در جبهههای ما همه چیز بوی خدا میداد/بوی خون و باروت در شامگاه 31 شهریور
در جبهههای ما همه چیز بوی خدا میداد، نوای جانفزای دعا و تضرع همراه چراغهایی که در قرارگاه یلان صفشکن شب هنگام سوسو میزد و تا عمق دل خاکیان نفوذ میکرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از خوزستان، کجایند مقتلنویسان که مقتلنویسند، کجایند نگارندگان لحظهها در حافظه دوربین تا که فیلم بگیرند و کجایند وقایعنگاران که بنگارند داستان مظلومیت رزمندگان ما را آن روز که چکمهپوشان مست بعثی گامهای منحوسشان را بر سینه بیآلایش و گرم خوزستان گذاشتند.درندگان خونآشامی که در ارتفاعات غرب و کرانههای اروند با هجوم خود قصد تجاوز به این خاک مقدس را داشتند و فریاد خندههایشان گوش فلک را کر میکرد.مقاومت رزمندگانی که جوشش خون بود و رویش شقایقهای سیلی خورده از طوفان تجاوز که قد علم با دیو مهیب و هولناک به ستیز بر میخواستند و لشکر خصم غرق در پولاد را مدافعان و رزمندگان بسیجی بعد از مقاومت بینظیر خرمشهر مجبور به تسلیم میکردند.مهران، دهلران و دیگر مناطق غرب پامال ستم به ناگه با فوج فوج بسیجیِ با نوای نینوا و هوای کربلا در حالی که میسرودند «ای یاران باید ولی را یاوری کرد» روبرو شد و در زیباترین صحنههای حماسه و ایثار، وطندوستی و فداکاری را به تصویر کشیدند و در این میان امام عارفان بود که دم مسیحائیش گرمابخش نبرد نابرابر میشد.در جبهههای ما همه چیز بوی خدا میداد، نوای جانفزای دعا و تضرع همراه چراغهایی که در قرارگاه یلان صفشکن، شب هنگام سوسو میزد و تا عمق دل خاکیان نفوذ میکرد، خیمههای بیشمار مردان مرد زینت صحرای برهوت بود.
به راستی که جوانان این دیار مردانه جنگیدند و مظلومیتشان را تا همیشه در تاریخ به ثبت رساندند و آن شهید چه نیکو گفت: «قلمت بشکند ای تاریخنویس اگر ننویسی که فرزندان خمینی را چگونه کشتند» و اینک هربار در شامگاه 31 شهریور ناخودآگاه به یاد می آوریم بوی باروت و خون را که بر مشام جان مینشیند، هلهله از کران تا کران بر وجود عاشقان بر میخیزد و پیکر غرق در خون عزیزان رزمنده در جلو چشم مجسم میشوداکنون مائیم امانتدار خون مظلومان و مسئولان ما پاسدار ارزشها، مبادا پا بگذاریم روی لالهها.====================یادداشت: حمید اورکی====================انتهای پیام/72026/ذ30/پو3002.
13:06 - 2 مهر 1394