تحلیل گفتمان روایت جنبش مشروطه در کتاب های درسی دوره پس از انقلاب اسلامی

هدف از این پژوهش، بررسی روایت های ارائه شده از جنبش مشروطه با کاربست روش تحلیل گفتمان می باشد.
 تحلیل گفتمان روایت  جنبش مشروطه در کتاب های درسی دوره پس از انقلاب اسلامیدر بهمن 1357 نظام شاهنشاهی پهلوی و گفتمان سیاسی مسلط آن؛ یعنی مدرنیسم مطلقه در پی یک ائتلاف گسترده اقشار اجتماعی و قیام همگانی سقوط کرد و پس از چندی نظامی جدید با گفتمان سیاسی «حکومت اسلامی» یا «سنت گرایی ایدئولوژیک» جایگزین آن گشت. گفتمان سیاسی مسلط حکومت اسلامی نیز همانند گفتمان مسلط پیشین بر روند نگارش کتاب های درسی تاریخ تأثیر گذاشت که در ادامه با بررسی چندین کتاب درسی به تحلیل آن خواهیم پرداخت.نخستین کتاب توسط غلام علی حدادعادل و با کمک علی ابوالحسنی(منذر) در سال 1359 تألیف یافته است.3 تجلی گفتمان غرب ستیزی و مبارزه با غرب زدگی از ویژگی های این کتاب در روایت رویدادهای مشروطه است که از حال و هوای انقلابی و استعمارستیزی سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی نشأت گرفته است. نویسندگان صریحاً به ایدئولوژی گفتمان سیاسی مسلط نظام جدید و گفتمان غرب زدگی اذعان دارند.آنان معتقدند شکست ایرانیان از روسیه در دوره فتحعلی شاه «مقدمه ای بر "خودباختگی" و "خودفروختگی" تدریجی غالب دولتمردان این سرزمین شد و بنیاد ذهنی افسانه شکست ناپذیری غرب و شرق متجاوز، زمینه را برای نفوذ و رسوخغرب‎زدگی سیاسی-اقتصادی و فرهنگی به درون دستگاه حکومتی و سپس خودفروختگی بسیاری از رجال سیاست دوره قاجار فراهم ساخت.اما... [در سراسر دوره قاجار و پس از آن] مرجعیت و روحانیت تشیع -البته آن دسته که بر اسلام سنتی و تشیع سنتی...
باقی ماندند و "تن به سازش با غرب و تمکین به غرب زدگی ندادند"..-از تمکین و تسلیم در برابر سیادت و سیطره غرب سرباز زدند و بر تداوم عصیان و قیام علیه هر گونه خودباختگی در برابر استعمار پای فشردند... و در همین راه بود که حماسه‎های پرشکوهی همچون قیام موفق حاجی ملاعلی کنی علیه قرارداد رویتر، پیکار پیروز تحریم تنباکو به رهبری میرزای شیرازی، نهضت عدالتخانه و مشروطه مشروعه به قیادت شیخ شهید نوری و بالاخره قیام اصیل و خالص پانزدهم خرداد را بر صفحات تاریخ خونبار این سرزمین نگاشت» ([حدادعادل و ابوالحسنی]، 1360: 20). 4در این کتاب نویسندگان «انقلاب مشروطه» را در دو گفتار هشتم (تا پیروزی انقلاب) و نهم (پس از سلطنت محمدعلی شاه) روایت کرده اند. در گفتار هشتم، هر چند در سخنی متناقض، «اساسی ترین عوامل انقلاب مشروطیت [را] وقوف مردم ایران به طرز حکومت های دموکراسی ملل مغرب زمین و پی بردن به رمز پیشرفت کشورهای مترقی عالم» (همان، ص32) ذکر کرده؛ اما همواره در نظر دانش آموز بر این مطلب تأکید  کرده اند که روحانیون مکررا از قدرت و نفوذ خود علیه استبداد شاهان قاجار و تلاش برای کسب آزادی استفاده نمودند «که محصول آن انقلاب مشروطیت و صدور فرمان مشروطیت و تحکیم بنیان آزادی بود» (همان : 37).بنابراین، تا اینجا هم جنبش مشروطه پذیرفته  شده است و هم پیروزی آن مدیون روحانیت دانسته شده است؛ اما در ادامه موضع خود نسبت به جنبش مشروطه را شفاف کرده و اعلام کرده‎اند اساساً «خواست علما و آزادی خواهان...
احکام و دستورات اسلامی و اجرای قانون عدالت اسلامی [با تأسیس عدالتخانه] بود»؛ لیکن «عوامل فرصت طلب در انقلاب نفوذ کرده و هدف اصلی را تغییر دادند» (همان : 44)علاوه بر این، در این کتاب، بست نشستن بازاریان و تجار در سفارت انگلیس «اولین انحراف اساسی در انقلاب مشروطه» قلمداد شده است؛ «انحرافی که از ارزش و اعتبار این انقلاب بسیار کاست»؛ زیرا «پناه بردن به سفارتخانه یک دولت استعماری چیزی نبود که علما و رهبران انقلاب به آن راضی و خشنود باشند» (همان: 45) و از این جاست که گفتمان مسلط بر جریان نگارش رویدادهای مشروطه تحت تأثیر گفتمان مسلط سیاسی دوره  پس از انقلاب اسلامی پایه گذاری شد که نگارندگان این پژوهش آن را گفتمان انحراف و شکست جنبش مشروطه می نامند.نویسندگان کتاب درسی مذکور در ادامه افزوده اند: «گرچه همگان می دانستند که انقلاب مشروطه با ابتکار و رهبری روحانیون... به نتیجه رسیده است؛ اما قشر روشنفکر غرب زده... می آمد تا جای اسلام و روحانیت را بگیرد و رهبری انقلاب را عهده دار شود». روحانیون با این «خط انحرافی» به مبارزه برخاستند که در رأس ایشان «آیت الله شیخ فضل الله نوری» بود که «بر حفظ اصالت های نهضت و اسلامی بودن انقلاب پافشاری می کرد» و به کوشش وی بود که متمم قانون اساسی مشروطه جهت جلوگیری از تصویب قوانین مغایر با اسلام تصویب شد (همان : 46).
نویسندگان گفتار (یا بخش نهم) را به کوتاهی به استبداد محمدعلی شاه و به توپ بستن مجلس که آن را «اساس مشروطیت» خوانده اند، و نیز مقاومت «مجاهدان» برای بازگشایی آن اختصاص داده اند (همان : 49-50) ایشان قسمت مهم‎تر پس از پیروزی مشروطه را به این اختصاص داده اند که به دانش آموز بگویند «شیخ فضل الله چه می‎گفت که اعدام شد» (همان : 53-51). نویسنده سه محور اصلی اعتراض شیخ فضل الله را که اتفاقاً محورهای اصلی گفتمان انحراف مشروطه را نیز تشکیل می دهند، ذکر می کند که عبارتند از: 1- مخالفت با بست نشینی و پناهندگی مسلمین به سفارت یک دولت اجنبی؛ 2- مخالفت و اعتراض با تنظیم قانون اساسی از روی قانون اساسی کشورهای اروپایی توسط غرب‎زدگان؛ 3- «مشروطه باید روح اسلامی اش حفظ شود... . به دیگر سخن، مشروطه باید مشروعه باشد». نویسندگان القای «گفتمان انحراف» به دانش آموز را با روایت اعدام شیخ فضل الله به اوج خود رسانده اند. بنابراین، در نظر نویسندگان روح انقلاب مشروطه که دو وجه بارز آن استقلال طلبی در برابر استعمار و آزادی خواهی در برابر استبداد است، اسلامی بوده است؛ ولی غرب زدگان آن را منحرف کرده و روحانیون را که رهبران واقعی آن بوده اند، کنار زده و خود رهبری آن را به دست گرفته اند.گفتمان انحراف مشروطه، البته با انسجام بیشتری که حاصل فاصله گرفتن از حال و هوای اوایل انقلابی دهه شصت است، در کتاب درسی سال 1366ش تألیف گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی وزارت آموزش و پرورش نیز به چشم می خورد.
در این کتاب، فضای ضدّاستعماری بر فضای ضدّ استبدادی می چربد؛ به طوری که نویسنده / نویسندگان آن دو گفتار از کتاب را با عناوین «اهداف انگلستان در ایران» و «اهداف روسیه در ایران» به طور کامل به بحث استعمار اختصاص داده  است/داده اندوی گفتار مجزا و مفصلی را نیز به زمینه های اقتصادی و فکری انقلاب مشروطه اختصاص داده است؛ اما گفتار مهم و مفصلی که مربوط به بحث ماست، گفتار سیزدهم آن است با عنوان «تحلیلی کوتاه از دلایل انحراف انقلاب مشروطه» (گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی، 1366 :  99-105)؛ که بیانگر این حقیقت است که گفتمان انحراف، در اواخر دهه شصت در کتاب های درسی تکوین و انسجام یافته است. در این کتاب نیز همانند کتاب پیشین، تحصن در سفارت انگلیس، «لکه سیاهی در تاریخ مبارزات مشروطه» (همان : 66)، و «نفوذ روشنفکران غرب گرا و اهمال رهبران روحانی و شاید اعتماد آنان به این عناصر...، [سبب] تنظیم قانون اساسی... [بر اساس] گرایش های غرب گرایانه و محافظه کارانه (همان : 68) خوانده  شده است.از دیدگاه نویسنده کتاب، تنها «مقاومت شیخ فضل الله در تصویب متمم قانون اساسی بود که باعث شد چیزی خلاف اسلام به تصویب نرسد» (همان : 69). بنابراین، هر چند نویسنده به رهبری انقلاب توسط روحانیت اعتقاد دارد؛ اما شفاف‎تر از کتاب پیشین، روحانیت را به دو دسته مشروطه خواه و مشروعه خواه تقسیم کرده است.
وی در ادامه، در دو موضع اصرار دارد به دانش آموز بفهماند که در مهاجرت صغرا و کبرای روحانیان «صراحتاً خبری از درخواستمشروطیت» وجود نداشته (همان : 67 و 65)؛ بلکه زمانی  که مبارزه مردم علیه استبداد و استعمار در دوره مظفرالدین شاه داشت به پیروزی می رسید، «درخواست استقرار مشروطیت نیز در ردیف دیگر تقاضاهای مردم قرار گرفت و توسط وابستگان سفارت به شکل موذیانه ای به مردم القا شدعلما [غالبا منظور طباطبایی و بهبهانی] نیز تا حدی غافلگیر شده بودند و با این امید که خواهند توانست به آن محتوایی اسلامی بخشند، از آن پشتبانی کردند... اکثر مراجع نجف نیز از مشروطیت و مجلس شورای ملی حمایت جدی کردند» (همان : 80).نویسنده در گفتار یازدهم با  عنوان «مراجع نجف و استبداد صغیر»، برچیدن استبداد صغیرِ محمدعلی شاه و«اعاده مشروطیت» را کاملا به روحانیت و مراجع نسبت داده و به قیام مجاهدین؛ به ویژه قیام تبریز اشاره چندانی نکرده  است (همان : 82) و می افزاید: «عقیده بخش وسیعی از روحانیت و عده ای از مراجع... این بود که مشروطیت اگرچه منطبق با معیارهای حکومت اسلامی نیست؛ اما آنان در قالب این نظام خواهند توانستند به بخشی از اندیشه های سیاسی و اعتقادی خود جامه عمل بپوشانند و ضمن مهارکردن استبداد مطلقه تا حدودی قوانین اسلامی را به اجرا درآورند» (همانجا)؛ اما پس از پیروزی انقلاب و با مشاهده نفوذ جریان های  روشنفکری در مجلس و رهبری انقلاب، «شیخ فضل الله به مخالفت پرداخت و خواستار مشروطه مشروعه شد.
وی می گفت  که انقلاب مشروطه از مواضع خود منحرف شده و عناصر مخالف اسلام در زیر لباس مشروطه خواهی قصد دارند تا اندیشه های غربی را جایگزین ارزش های  اسلامی کنند» (همان : 85) در گفتار «تحلیلی کوتاه از دلایل انحراف مشروطیت» نخستین و مهم ترین دلیل انحراف مشروطیت «توطئه استعمار» انگلیس و روسیه دانسته شده که «تعمیق انقلاب و گسترش آن» را به زیان خود می دیدند، بنابراین «پیش از سقوط محمدعلی شاه سعی کردند تا میان شاه و مردم سازش به وجود بیاورند؛ اما پس از استبداد صغیر از طریق فاتحان تهران و رهبران قیام» (عناصر غرب زده)، و پس از آن با روی کار آوردن دولت ها و نمایندگان وابسته و سرکوبی قیام های مردمی و استعمارستیز تلاش کردند «مشروطیت را به انحراف و انحطاط بکشند» (همان: 101-99).دومین عامل انحراف مشروطیت، وابستگی «سیاستمداران داخلی» به استعمار و اختلافات و تنش هایشان با یکدیگر ذکر شده است (همان : 101). نویسنده در ادامه انحراف مشروطیت را باعث «انزوای روحانیت» و کناره گیری این عنصر از سیاست دانسته و مهم ترین عامل آن را «تلاش سیاستمداران و روشنفکران غرب‎زده که دین را از سیاست جدا می دانستند» قلمداد کرده و می گوید «این جز خواست استعمار نبود» (همان: 102-101).گفتمان انحراف مشروطه همچنان تا دهه هفتاد بر نگارش کتاب های درسی ادامه  یافت.
کتاب درسی بعدی تالیف گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی 5 است که در سال تحصیلی 1378-1377  کتاب درسی بود؛ اما پس از دوسال دیگر بار در سال تحصیلی 1381-1380 به عنوان کتاب درسی انتخاب شد در این کتاب زمینه های انقلاب مشروطه در دو قسمت فکری و اقتصادی و هرکدام از آن ها نیز در دو قسمت داخلی و خارجی بررسی شده است.هرچند مطالبی از بخش مشروطه  این کتاب در کتاب 1366 دیده می شود؛ اما به جای فصل انحراف مشروطیت، فصلی با عنوان «بحران در مشروطیت و زوال تدریجی حکومت قاجار» آمده  است (گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی،1380: 169) و در آن برخلاف کتاب 1366، بر مقاومت در برابر استبداد محمدعلی شاه و تلاش برای احیا و حفظ مشروطه؛ به ویژه قیام تبریز تاکید بیشتری کرده و به تفصیل آن را روایت کرده است (همان : 73-169).به همین خاطر، واژه های «استبداد»، «مستبد»، «قیام»، «نمایندگان مجلس»، «مجلس»، «مشروطیت»، «مشروطه خواهان»، «مشروطه طلب» و غیره دوباره احیا شده اند. نویسنده در قسمتی کوتاه؛ ولی عینا از نسخه 1366 با عنوان «سخنی در باب علما و مشروطیت» موضع روحانیون را در مورد مشروطه به دو دوره پیش و پس از استبداد صغیر تقسیم کرده است: در دوره پیش از پایان یافتن استبداد صغیر روحانیت یگانه رهبر مشروطه در برابر استبداد که آن را به پیروزی رساند بوده اند؛ و در دوره پس از فتح تهران «که عناصر و جریان های روشنفکر و ضدّ اسلام...
و افراد وابسته به بیگانه به درون نهضت مشروطیت نفوذ می کنند و حتی رهبری آن را به دست می گیرند..علما دست از حمایت مشروطیت برمی‎دارند».وی دوره دوم را «در واقع دوره انحراف مشروطیت از هدف های اصلی» و اولیه خود می خواند (همان : 174). نویسنده همانند کتاب پیشین، در قسمت بعدی با عنوان «شهادت شیخ فضل الله نوری» می گوید وی خواستار استقرار مشروطه مشروعه بود و «می گفت انقلاب مشروطه از مواضع خود منحرف شده و عناصر مخالف اسلام قصد دارند تا اندیشه های غربی را جایگزین ارزش های اسلامی کنند». همانند کتاب درسی پیشین، نویسنده «یکی از اقدامات جنایتکارانه فاتحان تهران» را اعدام شیخ فضل الله توصیف کرده  است؛ با این تفاوت که سخن معروف آل احمد را درباره شیخ فضل الله بدان افزوده است (همان : 76-175).در مجموع، باید گفت کتاب درسی 1360 نهضت عدالتخانه اسلامی، و دو کتاب 1366 و 1377 آغاز جنبش مشروطه را اصیل و اسلامی تلقی می کردند که پس از آن منحرف شد و روحانیون نیز به همین خاطر دست از حمایت آن برداشتند. کتاب های مذکور غرب و غرب زدگی را عامل مهم این انحراف معرفی می کنند و بنابراین در این گفتمان، بحث از استبداد و آزادی‎خواهی حاشیه نشین شده  است.کتاب درسی دیگر که در سال های آغازین دوره هشت ساله اصلاحات نوشته  شده، اثر عمادالدین باقی، نصرالله صالحی و جواد عباسی است که در سال تحصیلی 1379-1378 توزیع شده است.
6 انتشار این کتاب که تحت تأثیر تسلط گفتمان سیاسی-اجتماعی اصلاحات صورت گرفته، بیانگر کنار زده شدن گفتمان انحراف مشروطه و یا ضعف آن است روایت جنبش مشروطه در کتاب مذکور کاملا در تقابل با سه کتاب پیشین است.در این کتاب برخلاف سه کتاب پیشین، تحت تأثیر کتاب تاریخ بیداری ایرانیان اثر ناظم الاسلام کرمانی و نظایر آن، بیداری مردم و حتی برخی علما و پیروزی مشروطه حاصل تلاش روشنفکرانی، همچون: ملکم خان، میرزا یوسف خان، نجم آبادی (همان کسانی که گفتمان انحراف آنها را غرب زده می خواند) و آثار بیدارکننده شان، قلمداد و علاوه بر آن، بر نظام پارلمانی و مبارزه و مقاومت برای به دست آوردن و حفظ آن تاکید شده  است.برخلاف کتاب های پیشین که تحصن در سفارت بیگانه را اولین انحراف مشروطه دانسته، آن واقعه را به طور ضمنی پذیرفته است؛ مهم تر این که از شیخ فضل الله نوری تنها در سه سطر یاد کرده و مخالفت او با مشروطه را زمینه ساز استبداد صغیر معرفی کرده است.نویسندگان برحسب اهمیتی که برای جنبش مشروطه قائل بوده اند، برخلاف حداد عادل، ابوالحسنی (منذر) و گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی، قسمت بعدی این کتاب را به «دستاوردهای انقلاب مشروطه» اختصاص و این دستاوردها را در سه دسته  سیاسی و اداری (تبدیل سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه، تشکیل مجلس و هیأت دولت و...)؛ دستاوردهای اجتماعی (شکل گیری و گسترش مطبوعات آزاد، انجمن ها و احزاب و...
) و دستاوردهای اقتصادی (مخالفت مجلس با اخذ وام خارجی و تلاش مشترک دولت و مجلس برای بهبود وضع اقتصادی و..) توضیح داده اند.با وجود این، در ادامه به عوامل ناکامی مشروطه (به ویژه ورود عواملی استبدادی به جریان مشروطه، روحیه استبدادزده مردم و اقدامات ضدمشروطه انگلیس و روسیه) نیز اشاره کرده اند (رنجبریان، 1381: 97-100).آخرین کتاب مورد بررسی این پژوهش، اثر موسی نجفی، موسی فقیه حقانی و مظفر نامدار تنها در سال تحصیلی 1381-1380 توزیع شد و در دوره اصلاحات دیگر اجازه چاپ نیافت. در این کتاب که بازگشتی است به گفتمان سه کتاب نخستین دوره پس از انقلاب اسلامی، نویسندگان ریشه های جنبش مشروطه را به شکست ایران از روسیه و اندیشه اصلاح طلبی، مقاومت در برابر امتیازات و قراردادهای استعماری؛ به ویژه قیام تنباکو و ورود مؤسسات تمدنی جدید نسبت داده، معتقدند در جریان مشروطه روحانیان نقش کلیدی را بر عهده داشته اند و علاوه بر آن، تحصن مردم در سفارت بیگانه تحت تأثیر «القائات عده ای سست عنصر و طرفدار انگلیس» رخ داده  است.نویسندگان شکست مشروطه و استبداد صغیر را به خاطر اختلاف بین وکلای غرب گرا و روحانیون مشروطه خواه؛ به ویژه شیخ فضل الله دانسته و تأکید کرده اند که با حکم علمای نجف مردم علیه استبداد قیام کردند و بار دیگر فرمان مشروطه خواهی سردادند؛ اما با پیروزی بر استبداد و شروع مشروطه دوم، مدعیان مشروطه خواهی، علما و سرداران (ستارخان و باقرخان) را منزوی کردند.
درس سوم با عنوان «پیامدها و جریان شناسی عصر مشروطیت»، ضمن برشمردن عوامل مؤثر در تحول افکار، زمینه های اختلاف در عصر مشروطیت را چنین برشمرده  است: 1- کم رنگ شدن رهبری دینی و ارزش‎های دینی؛ 2-نفوذ عناصر فرصت طلب؛ 3-نقش تخریبی انجمن های مخفی وابسته به سفارت های خارجی؛ 4- اختلاف دو اندیشه دینی و غیردینی در مجموع، این کتاب درسی در روایت رویدادهای مشروطه بر این عقیده است که علما انگیزه های دینی مشروطه را شکل داده و پیشگام بوده اند؛ اما نفوذ سیاست بازان و عناصر وابسته موجب انحراف مشروطه شد؛ میان مشروطه اول و مشروطه دوم تفاوت قائل شده و رمز موفقیت مشروطه اول در رهبری علما و حضور مردم بیان شده است؛ همچنین، علت «انحراف مشروطه دوم» از یک  سو حضور سیاست بازان حرفه ای و افراد وابسته و از سوی دیگر کناره گیری علما دانسته شده است (همان: 101-105). نتیجهگفتمان های مسلط بر راویان جنبش مشروطه در کتاب‎های تاریخ دبیرستان (متوسطه) در دو دوره  پهلوی و پس از انقلاب اسلامی؛ به ویژه در دوره آغازین آن ها، تحت تأثیر مستقیم دو عاملِ گفتمان اجتماعیِ و سیاسی مسلط شکل گرفت.گفتمان مسلط بر نگارش رویدادهای مشروطه در دوره پهلوی اول تحت تأثیر فضای اجتماعیِ نیاز به دولت مدرن و مقتدری که پس از جنگ جهانی اول بیشتر احساس می شد، قرار داشت. همین احساس نیاز، موجب شکل گیری گفتمان ناکامی و شکست مشروطه و ورود آن به کتاب های درسی در این دوره شد.
در گفتمان مذکور به دانش آموز این گونه تلقین می شد که جنبش مشروطه که به استقرار نظام مشروطیت در ایران منجر شد، بر اثر دخالت و نفوذ استعمار و بی کفایتی عوامل داخلی، نتوانست نیازهای واقعی مردم؛ یعنی نظم، امنیت، رفاه، دولت و ارتش قوی و مدرن را برای سعادت ایرانیان برآورده کند؛ بلکه خود عامل هرج و مرج شد؛ بنابراین، در این شرایط، ایران نیازمند مرد مقتدری بود که اصلاحات را از طریقی دیگر در ایران مستقر کند و آن مرد کسی نبود جز رضاشاه، که توانست ایران را از استعمار غرب نجات داده و ضمن اصلاحات اساسی ایران را به «ترقی» برسانددر این راستا، تمام تلاش نویسندگان ناسیونالیست  کتاب های درسی دو دهه  نخست قرن چهاردهم  شمسی برای ترسیم اوضاع آشفته پیش از کودتا در راستای ستایش از دوره جدید (رضاشاه) و دستاوردهای آن مصروف شده است. تأکید بر ترسیم اوضاع آشفته نیز ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حکومت جدید، توجیه کودتا و سلطنت رضاشاه و مشروعیت بخشی به ایدئولوژی حکومت پهلوی و گفتمان مسلط سیاسی آن؛ یعنی پاتریمونیالیسم مدرن شد.
گفتمان ناکامی-شکست، که از طریق دو پروژه آشفته کردن ذهن دانش آموزان از فضای بحرانی پیش از کودتا و پروژه اقناع ایدئولوژیک (با اشاره به اصلاحات و اقدامات رضاشاه)  نمود می‎یافت، نقطه عطف شروع تاریخ معاصر ایران را نه استقرار مشروطه؛ بلکه کودتای سوم اسفند، و منجی ملت و کشور را رضاشاه معرفی می کرد؛ و این چنین، علاوه بر ستیز با مشروعیت و کفایت حکومت قاجار، جنبش مشروطه و دستاوردهای آن را نادیده  می گرفت و روایتِ مقاومت برای آزادی و مشروطه را با روایت اسطوره دولت مقتدر و مدرن خفه می کردگفتمان ناکامی-شکست، پس از سقوط گفتمان سیاسی حامی خود در سال 1357 کنار زده شد و گفتمانی جدید در روایت جنبش مشروطه در کتاب های درسی تحت تأثیر گفتمان سیاسی مسلط جدید حکومت اسلامی و گفتمان های اجتماعی-سیاسی غرب ستیزی و غرب زدگی ستیزی دهه های پنجاه و شصت جای آن را گرفت که آن را «گفتمان انحراف و شکست جنبش مشروطه» نامیدیم.گفتمان مذکور به انحراف مشروطه از مسیر اصلی خود (اسلام و به عبارتی، مشروطه مشروعه) و گرایش آن به غرب معتقد است و این انحراف و در نتیجه شکست آن را به استعمار غرب و عوامل داخلی آن؛ یعنی غربزدگان (روشنفکران و سیاستمداران غربزده) نسبت می دهد. در این گفتمان نیز هرچند دو وجه بارز جنبش مشروطه، استقلال طلبی در برابر استعمار و آزادی خواهی در برابر استبداد معرفی شده اند؛ اما عملا آزادی خواهی و مقاومت در برابر استبداد در درجه دوم اهمیت قرار گرفته اند.
در کنار این گفتمان های رسمی، در نیمه دوم هر یک از حکومت های مذکور و با به وجود آمدن فضاهای خاص اجتماعی، شاهد روایت جنبش مشروطه در کتاب های درسی به دست نویسندگانی هستیم که گفتمان مسلط رسمی را تحت تأثیر اندیشه خویش و فضای زمانه، کنار زده، و گفتمان مقاومت و مبارزه برای حفظ و پیروزی نظام مشروطه را جایگزین آن نموده اندایشان که پیروزی مشروطه را حاصل تلاش عناصر مشروطه خواه؛ به ویژه روشنفکران معرفی می کردند، تحت تأثیر گفتمان های غیرمسلط در جامعه؛ به ویژه گفتمان مشروطه طلبی / آزادی خواهی (در دوره پهلوی) و دموکراسی خواهی در دوره  اصلاحات (پس از انقلاب اسلامی)، در روایت جنبش مشروطه با تأکید بر دستاوردهای بزرگ این جنبش، سعی در القای گفتمان مقاومت و مبارزه در جهت حفظ مشروطه داشته  اند. در همین راستاست که در بازشناساندن تاریخ مشروطه در نظر دانش آموزان، بیشتر بر نقش آزادی خواهان و مقاومت ایشان برای حفظ حکومت مشروطه تأکید می‎کردند. پی نوشت ها:3- روی صفحه عنوان اثر مزبور  به مؤلفان آن اشاره ای نشده است؛ اما طبق گفته علی ابوالحسنی(منذر) این کتاب توسط حدادعادل و با کمک وی نوشته شده است (ن.ک: الهی، 1391 :77).4- تأکیدات از نویسندگان اثر یاد شده است.5- به نظر می رسد نویسنده این اثر غلامحسین زرگری نژاد باشد.
6- متأسفانه، دسترسی به این کتاب و کتاب بعدی میسر نشد؛ بنابراین، در ارجاع به این دو اثر از مقاله «مقایسه سه کتاب درسی تاریخ معاصر ایران» نوشته  مهدی رنجبریان که به نقد آنها می پردازد، کمک گرفته شدمراجعاقبال  آشتیانی، عباس. (1309). دوره تاریخ عمومی برای سال سوم متوسطه (مطابق پروگرام جدید وزارت جلیله معارف)، [تهران]: شرکت مطبوعات و کتابخانه کاوه.-  (1327). تاریخ ایران و اروپا برای سال سوم دبیرستان ها، تهران: چاپخانه شرکت مطبوعات.- الهی، علی. (1391). «کار شیخ ناتمام ماند؛ گفتگو با علی ابوالحسنی (منذر)»، ماهنامه زمانه، س11، ش 111-110، فروردین و اردیبهشت، ص77.-    بژه، دیوید اِم.(1388) تحلیل روایت و پیشاروایت، ترجمه حسن محدثی، تهران: دفتر مطالعه و توسعه رسانه ها.-  تاجیک، محمدرضا.(1379). گفتمان و تحلیل گفتمانی (مجموعه مقالات)، تهران: فرهنگ گفتمان.- [حداد عادل، غلامعلی و علی ابوالحسنی(منذر)]. (1360). تاریخ ایران سال سوم دبیرستان، [تهران]: دفتر تحقیقات و برنامه ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش.-  حداد، محسن و دیگران. (1336). تاریخ جهان برای سال سوم دبیرستان ها : طبق برنامه جدید وزارت فرهنگ، تهران: شرکت نسبی حاج محمدحسین اقبال و شرکاء، چاپ پنجم.-حکیم الهی، نصرت الله. (1328)، تاریخ ایران و عمومی سال سوم دبیرستان ها، مطابق آخرین برنامه وزارت فرهنگ، تهران: چاپخانه اقبال و دانش، چاپ دوم.- شیبانی، عبدالحسین، رضازاده شفق و حسین فرهودی. (1319).
کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان ها، [تهران]: وزارت فرهنگ، چاپخانه بانک ملی ایران- رنجبریان، مهدی. (1381). «مقایسه سه کتاب درسی تاریخ معاصر ایران(دوره دبیرستان)»، نشریه آموزه، ش1، پاییز، صص 108-89.-  عضدانلو، حمید. (1380). گفتمان و جامعه، تهران: نشر نی.-   فرکلاف، نورمن.(1379). تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه فاطمه شایسته پیران و دیگران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.-                    فلسفی، نصرالله، عباس پرویز و علی اصغر شمیم. (1332). تاریخ ایران برای سال پنجم دبیرستان ها؛ [تهران]: کتابفروشی و چاپخانه علی اکبرعلمی و شرکت مطبوعات، چاپ پنجم.-  -----------------------------. (1346). تاریخ ایران برای سال ششم ادبی، [تهران]: شرکت سهامی طبع و نشر کتاب های درسی، وزارت آموزش و پرورش.-    فوکو، میشل. (1388). دیرینه شناسی دانش، ترجمه عبدالقادر سواری، تهران: گام نو.-  گروه تاریخ دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی. (1366). تاریخ معاصر ایران سال سوم دبیرستان، [تهران]: وزارت آموزش و پرورش.-  (1380). تاریخ ایران و جهان 2 (قسمت دوم)، سال سوم آموزش متوسطه رشته ادبیات و علوم انسانی، [تهران]: شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران.- مشکور، محمدجواد و دیگران.(2537). تاریخ ایران سال سوم دبیرستان، [تهران]: آموزش و پرورش.
-  مجلسی هوشنگ، ابراهیم فخرایی و محمدابراهیم جلایی (1340). تاریخ عالم برای سوم دبیرستان ها، مطابق آخرین برنامه شورای عالی فرهنگ و مصوب کمیسیون کتب درسی، [تهران]: بی نا.-معتمدی، اسفندیار.(1382). «کتاب های درسی در ایران از تاسیس دارالفنون تا انقلاب اسلامی»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، ش 27. پاییز، صص 138-111.-ون دایک، تئون. (1382). مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، ترجمه گروهی از مترجمان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.نویسندگان:امین تریان ؛ حمید آزاد   فصلنامه پژوهشهای تاریخی بهار 1394.انتهای متن/.
مشروطه
06:03 - 15 فروردین 1397

12 بازدید



1 پاسخ