خبرگزاري فارس: رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي گفت: من حتي بلنديها و خاك جماران را به خاطر عشق به خميني دوست دارم چون او را فاني فيالله ميدانم. راه امام خميني براي من از هر كس ديگر عزيزتر است و عشقم به ذريه امام خميني تا زماني است كه ذريهاش در خط خميني باشند.

روح الله حسينيان شخصيتي است كه هم دستي در تاريخ دارد و هم سياست، هم علوم حوزوي خوانده و هم كاركشته امر قضاست. برخي شيفته صراحت لهجه اويند وبرخي ديگر او را خشك و غيرمنعطف مي دانند. روح الله حسينيان هر شخصيتي كه داشته باشد براي خبرنگاران و اصحاب رسانه موهبتي است كه صريح و شجاعانه از مواضع خود دفاع مي كند و فضاي لازم را براي مانورهاي رسانه اي مهيا مي سازد. گفتگوي ما را با رئيس سازمان مركز اسناد انقلاب اسلامي مي خوانيد.
* فارس: جناب آقاي حسينيان اجازه دهيد مروري داشته باشيم بر اتفاقات اخير. چنانچه ميدانيد بعد از سخنراني فرمانده سپاه، آقاي سيد حسن خميني موضعگيري كرد. متعاقباً يكي از سايتها مطالبي توهينآميز در مورد ايشان منتشر ساخت و به دنبال اين وقايع، سيل حمايت از يك طرف و توهين و افترا نسبت به دولت و اصولگرايان و از جمله جنابعالي سرازير شد.
- بله متأسفانه چنين شد از جمله نامهاي بود كه آقاي حميد انصاري براي اينجانب نوشت و برخي خبرگزاري ها و سايتهاي ضد انقلابيون خارج از كشور و دوم خرداديها آن را تحت پوشش شديد و فراوان قرار دادند. در حالي كه من يك كلمه اظهار نظر نكرده بودم و حتي از همه اين مسائل بيخبر بودم. علّت بيخبري من هم اين بود كه مركز اسناد انقلاب اسلامي در روزهاي پاياني سال مشغول برنامهنويسي و اظهارنظر در مورد كتابهايي است كه آماده چاپ هستند.
* فارس: چه سايتهايي اين شايعه را ساختند؟
- اولين سايتي كه ديدم سايت فردا متعلق به راديو آمريكا بود بعد سايت صبح متعلق به دوم خرداديها با عبارت "جسارت حسينيان به بيت امام خميني " اين دروغ را منتشر كرد و بعد سايتهاي ديگر دوم خرداديها با همين عنوان، فحاشي و تهمت را به من آغاز كردند.
* فارس: علّت اين شايعه چه بود و چرا با يك نسبت دروغ به اين صورت جوّسازي كردند؟
- اجازه دهيد من در اين باره توضيحات بيشتري بدهم. همه ميدانند كه من شب و روز خود را براي تدوين تاريخ انقلاب امام خميني گذاشتهام. همه ميدانند كه امام خميني عشق، آرمان، مراد و همه هستي من هست. به لطف خدا تا اين لحظه در اين آستانهبوسي امام خميني لحظهاي ترديد نكردهام. من پنج جلد كتاب در مورد نهضت امام خميني نوشتهام كه حتي به اعتراف همين آقاي حميد انصاري از بهترين كتابهايي است كه در اين حوزه نوشته شده است. بهترين كتاب من كه تاكنون چند نوبت چاپ شده در مورد زندگي آيتالله سيدمصطفي خميني به نام "ستاره صبح انقلاب " است.
تمام سخنرانيهاي من در ايام فجر در مورد نقش امام خميني در انقلاب و ويژگيهاي رهبري امام خميني بوده است. در هر جا صحبت كنم محال است از امام خميني نام نبرم. امّا يك مرتبه اعلام ميشود كه حسينيان به بيت امام خميني جسارت كرد. سؤال اساسي من از بيت امام خميني و هواداران واقعي امام در بيت اين است كه آيا طرح اين دروغ به نفع بيت امام خميني است؟ كساني كه مرا ميشناسند، زندگي مرا از نزديك ديدهاند، كساني كه با افكار، انديشه و آثار من آشنا باشند، نميپرسند چه اتّفاقي افتاده كه چنين شخصي به بيت امام خميني جسارت ميكند؟ من اگر جزء دستاندركاران بيت امام خميني بودم از اين افراد كه هيچگاه كينه امام خميني را از دل نبردند و اينك تحت پوشش حمايت از بيت امام خميني، مريدان امام خميني را مورد هتاكي قرار ميدهند، اعلام برائت ميكردم. من با صداي بلند اعلام ميكنم كه خميني هستي من است و ميگويم:
"اُحبُّ لِحُبِّها طلعاتَ نجد " من حتي بلنديها و خاك جماران را به خاطر عشق به خميني دوست دارم. من وقتي به حرم امام خميني مشرف ميشوم و پنجرههاي ضريحش را در آغوش ميكشم، همان آرامشي را كه هنگام سجده در پيشگاه خداوند دارم، احساس ميكنم . چون او را فاني فيالله ميدانم. چطور كسي كه به خاك ديار خميني عشق ميورزد نسبت به ذريهاش بياعتنا باشد.
"اَذِلُّ لِآل ليلي في هواها واحتمل الاصاغِرَ و الكبارا "
من در مقابل آل ليلي به خاطر عشق او خضوع ميكنم و سختيهاي كوچك و بزرگ را تحمل ميكنم. امّا بدون ترس از همه اعلام ميكنم، راه خميني براي من از هر كس ديگر عزيزتر است و عشقم به ذريه خميني تا زماني است كه ذريهاش در خط خميني باشند.
* فارس: با اين همه چطور شما را متهم به جسارت به بيت امام خميني كردند؟
- علّت اساسي احقاد بدريه و كينههاي چراغيه بود، دوم خرداديها هنوز زخم برنامه چراغ را دارند و در هر فرصتي به دنبال انتقام هستند و ميخواهند با هوچيگري، حرمت مرا خدشهدار كردند؛ امّا غافلند كه انّ الله يُدافع عن الذين آمنوا.
* فارس: يعني معتقديد كه در اين واقعه، اصولگرايان و خصوصاً جنابعالي لطمه نخورديد؟
- ببينيد ممكن است در آب گلآلود ماهي گرفت، ولي از آن آب نميتوان سيراب شد. روزي گِلو لاي فرومينشيند و آب زلال خواهد شد. اصولاً اگر با هوچيگري و شارلاتانيسم ميشد به حيات ادامه داد، دوم خرداديها هم اكنون در ايران بايد يك شاهنشاهي ديگري براي خاندان خرداديان تشكيل داده بودند.
*فارس: بعد از تكذيب شما نسبت به مطلب آقاي انصاري بسياري كه شما را متهم كرده بودند گفتند در سايت مركز تحت مديريت آقاي حسينيان مقالهاي تحت عنوان "سخني با حجتالاسلام سيدحسن خميني " آمده است.
-اين حرف درست است. اولاً سايت مركز يك بخش مستقلي است كه مديرمسئول و هيأت سردبيري دارد. براي هر مقاله از من اجازه نميگيرند. البته من مسئوليت اين سايت را ميپذيرم، ولي پذيرفتن مسئوليت، غير از نسبت دادن مقالهاي به صاحب مسئوليت است. ثانياً شما ميتوانيد اين مقاله را مطالعه كنيد. اين مقاله كه توسط آقاي صدقي مسئول گروه روابط بينالملل نوشته شده است نه درصدد انكار نهي امام خميني از دخالت نظاميان در انتخابات است و نه درصدد توجيه كلام امام خميني. بنابراين پاسخ آقاي حميد انصاري اصلاً ربطي به مقاله آقاي صدقي نداشت؛ چون آقاي صدقي نهي امام را نه نفي كرده نه توجيه؛ بلكه اين مقاله تماماً درصدد توجيه كلام فرمانده سپاه است. وي مدعي است كه منظور فرمانده سپاه از حمايت از اصولگرايان، نه حمايت از شخص يا جناح خاصي است، بلكه اصولگرايي به معناي يك عقيده و ارزش مورد حمايت سپاه است. يعني همان چيزي كه بعداً فرمانده سپاه خود بيان كرد.
*فارس: شايد منظور حملهكنندگان به شما اين باشد كه اگر حسنآقا مطلبي بيان كرد هيچ كس نبايد اظهارنظر كند و اظهارنظر در مورد سخنان نوه امام خميني توهين محسوب بشود؟
- من بعيد ميدانم كه بيت امام خميني و حاج حسنآقا خميني چنين نظري يا چنين قصدي داشته باشند چه اين كه وي در همين چند وقت پيش در مورد انديشه امام خميني گفت بايد مورد اجتهاد قرار گيرد و لازمه اجتهاد نقد است، پس چگونه ممكن است كسي كه براي امام خميني چنين مصونيتي قائل نباشد براي خود قائل باشد. من تعجب ميكنم همين چند وقت قبل بود كه يك دوم خردادي در زنجان ضمن سخنراني گفت: من از امام حسين هم انتقاد ميكنم و هيچ يك از اينها كه امروز داد و فرياد راه انداختهاند، اعتراض نكردند كه چرا قداستزدايي ميكنيد؟ حال چگونه ممكن است جرأت طرح اين مسئله را داشته باشند. البته اگر ديگران به دنبال اعمال استبدادي هستند تا تحت اين عنوان، ديكتاتوري جديدي را به وجود بياورند همان طوري كه با شعار آزادي، ديكتاتوري رضاشاهي ايجاد كردند بايد در مقابل اين استبداد ايستاد.
*فارس: به نظر ميرسد كه شما اين حمايتها را از نوه امام خميني يك برنامه سياسي هماهنگ شده ميدانيد آيا احتمال اين را كه اين توهين نيز از طرف خود اين آقايان برنامهريزي شده باشد نميدهيد؟
- اين موضوع را بايد مراكز اطلاعاتي تحقيق بكنند و نظر بدهند و اينكه بعضي نيز از سر دلسوزي و ارادت به امام خميني اين توهين و هتاكي بيادبانه را پاسخ گفتند من شكي ندارم. همان طوري كه نسبت به سوءنيت بعضي از آقايان هيچ شكي ندارم. فراموش نميكنم در زمان حضرت امام خميني يكي از همين افرادي كه يك اطلاعيه شديداللحني در حمايت از حاج حسنآقا صادر كرد، روزي به جماران رفت تا خدمت امام برسد. حفاظت از پارك اتومبيل وي در جاي نامناسب ايراد گرفت. همين آقا عمامهاش را بر زمين زد و هر چه از دهانش بيرون آمد، نثار حاج احمدآقا كرد و سپس با صداي بلند فرياد ميزد كه "احمد ميخواهد مرا ترور كند " سپس مسئول حفاظت بيت را دستگير و زنداني كرد كه با فرمان امام خميني وي از زندان آزاد شد. خوشبختانه چون طرفين از يكديگر شكايت كردند، صورتجلسه اين توهين نوشته شده و تصميم دارم براي كتاب تاريخ جمهوري اسلامي آن را بياورم. حالا وقتي ميبينم همين آقا كه با پدر آن رفتار را داشت و اكنون سينه چاك پسر شده غرق تعجب ميشوم و تأسف ميخورم چرا كه بعضي از مطالب را نميتوانم روشن بيان كنم.
*فارس: البته بعضي از اين آقايان استدلال درستي را ارايه ميدهند. عدهاي از اينها معتقدند نبايد اركان انقلاب را تخريب كرد. آيا شما با اين استدلال مخالف هستيد؟
- من شكي ندارم كه اصل اين نظريه صحيح است. هيچ نيروي وابسته به انقلاب را نبايد تخريب كرد. هيچ كس را نبايد مورد توهين و هتاكي قرار داد؛ ولي همه صحبت بر سر عمل است. من دهها سؤال بر اين نظريه قابل قبول دارم: اولاً اين اصل عمومي است يا متعلق به يك گروه يا يك فرد است؟ اگر آيتالله مصباح مورد تخريب جناح دوم خرداد گيرد، اين عين آزادي است؟ ولي اگر شاگرد ديگري از امام مورد توهين قرار گيرد اين تخريب ركن انقلاب است؟ سؤال دوم من اين است كه اين رويه را چه كسي بنياد گذاشت؟
وقتي شخصيت هاشمي رفسنجاني با هزاران تهمت در روزنامهها دوم خردادي مورد هتاكي قرار گرفت تا جايي به او لقب عاليجناب سرخپوش دادند و بعدها همين مقالات تبديل به كتاب شد و با بودجه وزارت ارشاد چاپ شد و از بودجه وزارت ارشاد خريدادي شد و هزاران نسخه به دوردستترين كتابخانههاي كشور فرستادند و هيچ كس از مدعيان و سينهچاكان امروزي اركان نظام دفاعي به عمل نياوردند تا جايي كه آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس ششم نفر سيام شد، حالا معيار عوض شده آيا نبايد به اين سينهچاكان شك كرد و آنها را متهم به دروئي كرد؟
اساساً دوم خرداديها براي اين تخريبها حتي نظريهپردازي كردند. يكي از نويسندگان همين قبيله رسماً در مقالهاي نوشت كه "يكي از موانع انقلاب قدسي كردن رهبران انقلاب بود تا جايي كه خنده و غضب امام خميني مقدس شد و كسي جرأت انتقاد نداشت " حالا چطور اينها مدعي دفاع از اركان انقلاب هستند.
*فارس: ممكن است در پاسخ شما بگويند اينها طيف تندرو دوم خرداديها بودند بقيه اين حرفها را قبول نداشتند؟
- اين توجيه به هيچ وجه قابل قبول نيست، كساني كه به طور مطلق از دوم خردادي دفاع ميكردند، در صفّ آنها بودند، به جرايد آنها كمك مالي ميكردند، آنها را در ليست كانديداهاي خود ميآوردند، آنها را مشاور فرهنگي و اجتماعي كرده بودند، به آنها پست ميدادند، از آنها تجليل ميكردند و اگر قوه قضائيه با آنها برخورد ميكرد در سمت نمايندگي و رياستجمهوري دفاع ميكردند و بقيه هم سكوت ميكردند، امروز نميتوانند خود را از عملكرد همفكران خود تبرئه كنند. ما در مكتب تشيع آموختهايم "لعنالله امهً ظلمتكَ و لعنَالله امهً سَمِعَت بذلكَ فرضيت به " و فرد ساكت برادر فرد راضي است و راضي به فعل همكار آن محسوب ميگردد. اگر ميخواهند خود را تبرئه كنند بايد رسماً اعلام برائت كنند.
*فارس: با اين توضيح جنابعالي معتقديد كه از بزرگان انقلاب نبايد انتقاد كرد آنها مقدس هستند و مصون از انتقاد هستند؟
- هرگز من چنين اعتقادي ندارم. اعتقاد من اين است كه نبايد به كسي توهين كرد، نبايد هتك حرمت كرد و نبايد تهمت زد. همه اينها منجر به واگرايي ميشود و اين براي جامعه و انقلاب ضرر دارد؛ ولي بايد نقد محترمانه باشد. عملكردها بايد مورد نقد قرار گيرند. منشها و رفتار كساني كه مسئوليت در نظام ميپذيرند بايد مورد نقد قرار گيرد شما نگاه كنيد عثمانبن حنيف آن يار فداكار امام علي(ع) و استاندار امام بر سر سفرهاي مينشيند كه اشراف بيحضور فقرا بر سر آن مينشينند. سفرهاي گسترده از انواع غذاهاي رنگارنگ امام علي(ع) نامهاي به آن مينويسد، عمل وي را نقد ميكند و نامه در تاريخ ميماند. پس نقد منصفانه، اصولگرايانه و مشفقانه لازمه رشد نيروها و بالندگي نظام اسلامي و از سنتهاي حسنه شيعي است.
*فارس: با اين توضيح و شرايط، شما نقد مسئولان نظام را تخريب اركان انقلاب نميبينيد؟
- اصلاً من به اين واژه اعتراض دارم كه همه را اركان نظام بدانيم. انقلاب سه ركن بيشتر ندارد رهبري، ايدئولوژي و مردم. اگر بزرگان ركن انقلاب بودند بايد تاكنون اين انقلاب صد بار فرو ريخته بود. در يك شب 72 نفر از بزرگان و شخصيتهاي عزيز انقلاب به شهادت رسيدند. رئيسجمهور و نخستوزير در يك بمبگذاري نفاق به شهادت رسيدند. دهها نفر از همين بزرگان از انقلاب بريدند و حتي به صدام پناه بردند، امام جمعهاش به فرانسه رفت، بعضيها جدايي خود را رسماً اعلام كردند؛ ولي انقلاب همچنان پويا به پيش ميرود. خواهش ميكنم به جاي اركان انقلاب بفرماييد ياران انقلاب. علاوه بر اين، نبايد ياران انقلاب را در عدهاي خلاصه كنيم كه با جدايي يا مرگ اينها انقلاب را بيياور معرفي كنيم.
*فارس: ممكن است توضيح بيشتري بدهيد؟
- البته دوست نداشتم وارد اين بحث بشوم، ممكن است به خيلي از اساتيد و بزرگان كه حقّ استادي بر من دارند و احترامشان بر من واجب است بربخورد.
*فارس: شما ما را بيشتر مشتاق شنيدن توضيحتان كرديد خواهش ميكنم بيشتر توضيح دهيد؟
- من البته دلم ميخواست يك روز در اين زمينه يك بحث نظري و علمي را مطرح بكنم؛ ولي با اين حال به آن اشاره ميكنم. ببينيد امام خميني متعلق به زمان خاص يا مكان خاصي نبودند. هيچ كس به خاطر قدمت تاريخي، حقّ ندارد صحابيت را منحصر به گروه خاصي كند. يك گروه امام خميني را در نهضت ياري كردند، عدهاي به دليل تفاوت سني امام خميني را در سال 56 و 57 حمايت كردند و مخلصانه سينههاي خود را مقابل گلولههاي دشمن نگه داشتند. نسل ديگري در جبههها امام خميني را ياري كردند. نسل ديگري، بعدها از انديشهها و راه امام خميني دفاع كردند. حتي خارج از مرزها در لبنان، نسلي روي كار آمدند كه براي آرمانهاي امام خميني جنگيدند. اتفاقاً همين چند شب پيش مقام معظم رهبري در مورد شهيد عماد مغنيه همين را فرمودند كه عماد خود را فرزند امام ميدانست. بنابراين هيچ كس حق ندارد، صحابيت امام خميني را منحصر به يك نسل قرار بدهد و ديگران را از اين افتخار بيبهره كند. ما حقّ نداريم به خاطر عوامل زماني يا مكاني مردم را به گروگان بگيريم و پيوسته صحابيت را به رخ مردم بكشيم. اگر هر كس كاري كرده براي خدا بوده و بايد تنها از او انتظار پاداش را داشته باشد هر چند همه موظفيم احترام ياران امام را چه زندانرفتهها، چه مبارزان و تظاهركنندگان سالهاي 57 و چه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را پاس بداريم چه ايراني، چه عراقي، چه افغاني، چه پاكستاني، چه بحريني و اماراتي و يمني و در هر نقطهاي از جهان اين انحصار بايد شكسته شود و اين فرهنگ بايد تغيير پيدا كند.
علاوه در آموزههاي شيعه حجيت صحابيت يا عدالت صحابه ردّ شده است و ما نبايد اين بدعت را به شكل ديگري در تشيع احيا كنيم. شايد به همين علّت بود كه امام در متمم وصيتنامه خود مرقوم داشتند كه: "ميزان در هر كس حال فعلي اوست. "
بنابراين همان طوري كه احترام ياران زندانرفته پانزده خردادي امام واجب است، احترام گهوارهايهاي 15 خردادي كه در 57 حماسه آفريدند نيز واجب است چنانچه احترام پاسداران، بسيجيان و نظاميان كه هشت سال از مرزهاي ايران امام خميني دفاع كردند و نسل سوم انقلاب كه مدافع ارزشها و آرمانهاي امام خميني هستند نيز واجب و همه را از اصحاب امام بايد حساب كرد و حتي نسلهاي آينده.
*فارس: به نظر شما ممكن است راهي پيدا كرد كه اين احترام مقابل به صورت فرهنگ دربيايد و همه اين نسلها احترام يكديگر را حفظ كنند.
- بله احترام و هتك حرمت جاده دو طرفه است. اگر بزرگان در هر تريبوني كه بدست ميآورند احترام نسل دوميها را بشكنند و به آنها نيش و كنايه بزنند معلوم است عكسالعمل دارد، ولي اگر بزرگان آغازكننده ابراز محبت به نسلهاي بعدي و مسئولين بعدي باشند، اگر بپذيرند كارها را بايد به نسلهاي بعدي سپرد، آنها را كمك كنند، بدون چشمداشت به مقام تجربيات را به آنها منتقل كنند قطعاً احترام آنها نيز توسط نسل بعدي حفظ خواهد شد.
*فارس: جناب آقاي حسينيان، جنابعالي براي مجلس شوراي اسلامي دوره هشتم نامزد شدهايد با اين كه مشهور است به شما كارهاي مختلفي پيشنهاد شده است، امّا شما از پذيرفتن آن طفره رفتهايد چطور براي مجلس حاضر به شركت در رقابت انتخاباتي شدهايد؟
-نپذيرفتن مسئوليتهاي اجرايي دو علت داشته است: اوّل اين كه براي مسئوليت مركز اسناد انقلاب اسلامي خيلي ارزش قائلم، احساسم اين است كه در مركز يكي از آرمانهاي امام خميني كه همان تدوين تاريخ انقلاب اسلامي است در حال تحقق است و اين كم مسئوليتي نيست. علت دوّم روحيه شخصي من است كه بيشتر گرايش به انزواطلبي دارد. امّا در مورد مجلس احساس ميكنم يك دولت از جنس مردم روي كار آمده است كه در سياست داخلي، شعار اصلياش عدالتمحوري است و در سياست خارجياش، ايستادگي در مقابل مستكبران است و بايد اين دولت را با قانونگذاري كمك كرد تا اين دو شعار اساسي امام خميني بار ديگر رونق بگيرد.
*فارس: آيا با اعلام اين هدف نميترسيد متهم شويد كه ميخواهيد وكيلالدوله شويد؟
-در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور. من هيچ گاه به خاطر متهم شدن نترسيدهام شايد سوابقم اين ادّعا را اثبات كند. علاوه اين عين حمايت از مردم است. وقتي دولتي ميخواهد به مردم خدمت كند، رئيسجمهور همه زندگي خود را براي خدمت به اين مردم گذاشته چرا نبايد مجلسي تشكيل گردد كه به جاي ناهماهنگي، اين دولت را مورد حمايت قرار دهد و كمك كند. اصولاً در اسلام بين دولتهايي كه خود را برآمده از ملّت ميدانند و واقعاً خود را خادم مردم ميشناسند ثنويتي وجود ندارد كه يكي متهم به وكيلالدوله يا يكي متصف به وكيلالملّه شود. اين دوئيت و عناوين فقط سزاوار حكومتهايي است كه خود را طبقه حاكم و مردم را طبقه محكوم ميدانند يا امتيازي براي خود نسبت به مردم قائل هستند. در حكومتي مثل حكومت احمدينژاد حمايت از دولت حمايت از نوكران مردم است نه حاكمان مردم.
*فارس: شما ويژگي دولت احمدينژاد را در چه ميدانيد؟
- ويژگي دولت احمدينژاد علاوه بر شعارها در سادگي و مردمي بودن آن است. وي توانست تمام تمايزات وزارتي و رياستي را در سطح دولت محو كند. شخصيتهاي كاذب از بين رفت. وزرا با مردم عادي هيچ تفاوتي ندارند، با مردم زندگي ميكنند، با مردم در نماز جمعه شركت ميكنند و در يك صفّ مينشينند و چه بسا كسي هم آنها را نميشناسد. احمدينژاد جز نوكري شأني را براي خود قائل نيست و اينها كمارزشي نيستند. رئيسجمهوري كه تبعيض جغرافيايي را حذف كرده هيأت دولت را به شهرهاي دوردست ميبرد و در آنجا از نزديك مشكلات مردمي كه دهها سال مورد بيمهري قرار گرفته بودند، بررسي ميكند و برايشان برنامهريزي ميكند. رئيسجمهوري كه مهاجرت را بر رياست و كاخنشيني و صندلي نرم ترجيح ميدهد بايد مورد حمايت قرار داد و اين عين حمايت از مردم است.
*فارس: بعضيها اين سادهزيستي و سادگي و پركاري را حمل بر رياكاري ميكنند؟
-خيلي جسارت بر عذاب الهي ميخواهد كه مؤمنين را متهم بر صفتي كرد كه جز خداوند بر آن آگاه نيست. البته كساني كه به گونهاي ديگر بر مردم حكومت ميكردند، حق دارند براي تبرئه خود اين دولت را متهم كنند. چنانچه در ابتداي اين دولت، به استهزاي رئيسجمهور ميپرداختند، بعد از اين كه روش استهزاء نتيجه نداد، روش اتّهام را در پيش گرفتند.
*فارس: جناب آقاي حسينيان، بعضي از دوستان شما از حمايت بيقيد و شرط شما از احمدينژاد انتقاد دارند؟
- بله، حتي بعضي روابط ما با دوستان محدود شده است؛ ولي من به آنها گفتهام. دوران حاكميت دوم خرداديها را فراموش نكنيد. آنها با شعار آزادي به جنگ آزادي آمدند، با شعار تسامح و تساهل، دست و زبان مخالفين انقلاب را گشودند و دهان نيروهاي ارزشي را بستند، آنها با شعار دمكراسي خدمت به مردم را از ياد بردند و تنها نگاهشان به مردم يك نگاه ابزاري شد. با اشرافيت مطبوعاتي بار ديگر خفقان رضاشاهي براي نيروهاي مذهبي برساختند، ختم انقلاب را اعلام كردند. براي خارج كردن امام و رهبري از حضور در صحنه شعار تقدسزدايي سر دادند، حتي با جسارت تمام عاشورا را نتيجه خشونت بدر معرفي كردند. نيروهاي مذهبي را منزوي كردند. انديشههاي امام خميني را متعلق به موزهها دانستند. در مقابل انديشههاي امام، پوپوليسم و تكثر در قرائت از اسلام را طرح كردند. در مقابل اسلام سياسي، امام خميني سكولاريزم ديني را مطرح كردند. حتي سنتهاي ديني را مثل حجاب مورد سرزنش قرار دادند. رسماً در روزنامههاي دوم خردادي، احكام جزايي اسلامي را خشن و متعلق به قرون گذشته قلمداد كردند.
من به آنها ميگويم آيا همه اينها را فراموش كردهايد. خداوند بعد از اين دوران محنت، دولتي را سركار آورده كه شعارش ارزشهاي انقلاب است. چرا كفران نعمت ميكنيد؟ و از اين كه خداوند ما را دوباره عذاب كند چرا نميترسيد؟
*فارس: البته مخالفين دولت احمدينژاد نقدهاي جدّي به ايشان دارند آيا شما هيچ يك از اين نقدها را نميپذيريد؟
- من هيچگاه نگفتهام كه دولت عصمت بر سركار است. هيچ انساني نيست كه قابل نقد نباشد. من هم براي خودم شخصيتي مستقل هستم، داراي فكر و انديشه هستم و هرگز نگفتهام تمام عقايد يا عملكرد و سياستهاي دولت احمدينژاد را قبول دارم. امّا در ارزشگذاري بايد كليت يك دولت را مورد حمايت يا مخالفت قرار داد. دولت احمدينژاد به خاطر جهت، سمت و سو و شعارها و تلاشهايش براي خدمترساني به مردم، ايستادگياش در برابر استكبار، سادهزيستي، حرمت بيتالمال، خلوص، زهد و مردمي بودنش بايد مورد حمايت قرار گيرد. يعني همان چيزي كه مقام معظم رهبري فرمودند كه "من از اين دولت به خاطر جهتگيريهايش حمايت خاص به عمل ميآورم. " اگر من هيچ دليلي جز اين جمله رهبري نداشتم اين تأكيد رهبري براي حمايت از احمدينژاد برايم حجت بود. البته بنده نسبت به عملكرد بعضي از وزرا و مسئولين دولتي انتقاد دارم.
*فارس: بعضيها مدعي هستند كه به خاطر كمكهاي احمدينژاد به شما جنابعالي از دولت وي طرفداري ميكنيد.
- ادّعا و اتّهام راحت هست و جزء اين نميتوانم بگويم كه "فاصبر حتي يحكمالله بيننا و هو خيرُ الحاكمين " البته اين توضيح را بدهم كه من هيچ گاه از هيچ دولتي هيچ خواست شخصي نداشتهام. اگر درخواستي داشتهام براي كمك به مركز اسناد انقلاب اسلامي بوده كه به جرأت اعلام ميكنم كه كملطفترين دولت نسبت به مركز دولت احمدينژاد بوده است. حتي دولت خاتمي بيشتر خيرش به مركز ميرسيد. علّت هم آن بود كه آنها يك ملاحظات سياسي داشتند و گاهي براي رفاقتها و حساب و كتابها كمكهايي ميكردند، ولي اين دولت نه اهل حساب است و نه اهل رفاقت.
آقاي حسينيان اجازه دهيد فضاي بحث را عوض كنيم دوباره به انتخابات برگرديم، با اين فضايي كه دوم خرداديها عليه جنابعالي در مدت ده سال ايجاد كردهاند و از جنابعالي يك چهرهي خشونتطلب، غيرمنطقي معرفي كردهاند آيا احتمال نميدهيد كه رأي نياوريد؟
- ممكن است. اصولاً هر كسي وارد رقابت ميشود بايد از قبل پيشبيني شكست را بكند.
*فارس: با اين وجود در صورت شكست، بهانهاي به دست دشمنان شما ميافتد و ممكن است شما را از هر استفادهاي محروم كنند و شما ناچار شويد سكوت كنيد؟
- ببينيد من اصلاً قبول ندارم كه اگر كسي در انتخابات شكست خورد شخصيت او هم نابود ميشود. بسياري از بزرگان در انتخابات شكست خوردهاند؛ ولي عزّت و بزرگي آنها نزد كساني كه آنها را قبول داشتهاند هيچ خدشهدار نشده است. در عوض كساني كه در انتخابات پيروز شدهاند حقارت آنها لااقل در نزد من تغيير نكرده است.
*فارس: اجازه دهيد شفافتر سؤال را دوباره طرح كنم. آيا شكست شما در انتخابات علامت عدم مقبوليت شما در جامعه نيست و اين كه افكارتان نزد مردم خريداري ندارد؟
- مسئله عدم مقبوليت در نزد مردم چيزي است و مسئوليت الهي چيز ديگري است. اكثريت و اقليت عدد هستند، اعداد اعتباري هستند و راه چارههاي قانوني هستند. آنچه واقعيت دارند معدودها هستند. ارزشها به چيستي معدودها وابستهاند نه به اعداد و ارقام. عليبن ابيطالب در سقيفه رأي بياورد يا نه، در شوراي شش نفر اكثريت بياورد يا در اقليت باشد هيچ از ارزش امام علي(ع) كاسته نميشود چنانچه نه اكثريت حكومت يزيد دلالت بر حقانيت او بود نه اقليت حسين(ع) چيزي از ارزش آن كاست. البته بهانهجويان بهانه به دست نگيرند كه من خودم را با معصومين قياس كردهام من فقط درصدد اثبات يك ادّعا هستم و بس.
اما در مورد خودم من نظرياتم را بر حق ميدانم براي ابراز آن تلاش ميكنم، حتي اگر يك نفر شنونده داشته باشد. همان طوري كه در زمان حاكميت اختناق دوم خرداديها عقيدهام را با همه فحاشيها، تهمتها، بايكوتها، فضاسازيها و توان ناعادلانه رسانهها گفتم و بر آن اصرار كردم.
از طرف ديگر خوشبختانه رقباي من در چندين انتخابات چنان وحشتناك شكست خوردهاند كه من نيز ميتوانم اين شكستهاي پيدرپي را به رخ آنها بكشم.
*فارس: شما چقدر احتمال پيروزي را ميدهيد؟
- آنچه من يقين دارم اين جمله است كه "لايعلم الغيب الا هو " و تأكيد ميكنم كه اللّهم مالك الملك توتي الملك من تشاء و تنزعُ الملك ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء "
*فارس: ممكن است شما در ليست بعضي از اصولگرايان ديگر قرار گيريد؟
- من صريحاً اعلام ميكنم كه با توجه به اين كه هر گروهي يك مرام خاصي را دنبال ميكنند و انسان به بيش از يك مرام نميتواند تعهد بسپارد، قرار گرفتن در ليستهاي متعدد را كار غيراخلاقي و فرصتطلبي ميدانم. لذا مخالفت خود را در ليستهاي ديگر ابراز ميكنم و اعلام ميكنم تنها در ليست "جبهه متحد اصولگرا " خواهم بود و از اين جبهه حمايت ميكنم و از همه دوستانم ميخواهيم كه به ليست اين جبهه رأي بدهند.
*فارس: آيا ليست جبهه متحد همگي مورد تأييد شما هستند؟
- البته كه ممكن است نسبت به مواضع بعضيها حرف داشته باشم ولي لازمهي كار جمعي و سازماني احترام به تصميم جمع است در عمل.
انتهاي پيام/
