دختر بودن غیرت میخواهد؛ غیرتی از جنس دین
این روزها که همه میخواهند تا دختر را ابزاری برای تبلیغ نمادهای شیطانی قرار دهند، دختربودن غیرتی از جنس دین و آگاهی و میخواهد تا بتوانی غیرتمندانه مادر فردا باشی.
به گزارش خبرگزاری فارس از قروه، میگویند دختر همراه با لبخند خدا زاده شد تا لطافتی که در این لبخند ملکوتی بود همنشین همیشه، دخترکانی باشد که زمانی مایه ننگ به شمار میرفتند و جاهلیت مسموم میخواست تا از این لبخند دلنشین، عنصری تباه کننده بسازد.
زمانی که خدا لبخند زد، دختر زاده شد تا نعمت خانه پدر و مادرش شود، دختر مسلمان برکتی است که دشمنان میخواهند، او را نماد قهقهه شیطان کنند.
وقتی دختر بودن یعنی همزاد بودن با لبخند خدا پس یقینا دختر بودن یعنی رسیدن به آخرین نردبان تکامل که الگو و اسوه باشد نه تنها برای زنان بلکه هم برای زنان و هم برای مردان دنیا و من میخواهم برای همه الگو باشد.
وقتی که مکتب اسلام نامهایی همچون ریحانه بهشتی را که مایه بالندگی است به نام دختر رقم میزند، ریحانه بودن را باید با تمام وجود درک کرد و نگذاشت که چشمان بیحیای دریدهای بدرقهگر رفتار و کرداری باشد که باید اسوه حیا و عفت باشد.
بیشک آنچه که زن مسلمان را از دیگر زنان متمایز میکند، حجاب و عفافی است که در پوشش آن میتواند راه بالندگی را طی کند و نگذارد که این حیا و عفت کمرنگ شود و آلت دست، سبک سران و بی دینانی شود که میخواهند از دین اسلام پوستهای ظاهری بماند.
جایگاه و ارزش دختر مسلمان در نزد مکتب اسلام آنچنان برجسته است که در زمانهای که جاهلیت عرب، دختران خویش را با شرمساری از داشتنشان، زنده به گور میکردند و آنان را مایه ننگ خود میدانستند، بزرگ مرد مکتب اسلام با بوسه بر دستان دختر خود به همه آموخت که دختر رحمت است و مایه برکت الهی.
امروز هم جاهلیت مدرن درصدد آن است تا جلوههای لبخند خدا را گرفتار قهقههای شیطانی خود کند، و به همین دلیل گاهی با روسریهای چندسانتی، گاه با ساپورت، زمانی با رنگ و لعاب چهرههای دختران معصوم را بزک میکند و لباسهای دخترانه را آنقدر تنگ و کوتاه میکند تا لبخند خدایی بر رخسار آنان کمرنگ شود و راه خدایی شدن را گم کند و در عوض ابلیسی شدن را در شبکههایی که به نام «من و تو » فعالیت میکنند تا خودشان را «ما» ببینند و به نان و نوایی برسند، راحت آموزش میدهند.
این روزها دختران شهرم در انظار عمومی سوار بر دوچرخه جولان میدهند و نگاههای دریده، راه را برای هنجارشکنی میگشاید، شاید نبود مکانی اختصاصی برای دوچرخهسواری دختران یا سایر رشتههای ورزشی بهانه مناسبی برای فرار از واقعیت باشد، اما واقعیت را باید در رفتار دخت نبی مکرم اسلام بجوییم که خود را از نگاه نابینای نامحرم هم دور کرد.
قهقهه شیطان به گوش میرسد، کمی که خوب گوش کنی میبینی که چشمها و گوشها را بستهاند تا رسالت دختر بودن بر زمین بماند و مادری نسل فردا در ابهام اما و اگر باقی بماند، رسالتی که شیطان مجری آن است و من و تو چشم بسته، چشم به صفحهای دوختهایم که بی من و تو تنها به فکر خود است تا مبادا حجاب من و تو و عفاف من و تو کار و بار او را از سکه بیاندازد و در این راه فاصلهای عمیق بین دختران و مادران انداخته است تا در ابهام دنیای مادران و دخترانی که از غرب گرتهبرداری کرده است، بگوید در عرصه جنگ نرم، قافیه را برده است.
آنانی که روزی به زور کلاه بر سر مادر بزرگهای ما گذاشتند تا روسری را بردارند امروز بدون هیچ رضاخانی و بدون هیچ قلدر و قلدرمابی، میخواهند دختران سرزمینم را در گردابی به نام بیحجابی و بدحجابی غرق کنند و تنها سدی که میتواند مردانه در برابر آنان بایستد حجابی است که گوهر زن به شمار میرود و غیرتی مردانه که همه دختران مسلمان آراسته به آن هستند..
کافی است بخواهند تا دوباره جلوه ملکوتی لبخند خدا شوند و به دور از هر تبلیغ مسمومی راهی را برگزینند که فاطمه معصومه (س) برگزید و بارگاهش امروز جای صحن و سرای نداشته مادرش، حضرت زهرای اطهر (س) را پر کرده است.
دختری که مریم اهل بیت شد و با عصمت و کرامت، لقب زیبای معصومه مفتخر شد که در کنار نامیترین نامهای جهان، یعنی فاطمه قرار گیرد و دخت حضرت موسی ابن کاظم(ع)، بشود از دنیا بریده معصوم.
باید دوباره به خود آمد و جلوه خدایی بودن را برگزید، باید چهره را از رنگ شست و به عفت آراست، خدا منتظر است تا بار دیگر، جلوههای لبخند خود را در زمین ببیند و منتظر واقعی نیز بیشتر از هر زمان دیگری ندای «العجل» در صحرای غربت سر داده است، غیرت فاطمی و معصومی را باید بار دیگر تجلی بخشید .
یاد من و تو و همه دختران این مروز و بوم که نه، همه آنانی که شهادتین گفتهایم باشد، دختر بودن یعنی رسالت مادری نسل فردا، پس بیایید نگذاریم آیندگان بگویند کاش به جای دختران عصر جاهلیت عرب، دختران عصر جاهلیت مدرن زنده به گور میشدند.
انتهای پیام/79009/ج40/ژ1001
16:21 - 25 مرداد 1394