این جا موقعیت شاه سلطان حسین نیست

روح امام(ره) شاد که با تأسی به کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) و طرح مساله صدور انقلاب و دفاع از محرومان و مظلومان جهان و حمایت از نیروهای انقلابی در جهان اسلام موقعیتی را برای نظام جمهوری اسلامی فراهم کرد که مردمش در سایه آن عزیزانه زندگی کردن را آموختند.
اشاره:آن‌چه در ادامه می‌آید، بخشی از سفرنامه حجت‌الاسلام والمسلمین نصرالله سخاوتی به فلوجه عراق در رمضان 1437 مصادف با خرداد 1395 است. دوشنبه یک‌روز قبل از ماه مبارک رمضان همراه با رئیس فرهنگی حشدالشعبی مستقیم از بغداد به جبهه‌های فلوجه رفتیم. همه جای جبهه، تابلوها مزیّن بود به: «منطقه عملیاتی 15 شعبان»!نیمه شعبان امسال مصادف با سوم خرداد بود. شایع شد که سردار سلیمانی در دارالشفاء به همین مناسبت سخنرانی می‌کند. از بنده هم دعوت شده بود. تصورمی‌کردم که مانند دفعه قبلی خودش نمی‌آید، اما این بار خودش آمد و سخنرانی مفصلی هم داشت. معلوم شد که این شایع، شایعه نبوده است. سرّ این شیوع را نیز امروز می‌فهمم که چرا در روز سوم خرداد(نیمه شعبان) اعلان کردند که سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی به قم خواهد آمد و در فیضیه به سخنرانی می‌پردازد!  سرّش این بود که بعد از ظهر همان روز در عراق عملیات نظامی بود. اگر دشمنان از این عملیات آگاه می‌شدند، امریکا به دولت عراق فشار می‌آورد که عملیات در فلوجه قدغن است و اگر می‌خواهید، در موصل عملیات کنید. زیرا فلوجه در60 کیلومتری بغداد است و باید استخوان لای زخم دولت عراق وجود داشته باشد.
در حقیقت ایرانی‌ها، امریکا و داعش را دور زدند، دست مریزاد!در خود جبهه البته، احوال کسانی غیر از سردار سلیمانی را از بنده می‌پرسیدند که این‌جانب اسمشان را هم نشنیده بودم و حتی به خاطر نسپردم! این نکته نشان می‌دهد که بحمدالله نظیر سردار سلیمانی، سرباز مخلص سیدعلی حفظه‌الله کم نداریم، باز هم الحمدللهسپاس دیگر  حضرت حق هنوز بر زبان جاری است؛ جایی که می‌بینی چگونه همه وعده‌هایش بر حق است: «ان تنصرو االله ینصرکم و یثبت اقدامکم». صدام هزینه‌های سنگینی را به مردم عراق و ایران تحمیل کرد تا ایران را بگیرد اما اکنون ماجرا بر عکس شده است. هر کجا می‌روی، عکس امام(ره) و رهبری، رهبری و آیت‌الله سیستانی، مقام معظم رهبری، آیت‌الله سیستانی و این گونه تصاویر را مشاهده می‌کنی! موقعیتی که دشمنان اسلام توسط صدام به وجود آوردند، نتیجه عکس داده و امروز به موقعیتی برای نظام اسلامی تبدیل شده است که عکس امام(ره) و رهبری در هر کجای عراق دیده می‌شود.این‌جانب به اندازه‌ای از داعش و اذناب امریکا متنفر و منتظر رسیدن به مهلکه آن‌ها هستم که با رویکردی کاملا اصفهانی هنگام عزیمت به عراق در وصیت‌نامه خود آوردم: «...پس اگر اسیر یا شهید شدم و زنده یا مرده‌ام به دست دشمن افتاد، راضی نیستم یک ریال از پول بیت‌المال برای شخص این‌جانب مصروف گردد؛ چراکه این پول‌ها مجدداً باعث پر‌ شدن خشاب استکبار و جنگ‌طلبان احمق بر علیه ملل مظلوم می‌گردد.» آری! در این گونه موارد حتماً باید اصفهانی بود، نه سخاوتی.
نکته‌ای که از خاطر محو نمی‌شود، مدیریت دیکتاتورمآبانه صدام‌حسین در زمان جنگ بود در برخی از کشورهای اروپایی کسانی پیدا شدند که با این روحیه، بر مردم خود مسلط شدند؛ موسولینی در ایتالیا و هیتلر در آلمان از این جمله‌اند. در برابر این مدیریت با اهرم‌های فشار، مدیریت امام(ره) قرار داشت؛ مدیریتی که بر قلب‌ها حکومت می‌کرد و نتیجه آن، قرارگرفتن نظام اسلامی در موقعیتی است که دشمن هرگز آن را در مخیله‌اش هم تصور نمی‌کرد.شاید این ضرب‌المثل را شنیده باشید. معروف است که در زمان استیلای افغان‌ها بر ایران و پایتخت آن اصفهان، نادرشاه افشار اشرف افغان را از اصفهان و ایران متواری ساخت.
نادرشاه در زمان جنگ مشاهده کرد که یکی از جنگجویان بسیار ماهرانه پیکار می‌کند، از او پرسید: پسرم! در وقت حمله افغان به اصفهان، تو کجا بودی؟! او در پاسخ گفت: «من در اصفهان بودم امّا نادر نبود»! هرگاه این خاطره برایم تداعی می‌شود، ناخودآگاه به یاد جمله رهبری معظم انقلاب قبل از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری می‌افتم که از افتادن نظام به دست شاه‌سلطان‌حسین‌ها سخن گفتند؛ شاه سلطان حسین ایران را به کجا برد و نادرشاه به کجا!البته جدای از مراتب بالای دینداری، علم و زهد و مروّت و اخلاق، حتی در شجاعت هم امام(ره) و رهبری بالاتر از نام‌آورترین سلاطین ایران قرار دارند و نمی‌توان بزرگانی چون امام(ره) و رهبری را با نادر مقایسه کنیم؛ غرض یادآوری این نکته است که با بودن روح حماسی کسانی چون نادرشاه، ایران در چه موقعیتی قرار گرفت و با شاه سلطان حسین کجا!معروف بود که هیتلر در زمان نافرمانی افسر یا سربازی، فقط خانواده درجه اول او را به خشم می‌کشت یا می‌سوزانید؛ امّا صدام، خانواده درجه اول و درجه دوم را از بین‌می برد این‌جانب در زمان جنگ هشت‌ساله به یاد دارم که روزی یک عراقی به سمت ما آمد و داوطلبانه اسیر شد. رزمندگان از بنده خواستند تا با او گفت‌وگو کنم. این سرباز عراقی خوشحال بود که توانسته اسیر ما شود و می‌خندید؛ چرا که خود را در امنیت حس می‌کرد. از او پرسیدم: «چرا به جبهه آمدی»؟ گفت: بر سر مادرم نفت ریختند و گفتند اگر به جبهه نروی او را آتش می‌زنیم!روز اول ماه مبارک رمضان به منطقه عملیاتی نیمه‌شعبان مشرف شدم.
تعدادی اتومبیل را مشاهده کردم که با شتاب بسیار به عقب بازمی‌گردنداین اتومبیلها تعدادی شهید و زخمی را به پشت جبهه منتقل می‌کردند. یکی از زخمی‌ها تیر قناسه به پایش اصابت کرده بود. رزمندگان سعی ‌می‌کردند بالای پایش را با چفیه ببندند تا خون کم‌تری بیاید و سپس او را به عقب منتقل کنند.کمی عقب‌تر در پشت منطقه فلوجه آشپزخانه‌ای صحرایی یا به قول عراقی‌ها مطبخ وجود داشت. یک داعشی را همان‌جا دفن کرده بودند. به دلیل وجود «عبوات» فراوان، نمی‌شد در اطراف این مطبخ حرکت کرد. عبوات، تله‌های انفجاری هستند که داعش پس از ترک منطقه از خود به جای می‌گذارد. این بمب‌های سبک به اندازه‌ای زیاد هستند که انسان شگفت‌زده می‌شود! گویا امریکا بیش از ارزاق؛ مین، بمب و عبوات برای داعشی‌ها می‌ریزد تا موقعیت آنان را در منطقه تثبیت کند.کمی قبل‌تر از این‌جا، قرارگاه عملیات بود. در اطراف این  قرارگاه، اتصالات، مصلّی و دیگر مقرّهای حشدالشعبی و جیش‌الشعبی وجود داشت. توپخانه حشد عراق یا به تعبیر آن‌ها «مدفعیه» نیز در همین اطراف بود. این‌جانب قصد اقامت 10 روزه در توپخانه کردم تا بتوانم روزه بگیرم و با رزمندگان نماز جماعت بخوانم.حشدالشعبی به معنای بسیج عراق و جیش‌الشعبی به معنای ارتش عراق است. در هر کدام که وارد شوی، عکس‌های مشترک امام و رهبری یا عکس‌های دوقلوی مقام معظم رهبری و آیت‌الله سیستانی موج می‌زند. روز آخر برای شرکت در یک مؤتمر به بغداد آمدیم.
در آن‌جا نیز که جلسه رسمی دولتی بود، عکس‌های مشترک امام و رهبری، در قالب‌های کوچک و بزرگ، فراوان مشاهده می‌شد  این‌جانب روز اول ماه رمضان نزدیک فلوجه رفتم؛ همان سه راهی که نمی‌شد از آن عبور کرد و شهادت یک نفر و مجروحیت چند نفر در آن‌جا اتفاق افتاد. گورستان در سمت راست، پل شهید العذاری در سمت چپ و جاده منتهی به فلوجه روبه‌روی ما قرار داشت. امّا چند روز بعد از آن‌جا گذشتیم و دیگر مساله حادّی وجود نداشت. رزمندگان از مردم فلوجه بسیار ناراحت بودند؛ زیرا اعتقاد داشتند که این‌ها با دشمن همکاری کرده و آنان را به خانه‌های خود راه داده‌اند!از بغداد که حرکت می‌کنید تا به فلوجه برسید، چندین شهر و روستا در مسیر قرار دارند. یکی از این شهرها یا بخش‌های نسبتا بزرگ، «ابوغریب» است. ساکنان ابوغریب از اهل سنت هستند و گذر از آن‌جا الآن هم بی‌خطر نیست امّا با داعش همکاری نکرده بودند؛ به همین دلیل اکنون نیز شهر سالمی دارند. از سویی مردم روستای «الگرمه» که با داعش همکاری کرده بودند، تخریب‌های بسیاری بر آن‌ها تحمیل شده است.خاطرات این سفر برایم بسیار گرانبها بود و من را به یاد سال‌های دفاع مقدس می‌انداخت. روزی ما پشت همین مرزها با همه وجود برای تثبیت موقعیت خود با سربازان این کشور مبارزه می‌کردیم و امروز به برکت شجاعت امام و رهبری پیامبرگونه آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در سرزمین آنان و کنارشان از موقعیت اسلام و انقلاب دفاع می‌کنیم.
حشدیها می‌گفتند: هنگام حمله ما هم مانند شما شعار می‌دهیم؛ زیرا داعش با شنیدن فریاد «یا مهدی ادرکنی عجّل علی ظهورک» فرار می‌کند هنگامی‌که حشدی‌ها منطقه‌ای را آزاد می‌کنند، آن را در اختیار جیش‌الشعبی می‌گذارند. البته یکی از ضعف‌های این‌ها ضعف فرهنگی است. به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که رزمندگان عراقی تشنه آموزش هستند. در واقع کار فرهنگی در قالب کار آموزشی برای آنان واجب‌تر از کارهای تبلیغاتی است.در حال حاضر، همه استان‌های عراق را امنیتی کرده‌اند و امنیت کامل هم ندارند! در ایران امنیت بهتر از هر جای دنیاست؛ بدون این که کشور امنیتی باشد. به نظر می‌رسد این ناامنی که استکبار به جهان اسلام تحمیل کرده است، برای ناامن کردن ایران باشد، هرچند به لطف خدا تاکنون خوابشان تعبیر نشده است.  به هر حال ناامنی عجیبی بر عراق مستولی شده و معلوم هم نیست تا کی به طول انجامد. بایستی در اندیشه دوران پس از جنگ هم بود. بی‌توجهی به مشکلات پس از جنگ، آفت و تهدید است.یک شب خبرنگاری برای گرفتن گزارش و خبر به مقرّ توپخانه آمده بود. رزمندگان این‌جانب را به ایشان معرفی کردند. همین که متوجه شد ایرانی هستم، گفت: «خواهش می‌کنم به برخی چیزهایی که بعضی‌ها می‌گویند توجه نکنید. مردم عراق شما را دوست دارند.» پس نکته اول این است که برخی چیزها بالاخره گفته شده یا گفته می شود. این‌ها طبیعی است ولی ما باید مراقب باشیم که نگویند و نگوییم. در واقع نباید با دامن زدن به شایعات، خودمان را تضعیف و دشمن را تقویت کنیم.
متأسفانه کشیدن سیگار حتّی در میان جوانان امرد عراقی رواج داردنکته یا تهدید بعدی گوشی های اندرویدی است که حتّی در خط مقدم جبهه یافت می‌شود. این نکته نیز یکی از آفت‌ها و آسیب‌های بزرگ است که باید برای آن فکری کرد. در این زمینه می‌توان یک تصمیم فوری گرفت و آن قدغن کردن این نوع گوشی‌ها در خط مقدّم یا برای سطح خاصی باشد. اما به نظر می‌رسد چنان‌چه آموزش مبانی انجام شود، این مساله را تحت‌الشعاع قرار ‌دهد.آموزش‌های بنیادین حشدالشعبی یکی از فرصت های کنونی ماست. شاید بهترین آموزش مبنایی و مبانی حشد این باشد که «طرح ولایت دانشجویی» را ترقیق و معرّب کنیم و به عراق ببریم. بالاخره همه نیروهای حشدالشعبی باید آموزش‌های بدو و ضمن خدمت ببینند. این بزرگ‌ترین خدمت به عراق معاصر است. عراق آینده نیز بی‌نیاز از آموزش نیست. در هر صورت باید آموزش عقاید را در عراق سیستماتیک کرد و مانند دانشکده سپاه پاسداران در قم که در اول انقلاب تأسیس شد تا یک طرح خودکفایی برای پرورش اساتید مجرب به وجود آورد، در عراق نیز می‌توان مرکزی برای آن تعریف و تا یک دهه آینده با اساتید داخلی خودش آن را خودکفا کرد. این همه به شرطی است که آمریکایی ها بگذارند چنین سیاستی تعقیب شود!در عین حال آموزش احکام نماز، روزه، جهاد و مسائل اخلاقی نیز از مسائل اورژانسی است که باید در میان حشدالشعبی رایج شود. در حال حاضر مسؤولان محترم فرهنگی به مقدار بسیار اندک کارهای تبلیغاتی بسنده کرده‌اند. البته این هم به دلیل کمبود نیرو، بودجه و مشکلات ویژه جنگ است.
 تعلیم احکام جهاد در آن‌جا هنوز بسیار جا دارد، تا این‌که به آنان یادآور شوی این صدای علی (علیه السلام)را که هنوز در عراق طنین‌انداز است؛ «والله ما غزی قوم قطّ فی عقر دارهم الّا و قد ذلّوا(خ 27)» به خدا سوگند هیچ قومی در کنج خانه‌های خود با دشمن نجنگید مگر این‌که به ذلّت و خواری گرفتار آمد عرب و عجم گفتن کار بسیار ناپسند و مخالف تعالیم رسول‌الله(ص) است. در حقیقت عرب به این سخن امیرالمؤمنین(علیه السلام) بی‌توجهی کند و یا عجم، تفاوتی ندارد. در واقع امام علی(علیه السلام) از اثر وضعی این کار پرده بر می دارد.روح امام(ره) شاد که با تأسی به کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) و طرح مساله صدور انقلاب و دفاع از محرومان و مظلومان جهان و حمایت از نیروهای انقلابی در جهان اسلام موقعیتی را برای نظام جمهوری اسلامی فراهم کرد که مردمش در سایه آن عزیزانه زندگی کردن را آموخته و در امنیت کامل، دشمن را آن سوی مرزهای خود متوقف کرده‌اند.نویسنده:نصرالله سخاوتیفصلنامه فرهنگ پویا شماره 32انتهای متن/.
فلوجه
00:49 - 22 تیر 1396

2 بازدید



1 پاسخ