بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشت/ این چه تقدیر غریبیست زلیخا دارد؟
مژگان عباسلو در غزلی عاشقانه ماجرایی قدیمی را دستمایه سرایش شعری تازه کرده است.
به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری فارس، مژگان عباسلو غزلی تازه را در اختیار خبرگزاری قرار داده است.دل به دریا زدنت گرچه تماشا داردتو نباشی چه تماشا لب دریا دارد؟بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشتاین چه تقدیر غریبیست زلیخا دارد؟آب در دیده و آتش به دلم، غیر از منآنچه خوبان همه دارند که یکجا دارد؟من تو را سیر ندیدم که گذشتی از منبا نگاه تو نگاهم چه سخنها داردسیبِ از شاخه جدا گشتهی من! بعد از تومرگ بر جاذبهای باد که دنیا داردانتهای پیام/
11:35 - 2 بهمن 1396