بادامچيان خاطرات منتظري و نقد آن را منتشر كرد
خبرگزاري فارس:اسدالله بادامچيان قائم مقام دبيركل حزب موتلفه اسلامي خاطرات منتظري و نقد آن را منتشر كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس كتاب خاطرات منتطري و نقد آن توسط اسدالله بادامچيان و به همت موسسه انديشه ناب به بازار نشر ارائه شد.
يكي از ويژگيهاي اثر مورد اشاره اين است كه خاطرات آقاي منتظري كه تاكنون از سوي مراجع رسمي نشر و چاپ كشور اجازه انتشار پيدا نكرده است، اما در اين كتاب متن كامل خاطرات آورده شده تا خواننده خود متن و نقد را با هم بخواند و قضاوت كند.
ناقد خاطرات در ابتدا بسياري از فصول كتاب را قبل از آوردن متن خاطرات آيتالله منتظري، نقد خود را به صورت جداگانهاي مطرح كرده است.
اين كتاب در 800 صفحه و 10 فصل تنظيم شده و براي آشنايي بيشتر مخاطبان بخشهايي از نقد بادامچيان در مورد خاطرات منتظري از صفحات 671 تا 677 انتخاب شده كه متن آن در ذيل ميآيد.
*ماجراي مك فارلين
آقاي منتظري در تحليل ماجراي مك فارلين، ناخودآگاه مطالبي را فاش ميسازد كه قابل دقت است.
او از واسطهاي در اين ماجرا به نام منوچهر قرباني فر، نام ميبرد. اين شخص را خودش ميگويد كه با آمريكا و كشورهاي خارج و خريد اسلحه ارتباط داشت.
قربانيفر از عناصر واسطه آمريكاست كه سوابق گوناگوني در ماجراهاي مختلف پس از پيروزي انقلاب، در توطئهها داشته و هنوز هم دارد. آقاي منتظري ميگويد كه آقاي محمد علي هادي نجف آبادي كه از دوستان آقاي منتظري است، با مك فارلين و همراهان تماس ميگيرد.
وي ميگويد كه اميد نجف آبادي كه از دوستان بسيار نزديك آقاي منتظري است فتوكپي دو نامه قرباني فر را كه براي او فرستاده بود براي آقاي منتظري ميفرستند.
منتظري ميگويد: قرباني فر با نوشتن اين دو نامه، جريان را لو داد و بعد از اين كه اين نامهها به دست من رسيد، تازه فهميدم كه يك چنين جريان و قرارداد و ارتباطي بوده است.
منتظري مينويسد كه در اين ميان معلوم شد پاي اسرائيل هم در ميان بوده است و اصلاً اشكال من اين بود كه چرا بايد كار به جايي برسد كه ما خواسته باشيم با اسلحه اسرائيلي با عراق بجنگيم.
منتظري سپس ميگويد كه آقاي هاشمي و حاج سيد احمد آقا از اين كه من از ماجرا با خبر شده بودم ناراحت شدند.
آقاي منتظري متوجه نيست كه در اين خاطرات دارد ارتباط اميد نجفآبادي را كه از وي در صفحات ديگر خاطرات حمايت جدي دارد. با قرباني فر فاش ميسازد.
او نميگويد كه چرا قرباني فر كه عنصر مرتبط با آمريكا و قاچاقچي اسلحه است، بجاي آنكه قرارداد خود را با كنگرلو روي تلكس منزل آقاي منتظري بفرستد، به اميد نجف آبادي ميدهد تا او به آقاي منتظري بدهد و نميگويد قرباني فر از كجا اميد نجفآبادي را ميشناسد و به او اعتماد ميكند.
آقاي منتظري ناشيانه اعتراف ميكند: «بعد از مدتي هم همان آقاي منوچهر قرباني فر براي من پيغام فرستاد كه قرار است شما را از قائم مقامي عزل كنند مدتي قبل از جريانات بركناري و مسائل آن بود.
يعني آقاي منتظري روابط قرباني فر را با خود فاش ميكند.
اين روابط با فردي بد نام و بد سابقه، تا اين حد كه وي براي آقاي منتظري، پيغام بفرستد، به هيچوجه قابل توجيه به نظر نميآيد.
البته اين كه چنين شخصي آيا واقعاً خبر از پشت پرده سياست ايران داشته است يا مطلب آقاي منتظري صحت نداشته باشد، حرف ديگري است كه مجال تحقيق درباره آن در اين نوشته نميباشد.
طبيعي است كه يك دلال بينالمللي اسلحه قاچاق نبايد اينگونه اطلاعات را در صورت صحت نقل آقاي منتظري داشته باشد، مگر اين كه با سازمان جاسوسي آمريكا «سيا» مرتبط باشد و در اين صورت پيغام فرستادن چنين شخصي براي آقاي منتظري، چگونه بايد تحليل گردد؟
به هر حال ماجراي مك فارلين، همانطور كه قبلاً گفته شد، يكي از ماجراهاي جالب توجه در روابط ايران و آمريكاست.
پروفسور جيمز بيل، در كتاب عقاب و شير، اين حادثه را بطور فشرده، در تحقيقي نسبتاً دقيق بيان كرده و آن را تحليل نموده است.
وي حادثه مك فارلين را در امتداد سياست آمريكا در رابطه با ايران پس از چندين سال دشمني، در جهت آزمايش نوعي تغيير در سياست ايران و از روي ناچاري مطرح ميكند.
وي مينويسد: اين برنامه براساس تصميم رياست جمهوري آمريكا (ريگان) در 17 ژانويه 1986، 1364 با امضاي ريگان مورد تاييد رسمي رئيس جمهوري قرار گرفت.
رابرت مك فارلين (مشاور عالي امنيت ملي) و ويليام كيسي رئيس سيا به تشويق ريگان و همكاري سيا مامور شدند در مقابل كمك ايران به آزاد شدن گروگانهاي آمريكايي در لبنان به ايران اسلحه و لوازم يدكي بفروشند و آنها اين كار را توسط منوچهر قربانيفر پيگيري كردند.
بيل مينويسد قربانيفر يك مترجم خصوصي ايراني است، كه گفته ميشود از كاركنان سابق ساواك بوده است. وي مدتي نماينده خط ايران با آمريكا بود. مايكل لدين، مشاور مك فارلين كه با اسرائيل روابط داشت، قربانيفر را مردي فوقالعاده، خيلي خوب، يكي از افراد نادري كه فرهنگ ما را درك ميكند، توصيف كرده است.
سرهنگ اوليور نورث، همكار مك فارلين و رئيس عمليات شوراي امنيت ملي آمريكا، در جلسات كميته كنگره آمريكا شهادت داد كه در ژانويه 1986 در هتلي در لندن، قربانيفر در حمام هتل با او مذاكره كرده و پيشنهاد يك ميليون دلار رشوه به وي داده است.
قرباني فر در واكنش به اين ادعا، در 11 ژوئيه 1987 در روزنامه نيويورك تايمز گفته است: «اگر قربانيفر كه يك ايراني است، مهمترين نماينده رئيس جمهور شما (آمريكا) را در يك حمام تعيين كرده، من براي آمريكا متاسفم.
گفته ميشود من مردي را كه رئيس عمليات شوراي امنيت ملي است گرفتهام و گفتهام با من به حمام بيا، مرا مشت و مال بده، پول اضافي براي سلاحها بده، كار مرا در ايران تمام كن و بعد پولها را براي دوستان خودت، كنتراها، بفرست.
به خدا اين بزرگترين طنزي است كه من در تمام زندگيام شنيدهام، من هرگز با او تنها نبودهام.
جيمز بيل مينويسد:با وجود اشتباهات تاكتيكي و ناآگاهيهاي فراوان، ميتوان گفت: تلاش براي برقراري خط ارتباطي با ايران در جهت منافع استراتژيك آمريكا بود.
ريگان علت اين اقدام را آزاد كردن گروگانهاي آمريكايي كه در لبنان توسط حزبالله گروگان گرفته شده بودند، ضرورت اين كار اعلام كرد و اين كه غير از توسل به ايران به هيچ جا دسترسي نداشتيم.
بازگشت بنجامين وير، گروگان آمريكايي در 15سپتامبر 1985 پس از تحويل دو محموله سلاح به تهران، اين طرح را زنده نگه داشت.
از طرف ديگر گزارش مشهور به طرح ايران، در 1986 حاكي از اين بود كه ايران در حال به دست آوردن دست بالا در جنگ با عراق است و اگر ايران در جنگ برنده شود، آمريكا در چه وضعي قرار خواهد گرفت؟
آمريكا براي حفاظت از منافع خود يك سياست دو جانبه و متناقض را در قبال ايران دنبال كرد.
دليل ديگر استراتژيك آمريكا، اساساً اقتصادي بود. قيمت نفت در اثر افزايش توليد ايران و عربستان به كمتر از بشكهاي 10 دلار رسيد. اين جريان در آمريكا اقتصاد جنوب غربي آمريكا را فلج كرد و صداي منابع مستقل نفت در واشنگتن را بلند و تهديد كننده كرد.
سياستمداران با نفوذ در تگزاس جرج بوش معاون رئيس جمهور، جيمز بيكر وزير خزانهداري، جيم رايت سخنگوي كاخ سفيد و ... در صدد دفاع از منافع انتخاباتي خود برآمدند.
سفر غيرمنتظره سعود الفيصل وزير خارجه عربستان به ايران در 25 مهر 1985 در همين رابطه بود. در اين سفر ايران و عربستان بر سر توليد كمتر در اوت سپتامبر 1986 به توافق رسيدند و قيمتها تا 18 و 20 دلار براي هر بشكه نفت افزايش يافت.
علت سفر جورج بوش در بهار 1986 به عربستان سعودي را در اين چارچوب بايد درك كرد. زماني كه از يك ديدگاه استراتژيك به نزديك شدن آمريكا به ايران در آن مقطع بنگريم، دلايل اين اقدام را اجباري ميدانيم.
معهذا روش اتخاذ شده به نحوي غير حرفهاي، ناشيانه و ضعيف تدوين شده بود. افراد نامناسب، به توصيه متخصصين نامناسب، با حمايت هم پيمانان نامناسب، در زماني نامناسب، با طرح تاكتيكي نامناسب، در مكاني نامناسب (تهران) انجام شد.
ماهيت غير حرفهاي و ناشيانه اين ماجرا، اعتبار و بقاي سياسي رهبر آمريكا را به خطر انداخت و ضربه جدي ديگري به اعتبار و به نزول آمريكا در صحنه بين المللي زد.
سرهنگ اوليور نورث، در گواهي در گروه منتخب كنگره آمريكا به صراحت به رفتار رياكارانه خود با ايرانيها اعتراف كرد و گفت: هر زمان با ايرانيها ملاقات ميكرديم به آنها دروغ مي گفتيم.
اين خلاصه اي از بيان ماجرا توسط يكي از چهره هاي موثر در آمريكاست. اگر اين نقل را جيمز بيل از روي اسناد و مدارك از جمله گزارش كميسيون تاور كه مسئول تحقيق و رسيدگي به ماجراي مك فارلين بود، نوشته است بپذيريم، آنگاه روابط قربانيفر با اميد نجفآبادي و دفتر منتظري خيلي معنا پيدا ميكند.
با اين همه قضيه مك فارلين يكي از توفيقات و پيروزي هاي مخفي نظام جمهوري اسلامي است كه نقش موثري در آن به عهده آيت الله هاشمي رفسنجاني بوده است.
دليل بارز آن، همين تحليل جيمز بيل و گزارش كميسيون تاور و مرگ ناگهاني ويليام كيسي رئيس سيا و محاكمه نورث و مك فارلين و همكاران آنها ميباشد.
بنابراين نيازي نيست كه كسي را به خاطر قضيه مك فارلين دستگير يا محاكمه كنند و كسي هم دستگير يا محاكمه نشد.
*مهدي هاشمي و قضيه مك فارلين
در اين خاطرات سئوال كننده از آقاي منتظري كه از جناح يا علاقهمندان به مهدي هاشمي و اميد نجفآبادي بايد باشد، القاء شبهه ميكند و دستگيري آن دونفر را به گونهاي سئوال ميكند كه خواننده دچار شبهه ميشود كه شايد اين دو نفر را در رابطه با جريان مكفارلين محاكمه و اعدام كردهاند، زيرا از جناح حاج سيد احمدآقا يا آقاي هاشمي نبودهاند!
آقاي منتظري نيز با اين كه ميداند محتواي پرونده مهدي هاشمي و اميد نجفآبادي مربوط به مسايل ديگر است كه به ويژه در مورد اميد نجفآبادي پرونده مربوط به مسايل اخلاقي است و از طرفي دلايلي در دست ندارد كه قطعي بگويد آنها را در اين رابطه دستگير و اعدام كردهاند، پاسخي ميدهد كه شبهه را تقويت مينمايد و ميگويد همه چيز محتمل است و بعد ميگويد برخي اخبار پشت پرده و بعضي تلكسهايي كه آن وقت روي تلكس منزل ما منعكس ميشد حكايت از اين ارتباط ميكرد.
آقاي منتظري نميگويد آن برخي اخبار پشت پرده چه بوده است؟ و چرا وي را به اعتقاد نرسانده و باز احتمال ميدهد اينطور باشد و نميگويد اين تكلسها از كجا مخابره ميشده كه يكي از اين تلكسها هم مربوط به آوردن اسلحه از اسراييل براي ايران بوده است. اگر اين نوع برخورد با چنين قضايايي مثل مسئله مك فارلين و دستگيري مهدي هاشمي و اميد نجفآبادي، از طرف يك مرد عادي انجام ميشد، جاي تعجب نبود،اما كسي كه خود را آنچنان عالم و فقيه ميداند و خبره در همه امور و در حد مسئوليت قائم مقامي رهبري و مطلع بر مسائل پشت پرده و سري و محرمانه كشور،اين طرح موضوع بسيار تعجب آور است.
به طور مثال تهمت خريد اسلحه توسط ايران از اسراييل توسط استكبار جهاني، جعل شد تا اعراب و مسلمانان را عليه ايران بدارد وگرنه هيچ فرد عاقلي باور نميكند كه در حالي كه حاميان اصلي اسراييل يعني آمريكا و كشورهاي اروپاي غربي از صدام عليه ايران حمايت ميكنند و ضديت با ايران دارند و ايران ضديت با اسراييل دارد، آنگاه بين ايران و اسراييل معامله اسلحه صورت گيرد.
اما آقاي منتظري به استناد يك تلكس كه به تلكس خانهاش فرستادهاند همان تهمت و خبر جعلي استكبار جهاني را مطرح مينمايد.
البته آقاي منتظري در اين مسئله به خاطر سادهلوحي خود اميد نجف آبادي را متهم به ارتباط با جاسوس و قاچاقچي اسلحه بين المللي كه مرتبط با آمريكاست كرده است و اگر چنين باشد و اميد نجفآبادي با قربانيفر بدون اطلاع مسئولان اطلاعاتي ارتباط داشته است، مجرم ميباشد و جرم جاسوس و مرتبط با جاسوسان بيگانه تا حد اعدام هم هست.
آقاي منتظري در اين بخش مطرح ميكند كه قربانيفر چون مدتي قبل از بركناري براي او پيغام فرستاده كه قرار است شما را از قائممقامي عزل كنند، پس معلوم ميشود كه او يك ارتباطي با جاهايي داشته است و ما بيخبر بوديم و اين نشان ميداد كه آقايان مدتها پيش از نامه 6/1 و 8/1/68 تصميم خود را گرفته بودند.
آقاي منتظري اين آقايان را نام ميبرد و مبهم ميگويد و اين ابهام در ذهن خواننده ايجاد شبهه و سوءظن مينمايد.
اگر مقصود منتظري از آقايان هاشمي و حاج سيد احمد آقا و امثال آنها ميباشد اين يك تهمت است زيرا قبلاً گفته شد كه اين افراد در حضور امام پس از اطلاع از نظر امام در نامه 6/1 از امام استدعا كردند كه آن نامه پخش نشود و در واقع براي آقاي منتظري دلسوزي و خيرانديشي كردند.
و اگر كساني ديگر است خوب است و در آينده اين افراد را معرفي نمايند تا موجب نسبت كذب در ذهن برخي خوانندگان پديد نيايد.
به هر حال آقاي منتظري همه را متهم ميكند، حتي آقايان كروبي و امامجماراني و سيد حميد روحاني و زيارتي و...و حاضر نيست كه اشتباهات خودش را ولو در حد كم قبول نمايد.
وي مطالب نامه آقاي كروبي و امامجماراني و زيارتي را تند و سراپا كذب و تهمت ميداند و گزارش برخي از افراد منسوب به بيت خودش به امام را مطالب دروغ عليه خودش و بيت مينامد.
يعني در واقع با همه رفاقت اين افراد با آقاي منتظري ايشان هركس با او نباشد متهم مي كند و سعي ميكند افرادي مانند مهدي هاشمي و اميدنجف آبادي را تبرئه نمايد.
انتهاي پيام/2
11:42 - 10 شهریور 1385