راه کارهایی برای تقویت حمایت از کالا و سرمایه ایرانی

در این یادداشت تلاش می شود تا به سه عامل کاتالیزور که راه کارها و پیش زمینه هایی برای نیل به حمایت از تولیدات ایرانی است اشاره شود. نخست تسهیل و تشدید فرآیندهای قانونی، دوم تسهیل معیارهای فرهنگی و سوم تغییر الگوهای اقتصادی.
مسئله اقتصاد به قدری از اهمیت برخوردار است که رهبر انقلاب یک سال دیگر را در خصوص آن نام گذاری کردند. در خصوص این که چه فاکتورها و مولفه هایی وجود دارند که سبب می شوند تا مسئله اقتصاد ملی، حمایت از تولیدات ملی و ... مورد توجه قرار گیرند، تاکنون کتاب ها، مقالات و پروژه های متنوعی به رشته تحریر در آمده و معیار سیاست گذاری دولت ها در کشور قرار گرفته است. در این یادداشت تلاش می شود تا به سه  عامل کاتالیزور که راه کارها و پیش زمینه هایی برای نیل به حمایت از تولیدات ایرانی است اشاره شود. نخست تسهیل و تشدید فرآیندهای قانونی،  دوم تسهیل معیارهای فرهنگی و سوم تغییر الگوهای اقتصادی.نخست، تسهیل و تشدید فرآیندهای قانونیضرورت وضع قوانینی که نسبت به ورود کالای خارجی که معادل آن در داخل کشور تولید می شود، حساسیت داشته باشد و بتواند عوامل بازدارندگی یا عناصر مجرمانه را نسبت به آن اعمال کند، برای حمایت از تولید ایرانی، مسئله اجتناب ناپذیری است، به گونه ای که به جد می توان آن را جزو مهمترین اولویت های کشور تلقی کرد. تشدید وضعیت بیکاری و متعاقبا از بین رفتن توانمندی های اقتصادی تا حد بسیار زیادی منبعث از بی رونقی وضعیت بازار و تعطیلی کارخانه هایی است که با قدمت چندین دهه ای خود، محصولات بومی را تولید می کرده اند. این موضوع هم سبب از بین رفتن ساختار اقتصادی کشور شده است و هم موجب نارضایتی مردمی و کارگرانی شده است که از این کارخانه ها اخراج شده یا تعدیل شده اند.
در همین راستا ضروری است قوانین تسهیل کننده ای نسبت به تولیدات بومی و قوانین بازدارنده و تشدید کننده ای نسبت به ورود کالاهای خارجی به کشور ایجاد شود یکی از موارد نسبتا موفقی که در این خصوص می توان بر شمرد، وضعیتی بود که در سال گذشته وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات در خصوص طرح رجیستری گوشی های تلفن همراه وضع کرده بود. این موضوع از یک سو سبب ساماندهی ورودی ها به کشور شد و از دیگر سو می تواند در آینده زمینه ای را برای حمایت از تولیدات بومی ایجاد کند.دوم، تسهیل معیارهای فرهنگیمهمترین عامل در این زمینه را می توان معیار فرهنگی قلمداد کرد. معیار فرهنگی ارتباط وثیقی با سبک زندگی ایرانیان دارد. راه برای ایرانیان مشخص است؛ یا باید مسیر وابستگی را طی کنند و یا باید راه عزت را. با الگوی مصرف تولیدات خارجی، اسراف در مصرف، لوکس گرایی و به طور کلی الگوهایی که مربوط به سبگ زندگی غربی است، مسیر توسعه و پیشرفت ایران به نتیجه نمی رسد و نخواهد رسید. در مقابل با رسیدن به الگوی بومی توسعه یافتگی و اولویت به رسیدن به شاخص های توسعه ملی، حمایت از کالا و سرمایه ایرانی، سبک زندگی ایرانی – اسلامی و تمام معیارهایی که با استفاده از آن چرخ اقتصاد کشور رونق پیدا کند و وابسته به بازارها و سرمایه گذاران خارجی نشود، مسیر حرکت ایرانیان به سمت اقتصاد حرکت خواهد کرد.در غرب نیز جریان فکری به سمت عدم وابستگی به مصرف گرایی سوق پیدا کرده است.
بورخارد بیرهوف از دپارتمان علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه براندنبورگ در خصوص سبک زندگی مصرف گرایانه می نویسد مشکل سبک زندگی مصرفی توسط تعداد فزاینده­ای از مردم تشخیص داده شده است تلاش‌ها برای کاهش مصرف به میزانی «معقول» هنوز ادامه دارد، اما میزان این تلاش‌ها بسیار اندک است. در عوض مردم تلاش می‌کنند تا در رابطه با مصرف بی­رویه کمتر آسیب­رسان باشند و خود را با استانداردهای زیست­محیطی و شرایط تولید کالاها (به عنوان مثال، عدم استفاده از کار کودکان) و نیز شعارهای زیست­بومی تطبیق دهند. در دهۀ 1930 ریچادر گرِگ[1] یک مفهوم راهنما را فرمول­بندی کرد که «سبک زندگی ساده» را به مثابۀ بدیلی برای زندگی در جامعۀ مدرن با تولید و مصرف انبوهش توصیف می‌کرد. ایدۀ گرگ بر مبنای نظام ارزشی خاص فرهنگ بودیستی ساخته می‌شد، زندگی ساده‌ای که نه تحت سلطۀ ریاضت‌کشی بود و نه مبتنی بر کنترل هوس و سرکوب. از دهۀ 1970 ایدۀ «ساده­زیستی داوطلبانه» توسط دوان الگین[2] توسعۀ بیشتری یافت. [از نظر او]، با کاهش مصرف بی‌رویه، گروه فزاینده‌ای از مردم در دهه­های اخیر رضایت بیشتری از زندگی خود تجربه کرده‌اند. باهرو نیز با قطعیت خواهان یک سبک زندگی ساده است: «فقط با یک سبک زندگی مبتنی بر اقتصاد معیشتی ساده­زیستی دوطلبانه و زیبایی صرفه­جویانه است که، اگر تعداد جمعیتمان را نیز محدود کنیم، می­توانیم در روی زمین ادامۀ حیات دهیم.».
بیرهوف در این زمینه می نویسد سبک زندگی مبتنی بر آرمان «ساده­زیستی داوطلبانه» در پی سطح پایینتری از مصرف است و ارزشهایی چون استقلال، خودکفایی و مسئولیت زیست محیطی را ترجیح میدهد «روش زندگی انقباضی»[3]، که نامی است که باهرو بر روش سبک زندگی بدیل خود می­نهد، بدین معناست که از تمرکز بر «داشتن» فاصله بگیریم. همچنین در این سبک زندگی، خرید منزلت جویانه و مصرف خودنمایانه، به مثابۀ اتلاف وقت تلقی شده و کنار گذاشته میشوند.تغییر در سبک زندگی موضوع بسیار مهمی است. بیرهرف در این زمینه می نویسد «سبک زندگی ساده در واقع رد مصرف گرایی است، و همانطور که زیگمونت باومن میگوید به معنای بیرون رفتن از جامعۀ مصرف­کنندگان است. نتیجۀ فاصله گرفتن از مصرف گرایی، میزانی از تضعیف یگانگی اجتماعی است. به منظور جبران این زیان، پیروان سبک زندگی ساده، محیط اجتماعی خاص خود و قرارداد اجتماعی جدیدی را ایجاد میکنند. اصل راهنمای یک سبک زندگی پایدار به طور کلی این نیست که کمتر برای طبیعت و محیط زیست مضر باشیم، بلکه این است که با روابط طبیعی یگانه شویم؛ و این میسر است با عمل به شیوه ای که نه آلاینده ها را به محیط زیست بیاوریم و نه با کشاورزی و دامهایمان، خاک را دچار فرسایش و نابودی کنیم. ایدۀ سبک زندگی ساده حامی زندگی ای است که در آن دیگر اتلاف و اسرافی در کار نیست، و بنابراین، این اتلاف و اسراف در مدت کوتاهی به چرخۀ طبیعت بازنمیگردد و پیامدی برای طبیعت و انسان ندارد.
»بنابراین موضوع سبک زندگی و تغییر در سبک زندگی موضوعی است که اهمیت بسیاری در تغییر در ساختارهای اقتصادی ایران دارد این موضوع اهمیت بسیار فراوانی در رسیدن به توسعه یافتگی بومی ایرانیان دارد. این موضوع نه یک موضوع مربوط به ایران، بلکه یک مسئله بین المللی است. تمام کشورها در حال حرکت دادن فرهنگ خود به سمت بومی گرایی هستند. سر و صدایی که آمریکایی ها در سال گذشته در فضای بین المللی ایجاد کردند، متاثر از همین نگاه به تغییرات کلان به سمت بومی گرایی است.سوم؛ تغییر الگوهای اقتصادیسومین مسئله ای که بایستی به آن اشاره کرد، تغییر در الگوهای اقتصادی کشور است. الگوی وابستگی اقتصاد کشور به کشورهای دیگر مسئله ای است که دور یا زود اقتصاد کشور را با بحران مواجه خواهد کرد. آمریکای لاتین یک نمونه از این موضوع است. کشورهای آمریکای لاتین مشهور به آزمایشگاه توسعه هستند، تقریبا هر الگوی اقتصادی که در دنیای اقتصادی اجرا شده است، در این کشورها آزمون شده است. به لحاظ توسعه یافتگی کشورهایی هستند که قدمت وابستگی آن ها بسیار طولانی تر است و اعتماد متقابل بین آن ها و کشورهای غربی و مکانیسم های اقتصادی بین المللی نیز وجود داشته است. در خصوص ایران ماجرا بسیار وخیم تر است. نگاه کشورهای غربی به ایران به عنوان یک بازیگر امنیتی است.در این ماجرا، تکلیف ایران مشخص است، ایران بایستی به سمت الگوی توسعه یافتگی بومی حرکت کند.
وام گرفتن از الگوها توسعه یافتگی غربی نه تنها مشکلات کشور را حل نخواهد کرد، بلکه بر حجم وابستگی کشور به سیاست گذاری های غربی افزون خواهد نمودپی نوشت:[1] . Richard Gregg[2] . Duane Elgin[3] . contractive way of lifeانتهای متن/.
کمپین حمایت از کالای ایرانی
08:03 - 8 فروردین 1397

4 بازدید



1 پاسخ