شاعری انقلابی که غصه جهان را دارد

این شاعر انقلابی (عبدالحمید انصاری‌نسب) غصه جهان را دارد؛ از ایران گرفته تا عراق، افغانستان، فلسطین و گوانتانامو.
خبرگزاری فارس - گروه و ادبیات: اظهار نظر کردن درمورد اشعار عبدالحمید انصاری‌نسب کار ساده‌ای نیست، زیرا هم آسان می‌شود به این مساله نگریست و هم سخت!آسان است چون که از لحاظ زبان، موسیقی، ساختار و... می‌توان به یک جمع‌بندی کلی و نتیجه نهایی رسید.اما سخت است چون که عبدالحمید انصاری‌نسب شاعر تازه کار و کم‌کاری نیست، او بی‌شک آشنایی کامل به فنون شعری و ادبیات دارد، افزون بر این حسن بزرگ، باید خاطر نشان شد که او از منتقدین در محافل ادبی است و سال‌ها در جشنواره‌ها و... حضور فعال و چشمگیری داشته است، چند سالی می‌شود که با این شاعر جنوبی آشنا هستم، به همین خاطر به جرات می‌توانم بگویم که انصاری‌نسب صدای ماندگاری است برای نسل‌های آینده و نسلی که افتخار هم نفسی با او را دارد.قبل از این که بخواهم به شعر او ناخنک بزنم و مطالبی را عنوان کنم لازم است به این پرسش، پاسخ  محکمه پسندی بدهم. پرسشی که باید آن را این گونه مطرح کرد: عبدالحمیدانصاری نسب چگونه شاعری است؟من دو مجموعه شعر با عناوین، «تا سیدسلیمان» و «نامم درخت انصاری» را در دست دارم، و اندک اشعاری که به صورت پراکنده در مجموعه‌های گردآوری شده توسط دوستان شاعر دیده‌ام. فکر کنم این مقدار برای رسیدن به یک نتیجه کلی در مورد این شاعر جنوبی کافی باشد.در مجموعه «نامم درخت انصاری» (ص110) به پاسخ این پرسش می‌رسیم، جایی که ساده و شفاف می‌گوید:من و تو در یک چیز مشترکیمتو نامت را نمی‌فروشیمن شعرم را.
یا در همین مجموعه (صص42و43) می‌گوید:رفیقام مشتی کلمه‌اندمشت می‌زنند به صورت جهانکلمات من رشوه نمی‌گیرندعشوه نمی‌ریزندبرچسب خارجی ندارندخود را برای شما لوس نمی‌کنند خانم!کلمات من شلاق‌اندرودخانه و دریا را رام می‌کنندبله! قبل از این که اشعار این دو مجموعه را دیده باشم، باید اعتراف کنم که نظرم با انصاری‌نسب مشترک است.او کلمه فروش نیست و شرم دارد که با تور ادبیات به نام و نانی برسد. او شاعری آزاده‌اندیش، آینده‌نگر و معترض به همه چیز، به دوست، دشمن، ناهنجاری‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ...او با کلمات رفیق است و به حروف احترام می‌گذارد. انصاری‌نسب شاعری است که در سرودن عفت کلام دارد چون ذهن پاک و معصومی دارد. این را از آن جهت عرض کردم که خلافش را در دیگران دیده‌ام، اما این شاعر جنوبی انصافا و بدون اغراق باید بگویم به شعر هرمزگان آبرو داده است.بگذریم از تعارفات متداول و مرسوم امروزی در جوامع ادبی و غیر ادبی.
اما اگر بخواهیم شعر او را مورد نقد و بررسی قرار دهیم باید حول محورهای زیر گفت‌وگو کنیم:1-زبان2-اندیشه3-موسیقی4-ساختار5-عاطفه6-شکل و محتوا7-به کار بردن اصطلاحات بومی و منطقه‌ای8-به کار بردن بیش از حد معمول بعضی از کلمات9-پرداختن به یک موضوع10-پرهیز از زیاده‌گویی و پراکنده‌گویی11-تکرار بسیاری از اشعار مجموعه اول، در مجموعه دوم12-ناامیدی و اعتراض به مسائل کلی و جزئیبنا به اختصار و عدم اطاله کلام ناگزیرم بطور خلاصه چنین بگویم:زبان: زبان انصاری‌نسب ساده، صمیمی و بی پیرایه است، خالی از پیچیدگی  و بازی‌های نافرم زبانیزبان او از ابهام‌گویی به دور است، و این یک امتیاز بسیار عالی است برای ارتباط با مخاطب مشکل پسند. شعر خوب شعری است که عوام بفهمند و خواص بپسندند، و این ویژگی و خصوصیت در اشعار انصاری‌نسب یافت می‌شود، زبان و بیان او شفاف و روشن است مثل خودش.2-اندیشه: توجه به ارزش‌های دینی، اعتقادات مردم، مفاهیم اسلامی، دید عمیق سیاسی و اجتماعی و ارائه تصاویری روشن و شفاف و تلخ و گزنده از موقعیت اجتماعی فرهنگی انسان معاصر حاکی از این است که انصاری‌نسب شاعری اندیشه ورز و آرمان گراست، نه مذهبی خشک و بی منطق است که همه را از خود برماند و نه بی‌خیال و بی‌تفاوت که موجب اشمئزاز دیگران شود.انصاری‌نسب شاعری است که جهان را از منظری خاص و ویژه در پرتو جهان بینی الهی می‌نگرد. و این مساله به کار او ارزش می‌دهد و او را از دیگر دوستان شاعرش متمایز می‌کند. او شاعری مذهبی، درد آشنا به اوضاع جامعه است.
او مانند سلمان هراتی، سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، طاهره صفارزاده و.. بسیار به مقوله جنگ پرداخته و برای فلسطین، افغانستان و عراق شعر گفته است.به راستی انصاری نسب را جزء کدام دسته از شاعران باید به حساب آورد؟ دفاع مقدسی؟ مهدوی؟ آیینی و ...؟شاید او جامع همه این موارد باشد! چه عیبی دارد؟! مگر می‌شود این قاعده را نادیده گرفت: «الجمع مها امکن اولی من الطرح»3-موسیقی: انصاری‌نسب به موسیقی شعر توجه خاصی دارد، استفاده از قافیه‌های بیرونی و درونی اشعار او را زیباتر کرده است، برای نمونه به این قطعه توجه کنید:چطور صدامنپایید و با سرافتاد توی یکی دامصداها تغییر قیافه داده‌انددیروز: بالروح بالدم نفدیک یا صدام!امروز: الموت الموت للصدام.یا به این قطعه:عراق را اوراقافغانستان را گورستانو فلسطین را میدان مین کرده‌اندای کاش می‌شد به زوایای دیگر اشعار او اشاره کرد ولی وقت چنین اجازه‌ای نمی‌دهد.4- ساختار: ساختار شعر انصاری نسب خاص خود اوست، اشعار او بر پایه و اساس محور عمودی محتوا استوار است، او با عصای احتیاط راه می‌رود و می‌سراید،توجه دارد که شعرش به ابتذال کشیده نشود.5-عاطفه: عاطفه حرف اصلی را در شعر می‌زند مانند موسیقی. البته شعر بی‌عاطفه شعر نیست و شعر خالی از عاطفه نیست، در تعریف شعر بسیاری از بزرگان عاطفه را عنصر اصلی دانسته‌اند مثلا دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، در کتاب ادوار شعر فارسی،  شعر را چنین تعریف می‌کند: «شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد.
»دید وسیع و زبان نقادانه انصاری‌نسب از عاطفه او نکاسته است او شعار نمی‌دهد، شعرهایش با شور و شعور همراه است، پس به این نتیجه می‌رسیم که عناصر سازنده شعر بنا به تعریف استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی عبارتند از: (عاطفه، خیال، زبان، آهنگ و شکل)6- شکل و محتوا: همه اشعار را بدون توجه به قالب شعر می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: 1-شعرهای معطوف به ساختار و فرم 2-شعرهای معطوف به محتوا وشکل ذهنیمضمون و محتوای شعرهای انصاری نسب سوگ سروده و مویه و شروه... نیست او در اشعارش سعی کرده از شهیدان تجلیل کند و گاهی هم تاسف بخورد که جرا از قافله آنها عقب افتاده است. شاعر نوپرداز و سپیدسرا برای ابلاغ پیام و رسالت خود از بین قالب‌های شعری، شعر سپید را مناسب می‌بیند، وقتی شعرهای هر دو مجموعه را با لذت و دقت می‌خواندم پی بردم که برخی از خطوط شعرش موزون است، او به هارمونی شعر توجه خاص دارد.همان طور که قبلا نیز اشاره کردم، او برای دفاع مقدس اشعار زیادی سروده است و ناگزیر از واژه‌های دفاع مقدسی استفاده کرده است مانند: فلسطین، مین، سجاده، پلاک، سربند، خون، شهید، نماز، خاکریز و ترکش.7-به کار بردن اصطلاحات بومی و منطقه‌ای:در هر دو مجموعه شعر، انصاری‌نسب کوشیده است که در اشعارش از اصطلاحات بومی و منطقه‌ای مانند: کرنگ، خنج، رزیف، مهیاوه، پروند، سوند و... استفاده کند و این مساله بسیار خوشایندی است. کم اتفاق می‌افتد شاعری به لهجه مادریش فخر بفروشد و بخواهد همه را از فرهنگ استانش مطلع کند.
اما انصاری‌نسب دلبسته به فرهنگ جنوب است و تعصب قابل احترامی به گویش محلی و مردمش دارد8- به کار بردن بیش از حد معمول بعضی از کلمات:بعضی از کلمات در اشعار انصاری‌نسب بیش از حد معمول تکرار شده! اما تکرار زننده و ناخوشایندی نیست این تکرار‌ها ملیح و زیبا به کار رفته و به شعر او لطافت خاصی داده است مثل دریا، جنگ، گنجشک...9-پرداختن به یک موضوع: بسیاری از اشعار انصاری‌نسب در مورد دفاع مقدس و سیاست است بعد مسائل دیگر.10- پرهیز از زیاده‌گویی و پراکنده‌گویی: شعرهای او حشو و زواید بسیار کم دارد، اگر بگویم اصلا ندارد بهتر است چون «النادر کالمعدوم»، او سعی کرده مختصر، موجز و مفید بسراید. وقتی به سروده‌های او فکر می‌کنم این مصرع به ذهنم خطور می‌کند: «کم گوی و گزیده گوی چون دُر» همان طور که گفتم او در سرودن حد وسط را ملاک و معیار قرار داده تا سروده‌هایش به ابتذال کشیده نشود.11-نا امیدی و اعتراض به مسائل کلی و جزئی:ناصر خسرو را شاعر منتقد و معترض می‌خوانند چون ادبیات اعتراض را منتشر کرد و ترویج داد، حالا نوبت به شاعر جنوبی عبدالحمید انصاری‌نسب رسیده است!چقدر این شاعر انقلابی غصه جهان را دارد، از ایران گرفته تا عراق، افغانستان، فلسطین، گوانتانامو و ...در بیشتر اشعارش به وضع نابسامان جهان و حتی جامعه خودش خرده می‌گیرد و زبان به اعتراض می‌گشاید.
نمی‌خواهم بگویم کار بدی است، اتفاقا عالی ست اما این گونه سرودن (با موضوع خاص) خواهی، نخواهی مخاطب خاص خود را به دنبال دارد، یعنی کسانی به خواندن اشعار انصاری‌نسب رغبت نشان می‌دهند که فقط به دنبال این نوع سرودن هستند انصاری‌نسب ویژگی‌های دیگری نیز در اشعارش دیده می‌شود مثلا تلمیح، تضمین، استفاده از آیات و روایات، ادعیه و ...که هر کدام جای بحث دارد.*یادداشت از بهزاد پوداتانتهای پیام/و.
عبدالحمید انصاری نسب
11:48 - 18 تیر 1396

2 بازنشر
3 بازدید


1 پاسخ