«فبک» کودکان را متعهد بار می‌آورد/ متأسفانه اکثر پژوهش‌ها درآمدمحور شده‌اند

عضو گروه فبک (فلسفه برای کودکان) پژوهشگاه علوم انسانی گفت: در «فبک» به بچه‌ها آموزش می‌دهیم که اولاً مشکلات اطراف خود را ببینند، ثانیاً متعصب باشند و تا جایی که می‌توانند برای رفع معضلات تلاش کنند نه اینکه بی‌تفاوت از کنارش بگذرند!
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، پژوهش یک سؤال و تشنگی است که پژوهشگر با طرح آن سعی دارد تا پاسخ آن سوال را پیدا کرده و در واقع خود و جامعه را سیراب کند. به مناسبت هفته پژوهش سعید ناجی، عضو گروه فلسفه برای کودکان پژوهشگاه علوم انسانی (فبک) به برخی سوالات ما در عرصه پژوهش پاسخ داده است.*مفهوم پژوهش به اعتقاد شما چیست؟ پژوهش در اصل از یک سؤال آغاز می‌شود که فرد پژوهشگر را رنج می‌دهد، در واقع یک تشنگی برای فرد می‌آورد و این تشنگی پژوهشگر را بر می‌انگیزد تا پاسخ سوال خود را پیدا کند.متأسفانه امروز پژوهش تعریف اولیه خود را از دست داده است*معضلاتی که امروز گریبان پژوهش‌محوری ما را در جامعه گرفته است، به اعتقاد شما چیست؟ متأسفانه امروز پژوهش تعریف اولیه خود را از دست داده است بدین صورت که پژوهشگر تلاش دارد کاری انجام دهد که به واسطه آن زندگی خود را بگذراند البته این نیازها از هم جدا نیستند اما برخی اوقات یک پژوهشگر هوشمند می‌تواند سوالات خود را طوری تعریف و پاسخ دهد که زندگی‌اش هم تأمین شود.یک نوع پژوهش دیگر اینگونه است که افراد علاقه‌مند و دلسوز جامعه تشنگی خود را کنار می‌گذارند و به تشنگی اجتماع خود فکر می‌کنند. به عنوان مثال دکتر شریعتی به سوالات فلسفی بسیار علاقه‌مند بود اما وقتی می‌دید جامعه از مشکلات دیگری رنج می‌برد، سوالات خود را کنار می‌گذارد و به سمت حل مشکلات جامعه می‌رود.
*راهکار چه می‌تواند باشد؟درحال حاضر باید هم پژوهشگر و هم کسانی که حمایت مالی از پژوهشگران می‌کنند باید به این نکته توجه کنند که مبادا پژوهش‌هایی کار شود که به مشکلات جامعه هیچ ربطی نداشته باشد و چیزی که به درد هیچ ابوالبشری نمی‌خورد را حل کنند و نهایتا نتیجه کارشان در گوشه کتابخانه خاک بخورد این اوج نابودی پژوهش اولیه است که می‌تواند رخ بدهد و عدم توجه به این مسائل و مشکلات مردم ، کودکان و جامعه و مسائل اخلاقی روی زمین بماند.ممکن است به تدریج پژوهش به گوشه‌های دنج دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها کشیده شودنکته دیگر اینکه انسان به طور خودکار میل به راحتی دارد و می‌خواهد راحتترین راه را انتخاب کند ممکن است به تدریج پژوهش به گوشه‌های دنج دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها کشیده شود و اندیشمندان نه تنها از مسائل خود بلکه از مسائل اجتماع خود بی اطلاع بمانند یعنی یک پژوهشگر در اتاق خود می‌نشیند و تنها در آنجا برای خود حل مسئله می‌کند اما مردم بعد از دیدن آن پژوهش آن را درک نمی‌کنند.پس نکند شرایط موجود و تنبلی یا هر چیزی پژوهشگر را به سویی سوق دهد که به حل مشکلاتی که به درد ما نمی‌خورد اما حقوق مرا یک نوعی تأمین کند، سوق دهد. کسانی که پژوهش‌ها را حمایت می‌کنند هم باید به نوعی حواسشان جمع باشد تا پژوهشگران به این سمت و سو سوق یابند.
* رویکرد فلسفه برای کودکان به پژوهش چیست؟ و رویکرد فلسفه برای کودکان دراین راستا چه می‌تواند باشد؟ در این سیستم، کودکان و نوجوانان آموزش می‌بینند که مشکل خود و جامعه‌شان را مشاهده کنند، یعنی از اعوجاجات و تفاوت‌ها و مسائلی که اطراف خودشان است، مطلع شوند و بپرسند که چرا این اتفاقات رخ داده است چرا هوای تهران آلوده است، چرا ترافیک شدید باعث این مشکلات شده است؟ چرا این آسیب‌های اطرافمان ما را دچار مشکل می‌کند؟اولین مرحله فهم این مشکلات است، در مرحله دوم محقق یاد می‌گیرد که دنبال آن را بگیرد و راه حل آن را پیدا کند، پایان نامه کار کند و تحقیقی انجام دهد نه اینکه طوری باشد ما چهل سال در این دود زندگی کنیم و هرگز به خاطرمان نیاید که این تحقیق را عملی کنیم و اصلا نمی‌فهمیم که این دود تمام وجود ما و جامعه را نابود می‌کند چرا که حواسمان به پژوهش‌های دیگر است که پرستیژ دارد یا به لحاظ مالی ما را ارتقاء می‌دهد!اینطور فایده ندارد که ما چهل سال در دود زندگی کنیم و هرگز به خاطرمان نیاید که این معضل را در قالب تحقیقی عملی و مشکلات را رفع کنیمما در فلسفه برای کودکان اولا یک چیزی که به بچه‌ها یاد می‌دهیم این است که مشکلات اطراف خود را ببینند دوما متعصب باشند تا جایی که می‌توانند برای رفع و حل مشکلات شریک باشند نه اینکه از کنارش بگذرند و اصلا نفهمند که چه مشکلاتی دارند.
اما نکته دیگر این است که آموزش و پرورش باید روش تحقیق و ابتکار را هم نشان دهد، نه اینکه حافظه محوری کند به بچه‌ها کمک کنیم تا تحقیقی را شروع کنند و به اکتشافی دست بزنند یعنی بچه‌ها در کلاس دور هم جمع شوند تحقیقی را انجام دهند نه اینکه نمره بگیرد یا وقت تلف کنند بلکه کل فرایند آموزشی‌شان معادل تحقیق باشد باید تحقیق عملی را به بچه‌ها یاد دهیم تا مقلد محض رسانه‌ها و تبلیغات و شعارهای رسانه‌ای نباشنداگر این تحقیقات انجام نشود مردم هر چه می‌بینند را از رسانه‌های نادرست استفاده می‌کنند و در غیر این صورت افراد فکر می‌کنند که چرا باید فلان کار را بکنند یا فلان کالا را بخرند، بنابراین ما در فلسفه برای کودکان آموزش را نوعی تحقیق می‌دانیم که بچه‌ها در کلاس‌ها به همراه معلم به اکتشافی دست می‌زنند تا در نهایت در آینده به محققانی تبدیل شوند.*چه فعالیت‌های مهمی از سال گذشته تاکنون به انجام رساندید؟آنچه در سال گذشته فلسفه برای کودکان انجام داده نشر تعدادی کتاب است که در این زمینه‌ها چاپ شده است دو کتاب داستان و یک کتاب راهنما و یک کتاب تألیفی در نقد فلسفه برای کودکان و 11 جلد کتاب برای مربیان و کتابی ترجمه‌ای درسی که در کشورهای مختلف ارائه شده با عنوان «فلسفه در کلاس درس» چاپ شده است.
همینطور کارگاه‌های متعدد تربیت مربی در چند دوره و کارگاه‌های داستان هم برگزار کردیم که امسال هم ادامه دارد، سخنرانی‌هایی در زمینه ادبیات داستانی کودک با حضور اساتید حوزه‌های مختلف برگزار کردیم و در روز جهانی کودک هم برنامه‌ای در پاسخ به برخی نقدهای موجود با سخنرانی یک نفر منتقد برگزار کردیمانتهای پیام/.
سعید ناجی
08:34 - 24 آذر 1395

2 بازنشر
48 بازدید



1 پاسخ