انتظاری که 23 سال به‌ طول انجامید / ما با آمریکا 3 شرط داریم

ما تا سال 1384 منتظر ماندیم تا خبری از او به ما برسد ولی وقتی که آمریکا عراق را اشغال کرد که منجر به آزادسازی همه اسرا از زندان‌ها شد، دیگر مطمئن شدیم علیرضا مفقودالجسد شده‌است.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، تبیین و شناساندن فرهنگ ایثار و شهادت از مکانیزم‌های دفاعی اسلام برای تسلیح جامعه در برابر هجوم فرهنگ‌های غیرخودی است، ایثارگری و شهادت‌طلبی نقش به‌سزایی در حفظ دین و ارزش‌های آن و استقلال کشور ایفا می‌کند؛ ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و تلاش برای احیای آن به‌منظور مقابله با تهاجم فرهنگی، موضوعی است که نیازمند بررسی ابعاد مختلف آن است.ایجاد کردن و سپس توسعه یک فرهنگ در میان یک جامعه، فعالیتی تدریجی و زمان‎بر است، البته بعضی از حوادث تاریخ در ایجاد و گسترش یک فرهنگ نقش تسریع‌کننده‎ای دارند، مثلاً درباره توسعه و گسترش شهادت در جوامع، حوادث بزرگی در زمان معاصر، پدیده انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره) و سپس جنگ تحمیلی و دفاع مقدس 8 ساله، در رشد و تسریع و گسترش فرهنگ شهادت در میان دیگر جوامع نیز نقش داشته‎اند اما برای تداوم و گسترش این فرهنگ در زمان کنونی خبرگزاری فارس در استان مازندران به‌عنوان یکی از رسانه‌های ارزشی و متعهد به آرمان‌های انقلاب اسلامی‌ در سلسله گزارش‌هایی در حوزه دفاع مقدس و به‌ویژه تاریخ شفاهی جنگ، احساس مسئولیت کرده و در این استان پای صحبت‌ها و خاطرات رزمندگان و خانواده‌های شهدا نشسته و مشروح گفته‌های آنها را در اختیار مخاطبان قرار داده که در ادامه بخش دیگری از این یادگاری‌ها از نظرتان می‌گذرد.
* انتظار 23 سالهمحمدرضا رودگر برادر شهید علیرضا رودگر می‌گوید: شهید علیرضا در سال 1341 متولد شد، 10 سال از من بزرگ‌تر بود، او فردی متدین، باتقوا، خوش‌اخلاق و خوش‌رو بود، هیچ گاه خنده از لبانش محو نمی‌شدنوع رفتار و برخوردش زبانزد عام و خاص بود، اگر کسی سر به سرش می‌گذاشت با روی خوش جوابش را می‌داد، تحصیلاتش را تا سوم دبیرستان در رشته اقتصاد ادامه داد، وقتی که خواست به سال چهارم دبیرستان برود به بسیج رفت و ثبت نام کرد تا عازم جبهه بشود، و در نامه‌ای به پدرم نوشت که کتاب‌هایم را برایم بفرستید چون می‌خواهم آنجا ادامه تحصیل بدهم و دیپلمم را بگیرم.به تحصیل خیلی اهمیت می‌داد، حتی در نامه‌ای برایم نوشت که محمدرضا! تا جایی که می‌توانی تحصیلاتت را ادامه بده تا فرد مفیدی برای جامعه شوی.شهید علیرضا هم خطاط خوبی بود و هم نقاش ماهری، در مدرسه همیشه عکس شهید مطهری، رجایی و شهدای دیگر را می‌کشید، حتی شعارهایی که با دستان خودش خطاطی کرد هنوز بر روی برخی از دیوارهای خیابان منطقه‌مان به یادگار مانده است.او همچنین در قسمت تبلیغات سپاه نور نیز فعالیت داشت، در برپایی دعاهای توسل و کمیل در مساجد پیش‌قدم بود، در شب‌های زمستان به منطقه‌های کوهستانی که پوشیده از برف بود، عده‌ای از بچه‌های مذهبی و انقلابی را جمع می‌کرد و برای مردم آن منطقه فیلم‌های جبهه و جنگ را با دستگاه آپارات به نمایش می‌گذاشت.فعالیت‌های انقلابی او نشأت‌گرفته از برادر بزرگ‌ترم که روحانی است، بود، در کل خانواده ما در آن زمان مذهبی و انقلابی بود و الان هم نیز است.
او به همراه برادرم در تمامی تظاهرات‌ها و راهپیمایی‌هایی که در شهر آمل تشکیل می‌شد، شرکت می‌کرد، او عاشق واقعی امام بود، هر وقت صدا و تصویر امام خمینی را از تلویزیون می‌دید و هر گاه که امام لب به سخن می‌گشود، می‌گفت: جان! جان!از آنجایی که خانواده ما یک خانواده مذهبی و انقلابی بود، دوست داشتند همه چیزشان را وقف اسلام و انقلاب کنند، حتی مادر خدابیامرزم زن‌های روستا را در خانه‌مان جمع می‌کرد و برای جبهه کمپوت سیب و به درست می‌کرد، یادم می‌آید یک بار سه نیسان مربا از روستای ما به جبهه اهدا شدشهید علیرضا دو ماه از عقدش نگذشته بود که به جبهه اعزام شد، بعد از 45 روز باید به مرخصی 15 روزه که به همه نیروها داده می‌شد، می‌آمد.سردار علیجان میرشکار آن زمان فرمانده گردان مالک اشتر لشکر ویژه 25 کربلا بود، به او گفت: «رودگر! برو مرخصی.» از آنجایی که دو سه روز دیگر عملیات بود او قبول نکرد، گفت من باید در این عملیات شرکت کنم.سردار میرشکار وقتی اصرار او را دید، موافقت کرد، که شهادتش مصادف شده بود به حضورش در آن عملیات، شهید علیرضا در عملیات نصر چهار در سال 1366 در منطقه ماووت عراق مفقودالاثر شد.او پیک گردان مالک اشتر لشکر ویژه 25 کربلا بود که بر اثر رفتن بر روی مین ضدنفر مچ پایش قطع شد، آقای نام‌نژاد از فرماندهان این گردان وقتی که دید او مجروح شد با چفیه پایش را بست و به کمک دوستان علیرضا او را به یک کانالی که در آن حوالی بود انتقال دادند.
در آن کانال 5 ـ 6 مجروح دیگر هم بودند که از ناحیه پا و کمر جراحت عمیقی داشتند، عراقی‌ها در آن منطقه پاتک سنگینی زده بودند، حدوداً 7 ساعت طول کشید تا نیروهای ما آنجا را بازپس بگیرندسردار میرشکار می‌گفت وقتی درگیری‌ها آرام شد به بچه‌ها مأموریت دادم تا علیرضا و مجروحان دیگر را به عقب بیاورند، وقتی که نیروها برای آوردن مجروحان رفتند، تعدادی از آنها شهید شده بودند و برادرم در بین آنها نبود.بنابراین اعلام کردند که او مفقودالاثر شده است و ما تا سال 1384 منتظر ماندیم تا خبری از او به ما برسد ولی وقتی که آمریکا عراق را اشغال کرد که منجر به آزادسازی همه اسرا از زندان‌ها شد، دیگر مطمئن شدیم علیرضا مفقودالجسد شده است و ما بعد از شنیدن این خبر لباس‌هایش را تشییع کردیم.به گزارش فارس، شهید علیرضا رودگر فرزند محمدعلی متولد یکم اردیبهشت 1366 شهرستان نور، در 28 تیر 1361 در شلمچه جام شهادت را سرکشید.* قسمتی از وصیت‌نامهدر شکوه شهید و شهادت بحمدالله نوشتارهاى بسیار ارزنده‏اى در دست است، به‌ویژه اکنون که گل سرخ باغ‏هاى تمامى شهرها و روستاهاى ماست و همه دشت‏هاى ما لاله خون شهیدان را مى‏رویاند و همه کوه‏ها شقایق قلب شهیدان را مى‏نمایاند و بوى عطر خون شهیدان در حجم تمامى ذهن‏ها مى‏وزد و موج پاک نام شهیدان بر هر شى‏ نشان دارد.
اما آنچه تاکنون بیشتر به آن توجه شده‌است، تأثیرگذارى خون شهید و یا اثربخشى حماسه شکوهمند اوست ولى پیگیرى کیفیت متعالى و بسیار ارزشمند و شگفتى که در زندگى شهیدان رقم مى‏خورد و یا در حقیقت آن موازین و معیارهایى که از یک انسان معمولى و بسیار عادى یک عظمت پرصلابت و پرجذبه - یک شهید - مى‏سازد کمتر شناخته شده است لذا مى‏بینیم وقتى یک برادر در هر لباسى که هست جانش را در راه خدا داد و وقتى بدن بدون روح او به شهرستان مى‏رسد آنجا را متحول مى‏کند، به‌یاد سخن دیگر بزرگ استاد اسلام «شهید مطهرى» مى‏افتم که شهید شمع محفل تاریخ استبه راستى که شهید شمعى روشن است که قطره قطره ذوب می‌گردد و از بین می‌رود ولى اجتماعى را روشن می‌کند.مطالب بالا اختصارى از عظمت شهید بود و به همین دلیل من هم این راه را اگر خدا قابل بداند انتخاب کردم چون فلاح و رستگارى در شهادت است رفتن به سوى دوست و براى دوست اما چند وصیت دارم که به‌ عنوان تذکر بیان می‌‏کنم، امیدوارم که همه برادران پذیرا باشند.1- سعى کنید تمامى کارهاى شما براى خدا باشد والّا آن شرک است، همه برادران که مسئولیت کارى را قبول می‌کنند اول ببینند که آیا می‌‏توانند رسالت انبیاء را در آن مسئولیت تداوم بخشند یا خیر؟ اگر نمی‌‏توانند هرگز نپذیرند.
 2- برادران و خواهران هرگز خیال نکنند اگر جنگ با عراق ان‌شاءالله اگر با شکست عراق تمام شد ما دیگر مشکل نداریم، بدانند که ما با آمریکا و همه ابرقدرت‏‌ها سه شرط داریم: 1) اینکه ما باید انقلاب را صادر کنیم، یعنى ایدئولوژى خود را به جهانیان تفهیم کنیم 2) هر جامعه مظلومى فریاد کمک بزند حتماً او را یارى دهیم. 3) اینکه این غده سرطانى را از بدن جهان گرفته و نابود سازیم ـ یعنى اسرائیل را ـ آیا این شرط‌ها را آمریکا می‌پذیرد؟ مسلماً خیر، پس آماده شویم براى یک مبارزه طولانى تا نابودى ظلم و ظالم در دنیا.3- برادرانى که در کارهاى تولیدى کار می‌‏کنند خدا را درنظر بگیرند و کار کنند که مسئول هستند.4- برادران انجمن‏‌هاى اسلامى ارشاد بکنند ولى شما را به خدا سوگند می‌دهم که دخالت نکنید، سعى کنید همه چیز روال قانونى خود را از دست ندهد، برادران عزیز! هرگونه شاخه‏‌هاى انحرافى خود را حرس کنید، چون تا تزکیه نباشد انسان به اوج آدمیت نخواهد رسید.5- برادران انجمن اسلامى شهید آیت‏‌الله دستغیب! اعلام می‌‏دارم گرچه شفاهاً خدمت‏‌تان عرض کردم ولى باز هم تکرار می‌کنم، در انجمن اسلامى فقط جهت رضاى خداوند بزرگ فعالیت کنید و لاغیر.6- اى مسلمانان! امام را همیشه دعا کنید و پیرو فرمانش باشید چون نافرمانى از خداوند است.خداوندا! به ملت ما نصرت عطا بفرما، خداوندا! امام ما را، این قلب تپنده امت اسلامى را در پناه خودت محفوظ بفرما، بار خدایا! ما گناهان زیادى مرتکب شدیم ولى تو بزرگ‏‌تر از آنى که در تصور ما بگنجد.
بارالها! ما را از گناهان، پاک بگردانانتهای پیام/86029/ش40/ث3001.
رودگر
00:05 - 16 اسفند 1394

1 بازنشر
11 بازدید



1 پاسخ