تطبیقهای احتمالی و بدون دلیل
در این مقاله به بررسی یکی از این مولفین به نام شیخ ابوالحسن مرندی و کتاب او با عنوان مظهر الانوار، جرائد سبعه و مستطرفات آن که منبعی است برای افراد ذکر شده پرداختهایم.
2٫ تهران از نشانههای ظهورایشان روایتی را در مورد تهران نقل کرده و آن را به علامه مجلسی نسبت میدهد و میگوید:قال العلامه المجلسی ره قال المفضل بن عمر قال لی جعفر بن محمد یا مفضل اتدری اینما وقعت دار الزوراء قلت الله وحجته اعلم. فقال اعلم یا مفضل ان فی حوالی الری جبلا اسود تبنی فی ذیله بلده تسمى طهران وهی دار الزوراء التی تکون قصورها کقصور الجنه ونسوانها کالحور العین واعلم یا مفضل انهن یتلبسن بلباس الکفار ویتزین بزی الجبابره ویرکبن السروج ولا یتمکن لازواجهن ولا تفی مکاسب الازواج لهن فیطلبن الطلاق منهم ویکتفی الرجال بالرجال والنساء بالنساء وتشبه الرجال بالنساء والنساء بالرجال فانک ان ترید حفظ دینک فلا تسکن فی هذه البلده ولا تتخذها مسکنا لانها محل الفتنه وفر منها الى قله الجبال؛ علامه مجلسی فرمود: مفضل بن عمر گفت که امام صادق(ع) فرمود: ای مفضل ! میدانی زوراء کجاست؟ گفتم: خدا و حجت الاهی میدانند. فرمود: ای مفضل! در حوالی ری کوهی سیاه است که شهری به نام طهران در کنارش بنا میشود و آن جا زوراء است که خانه هایش مانند خانههای بهشتی در عظمت ساخت است و زنانش مانند حوریان بهشتیاند. بدان که ایشان لباس کفار را میپوشند و مانند جباران زندگی میکنند و بر زینها سوار میشوند و زنانشان تمکین برای همسر ندارند و به پول همسران خود قانع نیستند و از آنها طلاق میگیرند. مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کرده و مردان خود را مانند زنان نموده و زنان خود را مانند مردان مینمایند.
پس، همانا اگر میخواهی جان خود را حفظ کنی، در این شهر ساکن مشو و در آن جا نمان؛ چرا که آن شهر محل فتنه است از آن جا بگریز و به قله کوه پناه ببر (همان: 297؛ مرندی، 1322: 54).نقداین روایت نه تنها در بحار الانوار علامه مجلسی; یافت نگردید؛ بلکه در هیچ یک از کتابهای ایشان و مجامع روایی دیگر بیان نشده است. آنچه را هم ایشان در بحار الانوار و به نقل از کتاب الهدایه الکبری و از مفضل بن عمر نقل نموده، غیر از چیزی است که شیخ مرندی بیان کرده است (خصیبی، 1419: 403؛ مجلسی، 1403، ج53: 14). در این میان متاسفانه تعدادی از عالمان دینی نیز به این نقل بسنده و استناد کرده و همین اشتباه موجب گردیده تا غلط مشهوری رواج بیابد.3٫ خروج حسنیمرندی میگوید:چهارم خروج حسنى است که اسم او حسن است. در مکه بالاى حجرالاسود کشته میشود وبعد از کشتن او به پنج روز مهدى آل محمد ظهور میکند. (مرندی، 1328: 363).در این بیان دو مطلب بدون سند یافت میشود؛ چرا که بر این، منبع و دلیلی نداریم که نام حسنی، حسن باشد و یا اینکه فاصله قتل او تا ظهور پنج روز میباشد.4٫کلمه عدل و قتل شیخ طبرسیفی غیبه ابن العقده عن الصادق(ع): اختلاف الصنفین من العجم فی لفظ کلمه عدل یقتل فیهم الوف الوف الوف خالفهم الشیخ الطبرسی یصلب و یقتل؛ در کتاب غیبت ابن عقده از امام صادق(ع) چنین آمده است: دو گروه از عجمها با یکدیگر و در مورد کلمه عدل اختلاف پیدا میکنند.
در این میان هزاران هزاران هزاران نفر کشته میشوند و در این میان شیخی مازندرانی با آنها مخالفت میکند که در نهایت او را به دار آویخته و میکشند (مرندی، 1328: 271)نقداولا: این سخن نیز از جمله مطالب بدون سند و دلیل است که در کتاب مرندی یافت شده و دیگر کتابها نیز از ایشان آدرس را ذکر کردهاند. (حائری یزدی، 1422، ج2: 134). نیز نمیتوان به صورت قطعی وجود کتابی با عنوان (الغیبه) را برای ابن عقده نفی نمود؛ اما هیچ یک از کتابهای فهرستی بدان اشاره نکرده و تا کنون بر وجود این کتاب دلیلی به دست نیامده و طبق تحقیقات صورت گرفته کسی جز مرحوم مرندی از این کتاب نقلی نداشته است و چه بسا از این رو بوده که علامه آقابزرگ طهرانی که خود استاد کتابشناسی میباشد پس از نقل روایتی از کتاب ابن عقده توسط مرندی در کتاب (جرائد سبعه)،چنین میگویند:ینقل فیه عن کتاب” الغیبه ” لابن عقده، والظاهر أنه ینقل عنه بواسطه؛ (طهرانی، 1403، ج5: 94)؛ در کتاب نور الانوار از کتاب ابن عقده نقل کرده و ظاهرا او با واسطه از این کتاب روایت نقل میکند.ثانیا: همانگونه که در عبارتهای قبل ذکر شد،شیخ ابوالحسن مرندی از مخالفان مشروطه بوده و این گزارش کاملا با عقاید ایشان سازگاری دارد و مخالفان مشروطه میتوانستند با این گزارش بدون سند علیه طرفداران مشروطه احتجاج کنند؛ عبارت هایی مانند کلمه عدل که یادآور واژه عدالتخانه و بحث حکومت مشروطه است، و شیخ طبرسی نیز به شهید شیخ فضل الله نوری اشارهای کامل دارد.
ب) تطبیقهای احتمالی و بدون دلیلیکی از آفتهای جدی در نشانههای ظهور، تطبیقهای احتمالی و بدون دلیل است که در هر دورهای نیز صورت میپذیرد مرندی نیز از این قافله جا نمانده و در برخی از گزارشهای تاریخی تطبیق هایی را مناسب با زمانه و تفکرات مقبول خود بیان کرده که وجه مشترک تمام این تطبیقها، عدم دلیل و قرینهای معتبر است:1٫شعر منسوب به حضرت علی(ع)اشعاری از حضرت علی(ع) بدین صورت نقل شده است:بُنَیَّ إِذَا مَا جَاشَتِ التُّرْکُ فَانْتَظِرْوَلَایَهَ مَهْدِیٍّ یَقُومُ فَیَعْدِلُوَ ذَلَّ مُلُوکُ الْأَرْضِ مِنْ آلِ هَاشِمٍوَ بُویِعَ مِنْهُمْ مَنْ یَلَذُّ وَ یَهْزَلُصَبِیٌّ مِنَ الصِّبْیَانِ لَا رَأْیَ عِنْدَهُوَ لَا عِنْدَهُ جِدٌّ وَ لَا هُوَ یَعْقِلُفَثَمَّ یَقُومُ الْقَائِمُ الْحَقُّ مِنْکُمْوَ بِالْحَقِّ یَأْتِیکُمْ وَ بِالْحَقِّ یَعْمَلُسَمِیُّ نَبِیِّ اللَّهِ نَفْسِی فِدَاؤُهُفَلَا تَخْذُلُوهُ یَا بَنِیَّ وَ عَجِّلُوافرزندم! هنگامى که قبائل ترک به حرکت درآمدند، منتظر سلطنت مهدى باشید که قیام کرده و به عدل حکومت میکند. پادشاهان دودمان هاشم خوار گردند ]گویا مقصود بنى عباس است[ بچه اى که نه رأى و نه تدبیر و نه عقل دارد، به سلطنت میرسد و افراد عیاش و بى مصرف با او بیعت میکنند. آنگاه قائم بحق از دودمان شما قیام کند. او به حقیقت بیاید و به حق عمل کند. او همنام پیغمبر خداست.
جان من فداى او باد! او را خوار مسازید و با شتاب او را بپذیرید! (میبدی، 1411: 255)مرندی ذیل این شعر، سخنان صاحب کتاب نورالانوار، یعنی شیخ علی اصغر بروجردی را ذکر میکند که احتمال قوی میدهند مراد از اتراک، روسیه باشد (مرندی، 1328: 347) و بعد نظر خود را در عبارتی کوتاه چنین ذکر میکنند:هیجان ترک تاریخ سنه 1324٫ [چرا که عبارت ] ترک بحروف ابجد 1324 [می شود] چنانچه امیر المؤمنین میفرماید: إذا ما جاشت الترک فانتظر الخ (همان)در عبارتهای مرندی تطبیقهای احتمالی رخ داده که شواهد و قرائنی نیز بر آن ارائه نگردیده و این اشعار میتواند بر ساقط شدن حکومت بنی العباس از سوی ترکان و مغولان نیز دلالت داشته باشد افزون بر این، اعتبار این اشعار محل تامل است و قدیمی ترین منبع نقل این شعر کتاب دیوان اشعار علی(ع) به قلم حسین بن معین الدین میبدی (911 ق) میباشد (میبدی، 1411: 355) که سندی بر چگونگی نقل این شعر از حضرت علی(ع) ارائه نکرده و پس از او نباطی بیاضی به نقل اشعار پرداخته است. (عاملی نباطی، 1384ق، ج2: 265) علامه مجلسی حکم کردن به صحت تمامی اشعار را مشکل دانسته (مجلسی، 1403، ج1: 42) و آقابزرگ طهرانی نیز از تعدادی کتاب با عنوان دیوان اشعار حضرت علی(ع) نام میبرد و بیان میکنند که تعداد اشعار در هریک با دیگری تفاوت دارد و عموم این کتابها برای اشعار سندی ذکر نکرده اند و طریق رسیدن این شعر به حضرت علی(ع) مشخص نیست (طهرانی، 1403، ج9: 101).
2٫ لشکر آذربایجانمتن روایت چنین است:لَا بُدَّ لِنَارٍ مِنْ آذَرْبِیجَانَ لَا یَقُومُ لَهَا شَیْ ء؛ ناگزیر آتشى از ناحیه آذربایجان زبانه خواهد کشید که هیچ چیز در مقابلش نتواند ایستاد (ابن ابی زینب، 1394: 195)ایشان احتمال میدهند که مراد از روایت همان آذربایجان کنونی در ایران و جنگهای رخ داده در آن باشد.3٫ باریدن تگرگنویسنده تلاش کرده تا دوره خود را به ظهور و دوره بلایای آسمانی نزدیک قلمداد کند. او در اثبات این ادعا که در دوره ظهور قرار داریم، به برخی از وقایع چنین اشاره میکند:بعضى نقل کرده اند که باریدن تگرگ بسیار بزرگى است در روم وجزایر که بسیار محل تعجب باشد که به مثل آن دیده نشده باشد… و همچنین باریدن تگرگ بزرگ که بغیر عادت باشد در بعضى از بلاد و نواحى نقل شد که وقوع یافت… اقل العباد على اکبر خان حاج صدر الدوله نواده حاج محمد حسین خان صدر اعظم اصفهانی، طاب ثراه از جنابان مجد الاسلام ارومیه ومیرزا غلام حسین خان ارومیه که از طلاب مدرسه سپهسالار مرحوم هستند، شنیدم که ایشان گفتند: در ارومیه [در حاشیه نوشته شده یک ماه] قبل تگرگ بسیار عجیب و غریبى باریده است که خارج از عادت بوده است. هریک دویست مثقال و در میانشان سنگ و کلوخ بود، به هر بام ودیوارى خورده است، سوراخ کرده است و به شاخ گاو خورده؛ شکسته است و به هر حیوانى خورده؛ کشته است؛ بیست و هفت قریه از قرای آنصفحه را ویران کرده است (مرندی، 1328: 358 و 357 و364).
این تطبیقهای احتمالی در حالی است که سالها از زمان مؤلف گذشته و ظهور رخ نداده است و اینگونه برخورد با روایتهای مهدوی نه تنها برای منتظران معرفتی به ارمغان نمیآورد؛ بلکه در میان شیعیان جز امیدی کاذب ایجاد نخواهد کرد4٫ خروج سلاطین عجمایشان در تطبیقی دیگر بدون دلیل، مراد از خروج سلاطین عجم در نزدیکی ظهور را به فروپاشی دولت صفوی نسبت میدهد و میگوید:خروج سلاطین عجم است از شأن و وقار. شاید که مراد بیعت ایشان باشد سایر دول را در ازمنه از ازمان، به جهت مصالح به امر سلطنت یا اینکه به جهت بعضى از امور دین وسستى در سلطنت ایشان عارض شود… و همچنین امر سلطنت در بلاد عجم در بعضى اوقات سست و موهون شد در آخر سلطنت صفویه که افاغنه و اوزبک بر بلاد عجم مستولى شدند (همان: 357 و 358).5٫ غلبه کردن دیلمان بر ریمرندی عبارتی از ناسخ التواریخ را ذکر کرده و میگوید:اما در شهر رى مردم فتنهانگیز فراوان آیند، در آخر زمان دیلمان بر ایشان تاختن کنند (همان: 361).ایشان در سخنی بدون دلیل مراد از دیلمان را طائفه بختیاری دانسته و به صرف دیدگاههای ضد مشروطه خود، میخواهد اشارهای به وقایع دوران مشروطه و تسلط طوایف بختیاری به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتح تهران) بر ری و ارتباط آن با دوران ظهور اشارهای داشته باشد.بیان مرندی چنین است:چنانکه در مراصد الاطلاع فی معرفه الامکنه والبقاع وارد است که دیلمان جمع دیلم است در لغت فرس قریه من قرى الاصفهان که طائفه بختیاری است (مرندی، 1328: 362 و 364؛ مرندی، 1322: 17).
منفردات و اضافات در ترجمه جرائد سبعه1٫اخبار حضرت علی(ع) از سال 1329 قمریدر جریده دوم از این کتاب به روایتی از حضرت علی(ع) اشاره کرده و چنین میگوید:من اخبار امیرالمومنین(ع) فی سنه ثلاثمائه و تسعه و عشرین بعد الالف تغیرت الدنیا فی سایر الاحوال و یتغیر امور الناس کلها فانه یکون للناس اختلاف کثیر و یقتل منهم خلق عظیم و یخرج رجل علی الملک فیکون فزع و قتال و یکون الفساد و البلایا کلها فی الناس و یخرج الخوارج من النواحی و یزید فیهم کثره الفساد و اهراق الدماء و القتل و الجوع و الله اعلم بحقائق الامور؛ خبر داد حضرت امیر المومنین(ع) که در سال هزار و سیصدو بیست ونه تغییر مییابد اوضاع دنیا در تمام حالات و نیز متغیر میشود امور و معاش مردم پس، به درستی در این هنگام برای مردم پدیدار میشود اختلاف و دشمنی زیاد و کشته خواهد شد اشخاص بیشمار و خروج میکند در میان مردم شخص بی باک به ادعای سلطنت و حادث میشود در دل مردم ترس وبیم بسیار و کشته خواهد شد از مردم آن زمان خلق بی شمار که آشکار خواهد شد میان مردم فساد و نزاع بی حساب و خارج میشوند خروج کنندهها از هر گوشه و کنار و واقع میشود ریختن خونهای ناحق و کشتن مسلمانان بی گناه و ظاهر میشود گرانی و گرسنگی زیاد خداوند عالم عالم است به حقایق امور عباد (مرندی، 1332: 7؛ مرندی، 1333: 39).نقداین گزارش نیز مانند دیگر گزارشهای ایشان بدون سند و منبع ذکر شده است منبع و مستندی برای آن یافت نشد.
تنها مطلبی مشابه از سوی شیخ مفید نقل شده است که علاوه بر عدم انتسابش به ائمه معصومین:، عبارت (هزارو سیصدو بیست ونه) و غیره را ندارد (مفید، 1413: 161)2٫ دستور حضرت محمد(ص) به ازدواج در 1180 ق.چنانکه در تفسیر روح البیان در ذیل آیه معجز بیان: «یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ و زَوْجُکَ الجَنَّهَ؛ در تشویق مردم به تزویج در زمان آینده بعد از سنه هزار و یکصد و هشتاد از هجره نبویه که حضرت رسول(ص) خطاب به اصحاب کرامش فرمود به تحقیق حلال میشود بر امت من عزوبیت و گوشه نشینی کوهها که حلال و مباح میدانند کشتن مردمان بی گناه را. پس در آن زمان تربیت سگها بهتر از تربیت اولاد خونریز [است] و ان تلد المرأه حیه خیر من ان تلد الولد (مرندی، 1332: 8؛ مرندی، 1333: 39).نقدبی دقتی در نقل و تبیین روایات بارزترین صفت این نویسنده است؛ چرا که:یکم: مصدر این روایت کتابهای اهل سنت میباشد و در یک متن به سال 380 ق و در متن دیگری سال 180 ق (نیشابوری، 1316، ج5: 186؛ ثلعبی، 1422، ج7: 92). اشاره شده است. نقل سیوطی چنین است:إذا أتتْ على أمتى ثلاثمُائهٍ وثمانون سنهً فقد أحللتُ لهم الغُرْبَهَ والعُزْلَهَ والتَّرَهُّبَ على رؤوس الجبال؛ (سیوطی، ج2: 145). هنگامی که سال 380 برای امت من محقق شود، برای آنها غربت و عزلت و دوری از مردم و پناه بردن به قله کوهها را روا میدانم.دوم: این روایت در مدح مجرد ماندن و جواز عدم ازدواج در سال مذکور است نه تشویق کردن به ازدواج.
سوم: متاسفانه عبارت (بعد الالف) از قرن یازدهم هجری به این حدیث اضافه شده و تفسیر روح البیان نیز متعلق به اسماعیل حقی بروسی از علمای صوفی مسلک اهل سنت بوده که متوفای 113ق است (جمعی از نویسندگان، 1385، ج8 : 664)چهارم: از عبارت (و مباح میدانند کشتن مردمان بی گناه را) تا (خیر من ان تلد الولد) بیان صاحب تفسیر روح البیان است که در نقل مرندی گمان میرود از عبارتهای حدیث نبوی میباشد.3٫تخریب حرم امام رضا(ع)ایشان در قسمتهای مختلفی از کتاب خود به عبارت هایی استناد کرده تا هتک حرمت سربازان روس به حرم رضوی را از نشانههای ظهور بداند. در این جا به مواردی اشاره میکنیم:الف) فهناک اظهر خسفا بالمشرق و خسفا بالمغرب. مفاد ذیل خبر شریف اشاره بر زلزله قوچان است که از توابع خراسان است که سی سال قبل به مقام ظهور رسید که شاید به توهین حرم محترم حضرت ثامن الائمه اشاره شده باشد. (مرندی، 1332: 44).ب) در خطبه شریفه که مشهور به خطبه البیان است که میفرماید…و یخربون خراسان و یفرقون الجلسان و یحبون الربا و یهدمون الحصون…و هتک مینمایند خراسان و مشهد حضرت رضا غریب الغربا علی بن موسی الرضا(ع) و بیرون مینمایند اشخاص متحصنین را از حرم عرش بنیان و حلال میدانند حرام را و منهدم میسازند دیوار و قبه منوره آن مفترض الطاعه را (همان: 45).
ج) و یحدث فی ارض المشرق ما یحزن…و حادث شود در مشرق زمین آن چیزی که اندوهناک و غمگین سازد و بی آرام کند؛ اگر چه در مشرق زمین بسی وقایع حزن آورنده و آرام برنده روی داده است؛ اما به نظر انصاف و اسلامیت اگر نگرند، هیچ واقعه و حادثه در زمین مشرق که غم انگیز و حزن آورنده و آرام برنده باشد، مسلمین را علی الخصوص شیعیان و محبین اهل بیت طاهرین حضرت سید المرسلین را بالاتر از این قضیه هائله مشهد مقدس رضویه علی مشرفها الاف الثنا و التحیه بکیفیتها نشده است (همان: 58 و 60)نقدیکی از ویژگیهای تالیفات مرحوم مرندی این است که ابتدا امری را برای خود مسلم گرفته و سپس تلاش میکند به هر ترفند ممکنی دلیل و مستند برای آن بیابد. فارغ از این مطلب که نقلهای مورد استناد این نویسنده تا چه اندازه اعتبار دارد؛ استدلال ایشان در تمامی موارد از تطبیق یک مسئله بر دلیل عام رنج میبرد. به عبارت دیگر، بیان روایت این است که اتفاقی در شرق خواهد افتاد که این مطلب کلی نمیتواند دلیل بر اثبات تخریب مرقد مطهر امام رضا(ع) به عنوان مسئلهای خاص باشد. همچنین ایشان در کتاب دیگر خود با عنوان «دلائل براهین الفرقان» (در استدلال به این مطلب حدیثی را از کتاب «کنوز الحقائق من حدیث خیر الخلائق» نقل کرده است که این حدیث در آن کتاب وجود خارجی نداشته و اصولا در هیچ کتاب حدیثی دیگری ذکر نشده است.در نتیجه دلیل بر این مطلب نداریم که تخریب مرقد امام رضا(ع) در منابع روایی پیشگویی شده و از علائم ظهور میباشد.
نتیجهگیریشیخ ابوالحسن مرندی یکی از نویسندگان دوره قاجاریه بوده که در جلد سوم کتاب نورالانوار، با عنوان مظهر الانوار، و دو اضافه بر آن با عنوان جرائد سبعه و شرح جرائد سبعه به مباحث مهدویت پرداخته است او در این سه اثر روایت هایی را در باره نشانههای ظهور استفاده کرده که تا کنون در منابع شیعه و سنی ذکر نشده است و شائبه جعل در آن وجود دارد. همچنین ایشان روایت هایی را به برخی از کتابها نسبت داده که از آن مطالب، در کتابهای آدرس داده شده اثری نیست و یا هیچ فهرست نگاری از آن کتاب و انتساب به مولف آن یاد نکرده است. نکته قابل تامل اینکه جز ایشان نیز کسی کتاب را ندیده است. در قسمت تطبیقات نیز با توجه به دیدگاههای ضد مشروطهای که در وی وجود داشته، تلاش کرده است تا مشروطه را از جمله فتنههای آخرالزمان بنامد و تطبیقهای بدون قرینه خود را در مورد عصر خود به خواننده القا کند.پیوست (تصاویر)کتاب نور الانوار به همراه این کتاب در یک نسخه چاپ شده است.از صفحه 282 به بعد، کتاب مظهر الانوار آغاز میشود.صفحه اول کتاب (نسخه کتابخانه مجلس)صفحه آخر کتاب (نسخه کتابخانه مجلس)صفحه اول مستطرفات (نسخه کتابخانه مسجد اعظم)صفحه آخر مستطرفات (نسخه کتابخانه مسجد اعظم)منابعقرآن کریم1٫ ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم (1397ق). الغیبه، محقق علی اکبر غفاری، تهران، صدوق.2٫ ابن بابویه، علیبن الحسین (1404ق). الإمامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الامام المهدی(ع).3٫ ابن بابویه، محمدبن علی (1395ق).
کمال الدین و تمام النعمه، علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه4٫ ابن شهر آشوب، محمد بن علی (1379). مناقب آل ابی طالب:، قم، علامه.5٫ ابن عربی، محیی الدین، (بیتا). فتوحات المکیه، دار احیاء التراث العربی.6٫ ابن اعثم الکوفی، احمد بن علی (1380). الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی، انتشارات علمی فرهنگی.7٫ امین، سید محسن (1403ق). اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف.8٫ انصاریان، حسین، بی تا، تفسیر حکیم، قم، دارالعرفان.9٫ برسی، رجب بن محمد (1422ق). مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علی(ع) ، بیروت، موسسه الاعلمی.10٫ بلاذری، احمد بن یحیی (1417ق). انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر.11٫ بیدآبادی، مسعود (1381). نگاهی به خطبه الافتخار و خطبه تطنجیه، فصلنامه علوم حدیث، شماره 25، دانشکده دارالحدیث.12٫ ثعلبی، احمد بن ابراهیم (1422ق). الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی.13٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر علی اکبر رشاد (1389ق). دانشنامه امام علی(ع)، تهران،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.14٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر کاظم موسوی بروجردی (1385ق). دائره المعارف بزرگ اسلامی،تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.15٫ حائری یزدی، علی (1422ق). إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب(عج)، بیروت، موسسه الاعلمی.16٫ حیدر الکاظمی، سید مصطفی، (بیتا). بشاره الاسلام فی ظهور صاحب الزمان، بی جا،آل البیت.17٫ خراسانی، محمد هاشم (1347). منتخب التواریخ، بیجا، کتابفروشى اسلامیه.18٫ خصیبی، حسین بن حمدان (1419ق).
الهدایه الکبری، بیروت، البلاغ19٫ راوندی، سعید بن هبه الله (1409ق). الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی(ع).20٫ سپهر، محمد تقی (1377). ناسخ التواریخ، تهران، اساطیر.21٫ سیوطی، عبدالرحمن،(بیتا). جامع الاحادیث، بی جا، بی نا، موجود در کتابخانه المکتبه الشامله.22٫ شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، (بیتا). الیواقیت و الجواهر، دار احیاء التراث العربی.23٫ شهبازیان، محمد (1393). ره افسانه، قم، مرکز تخصصی مهدویت، اول.24٫ ـــــــــــــــ (1393). واکاوی کتاب نورالانوار اثر علی اصغر بروجردی، فصلنامه علمی ترویجی انتظار موعود، ش 44، قم، مرکز تخصصی مهدویت.25٫ طبرسی، احمد بن علی (1403ق). الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی.26٫ طهرانی، آقا بزرگ (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالأضواء.27٫ طهرانی، آقا بزرگ (1404ق). طبقات اعلام الشیعه،مشهد، دارالمرتضی.28٫ عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی (1379). الدره الباهره من الاصداف الطاهره، قم، زائر.29٫ عاملى نباطى، على بن محمد (1384ق). الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم ، نجف، المکتبه الحیدریه.30٫ عرب حسینی، سید مهدی (1387). دوره قاجار و تالیفات درباره مهدویت، فصلنامه علمی پژوهشی مشرق موعود، شماره 5، قم، پژوهشکده مهدویت (آینده روشن).31٫ کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه.32٫ مامقانی، عبدالله (1423ق). مخزن المعانی، قم، موسسه آل البیت.33٫ مجلسی، محمد باقر (1403ق).
بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی34٫ مرندی، ابوالحسن (1332ق). جرائد سبعه، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.35٫ ـــــــــــــ (1333ق). شرح جرائد سبعه، قم، نسخه خطی موجود در کتابخانه مسجد اعظم.36٫ ـــــــــــــ (1344). فجائع الدهور، قم، نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.37٫ ـــــــــــــ (1328ق). مجمع النورین، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.38٫ ـــــــــــــ (1328ق). نور الانوار، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.39٫ محمدبن محمدبن النعمان، المفید (1413هـ). الإختصاص، قم، کنگره هزاره شیخ مفید.40٫ المقدسی الشافعی، یوسف بن یحیی (1428ق). عقدالدرر فی اخبار المنتظر، قم، مسجد مقدس جمکران.41٫ میبدی، حسینبن معین الدین(1411ق). دیوان منسوب به امیرالمومنین(ع)، قم، دار نداءالاسلام.42٫ نجاشی، احمد بن علی (1418ق). رجال، قم، نشر اسلامی.43٫ نمازی شاهرودی، علی (1418ق). مستدرک سفینه البحار، نشر اسلامی.44٫ نیشابوری، نظام الدین حسن بن محمد (1416ق). تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بیروت، دارالکتب العلمیه.45٫ http: //phz.hajj.ir/163/10537(پژوهشکده حج و زیارت)، کتابشناسی بقیع.نویسندگان:محمد شهبازیان، نصرت الله آیتیمجله انتظار موعود شماره 46انتهای متن/.
05:58 - 21 آبان 1395