چای خوردن در پارک ساحلی و مورد عجیب شیخ‌الاسلام/وقتی آذری‌ها با یک فیلم مادرانه ایرانی گریه می‌کنند

در سراسر سفر، برکت دیدار یک ایرانی غیور از آذربایجان حس می‌شد و جای یکی در جمع خالی بود. اولی حضرت آیت الله نوری همدانی که در سفر پارسال به این کشور منشا اثرات و برکات جدی شده بود و دیگری حجت‌الاسلام اجاق‌نژاد نماینده ولی فقیه در جمهوری آذربایجان.
خبرگزاری فارس- مهدی نوری: در قسمت قبل این تک‌نگاری به قصر شیخ‌الاسلام قفقاز رسیدیم. جایی عجیب و غریب و یک سبک زندگی منحصر بفرد. این دیدار دیپلماتیک در دومین روز این سفر انجام شد و حالا بخش سوم و پایانی این گزارش را در ادامه می‌خوانید:یکی از آذربایجانی‌هایی که در این دیدار زحمت ترجمه فارسی‌ را گاهی انجام می‌داد، موقع ناهار برایم گفت: در کل آذربایجان حدود 600 رستوران و غذاخوری هست که در خیلی‌هاشان غذا خورده‌ام ولی هیچ کدام از آن‌ها مثل قصر شیخ نیست. آشپزخانه شیخ توسط آشپزی انتخاب شده از میان 5 سرآشپز بزرگ این کشور اداره می‌شود و غذا اصلا رستورانی نیست. خانگی و بهتر بگویم قصری است.او در قصرش با اهالی خانواده‌اش زندگی می‌کند و خلاصه یک مورد کاملا قابل مطالعه در روحانیت شیعه است.*پارک ساحلی یا ایستگاه بررسی اقدام دیپلمات‌هاجمعه عصر ساعت 17:30 دیدار با رئیس اقلیت‌های دینی دیدار با  مشاور رئیس جمهور آذربایجان در امور اقلیت‌های دینی آذربایجان آقای کمال عبدالله اف در کاخ ریاست جمهوری برگزار شد.دیدار در ساختمان مرکزی ریاست جمهوری آذربایجان با مشاور رئیس جمهوردیداری که پر بود از حرف‌های اساسی. از جمله توافق برای برنامه‌ریزی همایش گفت‌وگوی علمای ادیان و مذاهب ایران و آذربایجان برگزار بشود.
در دیدار از حجت الاسلام یونسی معاون رئیس جمهور در امور اقلیت‌های دینی هم ذکر خیری شد و بنا به حضور آقای عبدالله اف در ایران شد و آخر سر هدایایی در حد چند جلد کتاب از سوی طرف آذری و یک میناکاری ایرانی از سوی طرف آذربایجانی رد و بدل شدبعد از این دیدار دوباره به همان جای قبلی در پارک ساحلی رفتیم. کمی قدم زدیم و گروه دیپلماسی ایرانی مقادیری به ارزیابی دیدارها و نکات مطرح شده و از همه مهم‌تر روش ارایه بحث‌ها پرداختند. پارک ساحلی جای زیبایی بود. نه که فکر کنید خبری از فسق و فجور باشد و محل آفتاب و مهتاب گرفتن خلایق. یک محیط کاملا شهری سالم و خانوادگی. ساحل عیاشی این شهر، چند کیلومتر بیرون از شهر قرار دارد. یکی از همراهان که پیر سفر و اقامت در کشورها مختلف و آدم دنیا دیده‌ای بود می‌گفت در هیچ شهر ساحلی در کشورهای خارجی فضای شهری آلوده به مطامع بدنی و شهوت‌نمایی نیست و عیاش‌ها جایی مخصوص به خود بیرون از محیط‌های رسمی شهر دارند.جلسات پارک ساحلی جایی برای هماهنگی بیشتر بین جلسات و اندکی استراحت به صرف چای*دیدار با دو بانوی سینماگر ایرانی و یک انتخاب عالیساعت 8 شب دومین روز سفر ما را به رستوران صدف بردند. میزبان این ضیافت هم آقای مبارز قربانلی است که معاون و جانشینش آقای گوندوز روبه روی گروه ایرانی می‌نشیند. در شام امشب خانم‌ها نرگس آبیار نویسنده و کارگردان و گلاره عباسی بازیگر سینما و تلویزیون هم دعوت شده‌اند.
این دو برای افتتاحیه روزهای فیلم ایران در آذربایجان و به خاطر فیلم ماندگار «شیار 143» به دعوت سازمان فرهنگ و ارتباطات به باکو آمده‌اندبه نظرم یکی از بهترین انتخاب‌های این روزها، همین فیلم «شیار 143» است. آذربایجان هم مثل ایران در طول تاریخ حداقل سه جنگ بزرگ را تجربه کرده است وهم اکنون هم زخم خورده جنگ قره باغ است. مادر شهید دارد و انتظار مادران چشم‌براه را می‌فهمد. و چقدر خوب بود ترکیب دو بانوی محجوب ایرانی در این رخداد فرهنگی و هنری. کسانی که بعدتر هم در چند باری که دیدم‌شان نمایندگان خوبی از ایران در جمع مردم و هنرمندان این کشور محسوب می‌شدند.نرگس آبیار و گلاره عباسی مقابل سینما غزالی باکودر هنر انتخاب‌گری فیلم‌های ایرانی هم خاطره ابراهیمی ترکمان جالب بود که گفت در یکی از کشورهای اروپایی که فیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی را نمایش دادیم بعد از اکران فیلم، زن‌ها جمع شدند و اعتراضات تندی داشتند که چرا دختر فیلم (با بازی باران کوثری) نامزدش را کشت؟ این توهین به عشق است!این یعنی اینکه هر فیلم صحیح و سلامتی هم حتی، مناسب نمایش در هر کشوری نیست. چه برسد به اینکه در همین هفته و روزهای فیلم سازمان دیپلماسی فرهنگی ما در گذشته، فیلم‌های ضدایرانی و سیاه‌نما به نمایش درآمدند. اقدامی که به نظر می‌رسد با فیلم‌های انتخاب شده روزهای سینما در آذربایجان حساب و کتاب بهتری داشته‌اند. فیلم‌ها عبارت بودند از: یه حبه قند، امروز، شیار 143 و حوض نقاشی.
آبیار سر میز شام مقداری از پرونده کاری‌اش و دغدغه‌های آینده‌اش در سینما سخن گفت از مشکلات تولید و ساخت تا موفقیت‌های پی در پی در جشنواره‌ها و فستیوال‌های مختلف.او از اینکه به همراه دوست و بازیگر مورد علاقه‌اش که با هم سابقه همکاری مکرر دارند به آذربایجان داشته‌اند خوشحال بود و این را اولین تجربه شرکت در مراسم روزهای فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات دانست.روز سوم*ترکان پارسی‌گو بخشندگان عمرندسومین روز سفر به آذربایجان مخصوص رایزنی فرهنگی ما است. رایزن فرهنگی ما در این کشور دکتر ابراهمی نائید، جانبازی باصفا و کاربلد است. در دیدارهای مختلف با شخصیت‌های آذری معلوم بود که او را خوب می‌شناسند. آذری را مسلط و روان صحبت می‌کرد. فنون مذاکره و رایزنی که به رگ‌زنی بی‌شباهت نیست را خوب می‌داند.آن طور که برنامه‌ریزی شده بود شنبه ظهر مراسم بزرگداشت روز فردوسی و آغاز روزهای فیلم مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و تقدیر از برگزیدگان پنجمین المپیاد زبان و ادبیات فارسی برپا شد.در این مراسم که با شرکت جمع جالب توجهی از مردم آذربایجان و ایرانی‌های مقیم برگزار شده بود آقای مهدی کاظم‌لی استاد دانشگاه در زبان فارسی، عیسی حبیب بیک‌لی معاون اول فرهنگستان علوم و نماینده مجلس ملی، تیمور کریم‌لی رئیس انستیتو ادبیات و ابوذر ابراهیمی ترکمان و سیدابراهیم ابراهیمی نائید رایزن فرهنگی سخنرانی کردند.
این حجم چند صد نفری در کشوری آذری‌زبان دور هم جمع شده بودند تا از زبان فارسی و پیامبر کلماتش فردوسی طوسی سخن بگویند و بشنوند و فیلم ایرانی ببینندتنوع حجاب شرکت‌کنندگان در روز بزرگداشت فردوسی در محل رایزنی فرهنگی ایرانمراسم روز بزرگداشت فردوسی و جشن فارغ التحصیلی زبان آموزان فارسیبعد از این مراسم «روزهای سینمای ایران» در آذربایجان با اکران فیلم «شیار 143 » و با حضور خانم آبیار و خانم عباسی در سینما غزالی که قدیم‌ترین و معروف‌ترین سینمای باکوست افتتاح شد. آقای مبارز قربانلی رئیس کمیته امور دینی که میزبان این سفر بود خودش با خانواده در سالن حاضر شد و در کنار مقامات ایرانی به تماشای فیلم نشست.یک سالن هزار نفری پر از جمعیت که مورد توجه اصحاب رسانه و شبکه‌های آذربایجانی قرار گرفته بود. نمایندگان هنری ایران در ابتدای مراسم از سوی خبرنگاران به سوالات متعدد پاسخ دادند و شبکه ملی آذربایجان و دیگر شبکه‌های تلویزیونی پوشش مناسبی به این رخداد نشان دادند.نرگس آبیار کارگردان و گلاره عباسی بازیگر فیلم سینمایی شیار 143 در میان خبرنگارانجالب اینجا بود که رایزنی فرهنگی ایران در آذربایجان فیلم‌های این روزها را به آذری دوبله کرده است. دوبله‌ای استودیویی و حرفه‌ای که وقتی نرگس آبیار کارگردان سختگیر فیلم شیار 143 آن را تماشا کرد از کیفیت آن راضی بود. صداها بر روی حرکات صورت سینک شده و خوش نشسته بودند و لحن‌ها خیلی خوب حفظ شده بود.
در میانه فیلم که آبیار برای مصاحبه به بیرون سالن دعوت شد مردی بلندقد خودش را به او معرفی کرد و پرسید از دوبله راضی بودین؟! و آبیار که فهمیده بود احتمالا کار همین هاست پرسید زحمت شماست؟ و چقدر خوشحال شد و تشکر کرد آبیار پرسید کار را دوست داشتین؟ آن مرد بلندقد که اسمش هم نپرسیده ماند گفت اینقدر دوستش داشتیم که گاهی کار را قطع می‌کردیم و گریه می‌کردیم.و این گریه کردن موقع نمایش شیار 143 را همه آن‌ها که فیلم را دیده‌اند می‌دانند چیست. یادشان می‌آید کجاهاست! قربانلی و وزیر فرهنگ دستمال دستشان بود و اشک می‌ریختند. بعد از اکران فیلم‌ هم از کارگردان و بازیگر آن بسیار ستایش و تحسین کردند. فیلم در نسخه دی وی دی هم برای نمایش خانگی آماده شده بود و به نظرم بعد از پخش از شبکه‌های تلویزیونی‌شان بازخوردهای گسترده‌تری در سطح این کشور خواهد داشت. چقدر نیرو و امکانات برای دیپلماسی عمومی که مخاطبش مردم یک کشورند باید بسیج می‌شد تا این حجم از پیام به آن سامان منتقل شود؟*خنکای سایه ‌ی مرجعی و جای خالی مردیدر سراسر سفر، برکت دیدار یک ایرانی غیور از آذربایجان حس می‌شد و جای یکی در میان جمع خالی بود. اولی حضرت آیت الله نوری همدانی بود که در سفر سال گذشته خود به این کشور منشا اثرات و برکات جدی شده بود و دیگری حجت‌الاسلام اجاق‌نژاد نماینده ولی فقیه در جمهوری آذربایجان.کسی که در سخنرانی شب‌های احیای رمضانش جمعیتی چند هزار نفری می‌آیند و ضریب نفوذ عجیبی بین مردم آذربایجان دارد. یکبار که در ماشین رادیو روشن بود.
یک‌باره انگار کانالش عوض شد صدایی جا افتاده در حال سخنرانی بود. همراه من که خود آذری است می‌گوید این صدای آقای اجاق نژاد است. از دستگاه پخش ماشین‌های اطرف می‌آید. دارند با فلش در ماشین گوش می‌کنند. این سخنرانی‌ها طرفداران زیادی دارد. او برای درمان پسرش در ایران به سر می‌برد.ماجرا این سفر روز یکشنبه با برنامه‌ای سبک‌تری ادامه پیدا کرد و یک دو دیدار دیگر از نقاطی در شهر باکو و آشنایی با مفاخر و مظاهر آن گذشت.این سفر کوتاه و فشرده تمام شد. سفری که صاحب این قلم اجازه فعالیت خبرنگاری نداشت و دست گرفتن ضبط صوت(رکوردر) هم حساسیت‌برانگیز شد. سفری که بسیار بیشتر از آنچه از آن نوشته شد، ناگفته ماند. سفری که در نوشتن جزئیات برکات و دستاوردهایش، خوف تخریب و کور شدن جاده‌ی باز شده بسیار تا بسیار بود و هست.سفر هیات دیپلماسی فرهنگی ایران به آذربایجان از نیمه شب چهارشنبه 22/2/95 آغاز و نیمه یک شنبه 26/2/95 به پایان رسید. ولله الحمد.انتهای پیام/ن.
آذربایجان
00:10 - 6 خرداد 1395

3 بازنشر
1 بازدید



1 پاسخ