به اینکه عدهای اعتقاد دارند که دخالت خدا در هستی یک علت فرامادی دارد، توضیح داد: عده دیگری میگویند که لازم نیست خدا اینگونه در طبیعت دخالت کند همین روند طبیعی چارچوب خدا را نشان می دهد پاسخ فیلسوفان در این رابطه این است که خدا عمل آزادانه انجام میدهد در عین حال که همه طبیعت تحت کنترل قانون اوست.هاوزن درباره بحث جبر و اختیار انسان گفت: سه سنت برای جمعکردن جبر با اختیار انسان است، نخست سنت ارسطویی یا مشایی، دوم دیدگاه آمپریسمهای انگلستان و سوم سنت کانتی و در کنار آن سنت هگلی. البته هگل تلاش دارد که برخی نقاط کانت را با ارسطو جمع کند.*بازار آشتی علم و دین داغ شده استهمچنین در این نشست حجتالاسلام علیخانی ضمن بیان برخی نکات عنوان کرد: علم و دین تا قرن 16 و 17 از هم جدا نبوده بلکه در کنار هم بودند، اما در اثر کشفیات جدید دنیای غرب علمی به عرصه ظهور رسید تحت عنوان علم تجربی.
این علم مشکلاتی از جمله برخورد بد کلیسا با عالمان را ایجاد کرد و عده ای از آن سوء استفاده کردندوی در ادامه افزود: بنابراین این دغدغه نگرانی جدایی علم و دین ایجاد شد، اما آنچه امروز ما شاهد آن هستیم رویکرد مثبتی در این زمینه است. سؤالات پیش روی مکتب علمی و دینی بدین قرار است: آیا جهان قانونمند است؟ آیا علم نفیکننده دین است؟ آیا در دوران حاکمیت علم، جهتگیری هدفمند برای جهان توجیهپذیر هست و ... .عضو مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران درباره اهمیت رابطه علم و دین گفت: دانشمندان امروز میگویند که علم و دین برای قرن 21 تصمیم میگیرند پس امروز بازار آشتیدادن این دو باز است حتی به علمای این دو حوزه جایزه هم میدهند. نخستین چالشهای باب علم و دین بیشتر جنبه روانشناختی داشته است یعنی وقتی توانایی علم را دیدند عدهای به قول خودمان جوگیر شدند و تصور کردند که حتی میتوانند بهشت را هم بر زمین بیاورند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که به خدا احتیاج ندارند.وی با تأکید بر اینکه از قرن بیستم باز این جریان فروکش کرد و افراد هم در این رابطه عقبنشینی کردند، افزود: بنابراین اینجا بحث آشتی و صلح بین علم و دین ایجاد شد. جهان اسلام در 150 سال اخیر رابطه عمیقی بین علم دین برقرار کرد، عدهای مثل علامه طباطبایی، مهندس بازرگان، شهید صدر، آیتالله مصباح یزدی و نقیب العطاس، سید جمالالدین اسدآبادی و ... در این راستا تلاش کردند.
بنابراین در این وضع دو رویکرد وجود داشت؛ نخست عدهای که میگویند علم و دین با هم سازگار است و عدهای که میگویند راه این دو از هم مجزاست* حوزه اخلاق نیاز به اندیشه و تفکر بیشتری دارددر ادامه این نشست نیز حسن میانداری در زمینه بحث علم و دین عنوان کرد: در راستای این بحث ما کمتر درباره اخلاق کار و تفکر کردیم، خیلی برای ما عجیب نباید باشد چون کاملاً درباره اخلاق کار را کنار گذاشتیم.وی با اشاره به اینکه نظریه تکامل از دهه 1970 به این سمت وارد بحث اخلاق شده است، توضیح داد: بخصوص در تبیین اخلاق انسان نظریاتی ارائه شده است، بر این اساس گاهی فیلسوفان از یک نظریه اخلاقی دفاع کردند. در این زمینهها شاید مباحثی مطرح شود که با نگاه دینی مشکل دارد، یعنی همین تبیین اخلاق و استفاده از آن در بحث اخلاق ممکن است در نگاه دینی خوب نباشد.میانداری با تأکید بر اینکه زیستشناسان ما هم حتی در زمینه تکامل از اخلاق استفاده نکردند، بنابراین مشکل در این راستا مضاعف میشود، افزود: البته مسیحیان در این زمینه مقالات زیادی دارند و کتابهایی نوشتهاند. برای این بحث من ابتدا آراء یک مسیحی را مطرح کنم که سعی کردم نظریاتش را به سه دسته تقسیم کنم. نخست نظریه فلسفه اخلاقی، دوم تبیین نظریه اخلاقی و سوم استفاده از این مبانی برای ارائه یک نظریه اخلاقی و نقد نظریات دیگر اخلاقی.
وی در ادامه توضیح داد: فلسفه اخلاق این فیلسوف مسیحی سه بنیان دارد؛ نخست طبیعت انسان مبنای اخلاق است، دوم الهیات که مشخص میکند در این زمینه کدام یک خیر اصلی انسان است و سوم خیری هم فراتر از این خیر طبیعی برای انسان است این فیلسوف میگوید من به روح اعتقاد دارم انسان علاوه بر جسم، دارای روح معنوی هم دارد همچنین هم امور شناختی و هم آزادی با درجات پایین تر در جانوران هم هست علم نشان میدهد اینها با درجات پایینتر در بین دیگر موجودات است.انتهای پیام/ک.
09:20 - 29 بهمن 1392