اخوانیه جمعی از شاعران به مناسبت رونمایی از دو کتاب «انصاری نژاد»
به بهانه رونمایی و نقد و بررسى دو مجموعه شعر جدید حجت الاسلام محمدحسین انصارى نژاد شاعران اخوانیه سرودند.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، به بهانه رونمایى از دو مجموعه شعر جدید شاعر انقلابى و متعهد،حجت الاسلام محمدحسین انصارى نژاد به نام هاى دلنخواهى و غزل خوانى شب بوها ،اخوانیه هاى شاعران تقدیم ایشان مى گردد:اخوانیه مصطفى محدثى خراسانىای عشق تا طراوت باران مراببربیرون بیارازتن و تا جان مراببراز«پشت سایه ها» به افق های آفتابتا« کشف رنگ» رنگ بهاران مراببرخاکستری نشسته به روی« اجاق» شعرآتش بیار و تا تب سوزان مراببرای باغ عطر بیز« سحر خیز»گل بپاشتا فهم عاشقانه انسان مراببرآنجا کنار «زمزمه کاشی» شهودشعری بخوان و تا لب عرفان مراببراز صبح پر شکوفه پروانه های وصلپیکی بیارو از شب هجران مراببردشتی نواز و پای بکوب و غزل بخوانتا «کوهپایه »های خراسان مراببراخوانیه محمدمهدى عبدالهىبخوان به نام غزل ها بخوان به سرشارىشکوه شیخ اجل ،عشق بى کران جارىزبان براى سرودن به لکنت افتاده استبخوان قصیده به شوق "حسین انصارى"مرور کن همه خاطرات باران رامیان "باغ سحرخیز"* واژه ها، بارى!در این "مکاشفه رنگ رنگ"* شب بوها"ز پشت سایه"* ببین ،چلچراغ بیدارىبه "ابر ساحلى"* آسمان دلتنگىقصیده هاى لطیف تو مى کند یارىبه چشم هاى تو سوگند اى سپهر ادبزمان بدون تو سر مى شود به دشوارىشهید زخم زبان هاى نارفیقانىبه مکتب شهدا تا ابد وفادارىبه "دلنخواهى"* دوران فتنه مى خوانىچقدر شعر بصیرت به قصد دلدارى!بهار شعر تو در جان عاشقان گل کردمیان باغ تعهد چه سبز و پربارى!خوش است از تو سرودن میان رؤیاهابه لهجه غزلِ ساده،اینچن
، سلامچشم انتظار دیدن روی گلِ تواماز در درآ و هم نفسِ من بمان، سلام"از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"فصلی غزل به لهجه انسان بخوان، سلام٣"تقدیم به آموزگار شهادت حضرت اباعبدالله (ع) و حنجره عاشورایی «محمد حسین انصاری نژاد» که روایتگر زندگی سرخ است "باید شکوه نام تو را زندگی کنیمای سبز سرخ ! مثل شما زندگی کنیمیک قبله اقتدا به خلوص شما کنیمفارغ ز « من » ، برای خدا زندگی کنیمتا مثل کوفه سجده به شیطان نیاوریمباید کنار قبله نما ، زندگی کنیمچون« ُحر » به راه عشق تو ثابت قدم شویمفارغ ز بوی چون و چرا، زندگی کنیمهرگز مباد بهر تمنای مُلک « ری »همرنگ « شمر» و « حرمله » ها ، زندگی کنیمباید چو لاله همسر داغ شما شویماستاده بر چکاد بلا ، زندگی کنیمبی منت تبسُم مرهم ، به قاف تیغباید قیام سرخ تو را ، زندگی کنیمکرب و بلا ، بهشت هنوز و همیشه استباید به بوی کرب و بلا ، زندگی کنیماخوانیه هاى سید حسن مبارز١به نام عشق، به نام همیشهی جاریبه نام حضرت معبود، حضرت باریبه جان دوست که از جان من عزیزتر استزمانه میگذرد همچنان به دشوارینه آنکه شکوه کنم باز هم خدا را شکرجراحت دل ما نیست آنقدر کاریمباد خاطرت از روزگار افسردهمباد چشم تو در بند گریه و زاریبه خواب رفتن ِبا قصدِ دیدنت خوب استرسیدن ِبه تو در بین خواب و بیدارینگاه چشم، به دیدار دیگران، هرگزصدای قلب، به هنگام دیدنت، آریقلمرو دل ما در تصرف عشق استیدرود بر من و تو، شاعران درباری !سلام گرم مرا میرساند این نامهبه پیشگاه محمد حسین انصاری٢از خود، ازین حکایت پنهانما
اخوانیه سید داود دهقانىبه دفترم شبی از عشق پیرمان گفتمازآشنایی نزدیک و دیرمان گفتمتمام جاده شب را پیاده طی کردمکه از مسافرت دلپذیرمان گفتمبه یزد آمدی و از مسیرمان گفتیبه یزد آمدی واز مسیرمان گفتمتو از ظرافت هر فرش تازه پرسیدیمن از زمختی طرح حصیرمان گفتمتو از بزرگی صدرای خانه ات گفتیمن از حقارت باغ حقیرمان گفتمتمامی کلماتت تبی جنوبی داشتسکوت کردی و از زمهریرمان گفتمتو از زلالی دریای شهرتان گفتیمن از صداقت صاف کویرمان گفتمببخش این که،محمدحسین در شعرممن از برادری بی نظیرمان گفتماخوانیه محمد مرادیتقدیم به محمدحسین انصاری نژاد کهدر سفر میمند توفیق همراهی اش را نیافتمبا شوق تو از بام دماوند گذشتماز اوج سبکبالی الوند گذشتماز دشت غزل های تو یک روز به گریهیک روز به شکرانه ی لبخند گذشتمیک روز به یاد تو پریدم به نشابوریک روز هم از سمت سمرقند گذشتماز باغ غزل هات گل خاطره چیدماز جاده ی اشعار تو یک چند گذشتمبر قایق تشبیه نشستم دو سه بیتیاز پهنه ی دریای تو خرسند گذشتمتو وسعت طوفانی آرایه و تلمیحاز درک عمیق تو به سوگند گذشتماز آتش اندوه تو مانند سیاووشهر بار به امداد خداوند گذشتمامشب هم اگر نیستم اما به هوایتبا قافیه از جانب میمند گذشتاخوانیه سعید نوذرىبریدم از همه تا بال باورت باشمپریدم آه که شاید کبوترت باشمدویده ام شب و روز از میان فاصله هاکه طبق قول و قرار مقررت"باشمبه نفس خویش تشر می زنم و می گویم :به رسم همدلی ای کاش ابوذرت باشمخدا کند که به "یک باغ زخم تر" مرهمخدا کند که بجای برادرت باشمخ
اخوانیه شبنم فرضى زادهاز مسیر جاده سبز شمالی آمدمخوشه ای بی تابی ام, از پشت شالی آمدمچین چین دامنم از غیرت سارا پر استدختر ایلات ترکم این حوالی آمدمتارو پود باورم فریاد باقر خانی استمثل تاریخی که در رج های قالی آمدمیک مغان "ماهنی "برایت پیش کش آورده امکوزه ای زر دسته,با روحی سفالی,,,, آمدمعطرتان پیچیده بود و شاعری کرده ست دلبیت های شهریارم! از تعالی آمدمدست ما و دامن دیوان شیراز شماشیخ شیرین واژه, لطفی! دست خالی آمدماز شب شاه چراغ و شمع شوریده دلاناز مسیر روشنای احتمالی آمدمیک غزل از سعدی دل, میهمانم می کنید؟؟خوشه ای بی تابی ام از پشت شالی آمدماخوانیه محمدرضا سلیمى(1)تو پاکی ، مثل بارانی ، تو خوبیتو مثل ذکر هنگام غروبیچه موجی می زند احساس در توتو دریایی ترین مرد جنوبی(2)شبی از خود گذشت و بی عدد شدمسیر عشقبازی را بلد شددوبیتی شد قطار و ...
از دل منقطار " اصفهان - بوشهر " رد شد(3)همه بیدل شدند و دل ندارندهمه عاشق ، یکی عاقل ندارندبرای پیشکش در محضر دوستدوبیتی های من قابل ندارند(4)شبی با سحر و جادوی دوبیتیشبی شیرین تر از بوی دوبیتیمن و تو ؛ بی قراران ، زیر بارانگذشتیم از سر کوی دوبیتی(5)چه آمد بر سرم در این حوالی؟دعایم کن در این آشفته حالیتو دریایی ؛ پر از شعری و شوریو من زاینده رودم ؛ خشک و خالی(6)من و باد و کویر بی خیالیتو و دریا و شور آن حوالیبپرس از حضرت دریا که ای دوست!چه باید کرد با این خشکسالی؟(7)جهان نوشیده با نام من و توشراب شعر از جام من و تویکی از بیت ها من ، آن یکی تودوبیتی شد سرانجام من و تولازم به ذکر است آیین رونمایی و نقد و بررسى دو مجموعه شعر جدید حجت الاسلام محمدحسین انصارى نژاد روز سه شنبه مورخ ١٣تیرماه ٩٦ از ساعت ٨صبح در سالن ٢٢بهمن بوشهر در حسینیه ثارالله برگزار مى شودانتهای پیام/و.
09:03 - 10 تیر 1396