همسر شهیدی که کلیهاش را نذر سلامتی شوهرش کرد
همسر شهید عارف از بی قراری هایش میگوید؛ از بهت توام با مدهوشی، از اینکه نمی خواسته باور کند همسرش شهید شده است و کلیه اش را نذر کرده است.
به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، جمعی از دانشجویان شیراز در اقدامی صمیمانه و ارزشمند به دیدار خانواده شهید مدافع حرم فاطمیون رفتند و با پدر این شهید عزیز دقایقی به گفتوگو نشستند. گزارش این دیدار را به قلم یکی از این دانشجوها در ادامه مطلب خواهید خواند. ***از دیدار حاج امان و پدرش، به نیابت از برادر و فرزند شهیدشان تا دیدار امروزمان با خانواده ی شهید کاظمی، یک قصه مشترک است. قاب های روی دیوار و خانه های بدون مبل... زندگی خالی از اشرافیت و غنی از معنویت و اخلاصگویی بعد از 1400 سال هنوز هم پابرهنه ها و برزمین نشسته ها و مستضعفان، در خط مقدم جان فشانی برای نهضت حسینی و انقلاب خمینی قرار دارند.اما قصه ی عارف کاظمی...راستش تا زمان تشییع این شهید بزرگوار، نمی دانستم، چنین بافت های فرسوده ای، در چند قدمی آرامگاه سعدی وجود دارد. یک سال از دیدار قبلی مان میگذشت که این بار اما خانواده ی شهید به چند کوچه بالاتر و منزلی اجاره ای نقل مکان کرده بودند.
خانه ای که صفا و سادگی و صمیمیت از در و دیوارش به بیرون فوران می کردعلیرضا پسر معلول شهید عارف کاظمی با شیطنت ها و بازیگوشی هایش، جمع را تحت تاثیر قرار داده بود سکوت همسر شهید، فریادی از ناگفته ها بود. بالاخره اصرارها جواب داد و چند کلامی مهمان کلام همسر شهید شدیم. از بی قراری هایش شنیدیم؛ از بهت توام با مدهوشی، از اینکه نمی خواسته باور کند همسرش شهید شده است و کلیه اش را نذر کرده است. در آخر طبق رسم معمول و خواهش از بستگان شهید و طلب دعای خیر با اهدای صحیفه ی سجادیه به همسر شهید، از او خواستیم دعایمان کند. نمی دانم چه شد اما بغض فروخورده اش ترکید و با اشک چشم بدرقه مان کرد.اما همه ی ماجرا این نیست. این که همسر و فرزند معلولت را در کشوری غریب و در خانه ای اجاره ای تنها بگذاری و برای دفاع از عقیده ات بی چشمداشت نوازش، به شام بروی، فقط از یک عارف بر می آید.انتهای پیام/ب.
11:52 - 13 دی 1395