سارا شريعتي: از نظر بورديو دين نمي‌تواند موضوع جامعه‌شناختي باشد

خبرگزاري فارس: سارا شريعتي گفت: از نظر بورديو دين نمي‌تواند يك موضوع جامعه‌شناختي باشد و عملا نمي‌توان به آن پرداخت.
به گزارش خبرنگار آيين و انديشه خبرگزاري فارس، شب «پي‌ير بورديو» جامعه‌شناس فرانسوي به همت گروه انسان‌شناسي هنر فرهنگستان هنر با همكاري انجمن جامعه‌شناسي ايران، مجله بخارا و انجمن دوستي ايران و فرانسه ديشب در مركز هنرپژوهي نقش جهان برگزار شد. در اين مراسم، سارا شريعتي، عضو هيئت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران درباره «پرسش بورديو از «جامعه‌شناسي دين» گفت: سخن گفتن از جامعه شناسي دين پي‌ير بورديو، ساده نيست. دين يكي از حوزه‌هايي است كه وي به نسبت هنر، ادبيات، فرهنگ و آموزش و پرورش،... بسيار كم بدان پرداخته و هيچكدام از آثار اصلي‌اش را به آن اختصاص نداده است. با نگاهي به كتاب‌شناسي بورديو كه بيش از صد اثر را در بر مي‌گيرد، مي‌توان حجم اندك مقالاتي را كه به دين اختصاص داده است، مشاهده كرد. دين در عنوان كمتر از ده مقاله بكار رفته است: تكوين و ساختار ميدان ديني، تفسيري از نظريه دين ماكس وبر، ميدان ديني در ميدان برزيدن سمبوليك، كه بخشي از آن تحت عنوان استحاله امر ديني بازنويسي شد، بحثي در خصوص اقتصاد كليسا، خانواده مقدس و جامعه‌شناسان باورها و باورهاي جامعه‌شناسان ... مهم‌ترين اين مقالات هستند كه از خلال آنها مي‌توان خطوط كلي رويكرد جامعه‌شناسانه بورديو را به دين رسم كرد، جامعه‌شناسي‌اي كه مشخصا وامدار سه نظريه كلان در حوزه دين و سه چهره است: ماركس، دوركيم و وبر.
شريعتي گفت: اولين تاثيرات از آن دوركيم است. آثار وبر نيز يكي ديگر از مهم‌ترين مراجع جامعه‌شناسي ديني بورديو است كه مقاله‌اي را نيز به تفسير آن اختصاص داده است. ماركس به نوبه خود، جايگاه قابل ملاحظه‌اي در جامعه‌شناسي دين بورديو دارد. استاد جامعه‌شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران اضافه كرد: بورديو از دوركيم، ايده جامعه‌شناسي دين را، به عنوان فصلي از جامعه‌شناسي معرفت وام مي‌گيرد و دين را به عنوان معرفتي كه اجماعي را در خصوص معناي جهان در ميان مردم به وجود مي‌آورد، مورد بررسي قرار مي‌دهد. وي بر نقش انسجام بخش اجتماعي دين تكيه مي‌كند و در آثار انسان‌شناسانه‌اش، مطالعات دوركيمي را در خصوص مناسك، جادو و مشخصا اشكال تقسيم‌بندي ديني تعميق مي‌بخشد. وي افزود: سهم وبر نيز در جامعه‌شناسي دين بورديو قابل ملاحظه است. بورديو به تبع وبر، جامعه‌شناسي دين را، يكي از ابعاد جامعه‌شناسي قدرت مي‌داند و گفتارهاي ديني را در راستاي منافع ديني توليدكنندگان، توزيع‌كنندگان و دريافت‌كنندگان اين گفتارها تحليل مي‌كند. تحليل بورديو از تكوين تاريخي دستگاه متخصصان ديني نيز كه عامل خودمختاري نسبي ميدان ديني است، به نوبه خود وامدار وبر است.
شريعتي ادامه داد: در تحليل جوامعي كه تفكيك‌گذاري نهادها در آن هنوز انجام نيافته است، بورديو روش‌هاي جامعه‌شناسي و مردم‌شناسي را در هم مي‌آميزد و دين را به مثابه يك امر اجتماعي وابسته به ديگر امور اجتماعي و مشخصا تقسيم كار مطالعه كند. خودمختاري ميدان ديني اما از نظر بورديو، به معناي استقلال مطلقش در رابطه با قدرت‌هاي سياسي نيست. در جامعه‌شناسي بورديو كه در اين زمينه متاثر از جامعه‌شناسي ماركس و مفهوم ايدئولوژي است، اعمال و بازنمادهاي ديني در شكل دادن به يك جهان‌بيني مشخصا محافظه‌كارانه در حفظ و مشروعيت بخشيدن به نظم موجود، نقش تعيين‌كننده دارند.
وي افزود: با روشن كردن اين مراجع و اين تبار، باز هم به سختي مي‌توان از جامعه‌شناسي دين بورديو، نام برد. برخي نپرداختن بورديو به دين را، از اين نظر تحليل كرده‌اند كه از نظر وي، دين در جوامع مدرن، يك نهاد رو به زوال است و ديگر داراي موقعيت اجتماعي‌اي كه در دوره وبر يا دوركيم از آن برخوردار بود، نيست، و در نتيجه وي به نقش اجتماعي اديان نهادينه كم بها داده و تحليل‌هاي خود را صرفا متوجه كليساي كاتوليك و كاتوليسيسم فرانسه كرده است. اما عامل ديگري كه شايد توضيح‌دهنده احتياط بورديو در برخورد با دين باشد، پرسش وي در خصوص شرايط امكان مطالعه جامعه‌شناسانه دين است. اين پرسش را بورديو نخست به مناسبت جلسه سالانه انجمن فرانسوي جامعه‌شناسي دين در دسامبر 1982 مطرح كرد و بعدها، در مقاله‌اي تحت عنوان جامعه‌شناسان باورها و باورهاي جامعه‌شناسان، كه در آرشيو علوم اجتماعي اديان در سال 1987 انتشار يافت، جامعه‌شناسي دين را با آن مواجه ساخت. پرسش اين است: جامعه شناسي دين، آيا مي‌تواند واقعا يك جامعه‌شناسي علمي باشد، زمانيكه جامعه‌شناس خود، به درجات و با مواضعي متفاوتي، در ميدان ديني مشاركت دارد؟
شريعتي گفت: از نظر بورديو، دشواري جامعه‌شناسي دين در اين پرسش نهفته است. نه به اين دليل كه ميدان ديني از ديگر ميدان‌ها واجد پيچيدگي‌ها و سختي‌هاي بيشتري است بلكه به اين دليل كه اگر جامعه‌شناس به ميدان ديني تعلق داشته باشد، چنان در باورهاي موجود اين ميدان سهيم است كه ديگر نمي‌تواند فاصله لازم را براي تحليل آن حفظ كند و جامعه‌شناسي‌اش، بيش از آنكه جامعه‌شناسي اديان باشد، به يك جامعه‌شناسي ديني بدل خواهد شد، و از سوي ديگر، اگر جامعه‌شناس به ميدان ديني تعلق نداشته باشد، دين را تنها، "همچون يك شئي" از منظر بيروني مطالعه خواهد كرد و از بخش مهم اطلاعاتي كه لازمه تحليل او ست، محروم مي‌ماند. اين دوگانه‌ايست كه هر جامعه‌شناس دين با آن مواجه است.
وي افزود: از نظر بورديو، مساله ايمان جامعه‌شناسان دين به خدا، به نهاد دين و آموزه‌هاي كليسايي نيست، قرار نيست كه جامعه‌شناسان دين را مورد بازجويي و تفتيش عقايد سياسي و اخلاقي قرار دهيم، بلكه مساله اين است كه باورهاي ديني و يا ضدديني، تا چه حد در انتخاب موضوع مورد مطالعه و تحليل آن مي‌توانند تعيين‌كننده باشند. به گفته بورديو، هر جامعه‌شناس دين بايد از خود بپرسد كه وقتي از دين حرف مي‌زند، آيا مي‌خواهد مبارزاتي را كه در طول تاريخ بر سر مسائل ديني به وجود آمده است، بفهمد و تحليل كند و يا اينكه مي‌خواهد در برابر اين مبارزات موضع بگيرد. فهم اين نكته از آن رو اهميت دارد كه همواره كساني هستند كه مي‌كوشند از جامعه‌شناسي براي پيشبرد مبارزات درون ميدان ديني كه خود نيز با آن درگيرند، استفاده كنند. شريعتي گفت: از نظر بورديو، پرهيز از بديل مطالعه دروني/بيروني، بومي/ خارجي... ممكن اما بسيار سخت است و براي فراروي از اين بديل، مي‌بايست همه پيوندها، همه اشكال مشاركت و تعلق عيني يا ذهني را بي چون و چرا عينيت بخشيد. هدف از جامعه‌شناسي جامعه‌شناس، جامعه‌شناسي‌اي كه بورديو در تحليل جامعه‌شناسان دين به كار مي‌گيرد، در واقع همين سنجش موقعيت جامعه‌شناس با ميدان كارش و عينيت بخشيدن تعلقات اوست. تا بدين ترتيب جامعه‌شناس بتواند با تعينات اجتماعي خود، مواجه شود و با ارائه يك صورت‌بندي علمي از آنها، مهارشان كند.
شريعتي گفت: جامعه‌شناسي‌اي كه بورديو در مورد خود نيز بكار مي‌بندد، آنجا كه اشاره مي‌كند: "من در ذهن خود، همه كژي‌هايي را كه از سنت لائيك به ارث برده‌ام، كشف كردم. كژي‌هايي كه پيش‌فرض‌هاي ضمني علم، تقويتشان كرده بود. موضوعاتي هست كه يا بدان نمي‌پردازيم و يا در خصوصش احتياط بسياري به خرج مي‌دهيم. شيوه‌هاي پرداختن به برخي از اين موضوعات كمي خطرناكند و از اين روست كه نهايتا كژي‌هايي را كه علم ناگزير براي ساخت خود، پذيرفت، قبول مي‌كنيم. احساس مي‌كنيم هر چه كه جزو موضوعات سنتي دين و متافيزيك هست، را - به دليل ورود به حرفه خود- بايد در پرانتز بگذاريم، نوعي فروخوردگي كه به طور ضمني از متخصص انتظار داريم." وي در پايان گفت: پرسش بورديو از جامعه‌شناسي دين به نوعي، به پرسش كشيدن خود نيز هست و هشداري به جامعه‌شناس، تا دريابد كه شرايط امكان مطالعه علمي را جز با پرسش مدام از خود و كشف و بيان كژي‌هاي ميراثش، نمي‌تواند مهيا سازد. انتهاي پيام/ش
10:54 - 6 اسفند 1386

18 بازدید



1 پاسخ