خبرگزاري فارس:روزنامههاي صبح امروز ايران در سرمقالههاي خود به مهمترين مسايل روز كشور و جهان پرداختهاند كه گزيده برخي از آنها در زير ميآيد.
*شرق
بازى بزرگ ايران و آمريكا در عراق عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم مهران كرمى است كه در آن آمده است:انتخابات فراگير پارلمانى كه هفته آينده در عراق برگزار مى شود، بازى بزرگ ميان قدرت هاى تاثيرگذار بر اين پهنه سياسى را به يكى از سرفصل هاى خود مى رساند. تا پيش از سرنگونى صدام حسين، روسيه و فرانسه از بازيگران اصلى بين المللى در عراق بودند كه همواره مخالفت خود را با هر گونه اقدام نظامى از سوى بازيگران اصلى مقابل، يعنى ايالات متحده و انگليس، ابراز مى كردند.اما با سرنگونى صدام و اشغال عراق به دست نيروهاى آمريكايى و انگليسى، فرانسه و روسيه از صحنه عراق به حاشيه رفتند ولى اين به منزله آماده بودن صفحه عراق براى يكه تازى قدرت هاى پيروز در جنگ نبود. بلكه از همان فرداى پاك شدن عراق از بقاياى رژيم گذشته نشانه هايى از ظهور بازيگرى جديد در عراق آشكار شد. اين بازيگر جديد نه اتحاديه عرب يا پترودلارهاى كشورهاى عربى حوزه خليج فارس بود كه از اقليت بركنار مانده از قدرت در عراق حمايت تبليغاتى مى كردند يا پول هاى آنها در حمايت از آنچه شورش، مقاومت و يا تروريسم ناميده مى شود خرج مى شد و نه همسايه شمالى عراق، تركيه بود كه مستظهر به پشتيبانى ناتو سال ها بر سياست هاى عراق به ويژه در بخش شمالى آن تاثيرگذار بود. كشورهاى عربى يا تركيه هم در بازى عراق سرنوشتى بهتر از روسيه يا فرانسه پيدا نكردند. بازيگر جديد كشورى است كه در گذشته از سويى جنگى هشت ساله با عراق دوران صدام حسين را پشت سر گذاشته و از سوى ديگر در فهرست محور شرارت ديگر دشمنش ايالات متحده قرار گرفته بود.
... گسترش انتقادات داخلى در آمريكا و در سناى اين كشور و فشار داخلى و بين المللى براى خروج نيروهاى آمريكايى از عراق در كنار تشديد جو ضدآمريكايى در عراق كه چشم انداز خروج نظاميان آمريكايى در عراق را ترسيم مى كند، راهى جز اين پيش روى دولت جورج بوش باقى نگذاشته است كه براى ايجاد امنيت در عراق و تضمين پيروزى جريان هاى سياسى متمايل به آمريكا در عراق و جلوگيرى از بازگشت هواداران رژيم سابق يا پيروزى تروريست ها، دست به دامان جمهورى اسلامى ببرد.
... نظر آمريكايى ها اين است كه مذاكرات محدود به مسائل عراق، مبارزه با تروريسم و پايان دادن به شورش ها و برقرارى امنيت باشد، اما اين تنها خواست طرف آمريكايى است و اگرچه همين خواست هم به دليل حضور دوستان جمهورى اسلامى در مسند قدرت در بغداد منافع ايران را تضمين مى كند ولى پيدا است كه نمى تواند مطالبه اصلى جمهورى اسلامى باشد. مطالبه اصلى جمهورى اسلامى در پرونده هسته اى است كه ايالات متحده مانع اصلى بهره گيرى ايران از حقوق بين المللى خود در اين زمينه محسوب مى شود. جمهورى اسلامى مى تواند با طاق زدن ميان مشكل آمريكا در عراق و مشكل خود در آژانس با يك تير دو نشان بزند. در واقع هم مشروعيت حضور و نفوذ تاريخى، فرهنگى ايران در عراق به رسميت شناخته مى شود و هم مهم ترين پرونده بين المللى سال هاى اخير خود را به گونهاى كه متضمن حفظ پرستيژ كشور نيز باشد به سمت مختومه شدن هدايت مى كند.
در حال حاضر ائتلاف يكپارچه عراق كه دو حزب الدعوه به رهبرى جعفرى و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى به رهبرى عبدالعزيز حكيم هسته آن را تشكيل مى دهند، در شرايط دشوارترى نسبت به انتخابات گذشته قرار گرفته اند. نخست آن كه ائتلاف در انتخابات گذشته از حمايت مستقيم و آشكار آيت الله سيستانى و مراجع عراق برخوردار بود كه در انتخابات پيش رو از حمايت صريح ايشان محروم اند. دوم آن كه دولت جعفرى در چند ماهى كه قدرت را به دست گرفته است با مشكلات زيادى از جمله تشديد حملات تروريستى دست و پنجه نرم كرده و همين امر انتقاداتى را به عملكرد اين دولت وارد كرده و علاوى هم انگشت بر اين نقطه ضعف گذاشته است تا ائتلاف يكپارچه عراق را به تشديد فرقه گرايى مذهبى و ناكارآمدى در تامين خواسته هاى مردم متهم كند. نقطه ضعف سوم دولت جعفرى اين است كه احزاب كرد با داشتن سهم بزرگى در پارلمان آينده به تشكيل ائتلاف با يك دولت غرب گرا به رهبرى علاوى بيشتر تمايل دارند تا حفظ ائتلاف كنونى كه اختلافات زيادى را ميان جلال طالبانى به عنوان رئيس جمهور با ابراهيم جعفرى نخست وزير موجب شده است. حال آن كه منافع ايران اقتضا مى كند كه همچنان ائتلافى از كردها و شيعيان شاكله قدرت باشند و اقليت اهل سنت نيز نقشى در آن داشته باشند. به هر حال بازى بزرگ ميان ايران و آمريكا در عراق همچنان در جريان است. بازى اى كه مى تواند حد و سهم هر يك را در معادلات منطقه اى و پرونده هاى گشوده شده تعيين كند.
*جمهوري اسلامي
"اصولگرايان مصالحه با غرب " عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن آمده است:زمزمه هائي كه از شهريور ماه امسال در زمينه طرح ابتكاري رئيس جمهور احمدي نژاد براي پايان دادن به منازعات مربوط به پرونده اتمي ايران با غرب به گوش رسيد، باضافه دو پديده جديد كه مربوط به يكماه اخير هستند اين سئوال را در محافل سياسي و رسانه اي ايجاد كرده است كه آيا اصولگرايان حاكم بر ايران در تدارك مصالحه با غرب هستند
دو پديده مورد اشاره، يكي طرح غني سازي در روسيه است و ديگري پيشنهاد مذاكره ايران و آمريكا درباره مسائل عراق .
طرح غني سازي در روسيه كه به « طرح روسيه » معروف شده در واقع طرح اصلاح نژاد شده همان طرح ابتكاري است كه ميگويد براي اعتمادسازي ايران حاضر است غني سازي را در قالب يك كنسرسيوم مركب از ايران و چند كشور ديگر انجام دهد. تفاوت در اينست كه در طرح پيشنهادي ايران مكان غني سازي خود ايران در نظر گرفته شده ولي براساس آنچه در « طرح روسيه » آمده اين كار در خارج از خاك ايران يعني در روسيه صورت خواهد گرفت و ايران فقط در نقش يك شريك ظاهر خواهد شد درست مثل سهيم بودن ايران در كروپ آلمان !
اهداف قابل پيش بيني آمريكا از اين پيشنهاد از اينقرارند :
1 ـ حل مشكلات آمريكا در عراق و منطقه . درست است كه قبلا نيز مذاكراتي ميان ايران و آمريكا در دولت خاتمي بر سر مسائل عراق و افغانستان صورت گرفته ولي تفاوت در اينست كه آن مذاكرات براي مهار كردن مخاطرات حضور نظامي آمريكا در منطقه صورت گرفت ولي اكنون هدف اينست كه آمريكا از مخاطراتي كه با آن مواجه است نجات يابد. آمريكا درحال حاضر با مشكلات زيادي در عراق و افغانستان مواجه است بطوريكه كابوس يك ويتنام جديد را در برابر خود مي بيند تا آنجا كه برجستگان كنگره آمريكا به بوش توصيه كرده اند آمريكا را هرچه زودتر از مهلكه عراق نجات دهد.
2 ـ عادي سازي روابط با ايران . براي آمريكا بسيار مطلوب است كه بهانه اي براي عادي سازي روابط با ايران پيدا كند بدون آنكه امتيازهاي مورد نظر ايران را بدهد. ايران از اول يعني از زمان امام خميني شرايطي براي عادي سازي روابط با آمريكا در نظر گرفت و آنها را اعلام كرد كه آزادسازي اموال و دارائي هاي بلوكه شده ايران عذرخواهي كتبي دولت آمريكا از دخالتهايش در ايران و تعهد كتبي به عدم دخالت در آينده از جمله آنها بود. اين بسيار عاقلانه و منطقي است كه ايران قبل از آنكه امتيازهائي از آمريكا بگيرد و تضمين هائي دريافت دارد، وارد هيچ مذاكره اي نشود. در مقابل دولت آمريكا همواره تلاش مي كند بدون آنكه امتيازي بدهد با ايران وارد مذاكره شود و روشن است كه آمريكائيها درصورتي كه موفق شوند چنين كنند، هيچ تضميني براي تحقق شروط ايران وجود نخواهد داشت و در آنصورت صدالبته آمريكا با خوي سركشي كه دارد هيچگاه زيربار امتياز دادن نيز نخواهد رفت .
پيشنهاد مذاكره درباره عراق طرحي براي ورود به مذاكره اي هرچند محدود است ولي ميتواند راه را براي عادي سازي مذاكره و سپس عادي سازي روابط هموار كند. اگر چنين پديده اي رخ دهد، دست ايران از امتياز گرفتن از آمريكا براي هميشه كوتاه و قطعا همه چيز به نفع آمريكا تمام خواهد شد.
3 ـ براي دولت آمريكا اين يك امتياز بزرگ خواهد بود كه ايران اين تنها سنگر مقاومت در برابر استكبار آمريكا را وادار به مصالحه نمايد . اكنون 27 سال است كه دولت استكباري آمريكا توسط ايران تحقير مي شود. دولت آمريكا در اين مدت به هر وسيله اي براي سركوب انقلاب و جمهوري اسلامي و درهم شكستن اين سنگر مقاومت متوسل شده ولي به نتيجه نرسيده و ناكام مانده است .
با توجه به اين نكات آيا اصولگرايان حاكم , كه اكنون همه مجاري امور و اهرم هاي قدرت را دردست دارند،با آمريكا مصالحه خواهند كرد.
بعضي تحليل گران براين عقيده هستند كه سكوت رسمي ايران سكوت معني داري است كه نشان از تمايل به مصالحه دارد. اما به نظر نمي رسد اين تحليل چندان واقع بينانه باشد، زيرا مقاومت در برابر تمناهاي مذاكره با آمريكا در طول سالهاي سخت گذشته كه فشارهاي داخلي نيز زياد بود از ناحيه راس نظام صورت ميگرفت . طبيعي است كه اين مقاومت در شرايط فعلي كه آن فشارها جاي خود را به بازگشت به شعارهاي اول انقلاب داده بيشتر و باانگيزه تر شود. مهمتر آنكه شرايط كنوني كه آمريكا به ايران نيازمند است تا خود را از مهلكه عراق نجات دهد، زمان مناسبي براي گرفتن امتياز از آمريكاست اگر اكنون امتياز گرفته نشود هرگز نميتوان امتياز گرفت.بنابراين مصالحه بدون دريافت امتياز و تحقق شروط ايران بعيد به نظر مي رسد، اما اگر با دريافت امتياز و تحقق شروط چنين مصالحه اي صورت بگيرد علاوه بر آنكه ايران به آنچه از اول ميخواست خواهد رسيد،در عراق نيز دست بالا را خواهد داشت .
*كيهان
"آرايش سياسي و امنيت ملي "عنوان سرمقاله روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن آمده است:نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در خرداد و تير 84 كه با انبوهي از حوادث شگفت انگيز همراه بود، عملاً به مقطعي تازه در تغيير آرايش جبهه ها و جريان هاي سياسي تبديل شد. جبهه حاكم بر مناصب دولتي و اجرايي با اين احساس غرور و استغنا كه مي تواند نتيجه را از آن خود كند -در كنار برخي اختلاف هاي حل نشده- چند دسته شد و در كنار جبهه اصولگرا كه آن هم چند شقه شده بود، موقتاً آرايش سياسي متكثر و پراكنده اي به نمايش گذاشته شد. اما پايان شگفت انگيز اين كارزار انتخاباتي و كوتاه شدن دست جبهه سياسي مسلط از دولت در كنار برخي دلخوري ها يا غرورورزي ها در ميان بعضي طيف هاي اصولگرا مجدداً آرايش سياسي در حال تكوين را دستخوش دگرگوني هايي كرد.
اكنون كه حدود چهار ماه و نيم از پايان انتخابات مي گذرد، به وضوح مي توان ديد كه برخي سران جبهه از هم پاشيده دوم خرداد از موضع بازنده اي سيلي خورده از مردم، مي كوشند بيدار شوند و خود را پيدا كنند و حتي در انسجام و انتظام طيف مقابل اختلال ايجاد نمايند. متقابلا احساس مي شود هنوز آثار سرخوشي از پيروزي يا برخي دلخوري هاي حول و حوش انتخابات كه بعضاً در تعاملات بعدي هم استمرار پيدا كرده، هنوز طيف موسوم به اصولگرا -يا لااقل بخشي هايي از آن- را رها نساخته است.
حقيقت آن است كه قدرت هاي بزرگ خارجي، همان ها كه طي 2 سده گذشته بتدريج پايگاه و نفوذي در كشور به هم زده بودند، طي دهه گذشته به يك ائتلاف سياسي- فرهنگي در ايران اميد بسته، قول و قرارهايي گذاشته و دل خوش داشته بودند كه پس از يك دهه بن بست و تحقير در برابر انقلاب، از طريق بده- بستان با اين «جريان معامله و نفوذ»، نظم ظالمانه و استعماري قبل از انقلاب را اعاده كنند.
قصه پرحادثه عراق شوخي و افسانه نبود. آمده بودند تا با نظاميگري تمام بر 23 كشور اسلامي و در رأس آن ايران چنبره بزنند و كار مسلمان هاي انقلابي را يكسره كنند اما كار به غلط كردن و سرزنش همديگر كشيد تا آنجا كه هر روز چند روزنامه يا صاحب نظر يا سياستمدار آمريكايي و انگليسي فرياد مي زنند كه ايران تنها پيروز واقعي جنگ عراق است و آمريكايي ها فقط تلفات دادند و اين تصور غم انگيز را در اروپا و آمريكا تقويت كردند كه ما كشته و تلفات داديم تا ايران تقويت شود.
...اينكه همت برخي احزاب سياسي پايين است و جز قدرت گرفتن و با هم شاخ به شاخ شدن و سر هم تراشيدن هنر ديگري ندارند، موضوع ديگري است البته بايسته تأسف. اما سخن اين است كه اگر در ميان طيف هاي گوناگون سياسي به ويژه داعيه داران پايبندي به اصول و آرمان ها -جبهه اي كه در 3 انتخابات اخير با اقبال رو به گسترش ملت مواجه شده- دغدغه منافع ملي و نگاه استراتژيك واقعيت دارد، اين طيف ها نمي توانند از نظم سياسي جديد در دنيا (و به تبع آن در كشور) غفلت كنند و درحالي كه پهلوانانه و قدرتمندانه با زورگويان بين المللي بر سر حقوق حقه خويش سرشاخ شده ايم، آنها خداي ناكرده به شيوه مبتذل احزاب معطوف به قدرت و گروكشي عمل كنند.
فعاليت حزبي، تنوع، حمايت يا نقد و اعتراض و انتقاد، حمايت از فلان وزير و مقام دولتي يا مخالفت با او و... همه تا آنجا كه قانون مجاز شمرده، به جاي خود محترم و محفوظ. اما اگر در پس همه اين پيوست ها ياگسست ها، نگاه مآل انديشانه و دورانديشانه قرار نداشته باشد، آن فعاليت ها پشيزي ارزش نخواهد داشت و صرفاً اسباب تبديل فرصت هاي طلايي بزرگ به تهديدهاي خسارت بار را فراهم خواهد كرد. پارسايي و دورانديشي و مصلحت سنجي، تجهيزات اصلي در اين ميدان بزرگ است كه بدون آنها نمي توان توقع همدلي، كاستن از اختلاف و هم افزايي توانايي ها داشت. ساز و كار كمك كننده در اين عرصه، تجديد و تقويت «سازمان» براي هم انديشي و نزديك كردن دل ها و ذهن هاست تا از مجراي آن استراتژي و برنامه و تاكتيك واحد بجوشد. وگرنه طبيعي ترين فرصت براي دشمنان زخم خورده همين است كه در ميان شكاف ها و اختلاف نظرهاي پيش آمده لانه كنند و فاصله بيفزايند و پس از مدتي ديوار حائلي شوند كه هر پيامي را دوست دارند به هر نحوي كه مي پسندند به آن سوي ديوار بفرستند يا به اين سو برگردانند. جبهه سياسي دورانديش اجازه نمي دهد از غرور و غفلت او بهره گيرند و نظام اطلاع رساني و تحليل و تصميم سازي اش را مختل سازند.
* اعتماد
روزنامه اعتماد در سرمقاله خود با عنوان آي آدمها! ما هستيم! به قلم جعفر گلابي آورده است: روز جهاني معلولين هم گذشت، اگر ميخواستيد وضعيت اين قشر از جامعه را رصد كنيد پرسهيي در سايتهاي خبري و نگاهي به روزنامهها كفايت ميكرد.
مطابق آمارها حدود يك ميليون و 500 هزار نفر معلول نيازمند شديد در كشور وجود دارد كه از اين تعداد بيش از 60 درصد آنان از خدمات سازمان بهزيستي محروم هستند و مستمري كه به بقيه داده ميشود به گفته مسوولان اين سازمان حتي كفاف پوشاكشان را هم نميكند. با اين همه در اين روز جهاني معلولين، غايب بزرگ رسانهها و روزنامهها و خارج از دايره توجه مسوولان بودند. جز گزارش ويژه اخبار شبكه دو كه جاي تقدير داشت.
.... محروميت معلولان درست از هنگام معلوليت آغاز ميشود و تا هنگام مرگ آنها را رها نميسازد، تا پيش از آغاز درس و كلاس محروميت از داشتن همبازي و جولانهاي كودكانه اولي ضربات سخت روحي را همراهشان ميكند و چون تحصيل آغاز ميشود يا از آن باز ميمانند و با عسرت و سختي اولين تجربههاي جدي خود را از سر ميگذرانند، اتفاقا آنان اغلب توانايي يادگيري بيشتري دارند و براي همين هم با وجود همه مشكلاتي كه زنگ به زنگ و كلاس به كلاس گريبانشان را ميگيرد توانايي همراهي درسي با همكلاسيهاي خويش را دارند و گاهي از آنان جلو هم ميافتند.
حالا ... كه خورشيد اخلاق در طرف غرب عالم از گرماي خود ميكاهد، اولين كساني كه تيغ تيز سرما بر بدنشان فرو ميرود آسيبپذيران از هر نوع آن يعني جسمي و ذهني و مادي و مالي هستند. مشاغل دولتهاي سازندگي و اصلاحات به قدري بود كه جز نيم نگاهي به اين بلاكشان روزگار نشد حالا بايد كنار جاده مهرورزي بنشينيم و ببينيم كه آيا دولت جديد فرصت دستگيري از آنها را خواهد يافت؟
* رسالت
دولت كار عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن آمده است: سفر سه روزه دكتر محمود احمدينژاد به استان محروم ايلام و نيز سفر وي به خراسان جنوبي تحركي در ميان مسؤولان و مردم محروم اين مناطق پديد آورده است.
تصميمات دولت در اين دو استان اميدهايي برانگيخته و نشاط كار و تلاش اقتصادي در لايههاي متوسط جامعه را كليد زده است.
اختصاص 5 ساعت كاري از وقت جلسه هيات دولت آن هم در دور افتادهترين نقطه كشور، نشان از عزم جدي براي حل مشكلات معيشتي مردم و توجه به مشكلات محرومين و مستضعفين براي برون رفت از فقر، بيكاري و تبعيض دارد.
در تازهترين اقدام دولت در نگاه به مسايل اقتصادي جامعه شاهد فراخواني استانداران به تهران و نشست مشترك 5 وزير اقتصادي، مديران عامل بانكها براي راهاندازي بنگاههاي كوچك و زود بازده هستيم.
پيش از اين هم 5 وزير اقتصادي در نشستي مشترك با مسؤولان اتاق بازرگاني، عنايت دولت به اشتغال، رفع بيكاري و همگرايي دولت با بخش خصوصي را نشان داد.
گمانهزنيهاي دلسوزانه براي رفع مشكلات مردم به ويژه بيكاري در دستور كار دولت است و اين رويكردي مبارك و قابل تقدير است.
.... اگر بين وزارت كار، وزارت صنايع و معادن، وزارت بازرگاني، وزارت كشور [استانداران]، سازمان مديريت و برنامهريزي، وزارت امور اقتصادي و دارايي و بانكها يك همگرايي جدي براي رسيدن به اهداف و برنامههاي دولت ايجاد شود به درك درستي از مديريت زمان و جلوگيري از فرصت سوزيها خواهيم رسيد و اين يك گام نو و با ارزش است. دولت ديروز با نشست مشترك استانداران و وزراي اقتصادي اين گام را برداشت و نشان داد دغدغه جدي براي كار آفريني و غلبه بر مشكل بيكاري دارد. تمام كساني كه دل در گرو حل مشكلات كشور دارند،در هر گروه و جناحي كه هستند بايد در رفع اين دغدغه با دولت همدردي نشان دهند و به طور جدي به دولت كمك كنند.
* سياست روز
متولي قضا، متولي اقتصاد عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد مهدي شيرمحمدي است كه در آن آمده است: (يكم) فرار سرمايه
روز گذشته آقاي رئيس جمهور درباره نسبت (مبارزه با مفاسد اقتصادي) و (فرار سرمايهها) سخني گفت كه اميدواريم پايان بخش انبوهي از سخنان غير كارشناسي باشد. پيشتر شاهد حضور آيتالله هاشمي شاهرودي در مجلس شوراي اسلامي و سخنان وي درباره مبارزه با فساد بوديم. آقاي شاهرودي در نشست مشترك با نمايندگان، متاسفانه به جاي ارائه گزارش شفاف از روند مبارزه با مفسدان و متخلفان، وارد حوزه كارشناسي و نظري شد و به تبيين نسبت اين مبارزه با فرار سرمايهها پرداخت، حقير هنوز در نيافته است كه پيش از اين نشست جناب آقاي شاهرودي از مشاورت چه كسي بهرهمند شده بود كه به جاي ارائه بحثي از كارنامه قوه و يا حداقل بحثي حقوقي در حوزه قضا و نظري مباحثي اقتصادي را پيش كشيد كه نه داراي شان قضايي - حقوقي بود و نه داراي وجاهت علمي.
(دوم) نتايج يك گزارش تحقيقاتي
پيشتر اغلب كارشناسان امور مالي و اصحاب اقتصاد، ادعاي فرار سرمايه از پي مبارزه با فساد را نقد كرده بودند. جز اقتصادداناني كه دل در گرو سرمايههاي غارت شده ملي و دست در دستان غارتگران داشتند در حوزه كارشناسي كسي چنين ادعايي را نپذيرفته بود، به واقع طرح اين ادعا يا نتيجه عدم اطلاع از اقتصاد بود يا حاكي از عدم سلامت اقتصادي مدعيان.
... براساس اين گزارش عزم جدي محمود احمدي نژاد براي مبارزه با ناعدالتي اقتصادي و اجتماعي موجب شده است، ريسك سياسي ايران طي سه ماهه پاياني سال 2005 با بهبود قابل توجهي مواجه شده و 11 واحد رشد داشته باشد. اين نسبت در سه ماهه پيشتر 49 واحد بوده و اينك به 60 واحد رسيده است.
(سوم)
به نظر ميرسد حداقل مجازات مشاوران آقاي شاهرودي كه ادعاي (فرار سرمايه در پي مبارزه با فساد) را نزد وي مطرح كردهاند پايان بخشيدن به مشاورت و مصاحبت با ايشان باشد. طبق مفاد قانون اساسي مسئوليت نظارت بر حسن اجراي قوانين با دستگاه قضايي است و مسئوليت برخورد با كساني كه با عبور از قوانين موجود، اموال عمومي را به تاراج بردهاند، به اقتصاد كشور صدمه زدهاند و نيز فرايند سالم توليد و سرمايهگذاري را با اخلال مواجه كردهاند بر عهده قوه قضاييه است. همانقدر كه رياست قوه مجريه و متولي هدايت و اداره ساز و كارهاي مناسب اقتصادي كشور اطمينان ميدهد كه ضمن پاسداشت سرمايههاي ملي، نگران نيست كه مبارزه با فساد در امنيت سرمايهگذاري كشور خللي ايجاد كند، اميدواريم قوه قضاييه نيز اطمينان دهد كه در مبارزه با فساد كوتاهي نكرده و در اعلام اسامي مفسدان اقتصادي تعارف را كنار بگذارند. براي همه خدمتگزاران ملت مسلمان ايران آرزوي توفيق خدمات بيشتر داريم.
*همشهري
تهران - رياض چشمانداز نويد بخش عنوان سرمقاله روزنامه همشهري است كه در آن آمده است:ايالات متحده آمريكا به عنوان يك كشور برخوردار از سيستم كاملاهماهنگ همه اجزاي خود را براي ترسيم واجراي سياست در همه ابعاد از جمله سياست خارجي به كار ميگيرد. لذا يكي از راه هاي پي بردن به سياست حقيقي آمريكا به ويژه در خاورميانه پيگيري سفارش هايي است كه در آن كشور به مراكز پژوهشي داده مي شود حدود سه سال پيش حاصل تحقيقات دو پژوهشگر ارشد آمريكايي به نام هاي گراهام فولر مامور سابق سيا در عراق و خانم رنده رحيم، تحت عنوان "شيعيان عرب، مسلمانان فراموش شده " منتشر گرديد.
... سياست آمريكا در عراق براي ايجاد اختلافات ميان شيعه و سني از جمله اموري است كه اين كتاب براي آن زمينه سازي مي كند؛ حال آن كه ميدانيم شيعيان و سني هاي عراق قرن هاي متمادي بدون هيچ بحران اجتماعي، فرهنگي توانسته اند تفاوت مذهبي خودرا به يك عامل تكامل تبديل كنند.
حزب بعث براي مشروعيت بخشيدن به رفتار سركوبگرانه و مستبدانه خود كوشيد تا اختلاف شيعه و سني را به محور سياست هاي خودمبدل كند. عليرغم سقوط رژيم صدام و پايان حكومت او، اين روش همچنان ادامه دارد و باقيماندههاي حزب بعث كه نميخواهند واقعيتي جديد و پايان حاكميت مطلق خود را بپذيرند، در صددند تا اختلافات شيعه و سني را به يك محور در منازعات داخلي عراق مبدل كنند، تا زمينه براي تحركات تروريستي آنان فراهم آيد.
... در مورد عراق بايد گفت عربستان سعودي كه از تغييرات شگرفي كه در ژئوپلتيك منطقه به وقوع پيوسته آسيب فراوان ديده است، شايد در بررسي شرايط جديد نياز به آن داشته باشد كه از غرق شدن در منازعات طائفهاي درعراق كه از سوي بازماندگان حزب بعث و جريانهاي تروريستي افراطي هدايت ميشود پرهيز نموده و براي تدوين سياست جديد خود دو نكته را مد نظر قرار دهد:
1- دامن زدن به منازعات مذهبي يك استراتژي آمريكايي است كه فقط به عراق محدود نخواهد شد و اگر خداي ناكرده فراگير گردد همه كشورهاي همسايه عراق را در برخواهد گرفت و آن گاه آمريكا با بهرهبرداري از آن، طرف هاي منازعه را وادار به اعطاي امتيازات بيشتر به خود خواهد كرد.
2- منازعات مذهبي بستر مناسبي براي جريانهاي تروريستي نظير گروه زرقاوي فراهم خواهد آورد تا ديدگاههاي افراطي خود را به يك جريان اصلي در منطقه تبديل كنند، عربستان سعودي خود يكي از قربانيان رشد اين حركت انحرافي است. مبارزه با تروريست هاي افراطي در جده، رياض، دمام و ديگر شهرهاي عربستان مستلزم برخورد فراگير با اين جريان خطرناك است كه شايد نادانسته در مسير خواست آمريكا درمنطقه گام بر مي دارد زيرا تضعيف دولتهاي منطقه از جمله عربستان سعودي در اين شرايط به زيان منطقه و به نفع منافع آمريكا خواهد بود.
لذا به نظر ميرسد، منافع ملتهاي منطقه از جمله دو ملت عربستان سعودي و ايران، در تلاش مشترك دو دولت براي مهار منازعات مذهبي نهفته باشد كه يقينا خواست رهبران دو كشور است.
انتهاي پيام/2
