خبرگزاري فارس: وبلاگ آن 4نفر در تازه ترين مطلب خود با اشاره به برخورد تبعيض آميز مجامع بين المللي و حقوق بشري در خصوص پيگيري سرنوشت 4ديپلمات ايراني بيان داشته است: مظلوميت مطلق اين چهار نفر از ياد رفتني نيست.

به گزارش خبرگزاري فارس وبلاگي تحت عنوان " آن 4نفر " با آدرس www.an4nafar.blogfa.com با هدف پيگيري سرنوشت 4ديپلمات ربوده شده ايراني مشغول به فعاليت مي باشد. تازه ترين مطلب اين وبلاگ با عنوان " فراموشي هرگز " به نگاه تبعيض آميز و اهمال كار مجامع بين المللي و حقوق بشري در خصوص پيگيري سرنوشت 4ديپلمات ايراني اشاره دارد.
نويسنده در آغاز مطلب به گذشت 23 سال از ربوده شدن 4ديپلمات اشاره مي كند و ميافزايد: با ورود به سال 1384، بيست و سه سال از حادثه اي ميگذرد كه اگر براي تعدادي از اتباع مدنيت متفرعن مغرب زمين به وقوع پيوسته بود، يقيناً تا به امروز بيش از هشت هزار و سيصد قطعنامه در محكوميت مسببين چنين واقعهاي صادر كرده و به امضاي هشت هزار و سيصد سازمان مترقي مدافع حقوق بشر و مخالف تروريسم بين الملل رسانده بودند.
در قسمتي از اين مطلب نويسنده با نگاهي نقادانه دليل بي اعتنايي مجامع بين المللي نسبت به اين 4نفر را ناشي از گناهان متعدد آنها ميداند و مي افزايد: گناه اين چهارتن آن همه عظيم بوده است كه قطعاً سزاوار كمترين بذل توجهي از سوي محافل غربي مخالف تروريسم و مدافع منشور حقوق بشر نبوده اند. اولاً از حيث نژادي و قومي، جرم اين چهار تن كاملاً محرز است. آنان نه منسوب به نژاد صددرصد سفيد و پاستوريزه "آنگلوساكسون " بوده اند و نه دستكم چون برخي غربزدگان جهان سومي، افتخار دارا بودن تابعيت مضاعف جوامع متمدن غربي را داشته اند. در ثاني، آنان مرتكب جرم بزرگتي هم شده بودند كه در واقع، ناهنجارترين نوع جنايت عقيدتي است. اين چهار تن، نه تنها نسبتي با قوم برگزيده گوساله پرستان بني صهيون نداشتند، بلكه در زمره معتقدين به افراطي ترين انديشه هاي بنيادگرايانه و مخل روند سازش خاورميانه، يعني مكتب تشيع امام خيبر شكن علي (ع) بوده اند؛ به علاوه، هر چهارتن، تبعه كشوري هستند كه غرب دموكراتيك و مردم سالار، سالهاست آرزوي خشكاندن ريشه حيات مردم آن را داشته اند. چه گناهي از تابعيت جمهوري اسلامي ايران بالاتر؟
نوشته با اشاره به ديپلمات بودن 4ايراني خاطرنشان ميكند: حال اگر كسي بگويد، اين چهار تن عضو هياتي ديپلماتيك بوده اند، معلوم مي شود كه معني ديپلماسي را نمي فهمد. ديپلماسي، يعني كشتار صددرصد دموكراتيك صدها تن زن و كودك بنيادگرا، توسط خلبانان خردگراي هليكوپترهاي توپدار "آپاچي " ارتش اسرائيل در اردوگاه "قانا " و "جنين " !
در بخشي از نوشته نويسنده با اشاره به مصونيت سياسي ديپلمات ها در ديگر كشورها اظهار مي دارد: ادعا كرده اند اين چهار تن را به رغم داشتن مصونيت سياسي ربوده اند. اصلاً چه كسي به آنان حق مصونيت سياسي اعطا كرده بود. در ساحت تشخيص مصونيت سياسي، تنها مرجع ذيصلاح و معتبر جهاني -عروسك كوكي ريش داران بني صهيون- مقام محترم رياست جمهوري ايالات متحده آمريكاست.
نويسنده به سيدمحسن موسوي كاردار ربوده شده سفارت ايران در لبنان اشاره مي كند و ميافزايد: ميگويند يكي از اين چهار تن، كاردار سفارت كشور ايران در بيروت بوده است. چه مدرك جرمي از اين بهتر ؟!؛ هنگامي كه به گفته رئيس جمهور متفكر ايالات متحده، ملت ايران تروريست است، مسلماً كه كاردار سفارت چنين ملتي هم يك تروريست خطرناك است.
وبلاگ "آن 4نفر " با اشاره به ادعاي سازمان هاي امنيتي در خصوص كاظم اخوان بيان ميدارد: مدعي شده اند كه آن ديگري خبرنگار و عكاس جرايد ايران بوده است. بر اساس تصاوير دريافتي از ماهواره هاي "پنتاگون "، فرد مزبور در داخل دوربين عكاسي و قلم خودكارش مواد منفجره جاسازي كرده بود.
اين نوشته با توصيف طنزگونه از آن چه كه مجامع غربي در مورد تقي رستگار مقدم و اتومبيل سفارت بيان ميدارند مي افزايد: هكذا مي گويند سومين نفر ايشان، مسئوليت رانندگي اتومبيل سفارت ايران را بر عهده داشته است. "به گفته يك منبع ناشناس "، اولاً وسيله نقليه مزبور نه يك اتومبيل معمولي، بلكه يك دستگاه تانك فوق مدرن مجهز به سكوي پرتاب موشكهاي قاره پيما بوده است. ضمن آنكه "به اعتقاد برخي صاحبنظران " مشاراليه به علت عدم رعايت سرعت مجاز در جاده هاي لبنان، توسط پليس راهنمايي اسرائيل بازداشت شده است!
نويسنده در مورد احمد متوسليان يادآور ميشود: و اما آن نفر چهارم، گفته اند پيش از اعزام به اين ماموريت ديپلماتيك، به اتفاق لشكريان آيت الله خميني در جبهه خرمشهر به جنگ اشغالگران عراقي رفته بود. به گفته يكي از آجودان هاي "ژنرال شوراتزكف "، يگان دژبان ارتش اسرائيل، فرد چهارم را به جرم پيشدستي كردن در شكستن شاخ قوي "چاقوكش ديوانه بغداد "، بازداشت كرده است.
بدين ترتيب، پر واضح است كه قضيه چهار ايراني ربوده شده در لبنان، صددرصد مشكوك و از نظر "تحليل گران آگاه "، بيپايه و اساس است.
وي ميافزايد: قصد نگارنده از نوشتن آنچه تا بدينجا خوانديد، نه تحرير مطلبي طنزگونه بوده است و نه مناسبتي كه به بهانه آن دست به قلم برده باشيم. اكنون بيست و سومين سالگرد ربوده شدن چهار عضو هيات ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران در مسير "بيروت "، توسط عمال تروريست رژيم صهيونيستي است و خانواده هاي اين چهارگروگان مظلوم ايراني، بيست و سه سال است كه چشم به راه آزادي عزيزان خويش اند.
از اين ميان، پدر و مادر "كاظم اخوان "، خبرنگار و عكاس ربوده شده، آرزوي ديدار فرزندشان را با خود به سينه سرد خاك بردند. فرزند خردسال آقاي "سيد محسن موسوي "، كاردار ربوده شده سفارت جمهوري اسلامي ايران در لبنان، اينك جواني برومند است كه خود نيز فرزندي خردسال دارد و معصومانه بيست و سومين سال فقدان سايه پرمهر پدر را بر سرش تجربه ميكند.
خانواده "تقي رستگار مقدم "، راننده خودروي سفارت ايران نيز، سالهاست به سان شمع در فراق فرزند اسيرشان، بيصدا و صبور، مي سوزند و آب مي شوند.
و بالاخره در خانه اي كوچك و قديمي، در محله "مولوي " تهران، مادر سالخورده و رنج كشيده علمدار رشد فتح خرمشهر، "حاج احمد متوسليان "، دردمندانه چشم به راه دريافت خبري از يوسف گمگشته خويش است.
نويسنده در پايان تصريح ميكند: سرنوشت چهار ديپلمات ربوده شده ايراني، يك جريان مشمول مرور ايام شده نيست. عمليات تروريستي ربودن چهار عضو هيات ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران توسط عمال رژيم صهيونيستي در چهاردم تيرماه 1361، برهان قاطعي بر مظلوميت ملت مقاوم ايران و سند رسوايي دشمنان انقلاب اسلامي، خصوصاً محافل به اصطلاح مدافع حقوق بشر و مخالف تروريسم و بوق هاي تبليغاتي امپراطوري جهاني شيطان بزرگ است. آيا مظلوميت مطلق چهار گروگان ايراني، از ياد رفتني و قابل فراموشي است؟ ... هرگز چنين مباد !
انتهاي پيام/

