جزئیات رکاب زدن دوچرخه‌سوار دماوندی تا کربلای معلی/ ایران برای گردشگران جزو ارزان‌ترین کشورهای دنیاست

دوچرخه‌سوار دماوندی جزئیات رکاب زدن خود از دماوند تا کربلای معلی را مطرح کرد و گفت: ایران برای گردشگران جزو ارزان‌ترین کشورهای دنیاست.
سایکل توریست یا گردشگری با دوچرخه یکی از انواع گردشگری ارزان‌قیمت به شمار می‌آید که از زمان پیدایش دوچرخه رواج داشته و حتی اطرافیان ما نیز از سفر با دوچرخه به شهرهای دور و نزدیک و اماکن مقدسه مثل قم خاطراتی را تعریف می‌کنند.ماجراهای محمدجواد مظهری را خیلی از همشهری‌های دماوندی همیشه در شبکه‌های اجتماعی و عکس‌هایی که به‌واسطه گردش به شهرهای مختلف ایران انجام می‌داد، دنبال می‌کنند.پیش‌تر هم به مناسبت صعود او با دوچرخه به قله دماوند گزارشی از وی را درج کرده بودیم، اما بی‌راه ندیدیم به مناسبت دوچرخه‌سواری او از دماوند به قصد عتبات عالیات و پیاده‌روی ایام اربعین خبرگزاری فارس گفت‌وگویی را با این دوچرخه‌سوار داشته باشد.*لطفاً خودتان را معرفی کنید؟محمدجواد مظهری متولد 1370 اهل سنقر کرمانشاه هستم.*چه شد که به دماوند آمدید؟به دلیل شغل پدرم و نزدیک بودن به اقوام ابتدا به تهران آمدیم؛ در حال حاضر نیز حدود 15 سالی است که ساکن دماوند هستیم.*در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید؟ابتدا الکترونیک خواندم، بعد تغییر رشته داده و معماری خواندم.*وضعیت سربازی چطور؟ا‌ن‌شاءالله اسفندماه اقدام خواهم کرد.*از چه زمانی دوچرخه‌سواری را آغاز کردید؟آغازش از هفت یا هشت سالگی بود، ولی به صورت حرفه‌ای 9 تا 10 سالی می‌شود که این کار را دنبال می‌کنم؛ 2-3 سالی در رشته تریال که همان حرکات نمایشی است، فعالیت می‌کردم؛ هم‌اکنون در رشته کوهستان مشغول هستم و در زمینه کوهنوردی و صخره‌نوردی نیز تجاربی دارم.
*دوچرخه‌سواری جاده را از چه زمانی آغاز کردید؟البته به این سبک «سفر با دوچرخه» یا «سایکل توریست» می‌گویند؛ حدوداً از 9 سالگی این کار را آغاز کردم؛ در گذشته به صورت محدود و سالی یکبار انجام می‌دادم؛ ولی اکنون پشت سر هم به سفر می‌روم؛ می‌توان گفت تقریباً اکثر جاهای ایران را گشته‌ام و مشکلی که برای این نوع سفر به کشورهای خارجی وجود دارد، بحث پاسپورت است*کجاها نرفتید؟سیستان و بلوچستان را هنوز نرفته‌ام؛ قصد دارم امسال اقدام کنم؛ ولی به استان‌های شمالی، جنوبی، مرکزی و غربی ایران سفر کرده‌ام.*آیا کویرنوردی کرده‌اید؟خیر، چون با دوچرخه نمی‌توان کویر را طی کرد؛ پیاده رفتم، نهایتاً یک مسیر 2 یا 3 کیلومتری را می‌شود رکاب زد؛ برای مسافت بیش از این امکانش نیست.*تصمیم سفر کربلا با دوچرخه چگونه شکل گرفت؟امسال نخستین بار بود که به کربلا سفر کردم؛ در گروه‌های تلگرامی مختلف اعلام کردم که قصد دارم بروم و اگر کسی که می‌خواهد، بیاید تا برویم؛ یک عده گفتند ما دوچرخه را می‌بریم مرز مهران و از آنجا رکاب می‌زنیم و در برگشت با خودرو برمی‌گردیم؛ سرمای هوا و گردنه‌های مسیر داخل کشور ما به مقصد کربلا زیاد بود؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم از جنوب بروم؛ دو روزش را به باران خوردم؛ یک روز در ساوه و یک‌جا هم در جاده اراک به خرم آباد؛ آنقدر باران بارید و مسیر گل شد که دوچرخه حرکت نمی‌کرد.
روز دهم آبان استارت زدم و حرکت کردم؛ قبل از این سفر هم سه روز جنگل ابر بودم؛ بلافاصله بعد از برگشت، شب را استراحت کردم و صبح 10 آبان‌ماه حرکت کردم؛ دوچرخه برای من یک خانه کوچک و جمع و جور است؛ حدوداً 90 کیلو با چرخ وسیله بردم؛ این 90 کیلو برای سفر به دور دنیا کافی است؛ البته در تابستان با کمتر از این میزان هم می‌توان سفر کردتعمیرات دوچرخه هم با خودم است؛ لذا یکسری قطعات هم با خودم می‌برم، قطعاتی که ممکن است آسیب ببیند.در ایران یک مشکلی که وجود دارد این است که برای دوچرخه قوانین وضع نشده است؛ در اتوبان اگر خودرویی به دوچرخه بزند، دوچرخه سوار مقصر صد در صد است، ولی در جاده‌های اصلی هم 50 - 50 است؛ کلاً کار پرریسکی محسوب می‌شود؛ خودم چند وقت پیش مشهد تصادف کردم، مقصر طرف مقابل بود اما با تلاش و سختی 50-50 شد؛ اما در کشورهای خارجی اینطور نیست؛ دوچرخه هم وسیله نقلیه محسوب می‌شود و قانون دارند؛ حتی مسیر مشخصی برای آن وجود دارد و در ایران فقط در شهر کیش چنین مسیری را داریم.شهرهایی که به قصد کربلا طی کردم بدین شرح است: دماوند، تهران، جاده ساوه، اراک، بروجرد، خرم آباد، بعد از خرم آباد به سمت جنوب رفتم، بعد شوش، بستان و چذابه، البته مسیر انحرافی هم رفتم؛ صد و خورده‌ای مسیر را رفتم که شوشتر را ببینم؛ بعد دزفول که به طور متوسط 30 کیلومتر در ساعت حرکت کردم، از ساعت 6 تا 18 و زمان استراحتم هم شامل صرف ناهار بود.
هشت روز تا رسیدن به مرز چذابه در راه بودم؛ برای عبور از مرز کمی به مشکل برخوردم؛ شاید حدود 70 یا 80 نفر از مسؤولان عراقی آنجا آمده بودند تا ببینند امکانش وجود دارد که با دوچرخه از مرز عبور کنم یا خیر؛ فرمانده آنها می‌گفت در این 10 سالی که من اینجا هستم این نخستین باری است که دوچرخه می‌خواهد عبور کند؛ بالاخره به هر طریق بود از مرز عبور کردم؛ بعد از چذابه نخستین شهری که رفتم العماره بودسفر انفرادی خیلی سخت‌تر از گروهی و خاطرات آن نیز بیشتر است؛ به علاوه اینکه کشور عراق علاوه بر خطر داعش و ... خطر جاده‌ای بسیار دارد؛ چون هم قانون درستی وجود ندارد و هم رانندگان اهل رعایت نیستند؛ ولی عشق امام حسین (ع) سختی‌ها را آسان می‌کند.از چذابه تا نجف حدوداً 500 کیلومتر مسافت بود؛ اگرچه مسیر کفی بود، ولی باد مخالف می‌وزید و این امر موجب کاهش سرعت می‌شد.مسیر را با GPS چک می‌کردم؛ چون زبان عربی را خوب بلد نیستم؛ از طرفی چون مردم در حال پیاده‌روی بودند مسیر مشخص بود؛ از العماره رفتم به شهر الفجر، یک موکبی بود که آنجا استراحت کردم و مرا تحویل گرفتند؛ یک شب الفجر ماندم، بعد از آنجا به دیوانیه رفتم و شهر بعدی را یادم نیست و بعد هم نجف و کربلا.روزی 100 کیلومتر رکاب می‌زدم و طی مرز چذابه تا نجف 15 روز طول کشید؛ مسیر برگشت به ایران را با خودرو آمدم؛ چون هم امنیت خیلی کم و هم هوا خیلی سرد می‌شود.
*هزینه‌های سفر به چه نحوی است؟هزینه سفر کردن با دوچرخه از دیگر وسایل کمتر و منتها این نوع سفر کردن هنر است؛ باید بتوانید هزینه‌ها را مدیریت کنید و اوایل هزینه‌هایم بیشتر بود؛ مثلاً وقتی به کیش می‌رفتم هزینه‌ام حدوداً یک میلیون و خرده‌ای می‌شد، در حالی که با این میزان هزینه می‌شود به ترکیه، ارمنستان و آذربایجان بروید و برگردیدبه منظور اقامت بیشتر در چادر هستم؛ بعضی اوقات نیز مهمان مردم آن شهر می‌شوم؛ مردم ایران مردم مهمان‌نوازی هستند؛ تأمین هزینه سفرهایم با خانواده‌ام است، ولی آنقدری هزینه ندارد، صرفاً مدیریت هزینه‌ها مهم است؛ به عنوان مثال هزینه سفر سه روزه به جنگل ابر 79 هزار تومان شد.*اگر کسی علاقه به آغاز این گرایش گردشگری داشته باشد، از کجا می‌تواند اطلاعات کسب کند؟در ایران هنوز بحث سایکل توریست جا نیفتاده است؛ البته گروهی داریم که 2 هزار و 500 نفر عضور دارد، اما شاید مجموعاً 50 نفر هم فعال نباشند؛ لذا سایت خاصی در ایران برای سایکل توریست وجود ندارد؛ سفر انفرادی از جهاتی بهتر است و دیگر گرفتار هماهنگی باسایران نمی‌شوید و از سویی هزینه‌ها پایین می‌آید؛ اما خطر نسبت به سفر گروهی بیشتر است.*برای اینکه کسی سایکل توریست شود باید چه بکند؟اول اینکه باید دوچرخه بخرد؛ دوچرخه از یک میلیون و نیم و گردشگری نیز از سه میلیون و نیم آغاز می‌شود؛ بعد وسایلی نظیر خورجین، لوازم کمپینگ، چادر، زیرانداز، کیسه خواب، لباس دوچرخه‌سواری، دوربین و ... می‌خواهد؛ در عراق 100 فریم عکس گرفتم.
این سفر برایم بسیار جذاب بود؛ چراکه شما می‌توانید شگفتی‌های این سفر را به آرامی به نظاره بنشینید؛ با خودرو امکان دیدن این زیبایی‌ها وجود ندارد و پیاده هم که باشید، مسیر کوتاه است؛ سایکل نسبت به هیچهایک (نوعی سبک گردشگری ارزان قیمت که با یک کوله پشتی آغاز می‌شود) بهتر است؛ در مجموع دوچرخه ماجراجویی است و کل جاده از دماوند تا کربلا را با جزئیات خاطرم است*کل هزینه سفر کربلای شما چقدر شد؟کل هزینه سفرم 200 هزار تومان شد؛ البته تأکید می‌کنم که باید مدیریت سفر بلد باشید؛ من به هیچ‌وجه به رستوران نمی‌روم، مگر آن که شهر غذای محلی خاصی داشته باشد؛ هر جا می‌روم بلیط نمی‌گیرم.اگر اسپانسر داشته باشید خیلی خوب است؛ برای یک برنامه از نوشهر تا بوشهر اسپانسر داشتم؛ در آن سفر در 16 روز، سه میلیون و پانصد هزار تومان خرجم شد؛ حدوداً ده نفر بودیم؛ البته این برنامه بین‌المللی بود؛ این برنامه با این هدف برگزار شده بود که بگویند ایران کشور امنی است؛ لذا وزارت ورزش و جوانان پای کار آمد و اسپانسر شد.می‌توان گفت ایران جزو ارزان‌ترین کشورهای دنیاست برای خارجیانی که به سفرهای این چنینی می‌روند؛ طرف یک‌هزار دلار بیاورد، می‌شود سه میلیون و پانصد هزار تومان و تازه پول اضافه هم می‌آورد؛ در مسأله جذب توریست، سرویس‌ها و خدمات به ویژه سرویس‌های بهداشتی اهمیت فراوان دارند که متاسفانه در ایران به این مقوله توجه چندانی نمی‌شود.
*چقدر با اطلاعات تربیت‌بدنی پیرامون شرایط فیزیولوژیک و میزان ریکاوری آشنایی دارید؟ریکاوری در این ورزش بستگی به بدن دارد؛ دوچرخه‌ام کامپیوتر سیستم دارد؛ ضربان قلب، سرعت، کالری و .. را محاسبه می‌کند؛ من به طور میانگین 5 هزار تا 6 هزار کالری می‌سوزانم که بستگی به جاده دارد؛ البته رعایت برخی نکات در این ورزش ضروری است؛ مثلاً اینکه نباید ضربان قلب از یک حد مشخصی بالاتر برود، اکنون بدون دستگاه هم متوجه می‌شوم.*چرا در مسابقات شرکت نمی‌کنید؟من عضو هیأت دوچرخه‌سواری شهرستان دماوند هم هستم و برنامه‌ها نسبت به گذشته برنامه‌ها بهتر شده ولی هنوز مانده تا به نقطه ایده آل برسد؛ آقای طاهری مسؤول هیأت و بنده دبیر هیأت هستم؛ یک بار در مسابقات شرکت کردم ولی علاقه چندانی به این کار ندارم؛ زیرا نه جایزه ارزشمندی دارد و نه جذابیتی.کلاً انجام کارهای خاص را دوست دارم؛ این کار نیاز به عشق و علاقه دارد؛ دوچرخه‌ام 11 کیلوست، دوچرخه‌ای که با آن به قله رفتم 14 کیلو بود؛ من 6 تا دوچرخه داشتم، الان سه چهار تا دارم.انتهای پیام/67015/ک40/.
دوچرخه سوار مازندرانی در شوشتر
17:21 - 1 دی 1395

1 بازنشر
3 بازدید



1 پاسخ