شاخصهای پیشرفت درمدینه فاضله مهدوی
در اندیشه اسلامی توسعهیافتگی و پیشرفت، بهویژه در بعد سیاسی با حکومت امام عصر(عج) تجلی مییابد.
شاخصهای پیشرفت درمدینه فاضله مهدویتصور توسعه و پیشرفت بدون در نظر گرفتن عوامل آن امری بس دشوار و غیر ممکن مینماید. به عبارت دیگر ماهیت توسعه به صورت جداگانه و مجزّا از آنچه به شکلگیری توسعه و پیشرفت میانجامد، قابل دسترس نیست. این مفهوم را نمیتوان بدون عواملی که به آن میانجامد، در نظرگرفت. به همین دلیل لازم است عناصری که در این فرایند به خلق و رشد توسعه و پیشرفت کمک میکند، تحلیل شوند. به همین دلیل در این قسمت از پژوهش تلاش خواهد شد به مهمترین آنها به صورت گذرا اشاره شود.محوریت امامت معصوم(ع)امامت در اندیشه اسلامی یکی از اصلیترین مسائلی است که میتوان از آن به عنوان یک مؤلفه و عامل اصلی برای بسیاری از مفاهیم، ازجمله توسعه و پیشرفت استفاده کرد. دلیل این امر آن است که شناخت امام و همراهی با او، جدا کننده حق از باطل بوده و موجب نجات از مرگ جاهلیت است و قوام اندیشه اسلامی و ماهیت شیعه بسته به اندیشه امامت است. و عمران مدینه فاضله در سایه امامت معنا و مفهوم حقیقی خود را پیدا میکند. آنچه مهم است پاسخ به این سؤال مهم است که توسعه و پیشرفت اسلامی و تحقق جامعه آرمانی با رهبری امام و انسان کاملی که ماهیت خود را او میگیرد، چگونه شکل خواهد گرفت؟ برای پاسخ به این سوال جز شناخت امامت و آگاهی از کارکرد او در جامعه چارهای نیست.شناخت امام میتواند هدف را در مدینه فاضله به جامعه نشان دهد و انگیزه الگوبرداری توسعه و پیشرفت اسلامی و تکثیر آن را در جامعه ایجاد کند.
جامعه در این فرض از وظیفهای که بر عهده میگیرد، آگاه خواهد بود و در مقام رسیدن به آن بر میآید و کتاب و سنت را سرلوحه امور خود قرار میدهد و این همان حقیقیتی است که امام در پی آن است؛ همان گونه که امام علی(ع) فرموده است:إِنَّهُ لَیْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ الْإِبْلَاغُ فِی الْمَوْعِظَهِ وَ الِاجْتِهَادُ فِی النَّصِیحَهِ وَ الْإِحْیَاءُ لِلسُّنَّه؛ همانا بر امام واجب نیست جز آنچه را خدا امر فرموده است، و آن، کوتاهى نکردن در پند و نصیحت، و تلاش در خیرخواهى، و زنده نگهداشتن سنّت پیامبر(ص) (نهجالبلاغه: 1414: 152)
بر اساس مطالب پیش گفته روح توسعه و پیشرفت اسلامی متشکل از آموزههای قرآن کریم و سنت شریف و سیره اهل بیت: است و زمانی میتوان عنوان توسعه و پیشرفت را بر جامعهای اطلاق کرد که درآن جامعه، منویات امام و منش او در سامانه اعتقادی جامعه مورد اهتمام جدی قرارگیرد و به موازنه پیشرفت در آرمانشهر مهدوی نظام و جهت بخشد؛ همان گونه که در سخن امام علی(ع) آمده است:انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَإِنْ لَبَدُوا [فَالْبُدُوا] وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فَانْصُرُوهُمْ تُنْصَرُوا وَ تُعْذَرُوا فَإِنَّهُمْ لَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ یَدْعُوکُمْ إِلَى رَدًى وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ بِالتَّقَدُّمِ فَیَصْرَعَکُمُ الْبَلَاءُ وَ تُشْمِتَ بِکُمُ الْأَعْدَاء؛ به اهل بیت بنگرید؛ اگر آنها اقدامی انجام ندادند شما نیز به عملی دست نزنید و اگر آنان شمار را به یاری طلبیدند؛ ایشان را یاری کنید که ایشان شما را از مسیر هدایت بیرون نمیبرند و در وادی هلاکت قرار نمیدهند، بر ایشان سبقت نگیرید که در بلا گرفتار میشوید و مورد شماتت دشمن قرار میگیرید (هلالی، 1405، ج2: 715)تجلی پیشرفت در رسیدن جامعه به غایتی مطلوب، در ورای ظهور در آرمانشهر مهدوی، زمانی آشکار میگردد که گوش و چشم جامعه به سوی امام متمرکز میشود.
اباعبدالله(ع): إنَ قائِمَنآ اِذّا قاَمَ مَدَّ اللهُ عَزَّوجلَّ لِشِیعَتِنّا فیِ إسْمَاعِهِمَ و اَبْصَارِهِم حَتّی ]لَا[ یکُونَ بَیْنَهُم و بَیْنَ القَائِمِ تریدٌ، یُکمَلِّمُهُمِ فَیسَمْعُوَنَ وَ یَینْطُروُن اِلَیْهِ و هُوَ فِی مَکانِهِ: امام صادق(ع) فرمود: هنگامى که قائم ما(عج) قیام کند خداى عزّ و جلّ در گوشها و دیدگان شیعیان ما چنان نیروى رسانایى بنهد که دیگر میان آنها و حضرت قائم(عج) پیکى نباشد و آن حضرت [از فاصله دور] با آنان سخن بگوید و آنان بشنوند و او را در همان جایى که هست ببینند (کلینی، 1363، ج8: 241)«مدالله» از جمله تعابیر گویایی است که بر وجه دیگری از وجوه توسعهیافتگی سیاسی آرمانشهر مهدوی دلالت دارد. دلیل این ادعا آن است که این مرحله از پیشرفت توجه و بصیرت در سایه حکومت امام عصر(عج) شکل میگیرد و این فرایند مرهون ساختار قیام است که فاصله امام و مردم را بهطورکلی از بین میبرد؛ به گونهای که شیعیان آن حضرت با امام در ارتباط بوده، سخن او را میشنوند و به او مینگرند؛ در حالی که او در مکان خویش است.همراهی و همدلی جامعه با امام عصرمرور روایات مهدویت نشان میدهد تحقق ظهور به زمینه و خاستگاهی نیاز دارد که منتظران ظهور در فراهم کردن آن نقش قابل توجهی دارند. به همین لحاظ توسعه و پیشرفت الاهی و مطلوب که هدفش تکثیر الگویی برای رسیدن به آرمان شهر مهدوی است، در قالب فرایندی طبیعی و غیر ارادی قابل تصور نیست که بدون تلاش و کوشش جامعه برای رسیدن به آن روی دهد.
اما نکته اساسی که نمیتوان آن را از نظر دور داشت و اهمیت آن ایجاب میکند به صورت مجزّا به آن پرداخته شود؛ تاب و توان و ظرفیت جامعه برای پذیرش امامت و ملزومات آن استمسئله امامت امر بسیار مهمی است و به تعبیر امام هشتم(ع) فراتر از آن است که با عقول ناقص مردم قابل درک باشد (همان، ج1: 199). جامعه و عموم مردم توان همراهی با اندیشه امامت را ندارند؛ حتی نمیتوانند ظرف مناسبی برای علوم امام بوده و از حاملان علم امامت به شمار آیند که این امر، خود از موانع جدی توسعه و پیشرفت، با توجه به آرمان شهر مهدوی است. اگر جامعه در حدی باشد که ظرفیت پذیرش علم امامت را داشته باشد، امام میتواند آن را ظرف وجودی علوم امامت قرار دهد و جامعه با علم امامت شاخصههای پیشرفت را پی میگیرد؛ در غیر این صورت، از پیشرفت باز میماند؛ زیرا امکان بردوش کشیدن علم و دانش امامت را نخواهد داشت.
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: …لَوْ وَجَدْتُ لِعِلْمِیَ الَّذِی آتَانِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَمَلَهً لَنَشَرْتُ التَّوْحِیدَ وَ الْإِسْلَامَ وَ الْإِیمَانَ وَ الدِّینَ وَ الشَّرَائِعَ مِنَ الصَّمَدِ وَ کَیْفَ لِی بِذَلِکَ وَ لَمْ یَجِدْ جَدِّی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) حَمَلَهً لِعِلْمِهِ حَتَّى کَانَ یَتَنَفَّسُ الصُّعَدَاءَ وَ یَقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی (صدوق، 1389: 93)؛ …اگر حاملانی چند را از برای علم خویش که خدای عزوجلّ به من عطاء فرموده بود مییافتم هر آینه نشر توحید و اسلام و ایمان و دین و شریعتها از لفظا الصمد میکردم و چگونه این امر مرا میسر شود و جدم امیرالمؤمنین حاملانی را از برای علم خویش نیافت حتی آنکه چنان بود که آه سرد از سینه پر درد بر میکنید بر سر منبر میفرمود که از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابیدگرچه در راوایات واژه توسعه و پیشرفت وارد نشده است؛ تعبیر «لنشرت» از امام صادق(ع) به نیکی بر تحقق این مفهوم دلالت دارد و میتوان مفهوم توسعه و پیشرفت را در سایه آن تحلیل کرد و به یک سؤال اساسی پاسخ داد و آن این که چه چیزی در توسعه و پیشرفت اسلامی، به ویژه در آرمانشهر مهدوی قرار است توسعه یابد؟ در پاسخ باید گفت توسعه ظرفیت و پروش استعداد لازم برای پذیرش امامت و استقبال از آنچه امام، جامعه را به آن امر و یا از آن نهی میکند؛ پدیدهای است که لازم است تحقق یابد؛ به گونهای که توده مردم و به تعبیری جامعه در این فرایند حاملان اهداف الاهی امامت دانسته شود.
تحلیل اطلاعت و دادههای تاریخی نشان میدهد هر جامعهای توان همراهی با امامت و ولایت را ندارد؛ بهویژه امام دوازدهم که بناست آرمان شهر مهدوی به دست با کفایت او سامان گیرد و زمین از ناحیه او آباد گردد: به وسیله او [قائم ]زمین را از دشمنان خود پاک کنم و به دوستانم ارث دهم و با او کلمه کفار به خودم را پست سازم و کلمه خود را برافرازم و به او بندگانم و بلادم را زنده کنم (صدوق، 1376: 631)از آنجا که امام دوازدهم در سخن امام حسن عسکری به خضر تشبیه شده است، به خوبی میتوان فهمید، حکمت این تشبیه بنا بر آنچه در قران کریم آمده است، به داستان موسی و خضر برمیگردد که در آن از زبان خضر(ع) به موسی(ع) گفته میشود: «قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرا». (کهف: 67). موسای کلیم در همراهی با خضر نبی که استاد او به شمار میآید تاب نیاورده و در مقابل کارهای خضر صبر نداشت و همین امر فراغ بین موسی و خضر را موجب شد.نکته قابل دقت و بسیار ظریف همین جاست که در توسعه و پیشرفت اسلامی و همراهی با انسان کامل در مدینه فاضله، یکی از عوامل مهمی که بازماندن جامعه از مصاحبت و همراهی با امام را باعث میشود، عدم تحمل علم امامت و نداشتن ظرفیت لازم برای مظروف بی انتهای ولایت است.
از آنجا که تحمل علم امامت امری آسان به نظر نمیرسد و به زیرساختی نیازمند است که ابزار و امکانات توسعه امروزی، راه رسیدن به آن را تسهیل نمیکند تا جامعه بتواند از طریق آن، خود را برای تحمل علم امامت آماده کند؛ لازم است سازوکاری اتخاذ شود که جامعه در سایه آن به راهکاری برای صبر و شکیبایی به منظور حفظ و تداوم رابطه خود با امام دست یابد گرچه در آیات و روایات خاصی برای رسیدن به آستانه تحمل علم امامت اشاره نشده است؛ به نظر میرسد اهتمام به امتحان عصر غیبت در این مسئله تأثیر قابل توجهی داشته باشد؛ همان گونه منصور صیقل میگوید:بر امام باقر(ع) وارد شدم؛ جماعتی نزد او بودند. پس در آن میان که ما با یک دیگر سخن میگفتم و آن حضرت رو به یکی از یاران خود داشت؛ ناگاه رو به ما کرد و فرمود: شما از در مورد چه چیز سخن میگوید؟ هیهات! هیهات! آنچه گردنهاى خود را به سویش مى کشید ]منتظر آن هستید[ واقع نخواهد شد تا اینکه پاکسازى شوید، [هیهات ] و آنچه گردنهاى خویش را به سوى آن مى کشید، واقع نمى گردد، تا اینکه باز شناخته و از یک دیگر جدا شوید و آنچه گردن هاى خود را به سویش مى کشید واقع نخواهد شد تا این که غربال شوید، و آنچه گردنهاى خویش را به جانب آن مى کشید واقع نخواهد شد، مگر پس از نومیدى، و آنچه به جانبش گردنهاى خود را مى کشید واقع نخواهد شد، تا کسى که اهل نگون بختى است، به سیه روزى و آنکه اهل سعادت است، به نیکبختى رسد (نعمانی،1397: 209).
وصف اهداف بلند مسئله مهدویت از سوی اهل بیت: موجب شده بود جامعه اسلامی و منتظر ظهور موعود افق روشنی را پیش روی خود ببیند و چهره مدینه فاضله مهدوی را واقعی بیابد و همواره برای رسیدن به آن لحظه شماری کند همین امر موجب گفتوگو در باره جامعهی آرمانی و وصف آن شده بود که خود میتوانست نویدبخش توسعه و پیشرفت باشد مشروط به آن که ناخالصیها و آلودگیهای جامعه در اطاعت از امام (که خود پژوهش مستقلی میطلبد) ازبین برود و مطیع و حامل امر امامت و ولایت از غیر آن بازشناخته شود و افرادی که در همراهی با امامت رشد لازم را ندارند و در گذر زمان به لغزش گرفتار شده و از همراهی با امامت باز میمانند، قافله ولایتمدار را ترک گویند و شقاوت خویش را نمایان سازند و میدان را به افرادی که سعادت مصاحبت و وفاداری را به امام دارند؛ واگذار کنند.هماهنگی با اقتضائات زمانعصری که جامعه در آن زندگی میکند در توسعه و پیشرفت از نظر اسلام نقش مهمی دارد. گاه جامعه در گذر زمان، چنان در تنگنا قرار میگیرد که حتی توسعه محدود را برنمی تابد و در جزئیات زندگی در اوج سادگی برای پیشرفت جایی باقی نمیگذارد. در روایتی آمده است:سفیان ثورى در مسجد الحرام به امام صادق(ع) رسید؛ دید آن جناب لباسهاى گرانبهایى پوشیده است؛ گفت: به خدا قسم میروم، او را سرزنش کنم.
نزدیک امام شد و گفت: یابن رسول اللَّه ! به خدا قسم پیغمبر اکرم و علىّ مرتضى و هیچ کدام از پدران گرامیات چنین لباسى را نپوشیده اند! حضرت صادق(ع) فرمودند: پیغمبر اکرم(ص) در زمان فقر و تنگدستى مردم زندگى مى کرد و مطابق همان سختى گذران مى کرد؛ ولى بعد از او نعمت فراوان شده؛ شایستهترین مردم به نعمتهاى دنیا ابرار و نیکان هستند بعد این آیه را قرائت کرد:قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا (اعراف:32) و فرمود: ما از همه مردم شایسته تریم به نعمتهاى خدا در ضمن، آنچه تو در ظاهر، لباس من مى بینى براى مردم پوشیده ام ]تا نگویند جعفر بن محمّد فقیر و محتاج است[. آنگاه دست سفیان را گرفته، کشید و لباسهاى رو را یک طرف کرد و لباس خشنى را که از زیر پوشیده بود، به او نشان داد و فرمود: این لباس را براى خودم پوشیده ام که درشت و خشن است و آنچه دیدى براى مردم بود. آنگاه دامن سفیان را بالا زد که در رو لباس درشت و خشنى پوشیده بود؛ ولى در زیر آن لباس نرم داشت و فرمود: این لباس خشن و درشت را رو پوشیده اى تا به مردم بنمایانى که زاهد و پارسایى و این لباس نرم را براى آسایش خود پوشیده اى که خوش بگذرانى (مجلسی، 1402، ج 47: 360).
از مطالب پیش گفته در مییابیم که گذر زمان و رسیدن به ظهور امام دوازدهم(عج) و تجدید سنن در عصر آن حضرت به عنوان انسان کامل؛ موجب سیر قهقرایی به گذشته و بازگشت به نواقص و کاستی ناشی از نبودن ظرف مناسب زمانی نیست؛ بلکه به تناسب تشکیل حکومت امام عصر و رشد و غایتی که در ورای ظهور روی خواهد داد، در عصر ظهور گونه کامل و مطلوبی از نوزایی و تجدد و رشد و شکوفایی به ارمغان آورده میشود و هرگز نمیتوان پذیرفت پیشرفتی که در مدینه فاضله مهدوی شکل میگیرد، همان باشد که در زمان اهل بیت: بوده است شاهد این ادعا را میتوان سخنی از امام صادق(ع) قرار داد که در آن آمده است:مَنِ اسْتَوَى یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ خَیْرَهُمَا فَهُوَ مَغْبُوطٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ وَ مَنْ لَمْ یَرَ الزِّیَادَهَ فِی نَفْسِهِ فَهُوَ إِلَى النُّقْصَانِ وَ مَنْ کَانَ إِلَى النُّقْصَانِ فَالْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْحَیَاهِ؛ امام صادق(ع) فرمود: هر کس که (کردار نیک) دو روزش برابر باشد مغبون گشته است، و کسى که پایان دو روزش بهترین لحظات آن دو روزش باشد، همه آرزوى او را کشند و بر او رشک برند، شخص که آخر دو روزش بدترین اوقات آن دو روز باشد، از نیکى و رحمت خدا دور شده است.نیز آن کس که بهتر شدنى در خود نبیند، پس او رو به کاهش نهاده، و کسى که رو به کاهش باشد، مرگ برایش از زندگانى بهتر است (صدوق، 1403: 342).
تأکید امام صادق(ع) بر وَ مَنْ لَمْ یَرَ الزِّیَادَهَ فِی نَفْسِهِ» نشان میدهد جامعه نمیتواند در عصر ظهور و آن دوران طلایی به گذشته خود بیندشید و آرزوی رسیدن به آن را داشته باشد و ناگزیر است در پی نمو و پیشرفت متناسب با انسان کامل و عصاره خلقت باشدبنابراین، همان گونه که عصر ظهور عصر حضور انسان کامل است آرمانشهر مهدوی با اهتمام به موازنه با این زمان تحقق مییابد و جامعه به رشدی فزاینده و پیشرفتی فزونتر نسبت به کل گذشته خود خواهد داشت.تعقل و تفکرتصور توسعه و پیشرفت بدون تعقل و عقلانیت خیالی بیش نیست. عقل محبوبترین مخلوق الاهی است؛ چنانکه در روایت امام باقر(ع) آمده است:چون خدا عقل را آفرید، او را به سخن در آورد و سنجید، گفتش پیش آى، پیش آمد و گفتش پس رو، پس رفت، خدا فرمود: به عزت و جلال خودم سوگند، خلقى نیافریدم که نزد من از تو محبوب تر باشد. تو را به کسى دهم که دوستش دارم. همانا روى امر و نهى من با تو است و کیفر و پاداشم به حساب تو است (کلینی، 1363، ج1: 10).خداوند متعال اوامر و نواهی خود را برپایه عقل استوار کرده و عقل را میزانی برای تکلیف بندگان قرار داده است. عقاب و ثواب اعمال نیز بر اساس عقل است. در جایی که عقل موجب ثواب و عقاب است، قطعاً میتواند موجب پیشرفت و توسعه و یا پسرفت وعقب ماندگی باشد؛ چراکه عقل با اطاعت از اوامر و گرایش به ثواب رابطه مستقیم دارد و کنارگذاشتن آن در گرایش به نواهی و استحقاق عقاب دارای نقش اساسی است.
هرجا عقلانیت و خردورزی باشد، لوازم آن نیز خواهد بود؛ همان گونه که در سخن امام علی(ع) آمده است:خداوند متعال این پدیده محبوب ]عقل[ را با دین و حیا به خلیفه خود عنایت فرمود و از او خواست یکی از آنها را اختیار کند که حضرت آدم عقل را برگزید و هنگامی که حضرت آدم عقل را اختیار کرد، دین و حیا نیز همراه آن ماندند (همان)دقت در این حدیث نشان میدهد اگر جامعه به عقلانیت روی آورد، ملزومات عقل را بهدست میآورد. قران کریم در آیات مختلف و متعددی بر تعقل در امور توصیه و تأکید میکند (بقره: 44، 73 و 242؛ آل عمران: 65 و 118؛ انعام: 32 و 151؛ یوسف: 27). تدبر در این گونه آیات نشان میدهد نقش عقل در پیشرفت و توسعه اسلامی و آرمانشهر مهدوی بسیار مهم و حیاتی است؛ به گونهای که قوام پیشرفت و توسعه و حتی ماهیت آن به عقل وابسته است. اهمیت عقلانیت و خردورزی تا آنجاست که خداوند متعال هدف از بعثت و ارسال پیامبران را پرورش آن قرار داده است و به کمک آنها عقل به پویایی میرسد. هرچند آنچه جامعه از پیامبر و اهل بیت در جهت پرورش عقل دریافت کرده است، با پیشرفت مورد نظر در آرمان شهر مهدوی فاصله فراوانی دارد؛ همان گونه که در سخن امام صادق(ع) خطاب به ابوبصیر آمده است:در تارک شمشیر رسول خدا(ص) یک دفتر کوچک بود، به امام صادق(ع) گفتم: در آن دفتر چه بود؟ فرمود: همان حرفها که از هر حرفى هزار حرف گشوده مى شود، ابو بصیر گوید:امام صادق(ع) فرمود: تاکنون از آن حرفها دو حرف بیرون داده نشده. (کلینی، 1363، ج1: 296).
بر اساس این روایت جامعه نتوانست در زمان پیامبر(ص) به پیشرفت در حد کامل و درجه اعلای آن دست یابد رشد فزاینده و متحول شدن علم در عصر ظهور محقق خواهد شد و جامعه در مدینه فاضله مهدوی در سایه دولت کریمه جامعه توسعه و پیشرفت علم و عقل را در بهترین و کاملترین مرحله مشاهده میکند. در این زمینه امام صادق(ع) فرمودهاند:الْعِلْمُ سَبْعَهٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً، فَجَمِیعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ ، فَلَمْ یَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْیَوْمِ غَیْرَ الْحَرْفَیْنِ، فَإِذَا قَامَ الْقَائِمُ(عج) أَخْرَجَ الْخَمْسَهَ وَ الْعِشْرِینَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِی النَّاسِ، وَ ضَمَّ إِلَیْهَا الْحَرْفَیْنِ حَتَّى یَبُثَّهَا سَبْعَهً وَ عِشْرِینَ حَرْفا؛ علم بیست و هفت حرف است. آنچه پیغمبران آورده اند دو حرف است و مردم هم تا کنون بیش از آن دو حرف ندانسته اند. پس موقعى که قائم ما قیام میکند بیست و پنج حرف دیگر را بیرون مى آورد و آن را در میان مردم منتشر میسازد و آن دو حرف را هم به آنها ضمیمه نموده تا آنکه بیست و هفت حرف خواهد شد (مجلسی،1403، ج52: 336).تعبیر “بث” از جمله تعابیری است که میتوان آن را ناظر به مفهوم پیشرفت دانست؛ به ویژه که این اتفاق در عصر ظهور برای توده مردم روی خواهد داد. در روایت دیگری آمده است:إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ؛ هنگامی که قائم ظهور میکند دست خود را روی سر مردم میگذارد و بدان وسیله عقول آنها جمع و افکارشان کامل میگردد. (کلینی،1363، ج1: 25).
ماهیت توسعه و پیشرفت در آرمان شهر مهدوی در رشد عقلانیت جلوه میکند و چیستی توسعه و پیشرفت را به بهترین شکل معنی میبخشد به همین دلیل افزایش هر نوع تلاش و کوششی و یا پیدایش هرگونه وسعتی را نمیتوان رسیدن به توسعه و پیشرفت دانست؛ بلکه عاملی که رشد آن، شاخصی برای توسعه و پیشرفت است و خود نقشی اساسی در رسیدن به این مفهوم اجرا میکند؛ عقل است که اگر نباشد، افزایش عمل کمکی به رشد جامعه نخواهد داشت و توفیقی برای رسیدن به آرمانهایی که در مدینه فاضله مهدوی برای جامعه قابل وصول است؛ به هیچ وجه حاصل نمیگردد.اهتمام به عقلانیت از آن جهت ضروری است که توسعه و پیشرفت به تدبیر و مدیریت و برنامهریزی نیاز دارد و ساماندهی امور و جوامع توسعه یافته و پیشرفته را عقل برعهده میگیرد. عقل عاملی برای تفکر است و اندیشه توسعه و پیشرفت را پرورش میدهد؛ همان گونه که در روایتی آمده است: «لَا عَقْلَ کَالتَّدِبیْرِ ولَا عبادَهَ کَالتَّفَکُر» (همان ج8:20)؛ عقلانیت، شاخصی برا ی مؤاخذه بندگان خدا و یا اعطای پاداش به بندگان میشود. به نظر میرسد این روایت به امر آخرت اختصاص ندارد و در دنیا نیز خداوند متعال ظرفیت وجودی بندگان برای نعمتهای الاهی و یا سلب نعمت را با توجه به عقل جامعه محاسبه میکند؛ حتی توسعه و پیشرفت که حد اعلای آن در زمان ظهور و در آرمان شهر مهدوی در دولت کریمه انسان کامل آشکار میشود، در سایهی ارتقا و رشد فزاینده این موهبت الاهی شکل میگیرد.
تفکر نیز مانند تعقل در توسعه و پیشرفت نقش انکار ناپذیری دارد و در قران کریم در آیات مختلف مورد توصیه و تأکید قرار گرفته است) بقره: 219 و 266؛ انعام:50) تفکر به تعبیر امام علی(ع) موجب حیات دل جامعه و بصیرت قلب است:اندیشه است که دل بینا را چنانکه روشنی چو در تاریکیها به وسیله نور راه میرود بر شما باد که خوش برآئید و کم بپائید و کم انتظار برید (کلینی، 1363 ج1: 28).جامعهای که اهل تفکر نباشد طبق کلامی دیگر از آن حضرت، حتی در عبادت آن جامعه خیر و صلاحی دیده نمیشود:لَا خَیْرَ فِی عِبَادَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَفَکُّر؛ در عبادتی که تفکر نباشد خیری نیست (همان: 36).در حقیقت این تفکر است که جامعه را به دنبال توسعه و پیشرفت روانه میکند. و آن را از خیالپردازی دور نموده و کمک میکند انسانها در باره هدف غایی و مقصود نهایی انگیزه پیدا کنند و برای رسیدن به آن تلاش نمایند و راه رسیدن به آن را هموار کنند و برای الگو برداری از الگوی مناسب در سطح جامعه، موجبات تکثیر آن را فراهم آورند و موانع پیشروی هدف را از مقابل خود بردارند. به تعبیر بهتر، تفکر موجب تحلیل دقیقتر مسئله شده و زیر ساخت بصیرت را فراهم میآورد؛ زیرا توسعه و پیشرفت مفاهیم مشابهی در گذر زمان پیدا کرده است و بسیاری از افراد جامعه، مفهوم بدلی و غیر اصلی آن را به عنوان مفهوم اصلی آن پذیرفتهاند.رشد عقلانیت و بالندگی تفکر به کشف توسعه و پیشرفت حقیقی میانجامد.
به نظر میآید، ژرفاندیشی آخر الزمان که خود حکایت از نوعی پیشرفت در فهم جامعه از آموزههای الاهی دارد، از همین باب باشد؛ چنانکه در پاسخ امام سجاد به عاصم حمید آمده است:خداى عز و جل دانست که در آخر الزمان مردمى محقق و مو شکاف آیند از این رو سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و آیات سوره حدید را که آخرش وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ است، نازل فرمود پس هر که براى خداشناسى غیر از این جوید هلاک است (همان: 91).به همین رو، توسعه و پیشرفت در آرمان شهر مهدوی در سایه امامت و ولایت با اهتمام به تکامل احلام و عقول، نهال تعقل و تفکر را بارور و تنومند نموده و توحید را تحقق میبخشد.تجلی این پیشرفت از دو جهت قابل توجه است: اول آن که توسعهیافتگی آرمانشهر مهدوی که در سایه حکومت آن حضرت صورت میگیرد، حرکتی فردی و یا جزئی نیست که در پارهای از موارد روی میدهد؛ بلکه این فرایند به صورت نهادینهشده از سوی دولت کریمه خواهد بود و نمود آن برای همگان است؛ به گونهای که ابواب حکمت بر مردم گشوده میشود.دوم، تبلور پیشرفت تا بدان جاست که عقلانیت پرورشیافته در سایه حکومت مهدوی به قشرهایی که در مجامع بشری، پاییندستی تلقی میشوند، قدرتی میبخشند که قادرند درون خانه خود بر اساس کتاب و سنت قضاوت و مسئلهای را که از شئون حکومت به شمار میآید، حل و فصل کنند.در سخن امام باقر آمده است:در دوران او شما از حکمت برخوردار میشوید تا آنجا که یک زن در خانه خود برابر کتاب خدا و روش پیامبر به انجام تکالیف شرعی خود میپردازد (نعمانی، 1379: 239).
نکته قابل تأمل اینکه اصل قضاوت در اسلام تا قبل از ظهور برای زنان پذیرفته نیست؛ لکن درعصر ظهور رشدی صورت میگیرد که زنان نیز میتوانند جایگاهی را درک کنند که قبل از پیشرفت در اختیار خواص جامعه و یا نخبگان است و این امر گویای رشد فکری و افزایش توان تعمق جامعه آرمانگرای مهدوی استتقویت ایمان و تزکیه قلوبتوسعه و پیشرفت اسلامی به فراخور تحقق این امر در آرمان شهر مهدوی نیازمند ظرفیت است.بر اساس آیات قرآن کریم ایمان به خدا و همراهی با انبیا و رعایت تقوا موجب شکلگیری توسعه و پیشرفت جامعه خواهد شد (اعراف: 96).تدبر در قرآن کریم نشان میدهد که استهزای پیامبران الاهی از سوی مردم، مانعی جدی برای همراهی با ایشان بوده و موجب عقب ماندن جامعه از توسعه و پیشرفت مطلوب شده است. عدم ظرفیت این افراد به قلوب مریض و یا مغفول آنها باز میگردد.
آنچه میتواند پیوند مردم را با فرستادگان الاهی برقرار سازد و زمینه توسعه و پیشرفت را فراهم آورد، تزکیه قلوب است؛ اگر جامعه در مقام تزکیه قلب خود برآید و آن را برای پذیرش اندیشه امامت و ولایت، بهویژه حکومت امام داوزدهم نرم و ملایم کند، در این صورت میتوان امیدوار بود که توسعه و پییشرفت اسلامی با توجه به آرمان شهر مهدوی شکل خواهد گرفت؛ چنانکه در کلام امام علی(ع) آمده است:اگر قائم ما قیام نماید آسمان بارانش را ببارد و زمین گیاهش را برویاند و کینه از دل بندگان زدوده شود و درندگان و چهارپایان با یک دیگر در صلح و آشتى بوده، تا آنجا که زنى از عراق تا شام راه بیفتد و جز بر سبزه زاران گام ننهد و زیور و زینت خود را بر سر داشته شد، هیچ درنده اى او را به هیجان نیاورده و او از هیچ چیزى نترسد (صافی، 1428،ج 3: 144)در حکومت آن حضرت سازوکاری اتخاذ میشود که کینه از دل بندگان بیرون میرود و آنان تزکیه میشوند و آستانه تحمل و پذیرش الطاف امامت و عبودیت تا آنجا رشد میکند که محبت خدا جایی برای دشمنی و عدوات نمیگذارد. به دیگر سخن در آرمانشهر مهدوی، افقی برای جامعه شکل میگیرد که امام عصر، حاکمیت دلها را در اختیار میگیرد و از این رو جامعه به آرمانی دست مییابد که حکومت مهدوی به او ارزانی میدارد.نتیجهگیریماهیت توسعه و پیشرفت در اندیشه اسلامی با مفهوم آن در غرب متفاوت است.
از این رو تحلیل چیستی و شاخصهای توسعهیافتگی و پیشرفت با توجه به آرمان شهر مهدوی به بررسی عواملی نیازمند است که به فرایند توسعه و پیشرفت از نظر گاه مسئله مهدویت میانجامد آنچه در این پژوهش صورت گرفت، نشان میدهد رشد فزاینده عقل، ازدیاد تفکر در جامعه، اهتمام به عدالت، تحول و دگرگونی زمان، توان همراهی جامعه با امامت را افزایش داده و به شرط تزکیه قلب، آن را ظرفی برای مظروف بیانتهای امر امامت و ولایت قرار میدهد و غایتی را برای جامعه شکل میدهد که در نتیجه رسیدن به آن، بین جامعه آرمانگرا با امام عصر(عج) به عنوان انسان کامل و عصاره خلقت همگرایی ایجاد میشود.هدف توسعه آرمان شهر مهدوی مبتنی بر اظهار دین و حاکمیت یکپارچه حکومت توحیدی تحقق یافته و دیگر به خداند متعال شرک ورزیده نمیشود و بربندگان خداوند متعال نیز ستمی روا نخواهد شد. این مدینه فاضله چهره غیر انتزاعی و حقیقی دارد و جامعه آرمانگرا میتواند با تلاش برای رسیدن به شاخصهای آن، شاهد جلوه آن در عالم هستی باشد و سعادت دنیا و آخرتش را در آن تجربه کند.منابعقرآن کریمآملی، عبدالله (1387). امام مهدی موجود موعود، قم، اسراء.اختر شهر، علی (1386). اسلام و توسعه، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.ادیبی، حسین (1353). زمینه انسان شناسی، تهران، پیام.توسلی، غلام عباس (1372). نظریههای جامعه شناسی، تهران، سمت.حلی، حسن بن سلیمان (1421ق). مختصر البصائر، قم، النشر الاسلامی.شریف رضی، محمدبن حسین (1414ق). نهج البلاغه، مصحح: صبحی صالح، قم، هجرت.
صافی، لطف الله (1428ق) منتخب الاثر، قم، ثامن الحجج.صدوق، محمد بن علی (1376). امالی، تهران، کتابچی.ــــــــــ (1363). کمال الدین و تمام النعمه، قم، مؤسسه نشر اسلامی.ــــــــــ (1389). توحید، قم، جامعه مدرسین.ــــــــــ (1403ق). معانیالاخبار، جامعه مدرسین.ــــــــــ (1413ق). من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی.طباطبائی، محمدحسین (1417). المیزان فی تفسیر القران، قم، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.طوسی، محمد بن حسن (1414ق). مصباح المتهجد، قم، مؤسسه بعثت.ـــــــــــــــــــــــ (1411ق).الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.عبدیایی، نرجس (1389). ظرفیت الگودهی مدینه فاضله مهدوی در توسعه سیاسی جمهوری اسلامی ایران، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود.کلینی، محمد بن یعقوب (1363).کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (1392). مرکزپژوهشهای علوم انسانی ملاصدرا، تهران، نشر انقلاب اسلامی.مجلسی، علامه محمد باقر (1403ق).بحار الانوار، بیروت، مؤسسه اللواء.نعمانی، محمد بن ابراهیم (1379)، الغیبه، قم، انوار المهدی.هلالی، سلیم بن قیس (1405). کتاب سلیم بن قیس هلالی، قم، الهادی.
نویسندگان:مجتبی معنوی: دانشآموخته سطح سه مرکز تخصصی مهدویتغلامرضا بهروزیلک: دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع)٫ مجله انتظار موعود شماره 45انتهای متن/
08:11 - 14 آبان 1395