دستان کوچک فرزندان شهدای خان‌طومان ملتمس دعای توست یا رقیه...

فرزندان شهدای مدافع حرم از چندی پیش که داعش خون‌خوار و سگ صفت وارد حریم آل‌الله شده است همانند رقیه(س) کربلا بی‌پدر شده‌اند و حال و روزشان کمتر از سه ساله حسین(ع) نیست....
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان بابل، 52 روز از پرپر شدن 13 جوانمرد مازندرانی در خان‌طومان سوریه می‌گذرد؛ ستارگانی که هنوز پیکرشان به وطن بازنگشته و دیدگان و دستان پرمهر بسیاری از کودکان چشم‌به‌راه برگشت پدر هست... پدرانی که جان با ارزش خود را فدای حرمی کردند که به بانوی عشیره عقیله معروف است و زبانزد...فرزندان شهدای مدافع حرم از چندی پیش که داعش خون‌خوار و سگ صفت وارد حریم آل‌الله شده است همانند رقیه(س) کربلا بی‌پدر شده‌اند و حال و روزشان کمتر از سه ساله حسین(ع) نیست....در ذیل دل‌نوشته‌ای را می‌خوانید که در وصف حال فرزندان شهدای خان‌طومان به رشته تحریر در آمده است:- پدرم داشت می‌رفت- با همان نگاه مهربان و دلنشین- دستش رو گرفتم- گفتم:- بابا! میشه نری؟-روز معلم مدرسه ما می‌خوان جشن بگیرن همه بابا مامانا هستن؛ میشه بمونی، باهام بیای؟- پدرم نگاه مهربونش رو بهم دوخت و یه بوسه به پیشونیم انداخت و برگشت.- برگشت کنارم نشست و همین‌جور که با دستای مهربونش موهامو نوازش می‌کردبهم گفت:- رقیه جان! تو اینجا مامان کنارته و داداشت رو داری، من باید برم یه جای خوب تا مواظب خوبی‌های یه رقیه دیگه باشم، می‌خوام برم که نذر داشتن رقیه‌ای مثل تو رو ادا کنم.- می‌خوام برم تا تو در آرامش کامل بتونی جشنی قشنگ برا معلمت بگیری و لذت ببری. می‌خوام برم مدافع حرم رقیه‌ای باشم که تو یادگارشی. اونجا که امن شد، زودی برمی‌گردم و کنار رقیه کوچولوی خودم می‌مونم.- بلند شد...انگار پدرم قدش این بار از همیشه بلندتر شده بود.
احساس کردم اگه دستشو بلند کنه خورشید رو برام می‌گیرهلبخندی زد و رفت...امروز خبری آوردنمامان داداش کوچیکم رو تو بغلش محکم فشار می‌داد و قرآن می‌خوندگفتم مامان چی شده؟- بابات رفته- می‌دونم مامان؛ رفته مواظب حرم رقیه باشه.مامان یه نگاه مهربونی بهم کرد و گفت:- بابات اونقدر خوب از حرم رقیه مراقبت کرد که محرم شدامروز بابات وارد حرم شد و از این به بعد دیگه رقیه مواظب باباته.انتهای پیام/3141/ت40.
شهدای خانطومان
14:53 - 8 تیر 1395

1 بازنشر
6 بازدید



1 پاسخ