۱۷:۲۶ :: ۱۳۸۹-۳-۳۱
/صورت مذاكرات مجلس درباره عدم كفايت سياسي بني صدر- قسمت پاياني/ موافقان، مخالفان طرح عدم كفايت سياسي بني صدر چه كساني بودند
خبرگزاري فارس: شهيد ديالمه:مساله بني صدر، مساله صهيونيسم بين المللي و بافت فراماسونري است كه 30 سال قبل در چهره مصدق همان فردي كه امام فرمودند او هم، مسلم نبود، رخ نمود. و امروز در چهره بني صدري كه 12 سال قبل از رياست جمهوريش در مصاحبه با مجله افريقاي جوان مي گويد من اولين رئيس جمهور ايران خواهم بود.
- رئيس بسيار خوب،‌حالا پنج دقيقه وقت باقي مانده است براي آقاي ديالمه، قبل از اينكه ايشان صحبت بكنند، براي تمديد وقت ، چون من پيشنهادم اين است كه بعد از ظهر از ساعت سه اين جلسه ادامه داشته باشد،‌خيلي هم زياد طول نخواهد كشيد، چون از وقت موافقين زياد باقي نمانده است، موافقين تا بحال 257 دقيقه صحبت كرده اند كه بايستي 300 دقيقه صحبت بكنند. يعني 43 دقيقه ديگر از وقت موافقين مانده است. مخالفين ، جمعا 140 دقيقه صحبت كرده اند كه 160 دقيقه از وقتشان باقي مانده است. البته اين وقت بالاصاله مال آقاي بني صدر رئيس جمهور بوده كه ايشان نيامدند. آقايان صباغيان و نقوي هم صحبت نكردند. آقايان شبستري و رحماني هم از صحبت كردن منصرف شدند. اگر در مجلس كساني باشند كه مايل باشند بعنوان مخالف، البته مخالف واقعي،‌نه مخالف صوري،‌من از اين عدالت مجلس خيلي خوشم آمد كه عليرغم اينكه من دستم در آيين نامه بسته بود كه كسي كه مي خواست بعنوان مخالف صحبت بكند، و من نمي توانستم جلويش را بگيرم، مجلس، خوب عكس العملي نشان داد. اگر كسي واقعا م يخواهد بعنوان مخالف صحبت بكند، وقت دارد و مي تواند در مجلس وقت بگيرد و ما ترجيح م يداديم كه آقاي بني صدر مي آمدند والبته هنوز هم 160 دقيقه وقت دارند. اين حرفهايي كه زده شد، ممكن است ايشان بخواهند به بعضيهايش جواب بدهند. يا اگر كساني فكر مي كنند، بعضي از اين حرفهايي كه زده شده است صحيح نيست ،‌عادلانه اين است كه به عنوان مخالف جواب بدهند. كه براي اين منظور ، بعدازظهر اين جلسه ادامه داشته باشد. حالا آقاياني كه موافقيد كه جلسه امروزعصر امتداد پيدا بكند، قيام بفرماييد (اكثر برخاستند) تصويب شد. - يكي از نمايندگان آقاي هاشمي ، همين الان ادامه پيدا بكند. - رئيس ببينيد آقايان حالا ما خسته هستيم بگذاريم يك استراحتي بكنيم، و سه بعدازظهر ما دوباره جمع مي شويم ضمنا معلولهاي انقلاب، اين قهرمانان و جانبازان انقلاب ، به مجلس تشريف آورده اند و ما از حضورشان تشكر مي كنيم و من شنيده ام ديروز اين آقايان در مقابل تظاهرات منافقين خلق از مقرشان بيرون آمده بودند با اين ناتواني جسمي شان، با آنها مبارزه مي كرده اند واين افتخار انقلاب اسلامي است . ضمنا عرض مي كنم كه عصر راي گيري است آقايان گله نكنيد، كساني كه در راي گيري تشريف نداشته باشند ، ما طبق معمول حق داريم اسمشان را اعلام كنيم. (جلسه در ساعت سيزده بعنوان تنفس تعطيل و مجددا در ساعت پانزده و پانزده دقيقه به رياست آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني تشكيل شد.) - رئيس بسم الله الرحمن الرحيم. براي ادامه مذاكرات جلسه رسمي است. موافق صحبت كرد. اگر از مخالفين نمايندگاني كه ثبت نام كرده اند ، آقايان صباغيان ونقوي هستند اگر آنها در جلسه هستند، آنها صحبت كنند، اگر نيستند، كسي اگر مايل است ، بعنوان مخالف مي تواند صحبت بكند. - يكي از نمايندگان آقاي هاشمي، آقاي ديالمه پنج دقيقه وقت دارند صحبت بكنند. رئيس بلي، آقاي ديالمه پنج دقيقه وقت دارند، تشريف بياورند ، صحبت بكنند. - ديالمه بسم الله الرحمن الرحيم. "الهي لاتكلني الي نفسي طرفة عين ابدا" نمايندگان محترم چند ماه قبل از رياست جمهوري آقاي بني صدر در دانشكده پزشكي دانشگاه مشهد گفتم كه رياست جمهوري بني‌صدر براي اسلام و انقلاب اسلامي ما يك فاجعه است . چرا كه به ولايت فقيه، سر سوزني اعتقاد ندارد. و همين امر باعث مي گردد كه نهايت در مقابل امام ايستاده ومشكلات عظيمي را ايجاد نمايد. آن روز به دليل عدم امكان براي طرح مسائل اصلي و بنيادي ، بسياري با اين بيان مخالفت كردند، ولي براي من كه علائم خطر را به وضوح مي ديدم، مساله از روز نيز روشن تر بود. ايشان در سخنراني انتخاباتي اش رد ورامين ، مي گويد عده اي بداخلاق راه افتاده اند هر جا مي رسند مي گويند كه نكند به فلاني راي بدهيد. اين منكر ولايت فقيه است. خواهش مي كنم كه به اين تكه توجه بفرماييد. اين سنگر ولايت فقيه است. حالا اگر اين دفعه سروقت شما آمدند آنها را نگهداريد و بگوييد كه "ولايت" چيست كه او منكر است. اگر منكر است، چطور خودش داوطلب رياست جمهوري است. معناي ولايت فقيه را ببينيد. در سخنراني ديگر، در كرمان مي گويد در مرحله اول بايد هر كس به حقانيت رهبري وولايت فقيه ايمان كامل داشته باشد، كسي كه در اين زمان (خطاب به خودشان) حساس مي خواهد رهبري جامعه كنوني را بدست گيرد، بايد در مرحله اول بينش اجتماعي و سياسي واقتصادي داشته تا بتواند هدفهاي جمهوري اسلامي ايران را اجراء نمايد. نمايندگان محترم ، براي آنكه رئيس جمهور از كفايت سياسي لازم جهت انجام وظايف محوله برخوردار باشد، لازم است بر طبق اصل 115 قانون اساسي ، مدير ومدبر داراي حسن سابقه وامانت و تقوا، مومن ومعتقد به مباني جمهوري اسلامي و مذهب رسمي كشور باشد. هر گاه رئيس جمهور، چندي از اين صفات را از دست داده ويا دچار ضعف گردد، كفايت سياسي وي ، به زير علامت سوال كشيده شده و مورد ترديد قرار مي گيرد. از صفات بارز براي رياست جمهور، تدبير و مديريت در كار است كه بايد از طريق آن اصل 113 قانون اساسي را كه رئيس جمهور را مسوول تنظيم روابط ميان قواي سه گانه مي شمارد تحقق يابد. ولي آقاي بني صدر ، نه تنها قادر نبودند روابط قواي سه گانه را تنظيم نمايند، بلكه هر چه توانستند در تشتت اوضاع كوشيدند و به هيچ وجه نتوانستند روابط منسجمي ميان قواي سه گانه وارگانهاي انقلابي برقرار نمايند. بعلاوه به عنوان استفاده از حق خود در اصل 133 قانون اساسي وبا ايجاد توقف در كار تكميل كابينه، چندين ماه مملكت را به حالت فلج كشانيدند ، و با اشكالات بي مورد كوشيدند تا عليرغم اصل چهلم قانون اساسي حق تصويب خود را بوسيله اضرار به 36 ميليون ملت محروم قرار دهند. ولي نمايندگان محترم و ملت مسلمان ايران اشكال اساسي هيچ يك از اينها نيست. مساله، مساله صهيونيسم بين المللي و بافت فراماسونري است كه 30 سال قبل در چهره مصدق همان فردي كه امام فرمودند او هم، مسلم نبود، رخ نمود. و امروز در چهره بني صدري كه 12 سال قبل از رياست جمهوريش در مصاحبه با مجله افريقاي جوان مي گويد من اولين رئيس جمهور ايران خواهم بود. يعني در زماني كه هيچيك از بنده وشما در جهت جريان ايجاد يك رژيم جديد نبوديم و به ذهن ما اصلا چنين مساله اي نمي آمد ، اين مساله طرح مي شود. اين مساله را منضم كنيد با آنچه كه جناب آقاي موسوي خوئيني ها در صبح گفتند و من نمي دانستم كه ايشان مي خواهند ، صحبت كنند. والا بسياري از اين مدارك را در اختيار ايشان مي گذاشتم كه بگويند. نمايندگان محترم ، اسناد ومدارك بسياري در اختيار است كه در صورت عدم ايجاد انقلاب اسلامي در ايران يك كودتاي جمهوري صورت مي گرفت. كه عناصر مختلفي براي آن تربيت شده بودند. آقايان و خانمهاي نماينده ، آيا مي دانيد سابقه فردي را كه امروز مي خواهيد راي به عدم كفايت سياسي او بدهيد.‌چه سابقه درخشاني است؟ او فردي است كه شاگرد "ژاگ برگ " بوده است براي طرح مساله سابقه سياسي ايشان و آنچه كه عمل شده ، تا اين زمينه ها را ساخته است لازم است كه بعضي از اين مسائل را خدمتتان بگويم: در فاصله بين سالهاي 39 تا فاصله 42 در بخش شاخه جوانان جبهه ملي دوم فعاليت داشتند . همراه با نيروهايي مثل اللهيار صالح ، و غيره در شش ماه بعد از سال 42 كه من به دليل اينكه فرصت نيست اينها را نمي توانم بخوانم والاا اسنادش در اينجا هست. افرادي كه در سالهاي 39 تا 42 تحت پوشش جبهه ملي فعاليت داشتند. در جريان فعاليتهاي سياسي سالهاي 39 تا 42 تحت پوشش نام جبهه ملي اولين فرد ابوالحسن بني صدراست اين شخص در گفتار وكردار بسيار افراطي بوده است فعلا دركشور فرانسه به سر مي برد واز فعالين كنفدراسيون مي باشد. در همين اوان در موسسه تحقيقات علوم اجتماعي ايشان كار مي كرد، همراه با افرادي همچون احسان نراقي، و شاهپور راسخ ، موسسه تحقيقات اجتماعي را بسياري ممكن است كه نشناسند. موسسه اي كه آمريكاييها در ايران تشكيل دادند ودر آنجا تحقيقات براساس بودجه‌هاي كلان صورت مي گرفت. مثلا به فلان فرد، پنجاه هزار تومان مي دادند كه تحقيق بكند كه قطر لوله آفتابه در ايل بختياري چند ميليمتر است. و فقط بعنوان ايجاد يك پايگاه سياسي ايدئولوژيك در ايران از آن پايگاه استفاده مي كردند. احسان نراقي عنصر فعال فراماسونر، همان فردي است كه آقاي بني صدر بسيار كوشيدند تا او را از زندان آزاد كنند. و طبق نامه اي كه خود احسان نراقي به ايشان مي نوسيد، از ايشان مي خواهد كه من در شرف نوشتن يك كتاب هستم (وقتي مي خواهد از ايران خارج بشود و جزو ليست ممنوع الخروجها هست) و مي خواهم خارج بشود واينها از من ضمانت مي خواهند. شما ضمانت مرا بكنيد. مي نويسد كه من يك كتابي در مورد انقلاب اسلامي ايران مي خواهم بنويسم و بايد به فرانسه بروم. آقاي بني صدر در آنجا، اين مطلب را مي نويسد. - رئيس شما وقتتان تمام است. - ديالمه آقاي هاشمي، چند دقيقه اي اجازه بدهيد اينها را بگويم ده دقيقه، يك ربعي به من فرصتي بدهيد ، اينها را خدمتتان بگويم. - رئيس اگر مجلس ، موافقت مي كند، ده دقيقه به ايشان وقت بدهم نمايندگاني كه با دادن ده دقيقه وقت به ايشان موافقند ، قيام نمايند. (اكثر برخاستند) تصويب شد. آقاي ديالمه شما ده دقيقه ديگر مي توانيد صحبت كنيد. - ديالمه در نامه مي نويسد همچنان كه جنابعالي وقوف كامل داريد مدتها است كه من مشغول تهيه كتابي مستند به زبان فرانسه در باره علل و عوامل اجتماعي تاريخي و سياسي ، سقوط رژيم گذشته و موجبات تكوين انقلاب اسلامي ايران هستم و بدين منظور لازم است كه به فرانسه سفر كنم. اينك نخست‌وزيري براي صدور اجازه خروج من از كشور تعهد نامه مي خواهد در زيرش ايشان اضافه كرده‌اند در اين اوضاع حساس ، انتشار اين گونه كتب به سود انقلاب اسلامي است. اينجانب تضمين مي كنم كه در صورت احضار ايشان به كشور، بازگردند. آقاي احسان نراقي را به عنوان ايدئولوگ طراز اول ساواك همه آقايان مي شناسند. و فردي كه كتابهايش در مورد جامعه ، دانشگاه ودانشجو، هميشه سرفصل كتابهايي بود كه از طرف رژيم نوشته مي شد. اسناد به خوبي نشان مي دهد كه تركيبي از آقاي احسان نراقي، مهدي بهار و شاهپور راسخ و ديگران دست اندركار بوده اند تا در ايران بعد از ايجاد زمينه هايي كه آمريكا احساس كرد، نمي تواند از شاه به عنوان مهره اي كه حافظ منافعش در ايران باشد، استفاده كند،‌دست اندركار ايجاد يك دولت، در ايران شدند، تا بعد از ايجاد يك كودتاي جمهوري ، در ايران با رئيس جمهور تعيين شده ، افراد كابينه تعيين شده حافظ منافع آمريكا در ايران باشند. به همين دليل آقاي بني صدر كه سوابق طولاني با عناصر فاسدي از جبهه ملي دوم وسوم همچون: اللهيار صالح، و شايگان داشتند كه تمجيدها و تعريفها خود ايشان را از اين دو نفر شنيده ايد، بسياري از اسناد حاكي است از جلساتي كه از اللهيار صالح و شايگان و غيره به همراهي آقاي بني صدر، درآنجا صورت مي گرفته است. علاوه بر آن ، جلسات مكرري كه بعد از رياست جمهوري هر هفته در منزل خواهر آقاي بني صدر با مسعود رجوي صورت مي گرفت، و در مجموعه اينها طرح برنامه ريزي شده براي گارد رياست جمهوري به عنوان يك برنامه متشكل در آنجا ريخته شده است. گاردي كه آقاي بني صدر اظهار مي كرد، چنين گاردي وجود ندارد در صورتي كه اين برنامه دقيق آن گارد هست به اضافه اين عكس آن گارد با آن مشخصاتي كه به خوبي شمامي توانيد اين عكس رادر اينجا ببينيد علاوه بر آن ، اين افراد 000 - رئيس آقاي ديالمه ، اجازه بدهيد، عده اي از آقايان يك اعتراضي كرده اند و آن اين است كه گفته‌اند ايشان از وقت آقاي خامنه‌اي استفاده مي كنند، وقت آقاي خامنه اي طبق آئين نامه حداكثر تا يك ساعت است وبيش از يك ساعت نمي تواند باشد و بنابراين قابل تمديد نيست. - ديالمه "وقتي" را كه براي آقاي موسوي خوئيني ها اضافه شد قاعدتا آنها هم هيچكدام 00 ما الان داريم مي رويم روي يك روالي كه يك سري 00 - خلخالي ما با آقاي بني صدر مخالفيم ولي با آقاي ديالمه نيز صددرصد مخالفيم. با خروج بني صدر اين نيست كه اختيار اين مجلس در دست ديالمه ها و آيتها باشد. - ديالمه آفاي خلخالي شما هميشه مخالف هستيد آن دليل نمي شود. - رئيس آقاي خلخالي شلوغ نكنيد. - ديالمه آقاي خلخالي شما مي خواهيد خودتان يكه تاز ميدان باشيد شعارهايي كه صبحها آنجا مي دهيد روشن است. - خلخالي ماديالمه را قبول نداريم. - ديالمه لزومي ندارد كسي قبول داشته باشد - . رئيس الان وقت مجلس دارد ضايع مي شود. - ديالمه ببينيد وقتي را هم كه شما صبح به آقاي خوئيني ها داديد، آنهم در واقع مساله 000 - رئيس به هر حال آن ديگر گذشته است. - ديالمه من نتوانستم اينها را جمع وجور كنم كه چه مي خواهم بگويم. . - رئيس چه بكنم. الان اعتراض مي كنند اگر مطلبي داريد ظرف يكي دو دقيقه بگوييد كه اين اعتراضات وارد نباشد -. الويري آقاي هاشمي اعتراض وارد است. - آقارحيمي مگر طبق آئين نامه شما نبايد وقتها را تقسيم كنيد ؟ - رئيس در آئين نامه قيد شده نيم ساعت تا يك ساعت قابل تمديد است. يك ساعت آقاي خامنه اي با پنج دقيقه اي كه ايشان دادند، پر شده است -. ديالمه آقاي هاشمي شما از مجلس راي گرفتيد. - رئيس خيلي خوب حالا زود مطالبتان را تمام كنيد وقت مجلس گرفته مي شود. آقايان هم اعتراض و خرده‌گيري نكنيد كه وقت تمام شود. - ديالمه آقاي هاشمي وقتي صحبت قطع مي شود، من رشته كلام از دستم درمي رود . - رئيس حالا اين كار شده واعتراض وارد است اگر مي خواهيد بحث كنيد ، دو سه دقيقه ديگر بيشتر نمانده است. - محمد خامنه اي آقاي هاشمي اين اعتراض وارد نيست براي اينكه اين وقتي كه مجلس تصويب مي كند، اضافه بر آن چيزي است كه در آئين نامه است. - رئيس آقاي ديالمه چون مجلس راي داده است، مطالبتان را تمام كنيد. - ديالمه درعين حال بعد از چنين جرياني كه شايد 12 سال قبل از رياست جمهوري ايشان شروع مي شود و در مصاحبه با افريقاي جوان والنهار مساله تكرار شده است و مجددا در روزنامه اطلاعات هم همين مصاحبه چاپ شد. جرياني در ايران طي شد كه اين جريان به دنبال كوبيدن اصل ولايت فقيه بود. ايشان در بسياري از مصاحبه هايي كه دارند، از ولايت فقيه اين چنين صحبت مي كنند واگر شما 00 - باباصفري اگر اعتراض وارد است، ادامه بحث چه معني دارد؟ - رئيس روشن نيست كه اعتراض وارد است ، چون مجلس راي داده است ادامه بدهيد. - ديالمه هر ايدئولوژي برود و حزب خودش را تشكيل بدهد و بيايد به مردم راهها و فقهاي خودش را عرضه كند (خواهش مي كنم به اين نكته توجه كنيد ببينيد مساله از كجا مخلوط شده است) چنانچه در حزب كمونيست فرانسه همه فقهاي درجه يك آن در مجلس هستند. همه فقهاي درجه يك (انقلاب اسلامي نودودو هست) در جاي ديگر ايشان با روزنامه بامداد مصاحبه مي كند ومي گويد ولايت فقيه امري اختصاصي، فقط براي شيعه نيست. هر ديني و هر مسلكي در جهان خودبه خود معتقد به رهبري آگاه است كه با اصول خاص آن مردم تسلط و آگاهي داشته باشد. در ماركسيسم هم، وضع به همين منوال است. در ماركسيسم هم ولايت فقيه وجود دارد در عين حال حركتهايي صورت گرفت براي قطع زمينه هاي ولايت فقيه تا در مقابل اين قدرت نتواند بايستد. از جمله كارهايي كه صورت گرفت كوشيدند تاآنجا كه امكان دارد اين جمهوري رادر سطح داخل و خارج بي آبرو نمايند و در تكميل اين طرح، طرح مساله گروگانها به عنوان نقطه ضعف كه بارها ايشان از مساله گروگانها به عنوان نقطه ضعف اسم بردند و مي گويند تصرف مركز حكومتي آمريكا براي ايران يك آزمايش سختي بود نتيجه اين آزمايش اين شد كه آمريكا عملا ما را محاصره اقتصادي كرد به طوري كه هم اكنون ما به زحمت مي توانيم قطعات يدكي را از خارج بخريم. امثال اين تعبيرها براي كوبيدن مساله جاسوسخانه، كوبيدن دادگاههاي انقلاب از جمله اين مساله "اين دادگاهها قرار نبود تا ابد بماند و به صورت يك كابوسي دربيايد وزندگي آرام رااز شما بگيرد" طرح مساله شكنجه كه از آن مي گذرم ايجاد روحيه عصيان و طغيانگري در مردم. رشد نيروهاي ضدانقلاب . ملاقاتهاي هفتگي با مسعود رجوي برخوردهايي با احسان نراقي و آزاد كردن احسان نراقي از زندان ، برنامه هايي با خسرو قشقائي و به استناد تحليلهاي درون گروهي سازمان مجاهدين. همين حركاتي كه امروز در جامعه صورت مي گيرد ، نتيجه جلسات وبرنامه‌هاي همين تشكيلات است. براي اينكه در آن جا به آقاي بني صدر قول داده بودند كه اگر كفه ترازوي سياست در جهت شما سقوط كند ما ايران را تبديل به لبنان خواهيم كرد وعملياتي كه در روز گذشته انجام دادند پس از آنكه خودشان در تحليل شان بعد از پيام امام، مجددا نوشته بودند كه ما در قولي كه ما (اينجا هست، من فرصت نمي كنم بخوانم) به آقاي بني صدر داده بوديم شكست خورديم و نتوانستيم ايران را تبديل به لبنان كنيم مجددا حركتهاي روز گذشته دنباله همان حركت تدوين شده بود. حسن سابقه كه در شركت در جبهه ملي دوم و كار در موسسه تحقيقات علوم اجتماعي شروع مي شود. شش ماه بعد از سال 42- ازايران خارج مي شود از چه طريقي؟ از طريق اسرائيل. يعني در سال 39 ايشان يكبار به اسرائيل مي رودودر آنجا بعنوان يك فرد عادي بلكه به عنوان يك نيروي رسمي در آنجا از ايشان، اسكورت مي كنندوامكانات در اختيار ايشان مي گذارند و بعد مجددا به ايران برمي گردند. اگر فرصت بود و من براي شما اين اسناد را مي خواندم مي ديديد كه حركت يك حركت عادي نيست. مجددا شش ماه بعد از سال 42- ايشان از طريق اسرائيل به فرانه مي رود بعد از ورود به فرانسه جبهه ملي سوم را در آنجا مي سازندوروزنامه جبهه ملي را در آنجا چاپ مي كنند. - رئيس وقت شما تمام شد. - ديالمه اين چند مورد راهم تذكر مي دهم. در مورد امانت، سوء استفاده از بودجه هاي سري كه مداركش در اينجا هست، آزاد كردن افراد از زندان، امثال احسان نراقي، خارج كردن افراد از ايران ، مثل برقعي وغيره كه (اسنادش اينجا هست) از پايگاه يكم شكاري با هواپيماي نظامي آنها را از ايران خارج كردند و در زمينه هايي كه براي رئيس جمهور تقوي را لازم مي داند، تقلبات حساب شده در انتخابات است مثل موقع بيرون آمدن از منزل امام كه بگويند من خودم را امروز كانديد مي كنم كه در ذهن مردم بنشيند. - رئيس وقت شما تمام است. - ديالمه الان تمام مي كنم . يك دقيقه اجازه بفرماييد. و حذف ربا از بانك كه ايشان قبلش مي گويد كه ربا از بانك حذف شد چون مي داند كه كمر ايراني در زير بار ربا و وامها خرد شده است يك زمينه تبليغاتي است ولي بعدش مي گويند كه انشاءالله زمان امام زمان، يكي از بزرگترين زمينه هاي بي‌تقوائي اين است كه من خودم معتقد به مدرك گرائي نيستم با اينكه در اين زمينه بوده ام. اما شما از روز اول ايشان را به عنوان دكتراي اقتصاد و جامعه شناسي مي شناسيد .و ايشان هميشه در زير امضاهايشان نوشته ‌اند : دكتر سيد ابوالحسن بني صدر. در صورتي كه مدرك ايشان، ليسانس الهيات است. اين در تعيين تكليف مردم ، موثر بود. يعني ايشان مي گفت آقا من زمينه اقتصادي و طرح اقتصادي دارم اگر مي گفت من ليسانس الهيات هستم مي گفتند تو هم كه متخصص نيستي كه مي خواهي طرح اقتصادي بدهي، ولي اگر بعنوان دكتراي اقتصاد مي شناختند مي گفتند كه دكتراي اقتصاد دارد و همه چيز مي داند بقيه نمي دانند. - رئيس وقت شما تمام است. - ديالمه عدم امضاي قانون اساسي از همه مهمتر - رئيس آقاي ديالمه وقت تان تمام است نمايندگان دارند اعتراض مي كنند. - ديالمه چشم . عدم امضاي قانون اساسي و راي ندادن به اصل 5 و110 ، قانون اساسي به عنوان ولايت فقيه كه مهمترين و بنيادي ترين زمينه هاي اعتقادي است ، مومن و معتقد بودن ايشان را به مباني جمهوري اسلامي متزلزل مي كند ، يك جمله ديگر بگويم و تمام كنم. در مورد مذهب رسمي كشور واعتقاد به آن: كتابهاي ايشان همچون تضاد و توحيد كه توحيدش در واقع ، وحدت مائو است ، نه توحيد اسلامي. تماما در جريان زدايش فكر اسلامي شيعي در ايران بود كه ادامه پيدا كرد . در انتهاي صحبت معتقدم با همه اين اعمالي كه صورت گرفته است مساله كفايت سياسي ايشان يك امري است محرز و اگر مي خواستم بعنوان مخالف صحبت كنم به اين دليل بود كه معتقد بودم اينها نبايد بصورت ساده و در يكي دو جلسه تمام بشود. تمام اينها بايد درجائي مطرح بشود و سندش در اختيار مردم قرار بگيرد ، مردم اينها را بخوانند و آگاه بشوند كه با چه افرادي در تماس بودند و چه افرادي اين مشخصه را - يكي از نمايندگان عدم كفايت سياسي - رئيس گفتيد كفايت سياسي. - ديالمه عدم كفايت سياسي را گفتم در مورد مدير و مدبر توضيح دادم حسن سابقه 00 - رئيس آقا وقتتان تمام است. - ديالمه حسن سابقه را توضيح دادم ، مباني جمهوري اسلامي را توضيح دادم ، مساله داراي اعتقاد به مذهب رسمي كشور. - رئيس وقت شما تمام است. - ديالمه اين مجموعه نشان دهنده آن است كه آقاي بني صدر براي رياست جمهوري ايران كفايت لازم سياسي را ندارد. والسلام عليكم. - منشي آقاي موحدي ساوجي بفرماييد. - رئيس كسي بعنوان مخالف نمي خواهد صحبت كند؟ - بياني من پنج دقيقه مي خواهم صحبت كنم. - رئيس آقاي بياني بفرماييد. - بياني بسم الله الرحمن الرحيم. خدايا به من توانائي آن را بده كه حقيقت را بگويم و از اين جوي كه در اينجا ايجاد شده است نترسم. من تا همين ساعت كه اينجا بودم قصد صحبت به عنوان موافقت از آقاي بني‌صدر نداشتم. شايد راي به عنوان موافقت با بني صدر مي دادم. چون براي من الان ثابت است كه ملت ايران هنوز بني صدر را مي خواهد (همهمه نمايندگان) و اما آنچه كه مرا وادار كرد كه در اينجا صحبت كنم، اين بود كه در اينجا آقاي ديالمه اسنادي را ارائه داد كه آقاي بني صدر در 15 سال قبل فلان و فلان بوده عضو جبهه ملي بوده، با فلان شخص رابطه داشته. با فلان كس چكار كرده است. من مي خواهم ببينم وقتي كه ما امام را مدير و مدبر مي دانيم وقتي كه به امام معتقديم كه حكم رياست جمهوري بني صدر را كه امضاء كرده اند حتما تحقيق كرده اند. حتما در مورد سابقه و علم و تدبير ايشان در تمام اين موارد تحقيق كرده اند. يا ما بايد در تدبير امام شك بكنيم و يا در سياست بني‌صدر ما در تدبير امام هيچ شك نداريم. امام هم تا بحال ايشان را رد نكرده است. اگر نظري داده‌اند بعنوان يك نظر مشورتي داده‌اند در اسلام نظر مشورتي تمام نظرها مساوي است. در آن جائي كه پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) جلسه تشكيل مي داد از همه ياران مشورت مي خواست هر كس هر نظري را كه داشت مي داد هيچ وقت پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) نظر خودش را از نظر ديگران برتر نمي دانست گاهي نظر علي بن ابيطالب (عليه السلام) گاهي نظر فاروق اعظم ، و گاهي نظر بقيه اصحاب را قبول مي كرد. در اينجا در اين چندروز و از صبح افرادي كه اينجا صحبت كردند گفتند كه امام ايشان را رد كرده است. خير، امام رد كردن ايشان را به نظر ما نمايندگان ملت واگذار كرده است. ما در اينجا بايد خودمان تحقيق و بررسي بكنيم و به نتيجه برسيم كه آيا ملت هواخواه بني صدر هست يا نيست؟ ما بايد در اين مورد تحقيق بكنيم كه آيا بني صدر عدم سياست داشت يا افرادي كه با او درگير بودند؟ - يكي از نمايندگان آقاي هاشمي آيا رئيس هيچ توضيحي نبايد بدهد؟ - بياني در اينجا موضوعي كه مطرح شد براي نخست وزيري آقاي رجائي بود. - رئيس حق خودشان است ودارند بحث مي كنند. - بياني اگر من بجاي بني صدر بودم اگر صد مرتبه هم مجلس نخست وزير را رد مي كرد باز من براي صد و يكمين مرتبه معرفي مي كردم. در آنجا اين فشار مجلس بود كه بني صدر آقاي رجائي را انتخاب كرد. و اين عدم سياست بني صدر نبود. در مورد شورايعالي قضائي تذكر مي داد و لازم بود كه تذكر بدهد. من هم كه نماينده هستم اين وظيفه را دارم بايد تذكر بدهد. تنظيم كننده قوا بود بايد تذكرمي داد. در آنجا هيچ اثر و نشانه بي‌سياستي به نظر من در او پيدا نشد. غير از اينكه مجلس از حزب خاصي اكثريت دارد واين حزب خاص ازاول بني صدر را نمي خواست. اما ملت ايران خواست. و يازده ميليون به او راي داد با آن تدبيري كه امام از او مي دانست ، امام او را تاييد كرد. امام اگر در آن زمان تحقيق نكرده اند اصلا در مقابل خدا مسوولند. اما من معتقدم امام تخقيق كرده اند و تدبير و درستي و صداقت ايشان را دانسته اند . يعني در آنجا در مورد ولايت فقيه هم كه راي مي داده دليل نبوده كه تمام نمايندگان مجلس خبرگان به ولايت فقيه راي بدهند اگر اينطور بوده است كه به راي گيري احتياج نبوده است . هر كسي نظري دارد.بحث در اين است كه بعد از اينكه حكومتي و رژيمي پذيرفته شد به آن وفادار شد اگر قرار باشد در آنجا كه به ولايت فقيه راي نداده است اين ، نظرش بوده است، بعد كه اين رژيم را پذيرفت الزام داشت نظر اكثريت را اجراء كند و به نظر من نظر اكثريت را تا به حال اجراء كرده است. و چون من بيش از پنج دقيقه قصد صحبت نداشتم به همين اندازه اكتفا مي كنم و من با عدم صلاحيت سياسي بني صدر موافق نيستم و هنوز اورا سياستمدار مدبر براي ايران مي دانم. - رئيس آقاي موحدي ساوجي بفرماييد، يك مساله اي را آقايان مطرح كردند كه تا آمدن آقاي موسوي تكليفش را بايد روشن كنيم . بعضي از آقايان مي گويند اين دو نيم ساعتي كه براي آقاي موسوي خوئيني‌ها و آقاي خامنه اي تمديد شد از وقت موافقين گرفته نمي شود و آن 5 ساعت بحال خودش باقي است. اين البته قابل بحث نيست كه روي آن بخواهيم زياد بحث كنيم آئين نامه ما مي گويد: " وقت ما براي مذاكره طرفين هر كدام حداكثر 5 ساعت خواهد بود كه متناوبا انجام مي پذيرد." تبصره 1- مدت صحبت براي هر يك از موافقين يامخالفين حداكثر نيم ساعت خواهد بود كه با راي مجلس تا يك ساعت قابل تمديد است. (همهمه نمايندگان) دو نظر هست. عده اي ازآقايان مي گويند كه پنج ساعت حداكثر است. و آن تمديدهايي هم كه مي شود. بايد از اين پنج ساعت كم بشود. بعضي از آقايان مدعي هستند كه جايي كه مجلس وقت را اضافه مي كند چيزي است كه از جيب مجلس داده مي شود (همهمه نمايندگان) بنظر من هم صريح است كه حداكثر پنج ساعت است و بيشتر نمي تواند بشود. - منتظري آقا اين صحيح نيست . من وقت گرفتم (اشاره به رنجبر) ايشان هم وقت گرفته است. - رئيس ليست را مي خوانيم ببينيد 65 نفر وقت گرفته اند لااقل تا ده نفر اول البته آنها نيم ساعت حقشان بوده ولي از روزي كه تصويب كرديد كه تا نيم ساعت مي شود كه تمديد كنيد معنايش اين است كه نفر نهم ودهم نتواند صحبت كند. معناي تمديد اين است . چون قيد ده نفر كه نشده است . به نظر من آئين‌نامه روشن است. (زنگ رئيس) آقاي موحدي بفرماييد صحبت كنيد آقايان اگر كوتاه صحبت كنيد به اين سه، چهارنفر باقيمانده وقت مي رسد، حرفها را خيلي ها گفته‌اند، خلاصه گيري كنيد حرفهايي را كه نزده اند بگوييد. - يكي از نمايندگان از وقت چقدر باقي مانده است؟ - رئيس 43 دقيقه وقت باقي مانده است اگر آقايان تكراري صحبت نكنند به همه وقت خواهد رسيد. - قره باغ آقاي هاشمي بفرماييد تكراري صحبت نكنند. - منتظري آقاي هاشمي شما حقوق مردم راتضييع مي كنيد شما مي خواهيد در مجلس چند نفر را بت درست كنيد . ده نفر وقت گرفته اند وبايد صحبت كنند. - رئيس اولا جنابعالي وقت نگرفتيد. يك نفر ديگر مي خواسته به شماوقت بدهد به شما نمي رسيده است. - منتظري ده نفر وقت گرفته اند. - رئيس بيشتر وقت گرفته اند.65 نفر وقت گرفته اند پس تمديد نيم ساعتي كه تصويب كرديد يعني چه؟ (همهمه نمايندگان) چرا گفتيد نيم ساعت قابل تمديد است. - آيت مجلس نمي تواند حق عده اي را سلب كند. - رئيس پس چرا گفتيد نيم ساعت قابل تمديد است؟ تبصره 1- كه مي گويد نيم ساعت قابل تمديد است يعني چه؟ و از وقت چه كسي؟ - محمد خامنه اي من به عنوان نماينده اي كه خودم با اين پيشنهاد موافقت كردم استنباطم از پيشنهادشما اين بود كه مجلس غير از اين وقت يك وقت اضافه اي بدهد. - رئيس بسيار خوب، بگذاريد از مجلس بپرسيم. نمايندگاني كه نظرشان اين است كه (همهمه نمايندگان)00 - محمد يزدي شما مي دانيد كه روشن است چون حداكثر 5 ساعت . - رئيس آقاي يزدي آنها هم مثل شما نماينده هستند. آنها نظرشان در مورد آئين نامه اين است بگذاريد راي بگيريم00 - منتظري راي گيري درست نيست. شما تا مخالف و موافق صحبت نكرده نمي توانيد راي بگيريد. - رئيس اگر راي گيري درست نيست كه نمي توانيد صحبت كنيد. ما نظرمان اين است كه نمي توانيد صحبت كنيد اگر مي خواهيد راي بگيريم، بگيريم؟ - رنجبر نوبت من چه مي شود؟ - رئيس اگر نوبتتان رسيد ، مي توانيد صحبت كنيد. نمايندگاني كه فكر مي كنند كه اين نيم ساعتهايي كه تمديد شده است از پنج ساعت حساب نمي شودو پنج ساعت به جاي خودش باقي است ، قيام كنند. (عده كمي برخاستند) بفرماييد بنشينيد آقاي موحدي بفرماييد صحبت كنيد. - موحدي ساوجي بسم الله الرحمن الرحيم "تلك الدارالاخرة نجعلهاللذين لايريدون علوا في الارض ولافسادا و العاقبة للمتقين". موضوع بحث مجلس كفايت سياسي يا عدم كفايت سياسي آقاي بني صدر است كه از نظر قانون اساسي تا به حال رئيس جمهور به حساب مي آيد. البته من اين راصحيح نمي دانم. ما وقتي مي خواهيم الان بحث كنيم كه آيا رئيس جمهور با توجه به اعمال ورفتار و تدابيري كه داشته كفايت سياسي را از نظر نمايندگان محترم دارد يا ندارد. بگرديم به دوران جواني و بچگي و قبل از انقلاب واينكه قبلا چه كسي بوده و چه كرده است. قطعا اگر چنانچه يك فردي قبل از اينكه رئيس جمهور بشود طبق قانون اساسي شرايط لازم براي نامزد شدن وانتخاب شدن را نداشته باشد مسلم طبق قوانين ، نام او را بايد از ليست نامزدها حذف كنند. ولي پس از اينكه نامش حذف نشده است و او هم بخاطر يك سري اوضاع واحوال و شرايط مساعدي كه برايش در آنروز فراهم شد و در ميان كانديداهاي ديگر به نظر حتي نيروها و نهادها و جمعيتهاي مومن ومتعد، بهترين به حساب مي آمد. برايش تبليغ شد و باراي مردم ، رئيس جمهور شد. ولي بحثي نيست كه ما الان بايد اين را بررسي كنيم كه اگر يك كسي رئيس جمهور شد ، ولي بحثي نيست كه ما الان بايد اين را بررسي كنيم كه اگر يك كسي رئيس جمهور شد، در نظام جمهوري اسلامي ، آيا اين رئيس جمهور محدود است ياخير؟ بطور مطلق هر كاري كه دلش خواست مي تواند انجام بدهد ، هر دخل و تصرفي بخواهد مي تواند انجام بدهد؟ و حتي اگر خودش را مافوق قانون به حساب آورد، بدون ترديد رئيس جمهور در نظام جمهوري اسلامي داراي ويژگيهاي خاصي است كه از قانون اساسي ما برخاسته است كه اين قانون اساسي در دنيا است. و رئيس جمهور در اين نظام يك فردي نيست كه بتواند "مطلق مايشاء" باشد و همه قدرتها و نيروها در قبضه او قرار بگيرد. اگر شما قانون اساسي را از اصل 117 تا اصل 141 بررسي بفرماييد، مي‌بينيد كه در اين قانون اساسي براي يك رئيس جمهور شرايط و صفاتي تعيين شده است. در مرحله دوم اين رئيس جمهور چگونه انتخاب مي شود؟ در قانون كيفيت انتخاب شدنش را هم ذكر شده است. در مرحله بعدي اگر چنانچه انتخاب شد و بر حسب ظاهر آن شرايط وصفات را داشت و مردم يك چنين وظيفه سنگيني را بر عهده او گذاشتند، قطعا اين رئيس جمهور به مجلس شوراي اسلامي مي آيد ودر برابر رئيس ديوان عالي كشور و نمايندگان مجلس و همه ملت سوگند مي خورد كه به قانون اساسي وبه اسلام وبه ملت و حفظ مصالح ملت هميشه وفادار و پشتيبان باقي بماند و از مرزهايي كه براي او تعيين شده است تجاوز نكند. در مرحله بعد براي اين رئيس جمهور اختيارات و حقوقي رامشخص كرده است. ما مي توانيم قانون اساسي را برداريم و ببينيم چه اختياراتي دارد و بعد تازه اگر رئيس جمهور حقوقي و اختياراتي دارد در عين حال، مافوق قانون نيست. مصونيت كامل ندارد كه اگر هر خلاف و تخلف و جرمي مرتكب شد،‌چون رئيس جمهور است و چون شخصيتي است و عنواني دارد و مردم به او راي داده‌اند و امام هم مثلا راي مردم را تاييد فرموده است پس او هر كاري كه دلش بخواهد مي تواند انجام دهد. خير، اينطور نيست. - رئيس آقاي موحدي يك ربع از وقتشان را به ديگران داده اند - موحدي ساوجي بنده ده دقيقه از وقتم را به جناب آقاي يزدي و پنج دقيقه هم به آقاي معاديخواه داده ام و خودم يك ربع وقت دارم. مي‌بنييم كه در اصل 140 دارد كه رسيدگي به اتهام رئيس جمهور و ساير مقامات، نخست وزير و وزراء در مورد جرايم عادي با اطلاع مجلس شوراي اسلامي در دادگاههاي عمومي دادگستري انجام مي شود. يعني عين ساير افراد. در اصل بعدي مي گويد كه رئيس جمهور و نخست‌وزير و وزيران و كارمندان دولتي بيش از يك شغل نمي توانند داشته باشند. در اصلهاي بعدي دارد كه بايد رئيس جمهور مانند رهبر ومانند نخست وزير و وزيران دارائي شان توسط ديوان عالي كشور معلوم شود كه چه چيز دارند. قبل از انتخاب شدنشان چه چيز داشته اند و بعد از اينكه اين سمت را بدست آورده‌اند، آيا بر اموال ودارائيهاي آنها چيزي افزوده شده است يا نه؟ ما مي‌بينيم كه همانطور كه ملت عزيز ايران اطلاع دارند، اين آقاي رئيس جمهور از همان آغازي كه كارش را شروع كرد با اينكه با فرموده و امر امام حتي تمام كساني كه به او راي نداده بودند امثال بنده در برابر او اظهار وفاداري واطاعت كرديم. ماداميكه در حدود قانون محدود بماند و خود امام هم وقتي او را تاييد كرد، اين شرط را براي او ذكر كرد. اما متاسفانه چنين نبود. ايشان بعد از آنكه رئيس جمهور شد مي‌بينيم كه شروع كرد با همه نيروها و شخصيتها ،‌گروهها و جمعيتها و مقامات ، چه آنها كه در قوه مقننه اند يا در قوه قضائيه و يا در شوراي نگهبان هستند، خلاصه هر كسي كه درخط رئيس جمهور نبود و مطيع و منقاد و سرسپرده اين آقا نبود بنحوي مورد تعرض واهانت و پرخاش او قرار مي گرفت . حداقل اتهامي مي زد و اهانتي كه مي كرد، اين بود كه اينها همه به يك گروه انحصارطلب وابسته اند. يعني حزب حاكم ، من از تمام ملت ايران اين سوال را مي كنم آيا تمام كساني كه الان نسبت به آقاي رئيس جمهور نظر مي دهند كه ايشان كفايت سياسي و لياقت لازم را براي اداره كشور و انجام وظايف رياست جمهوري ندارد، آيا همه اينها از كساني هستند كه از اول عضو حزب بودند و يا عضو گروه انحصارگر كه ايشان مي گويد بودند ؟ مگر جامعه روحانيت مبارز تهران آن عده اي كه ايشان را تاييد كردند و خيلي هم براي ايشان در تهران فعاليت كردند و طلاب حوزه علميه قم در قم از ايشان حمايت نكردند، اين نهادهاي انقلابي كه اكثرشان مانند سپاه پاسداران ، جهاد سازندگي ، هياتهاي هفت نفري واگذاري زمين و امثال اينها كه از آقاي بني صدر در آغازي كه ايشان نامزد شد حمايت كردند و برايش از مردم راي گرفتند ، آيا اينها در آن وقت همه وابسته به يك گروه بودند؟ چرا در آن وقت شما ادعا كرديد و گفتيد كه اكثريت روحانيت ايران از من حمايت مي كند؟ آيا الان هم حمايت مي كند؟ - مجيد انصاري آقاي موحدي، اگر مطلب ديگري نداريد صحبت نكنيد. - رئيس وقت خودشان است ، هر جور خواستند حرف مي زنند. - يكي از نمايندگان خارج از موضوع است. - موحدي ساوجي هر كس كه بي نظمي كند از وقت بنده حساب نكنيد. - رئيس حساب نمي كنيم . وقت شما نزديك به اتمام هست. - موحدي ساوجي من تعجب مي كنم اين آقايان كه بعضيها خودشان باصطلاح "منطق" هم خوانده‌اند ، گاهي انسان در اثبات مطلب از معلول به علت پي مي برد و گاهي هم از علت به معلول. - رئيس شما3 دقيقه ديگر وقت داريد. - موحدي ساوجي بايد عرض كنم در اين فرصت كوتاهي كه داشتم و با اين مقدمه اي كه عرض كردم ما الان در اينجا مداركي داريم كه آقاي رئيس جمهور بعد از آنكه اين مقام رابه دست گرفتند روزبروز در جهت و راه ومسيري حركت كردند كه درست مقابل جمهوري اسلامي و مقابل اهداف وآرمانهاي ملت مسلمان ما بود. اين ملت مسلمان اگر انقلاب كرد ، آن هم انقلاب اسلامي و اگر استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي را خواست، آن جمهوري اسلامي را خواست كه رهبرش امام خميني باشد. (نمايندگان سه بار صلوات فرستادند) و آن جمهوري اسلامي را اين مردم خواستند كه قانون اساسي در آن رعايت بشود وهر كس در محدوده مسووليت خودش عمل كند. اما ما مي بينيم متاسفانه رئيس جمهور اين جمهوري اسلامي (رئيس: يك دقيقه ديگر از وقتتان مانده است) با پاكسازي واصلاح و تصفيه وزارتخانه ها و نهادهاي اين مملكت مخالفت مي كند. طي يك بخشنامه محرمانه اي كه ايشان به وزارت نفت فرستاده، نوشته است "تصميم متخذه در جلسه مورخ 58/11/25 شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران به شرح زير ابلاغ مي گردد. "كارمنداني كه عضويت آنها در فراماسونري مسلم و محرز شده باشد، بازنشسته مي شوند" (رئيس: وقتتان تمام شد) يعني اعضاي فراماسونري فقط بازنشسته مي شوند، حقوقشان هم قطع نمي شود و حقوق مفت هم بعدا خواهند گرفت. - رئيس وقتتان تمام شد. - موحدي ساوجي هنوز يك ربع نشده است. - رئيس بيش از يك ربع شده ، هفده دقيقه شده است000 موحدي ساوجي- خوب در اينجا البته من مدارك زيادي داشتم نسبت به سوء استفاده‌هايي كه اطرافيان ايشان كرده بودند، آقاي نوبري، آقاي تقوي و بعد مشروح ماجراي اين گارد رياست جمهوري كه در 12 واحد تشكيل مي شد، ولي متاسفانه وقت اين نيست، اگر بعدها فرصتي شد به ياري خدا همه اين اسناد را من افشاء خواهم كرد. والسلام. - رئيس متشكر، اگر كسي بعنوان مخالف نمي خواهد صحبت كند، موافق بعدي را دعوت كنيد (منتظري: از وقت موافقين چند دقيقه مانده است؟ ) وقتمان نزديك به اتمام است تقريبا 18 دقيقه ديگر وقت داريم. آقاي آيت يك ربع ساعت از ديروز طبق ماده 66 وقت داريد و براي شما محفوظ است. آقاي يزدي چهارده دقيقه وقت داريد بفرماييد. - محمديزدي بسم الله الرحمن الرحيم. خوشبختانه مطالب تقريبا همه گفته شده است وفكر مي كنم كه اگر آئين‌نامه اجازه مي داد، حتما مساله كفايت مذاكرات مطرح مي شد و ضرورتي ندارد كه بحث گفته بشود، من هم هيچ اصراري نداشتم ولي باز ديدم كه اين اخيرا راجع به مساله نخست وزيري و تحميل نخست وزيري جمله اي تكرار شد، شايد يكي دو تا جزئي هم در رابطه با كار هيات داشته باشم. با اينكه مطالبي آماده كرده بودم ولي خيلي فشرده وخلاصه عرض مي كنم. در ارتباط بامساله انتخاب نخست وزير همه نمايندگان محترم خاطرشان مستحضر هست كه در اثر اينكه طول كشيد مجلس دعوتي از ايشان كرد وقرار شد كه ايشان تشريف بياورند وآمدند اينجا مذاكراتي بعمل آمد و منتهي شد به اينكه كساني انتخاب بشوند و همكاري بكنند تا مساله حل بشود. من اينجا اجازه مي خواهم كه اشاره كنم به اين نكته كه دوبار آقاي بني صدر به مجلس آمدند يك بار براي مساله تحليف آمدند به اينجا كه در كنار رئيس ديوان عالي كشور بودندو مساله اي پيش آمد كه جناب آقاي سيد محمد خامنه اي اشاره كردند و بعد براي مرحله دومشان مساله اي پيش آمد كه جناب آقاي هاشمي رياست محترم مجلس اصرار مي كردند به نمايندگان محترم كه بايد به ايشان احترام بشود. و نمايندگان اعتراض كردند كه مقصود چيست و براي چه؟ گفتند براي اينكه آقاي بني صدر گفته اند كه اين مجلس تحليف نبود. مجلس تخفيف بود و لذا اصرار داشتند كه بايد وقتي به مجلس مي آيند خيلي به ايشان احترام بشودودر هر صورت اين عمل انجا گرفت و ايشان به اينجا آمدند و صحبت شد و خود ايشان پيشنهاد كردند كه يك نماينده از ناحيه امام باشد و يك نماينده از ناحيه ايشان باشد و چند نفر هم از ناحيه مجلس و مساله نخست وزيري بررسي بشود. اولا من از رئيس محترم مجلس مي خواهم خواهش كنم كه نو ار آن مجلس را حتما پخش كنند تا مردم در جريان مسائل قرار بگيرند و ديگر كساني نگويند كه مساله تحميل بوده است و حتما بايد اين كار بشود. ثانيا بعد از اينكه مجلس (درست است كه همه نمايندگان محترم اين مطالب رامي دانند ولي ممكن است در گوشه و كنار مملكت باشند افرادي از مردم كه اين جزئيات را ندانند، من به يكي دو سه تا از اين جزئيات اشاره مي كنم) انتخاب كرد 5 نفر را و به ايشان اطلاع داده شد كه اين پنج نفر آمادگي دارند، ايشان گفتند بدليل اينكه دو نفرشان حزبي هستند من قبول ندارم. جناب آقاي باهنر و جناب آقاي خامنه‌اي بايد كنار بروند و در اين مساله دخالت نكنند. مجلس سخت ناراحت شد كه اين چه نوع برخوردي هست؟ دوستان گفتند بسيار خوب بايد كوتاه آمد شايد مساله حل بشود، 3 نفري كار را ادامه بدهيم . بنده در خدمت جناب آقاي امامي و جناب آقاي پرورش مساله را دنبال كرديم، در اولين جلسه اي كه منزل ايشان بوديم ودر اين زمينه بحث شد (من خيلي فشرده عرض مي كنم) فهرستي به اسم چهارده نفر به ميان آمد . از اين فهرست چهارده نفر ،ايشان 4 نفرشان را كنار گذاشت و روي اين 4 نفر، چهار تعبير داشت دليل اينكه من اين تعبيرات را اينجا دنبال مي كنم به اضافه تعبير ديگري كه در رابطه با هيات از ايشان شنيدم اين است كه مي خواهم ثابت كنم كه ايشان نه تنها تقواي سياسي ندارد اصلا كمترين تقوائي كه يك مسلمان عادي هم بايد داشته باشد، متاسفانه ندارد. فهرست چهارده نفري را ايشان گذاشتند جلو و گفتند كه اين آقا بي دين هست اين آقا هم حقه‌باز هست، اين آقا هم تعادلش را از دست داده است و آن آقا هم گرچه متدين هست ولي به درد درشكه چي هم نم يخورد. آنجا ما سخت ناراحت شديم كه آقا اين چه نوع تعبيري است كه مي كنيد؟ صحيح نيست. شايسته نيست اين نوع تعبير خواستند اصلاحش كنند، بدترش كردند كه من ديگر دنبال آن بحث نمي روم، بعد راجع به آن 10 نفر صحبت شد در بين آن 10 نفر بحثهاي زيادي شد كه اين گفتگوها ادامه پيدا كرد، بالاخره رسيديم به اينجا كه ايشان يك مساله اي را مطرح كردند در آنجا و من اين مساله را گاهي در بيرون مجلس هم گفته ام كه خلاصه مي گفتند اجازه بدهيد كشور را ما اداره كنيم هر وقت به خطر افتاد شما بياييد كمك كنيد، نمي خواهيد شما اداره كنيد ما مي رويم كنار، هر وقت به خطر افتاد ما مي ائيم كمك مي كنيم. من آنجا يك مقدار ناراحت شدم وبه ايشان تند شدم كه اين چه منطقي است كه شما داريد؟ اگر مسلمانيم و دلمان براي انقلاب مي سوزد بايد با هم كمك كنيم. بالاخره رسيديم به جائي كه گفتيم ما مي رويم به مجلس پيشنهاد مي كنيم كه ماموريت ما تمام شده است، شما هم يك مدت ديگري همين جوري مملكت را سرگردان نگهدار، معرفي كن به مجلس و مجلس رد كند باز معرفي كن به مجلس و مجلس رد كند000 اين كه راه نمي شود، اين هيات انتخاب شده يا اين برنامه بوده كه خودتان پيشنهاد كرديد براي حل مساله ، ايشان بقول خودش گفت : حالا آمدي روي خط ،‌باقي مانده را يعني آن 10 نفر را چند نفر را رويشان دست گذاشت و تصريح كرد كه اگر مجلس صددرصد هم راي بدهد من معرفي نخواهم كرد، چند نفر ديگر باقي ماند و ايشان گفتند اين چند نفر را مي بريد به مجلس مطرح مي كنيد. هر كدام راي بيشتر داشتند من آنها را قبول مي كنم و معرفي مي كنم. آمديم مطرح كرديم همه آقايان خاطرشان هست كه جناب آقاي رجائي بيش از همه راي داشتند و بلافاصله هم اينجا تلفني به ايشان اطلاع داده شد و ترتيب ملاقات بعدي داده شد . در ملاقات بعدي ايشان معرفي كردند و كار ندارم كه در آن جلسه يك پرونده اي هم آوردم00 بد نيست كه اين تكه را هم بگويم ،اتفاقا ايشان گفتند پرونده توسط فلان آقا كه رفيق خودت است تهيه شده است. من گفتم اگر رفيق من هم هست اشتباه كرده است، كه بعد من از آن رفيق پرسيدم بعد معلوم شد كه همان آقا هم مي خواست به يك صورتي از زير بار قبول مسووليت قضيه در برود راجع به جناب آقاي رجائي بحث مطرح شد كه آقاي رجائي شايستگي دارد و مجلس هم زمينه اش آماده است و شما معرفي كنيد. ايشان گفتند كه آقاي رجائي چنين و چنان (اگر يادتان باشد، ماه رمضان بود) و از جمله به من گزارش شده است كه ايشان افطارش را با فحش به من شروع كرده است. تعجب كرديم كه اين چه حرفي است كه شما مي زنيد يعني چه؟ بالاخره دنبال كرد و گفتيم اين گزارشات غلط است، اشكال كار شما اين است كه كانالهاي خاصي داريد. در هر صورت قرار شد در جلسه بعد خود آقاي رجائي را هم برديم آنجا (اگر من گاهي جزئيات را كم و زياد مي گويم جناب آقاي پرورش تشريف دارند، آقاي امامي هم تشريف دارند) و مقداري صحبت شد و بعد گفتيم آقاي رجائي اين مساله چيست كه گزارش كرده اند كه افطار شمابا فحش به آقاي بني صدر شروع شده است؟ آقاي رجائي در نهايت ادب اسلامي گفتند كه برادر آقاي رئيس جمهور، اخلاق اسلامي به ما مي گويد كه افطارمان را با جمله "اللهم لك صمت و علي رزقك افطرت" شروع كنيم ، ما افطارمان را با اين شروع كرديم، بي خود به شما گزارش كرده اند، يا مي خواهيد من الان بگويم آن جلسه كجا بوده و چه كساني بوده اند، ايشان اصرار كردند كه تلفن كنيم همان افراد كه درجلسه بودند بيايند و شما ببينيد كه چنين مساله اي نبوده است. گفت نه‌ ديگر لازم نيست و باز اينجا همان كلمه اي كه در نامه نوشته بود و خوانده شد ، كلمه "خشك‌سر" را آنجا هم باز تكرار كرد كه بله شما روي يك مساله پافشاري مي كنيد، اين همان خشك‌سري است كه من مي گويم ، بعد آنجا گفته شد اطلاعات شما معمولا به اين صورت هست ،ايشان معرفي كردند ، پس از معرفي بصورت رسمي مجلس راي اعتماد داد. من اين جمله را اضافه مي كنم. آقاي محلاتي تشريف دارند آن قسمت را هم كه آقاي امامي خودشان هم فرمودند و من تكرار نمي كنم آقاي محلاتي تشريف دارند كه قرار شد ما برويم خدمت امام، بنده در خدمت آقاي رجائي و جناب آقاي محلاتي برويم خدمت امام، دقيقا يادم هست كه لحظه اي كه مي خواستيم خارج بشويم آقاي محلاتي گفتند كه آقاي بني صدر شما معمولا اين حالت را داريد كه گاهي يك مطلب را مي گوييد دومرتبه پشيمان مي شويد و برمي گرديد و دوباره چيز ديگر مي گوييد، داريم مي رويم خدمت امام ولي بدانيد كه بعد ازاين ديگر نمي شود كاري كرد. ايشان گفت مانعي ندارد برويم . مارفتيم خدمت امام با قولي كه ايشان داد كه بعد تخلف نكند، حرفهاي ديگري را نزند ديديم كه چگونه عمل كرد. در مساله وزراء داستاني بود كه بحمدالله شايد ده، دوازده نفر آقايان تشريف داشتند حتي خود جناب آقاي هاشمي هم تشريف داشتند كه جلسه به نظر من تاريخي بود و طولاني‌ترين جلسه اي بود كه ما منزل ايشان بوديم و حتي آخر وقت نظرم هست كه جناب آقاي انواري و بنده را اصرار كرد كه شما بمانيد من كار ديگري با شما دارم و در آن قسمتي كه باقي مانديم،‌ يك‌سري مسائل را مطرح كرد كه هم بنده وهم ايشان گفتيم كه ما نمي توانيم به اين صورت قضيه را ادامه بدهيم وايشان همان مساله عدم رضايت را باز مطرح كرد وبه ايشان گفته شد كه اين چه حرفي است كه مي زنيد؟ عدم رضايت يعني چه؟ راضي نبودم يعني چه؟ كه قبلا هم اينجا كمي بحث شد. نحوه برخورد ايشان با مساله نخست‌وزيري، نحوه اي بوده كه تعبيرات ايشان راجع به اشخاص، يك تعبيرات سخت زننده اي بوده است من يك چند تايي از آن را اينجا نقل كردم وهيچ كجا هيچ تحميلي وجود نداشته وايشان با اختيار و اراده خودشان هستند. من مي ترسم وقتم نرسد. اجازه مي خواهم كه دو تعبير ديگر ايشان را در اين زمينه، و به خودم اجازه مي دهم كه "وقاحت ايشان" تعبير كنم. دلم مي خواهد كه كسانيكه از اين تريبون مي شنوند،‌خدايا تو شاهد باش، تعبيري كه من اينجا مي كنم، در محضرعدل تو همان تعبير را تكرار مي كنم كه يك كلمه كم و زياد نباشد، چون آنجا كسي نبوده است كه من بگويم، در آخرين ملاقاتي كه من با ايشان داشتم و قرار شد با ايشان صحبت بشود شايد راه حلي باز بشود، پس از اينكه من تشريح كردم و قبلا هم گفتم كه من براي مباحثه نيامده ام، چون با شما بحث زياد كرده ايم، و شما اخلاقا آدمي هستيد كه هرچه گفته بشود، يك چيز ديگر جواب مي گوئيد، واقعيتهاي موجود در كشور راتشريح كردم، كه اين كشور رهبري دارد، مجلس دارد، دولت دارد، شوراي نگهبان دارد، قوه قضائيه دارد واينها قانوني هستند، برنامه اين هست و شما بر اساس واقعيتها خلاف كرده ايد ، مساله را بايد روشن بكنيد گرچه ممكن است حتي قانوني هم ندانيد، بعدگفتم يادتان هست در آن جريان نخست وزيري ما اينجا آمديم شما راجع به مجلس توهين كرديد؟ و من خودم به شما گفتم كه من شخصا اجازه نمي دهم به من توهين بكنيد، من نه براي شما و نه براي كساني كه مقابل شما هستند، آن شخصيت را قائل نيستم كه هر چه شما بگوييد چشم بسته قبول كنيم، ممكن است الان هنوز هم فكر كنيد، صريحا گفت (يعني همين چندي پيش نمي دانم شايد 15-10 روز بيشتر نيست) صريحا گفت الان هم بنده معتقد هستم كه مجلس شما دست سه ، چهار نفر هست. يك مجلسي است كه در اختيار ديگران هست، گفتم آن بار هم به شما گفتم توهين نكن و من اجازه نمي دهم توهين كني ، حداقل به خود من كه يك نماينده هستم ، و باز هم داري توهين مي كني و بسياري از نمايندگان هستند كه (بلكه بايد گفت همه آنها) مستقل فكر مي كنند، اين چه توهيني است كه شما مي كنيد؟ اينكه من اصرار دارم اين جمله است ، سخن از شوراي نگهبان به ميان آمد، (واقعا من خجالت مي كشم، بخصوص در محضر يكي از اعضاي محترم شوراي نگهبان عذر مي خواهم) اينكه خدا را شاهد گرفتيم اين است، ايشان تعبير كرد كه بلي، مجلس كه آن وضع را دارد ، شوراي نگهبان هم يك مشت عمله واكره ديگران هستند، خدايا تو شاهدي من اين تعبير را كه به گوش خودم از دولب او شنيدم در پيشگاه تو هم خواهم گفت واينجا اصرار داشتم اين تعبير را بگويم كه مردي سخت و قبيح در برخوردش با مقامات رسمي مملكت بود. راجع به مجلس ، اين نامه را ايشان در 60/1/26 نوشته است. دو تكه‌اش را به آن اشاره مي كنم، تكه اولش اين است كه "مجلس وشوراي نگهبان كه از لحاظ اينجانب اكثريتشان دست يك دسته‌اند و قانون اساسي رادارند از محتوا خالي مي كنند و در زور لباس قانون مي پوشانند، خود ببرند و خود بدوزند واينجانب هم عملي نكنم " از هيات سه نفره توقع داشت كه خودش خلاف قانون بكند ، اينجا نوشته است كه "بنابراين اگر امضاء نكردم، اميدم به هيات بود (راجع به همان مصوب مجلس كه نيست به سرپرستي وزارتخانه‌هاي بي‌سرپرست) كه اين امر را موقوف‌الاجراء مي گذاشت تا جنگ با موفقيت تمام شود" - رئيس وقتتان تمام شد. - محمد يزدي بسيار خوب، من يك نمونه‌هايي داشتم كه نحوه برخورد ايشان را روشن‌تر نشان مي دهد و همانطور كه عرض كردم فكر مي كنم واقعا كفايت مذاكرات هست . لذا من وقت شما را نمي گيرم. اگر فرصتي پيدا كردم بعد در برخوردهاي آزاد با مطبوعات و راديو مي توانيم انشاءالله مطالبمان را بگوييم . والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته. - رئيس ما چهار دقيقه وقت داريم. آقاي رنجبر نفر بعدي هستند كه مي توانند صحبت كنند. - معاديخواه آقاي هاشمي من پنج دقيقه وقت از آقاي موحدي گرفته ام. - رئيس اگر از آقاي موحدي گرفته ايد، مربوط به شما مي شود منتها آقاي رنجبر مي توانند از اين چهار دقيقه استفاده كنند. - رنجبر بسم الله الرحمن الرحيم. راي بر عدم كفايت سياسي رئيس جمهور براي همه روشن شده و خود رئيس جمهور من فكر مي كنم جوجه اي بود كه از آمريكا فرستده شده بود و الان هم ذبح مي شود و خدا را شكر كه آمريكا هم در اين قسمت شكست خورد . ولي مي خواهم اين مطلب مهم را بگويم پس فردا كه مي خواهند رئيس جمهور را انتخاب بكنند، نيايند آن عده اي كه مورد اعتماد مردم هستند تاييد بكنند، رهبران گروهكهايي كه منتظرند ، البته آمريكا اين آخرين مهره اش نبود و نيست ونخواهد بود. باز هم ما در ايران سردمداراني داريم كه عده زيادي را نيز دنبال خود مي كشند ومن مي خواهم من را عنوان بكنم كه نبايد ملت ايران جز به روحانيت اصيل و روحانيت حوزه علميه قم و فرمان رهبر و ولايت فقيه به حرف هيچكس گوش كنند، اين پيام بنده است. (احسنت) اگر آن روز كه رئيس جمهور را از فرانسه آورده بودند و روحانيت مبارز كه من اين را بايد گله بكنم، امضاء وتاييد كوركورانه "حبك الشيئي يعمي و يصم" نمي كردند ، امروز اين بلا سر ملت ايران نمي آمد و خيلي از روحانيت معتمد مردم نيز متاسفانه امضاء كردند و با صراحت طرفداري كردند و مردم را به اين روز نشاندند كه خدا چهره ها را روشن كرد "يوم تبلي السرائر" روشن شد . خط آمريكا، خط بني صدر، خط جريان فكري آمريكا در بني صدر تبلور پيدا كرده بود كه نابود شد. اين جاي خوشبختي است و يكي از موهبتهاي الهي بطور كل و فاجعه‌شان ديروز مشخص شد، وطرفداراني كه در مجلس دارد ودرآينده هم خواهد داشت، من سخنم با آن طرفدارانش هست كه هم اكنون در مجلس نيستند ولي فردا وپس فردا سرو كله‌شان پيدا خواهد شد. صحبت ما با آنها است، اين مجلس و اين تريبون آزاد، آقاي معين فر آمدند اينجا يك مشت فحش و ناسزا به مردم گفتند و رفتند و باز هم معتقد بودند كه در مجلس آزادي نيست و يك گروه يا يك حزب خاص اين مجلس را اداره مي كند ، البته من مي خواهم بگويم تا كور شود هر آن كه نتواند ديد. - رئيس وقتتان هم تمام شد. ما فقط يك ربع ساعت ديگر وقت داريم وآنهم مال آقاي آيت است و وقت مربوط به ماده 66 است. آقاي مهندس سحابي ضمن صحبتشان از نوار آقاي آيت صحبت كردند و گفتند "آن نوار كه به همين توطئه ادامه پيدا مي كند" وايشان وقت خواستند و اين وقت را براي امروز داديم،‌ بفرماييد. - آيت بسم الله الرحمن الرحيم. "فاما من اعطي واتقي و صدق بالحسني فسنيسره لليسري. و اما من بخل و استغني و كذب بالحسني فسنيسره للعسري". اي روبهك چرا ننشستي بجاي خويش00 - رئيس شمادر موضوع خودتان صحبت كنيد. - آيت شما چه مي دانيد كه من در موضوع خودم صحبت نمي كنم؟ - رئيس آخر اين شعر است شما از خودتان دفاع كنيد. - آيت من از خودم مي خواهم دفاع كنم. اين چه حرفي است كه شما داريد مي زنيد، نيم ساعت وقت مرا گرفتيد واين يك ربع را هم مي خواهيد بگيريد؟ اي روبهك چرا ننشستي بجاي خويش با شير پنجه كردي و ديدي جزاي خويش دشمن به دشمن آن نپسندد كه بي‌خرد با نفس خودكند به مراد هواي خويش گر هر دو ديده هيچ نبيند باتفاق بهتر زديده اي كه نبيند خطاي خويش چاه است و راه و ديده بينا وآفتاب تا آدمي نگاه كند پيش پاي خويش چندين چراغ دارد و بي‌راهه مي رود بگذار تا بيفتد و ببيند جزاي خويش همچون امام دارد و بي‌راهه مي رود بگذار تا بيفتد و ببيند جزاي خويش با ديگران بگوي كه ظالم به چه فتاد تا ديگران نكنند چه از براي خويش گرگوش دل به گفته قرآن كند كسي اول رضاي حق طلبد ، پس رضاي خويش آقاي مهندس سحابي حربه اي را كه همان اول هم زنگ زده بود به منظور لوث كردن خطاكاريها واشتباهات رئيس جمهور وانحراف اذهان بكار برد و آن نوار مشهور را كه درست يكسال قبل يعني 28 و 29 خرداد منتشر شد و عصر 29 خرداد من يك مصاحبه كردم ودر آنجا گفتم اين نوار را كه يكسال از آن مي گذرد ، يعني جواب من كه 31 خرداد دادم ، امروز روزي است كه ملت ايران ، شما نمايندگان با راي خودتان مطالب آن راتاييد مي كنيد، براي روشن شدن مطلب البته ساعتها وقت مي خواهد اما اين يك ربعي را كه خداوند لطف فرمود، من 00 - خلخالي هيچكس نوار شما راتاييد نمي كند. - آيت شما منافقيد آقاي خلخالي ، شما تكليفت معلوم است. شما سلامتيان و غضنفرپور را اينجا تاييد كرديد. - خلخالي من يك ربع وقت مي خواهم كه از خودم دفاع كنم. من هم مخالف آقاي آيت و هم مخالف آقاي بني‌صدر هستم. - رئيس بسيار خوب بفرماييد بنشينيد، آقاي خلخالي جلسه اي كه به اين خوبي اداره شده نگذاريد به اين وضع بيفتد. - خلخالي آقاي آيت آمده از خودش 00 ما بني صدر را بيرون كرديم آيت را هم بيرون خواهيم كرد. - رئيس آقايان ببينيد شماها 000 - آيت آقاي خلخالي شما تكليفت روشن است. شما از خسرو قشقائي و سلامتيان دفاع كرديد. - خلخالي بنده بايد از خودم دفاع كنم. - رئيس آقايان خواهش مي كنم شما دو نفر اين جوري وقت مجلس را نگيريد. - آيت بايد ببينيم كه اين نواري كه آقاي سحابي آن را توطئه تلقي كردند چيست؟ مقدماتش چه بوده، محتوايش چه بوده و بعدكساني در اين مورد فتنه‌گري كرده‌ اند؟ در مورد مقدمات ، اين جزوه اي است كه آقاي كفايتي منتشر كرده است. در اينجا صريحا تاييد كرده است كه ازطرف مجاهدين خلق وآقاي رئيس جمهور مامور بوده كه يك چيزي بدست بياورد (و اي كاش عينا آن را منتشر مي كرد) تحريف شده كه باز آن تحريف شده اش هم افتخاري است منتشر بكند. البته نامه اي هم هست از همين آقاي كفايتي كه قبلا به من نوشته و بعدها خواهم خواند. امروز فرصتش نيست چون طولاني است و آن وقت ملت ايران خواهد فهميد كه چه دستان جنايتكاري چگونه مي خواستند ضربه به انقلاب اسلامي ايران بزنند. در آن نوار من چه گفته‌ بودم؟ گفته بودم كه آقاي بني صدر منافق است ،‌گفته بودم كه آقاي بني صدر فريبكار است، سندي كه آن موقع من اشاره كرده بودم اينجا هست، چندتا روزنامه است. اين اولين شماره خبرنامه است كه در اينجا موجود است، از آقاي بني صدر است. در اين اولين شماره كه در ارديبهشت 1347 منتشر شده است بالاي آن نوشته "استقرار حكومت ملي، هدف جبهه ملي ايران است" . هيچ بحثي از حكومت اسلامي و نظاير آن نيست، اين پنجاه و پنجمين شماره ارديبهشت 1357 است، درشت نوشته شده و همه مي توانيد بخوانيد. "استقرار حكومت ملي هدف جبهه ملي ايران است" . اولين شماره كه درآن موقع منتشر كرده پنجاه و ششمين شماره كه بعدش منتشر كرده باز از حكومت ملي دم زده، اما آخرين شماره (ريز آن بالا نوشته كه شما را سرجايتان نمي توانيد بخوانيد) استقرار حكومت ملي هدف جبهه ملي ايران است ولي "استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي " خواست ملت ايران است يعني خواسته است از يك انقلاب از يك جريان سوءاستفاده كند و من در آن نوار جز اين حقايق چيز ديگري نگفتم من گفتم كه قانون اساسي را ايشان نمي خواهد اجراء كند من گفتم كه مجلس در مقابل اينكار مقاومت مي كند من گفتم كه راديوتلويزيون را قانون اساسي اجازه نخواهد داد كه دراختيار يك فرد باشد بلكه مطابق قانون اساسي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد زير نظر سه قوه باشد من گفتم امپرياليسم آمريكا مهره هاي فراواني همچون سنجابي و فروهر و شاپور بختيار درآستين خودش دارد و گفتم كه اين مهره ها را يكي پس از ديگري به ميدان خواهد آورد ولي آمريكا، امام وانقلاب اسلامي ايران را نشناخته است واين مهره ها يكي پس از ديگري رسوا خواهند شد. - رئيس- شما دو دقيقه ديگر وقت داريد. -آيت - مطالبي كه من گفتم اينها بود البته هستند كساني كه تا اين لحظه مطابق آب شنا مي كردند و الان حرفهاي گذشته خودشان را ليسيدند كه آن را من جاي ديگر رويش بحث خواهم كرد امثال آن كساني كه حالا مي گويند چه شده؟ - آقامحمدي آقاي هاشمي ما رايمان به عدم كفايت آقاي بني صدر است ربطي به آقاي آيت ندارد. - رئيس معلوم است كه ندارد. - آقامحمدي رسما اعلام كنيد آقاي هاشمي. - رئيس من توضيح مي دهم - خلخالي آقاي هاشمي من مي خواهم توضيح بدهم. - رئيس شما پشت تريبون نيائيد من توضيح مي دهم. - خلخالي توهين شده. - رئيس شما اول به او گفتيد مجلس به اين خوبي را خراب نكنيد من مي گويم بگذاريد من بگويم آقاي خلخالي هم خودتان هم مجلس را سبك نكنيد. - خلخالي عصباني نمي شوم. - رئيس آقاي خلخالي هم خودتان و هم مجلس را سبك نكنيد. - خلخالي بسم الله الرحمن الرحيم. آقايان نه عصباني هستم نه به آيت بد مي گويم و نه به ديگران. با كمال احترام از خودم دفاع مي كنم (همهمه نمايندگان) جوسازي نكنيد من از نظر قانوني حق دارم از خودم دفاع كنم من از خودم دفاع مي كنم آقايان عصباني نمي شوم. - رئيس مي گويم اول شما به ايشان اهانت كرديد، حق نداريد. - خلخالي او پشت بلندگو گفته پشت بلندگو به تمام مردم گفته. - رئيس شما چرا از پائين اهانت كرديد. - خلخالي (خطاب به حججي كه مي خواست او را منصرف كند) آقا برو پي كارت (خنده نمايندگان) - رئيس خيلي خوب بگو حالا زود تمام كن. - هادي غفاري ‌آقاي هاشمي اين خلاف است چرا مماشات مي كنيد. - خلخالي بسم الله الرحمن الرحيم. آقايان توجه كنيد آقاي آيت فرمودند به اينكه من از آقاي قشقائي واز آقاي غضنفرپور وازآقاي سلامتيان حمايت كردم و مدتي است اين حرف نه تنها از آقاي آيت بلكه ديگران هم چندين مرتبه به من گفته‌اند و واقعا من درهر موردي خواستم يك جوابي به آقايان بگويم اين جواب را گفته‌ام ولي بعضيها قانع نشدند من مي خواهم در باره (رئيس: شما يك دقيقه وقت خواستيد كه تمام شد) پرونده آقاي قشقاي يك جمله اي بگويم و آن عبارت از اين است كه آقاي خسروقشقائي وقتي كه پرونده‌اش در كميسيون تحقيق مطرح بود، نامه ايشان را به شاه كه نوشته بود، پول براي من بفرست چه وچه خدا مي داند من نديده بودم وبعضي از رفقاي ما هم نديده بودند وقتي نامه بدست من افتاد من دود از كله‌ام بلند شد گفتم نگاه كن پيش خودمان ما دفاع از كي داريم مي كنيم؟ و بعد هم از مقامات بالا يعني از طرف بعضيها كه نمي خواهم اسم ببرم گفتند كه (حالا البته اين كاغذ را ما نديده بوديم) اين نمي شود كه رئيس يك ايلي را گفت كه طرفدار آمريكاست و چه هست وچه هست بعدمن عين كاغذ راديدم وقتي كه ديدم، برداشتم به آقاي بني صدر من تلفن كردم گفتم چنين كاغذي وجود دارد ، ايشان گفت من هم اين كاغذ را ديدم با وجود اين كاغذ بهيچ وجه از خسرو قشقائي نمي شود دفاع كرد و لذا دركميسيون تحقيق (مداركش موجوداست) اول كسي كه در كميسيون تحقيق مخالفت كرد، آقاي طباطبائي مي داند من بودم و عرض كنم كه همه مخالفت كرديم به اتفاق مساله رد شد و بعد هم آمد در مجلس ومطرح شد (رئيس: خيلي متشكرم) اما راجع به آقاي غضنفرپور وسلامتيان (رئيس: ديگرتمام شد) نه دو جمله است بيشتر نيست آن هم عبارت از اين است كه من به آقاي هاشمي كه اينجا نشسته من با ايشان صحبت كردم راجع به اينها گفت كه واقع اين است كه آنموقع مساله به اين صورت نبود گفت كه نمي شود كه ما مثلا تضعيف آقاي رئيس جمهور(حالا تعبيرش به اين جور بود من اين را گفتم) گفتم كه ما آن موقع گفتيم كه تضعيف آقاي رئيس جمهور را نمي توانيم بكنيم ايشان هم گفت بلي گتفيم كه اخراج سلامتيان و آقاي غضنفرپور مستقيما برمي خورد به تضعيف رئيس جمهور واين درست نيست ايشان هم حرف من را قبول كردند من آن موقع اين را گفتم ومساله تمام شد آن وقت مجلس راي را دادند نمايندگان مجلس تحت تاثير من كه نبودند مجلس راي دادند و اما مساله اي كه راجع به آقاي آيت است (رئيس: آقاي خلخالي حالا ديگر روي آن صحبت نكنيد) مردم كه راي مي دهند اين را به اتفاق آراء مردم راي خواهند داد به رد بني صدر رد بني صدر از اين جهت است كه چون امام فرماندهي كل قوا را از ايشان گرفتند و پيش امام يك آدم نالايقي است ، بنابراين فرد نالايق را ما نمي توانيم قبول كنيم اين نه اينكه تاييد نوار آقاي آيت است و حرفهاي آيت راما قبول داريم شايددر آتيه كار بجائي رسد كه خود آيت وخود آن يكي را هم بيرون كنيم (خنده نمايندگان) يا من را بيرون كنند اين كه دليل نمي شود (رئيس: كافي است) ما راجع به آيت واينها ابدا موافق نيستيم با رد بني صدر موافقيم . - رئيس كافي است هر چه اخطار ميكنم گوش نمي كنيد. - خلخالي و امروز هم اين مجلس تعيين تكليف مي كند و بني صدر وهر كسي كه اين حركتها را مي كند ، در اين مجلس راه نخواهد داد . والسلام - رئيس متاسفم كه برادران ما مسائل شخصي برايشان از مسائل جامعه اهميتش در بعضي موارد بيشتر است و ماتا اين جور باشيم از اين مسائل زياد داريم. جمع زيادي از آقايان روزهايي كه اسم نويسي بود از سحر بعضيها هم شب خوابيده بودند وقت گرفته بودند كه متاسفانه نوبت به آنها نرسيد كه آقاي الويري ليست اسامي كه وقت گرفتند و نوبت به آنها نرسيده ، مي خوانند. - الويري آقايان : معاديخواه، آيت ، علم الهدائي، رشيديان، ملكوتي، طيبي، باغاني، حججي، هاشمي سنجاني، حقاني، روحاني، كياوش ، طباطبائي نژاد، عبد خدائي ، پرورش، سازگارنژاد، احمد كاشاني، غفاري، مرتضي محمودي،‌ محمد علي محمودي، ميريونسي ، خاتمي، محمد منتظري، حيدري ، مجيد انصاري، علي اكبر ناطق نوري، سيدابوالفضل موسوي تبريزي، عبدالكريمي ، معصومي ، شرافت، متكي، آقارحيمي، فخرالدين حجازي ، خلخالي، مصطفي تبريزي، دري نجف آبادي، قاسم صادقي، قره باغ، رضوي اردكاني، مروي ، كروبي، نصيري لاري، رجبعلي طاهري، عابدين زاده، خوشنويس، فخرالدين رحيمي، بشارتي، عرفاني، فخرالدين موسوي ، رهامي ، الويري ، حائري، شيرازي. - رئيس مطلب ديگر بسياري از آقايان چون درجلسه بعضيها گفتند كه جلسه تحت تاثير حزب حركتي كرده يا مجلس و بعضيها هم مساله نوار آقاي آيت وحرفهاي اخير آقاي آيت را كه صحبت كردند ، مطرح شده بود، عده اي از آقايان به من نامه نوشتند و حق هم با همين آقايان است كه مجلس خوشبختانه با اظهاراتي كه قبلا كرده و با پيشنهادي كه با امضاي 120 نفر به ما رسيد وبعدا به 150 نفر ارتقاء پيدا كرد، قبل از سخنراني امام نشان داد كه صرفا از روي احساس وظيفه و تشخيص واقعيت حركت كرده و انتظار ندارند دوستان ما در مجلس كساني به ناحق چنين ادعاهائي در مورد كساني كه چيزي غير از وظيفه شناسي ندارند اظهار بشود و تذكر بعديمان با تشكر از آقاي كياوش كه از حق 15 دقيقه‌اي‌شان صرفنظر كردند چون ديروز خانم طالقاني گفته بودند كه ايشان به نمايندگان اخطار كردند كه موضع خودتان را حتما در مقابل اين مساله روشن بكنيد، ايشان گفتند كه متن گفته شان را آوردندو من خواندم آن چيزي كه آوردند اين بود من البته متن آنروزشان يادم نيست اما نوشته اي كه در روزنامه بود، فعلا اين بود كه ايشان گفتند در برابر ولايت فقيه وانقلاب اسلامي روشن بكنيد كه اگر منظور اين باشد،‌ خوب يك مساله اي است ولي ايشان مدعي هستند كه اين را گفتند و بنابراين از خودشان به اين حد دفاع مي كنند واما راي گيري براي عدم كفايت رياست جمهوري الان تعدادي كه تابلو نشان ميدهد 189 نفر است (يكي از نمايندگان: آقاي حجتي در راهرو هستند) آقاي حجتي در راهرو هستند بگوييد بيايند تو راهرو به حساب نمي آيد بايد داخل تالار باشند. - الويري آقاي انزابي و آقاي هاشميان هم به عنوان موافق اسم نوشته بودند. - رئيس ببينيد كيفيت راي دادن اين ست در آئين نامه مي گويد راي با ورقه است و علني اين راي به طرح داده مي شود طرح "عدم كفايت سياسي رئيس جمهور است" كساني كه با طرح موافقند ، يعني نظرشان اين است كه رئيس جمهور كفايت سياسي ندارد، راي سفيد را مي دهند ، يعني كارت سفيدي كه اسم پشتش نوشته شده براي كساني است كه معتقدند رئيس جمهور آقاي بني صدر كفايت سياسي ندارد راي كبود مال كساني است كه مخالف هستند يعني معتقدند ايشان كفايت سياسي دارد وزرد مال كساني است كه راي ندارند. و كساني هم كه كارت ندهند و در مجلس حضور داشته باشند، ممتنع حساب مي شوند . اما ما چون حضور وغيابمان به همين كارتهايي است كه داده مي شود خواهش مي كنم كساني كه راي ممتنع مي خواهند بدهند بهر حال كارت زرد بدهند كه ما با همين حضور و غيابمان را اعلام مي كنيم چون ممكن است بعضي از صندليها ارتباطش با تابلو درست نباشد. . - خلخالي من كارت سفيد دارم ولي اسمم جايي پشتش نيست چه كار كنم؟ - منشي اسمتان را بنويسيد وامضاء كنيد. تمديد مدت آئين نامه داخلي مجلس تا پايان سال جاري . - رئيس پيش از اينكه اين راي را بگيرم چون ممكن است فراموش كنيم. آقايان مي دانيد كه آئين‌نامه‌مان اعتبارش امروز تمام مي شود امروز 31 خرداد است و ما براي آئين نامه كه بخواهيم بياوريم مجلس تا به حال 41 ماده اش را كار كرديم اين روزها مجلس كارش زياد شد ما به آئين نامه نرسيديم من فكر مي كنم بيش از سه ماه هم معطل مي شويم بنابراين بهتر است آئين نامه را تا آخر سال تمديد كنيم اگر زودتر آورديم واصلاح شد ، از آن تاريخ به بعد ديگر آئين نامه جديد مي آيد كه ديگر دائما عوض نكنيم بنابراين كساني كه موافق تمديد آئين نامه تا آخر سال هستند قيام بفرمايند (42 نفر فقط نشسته بودند) تصويب شد. ضمنا اتاق كنترل به ما اطلاع دادند كه آقايان اگر يك كمي از كنار صندليشان بروند عقب بصورت موافق نشان نمي دهد البته مربوط به امروز نيست براي بعد اين موضوع يادتان باشد. آقايان پشت كارتتان را هم يك امضاء بفرماييد. 188 نفر تابلو نشان مي دهد دو نفر از آقايان هم اينجا ايستاده اند كه مجموعا 190 نفر مي شود. البته از روي آن كارتهايي كه مي آيد اينجا معلوم مي شود ممكن است عدد بيشتري هم باشد كارتها را هم امضاء كنيد سفيد براي كساني كه موافق طرح هستند و كبود براي كساني كه مخالف طرح هستند وزرد براي ممتنع. - منشي توجه كنيد اين اسامي هم كه الان مي خوانم جزء موافقين اسم نوشته بودند كه صحبت بكنند كه وقت نرسيد . متاسفانه من يادم رفت اسامي آنها را بخوانم آقايان: انزابي، بشارت، گيوي خلخالي، كمالي‌نيا، تاجگردون. (اخذ راي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد) - رئيس بسم الله الرحمن الرحيم. انافتحنالك فتحا مبينا ليغفرلك الله ما تقدم من ذنبك و ماتأخر و يتم نعمته عليك و يهديك صراطا مستقيما. جمع افرادي كه در مجلس حاضر بودند 190 نفر . آرائي كه موافق عدم كفايت سياسي آقاي بني صدر به صندوق ريخته شده 177 نفر . (حضار : الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، خميني رهبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه، درود بر رزمندگان اسلام، سلام بر شهيدان، مرگ بر بني صدر صد درصد اعدام بايد گردد، بدست حزب الله، پيشمرگ روح الله، انشاءالله انشاءالله ) راي مخالف يك نفر آقايان ديگر از اين به بعد آقاي بني صدر بعنوان رئيس جمهور از قاموس جمهوري اسلامي حذف شده شعارها برگردد به طرف آمريكا (حضار: مرگ بر آمريكا، مرگ بر آمريكا) تماشاچيهاي ما از آقاي خلخالي هم بيشتر شلوغ مي كنند. راي ممتنع كه به گلدان انداخته شده است يك نفر ويازده نفر هم كه در مجلس حاضر بودند راي ندادند كه آنها هم ممتنع بحساب مي آيند بنابراين آقاي ابوالحسن بني صدر كفايت سياسي جهت تصدي سمت رياست جمهوري، جمهوري اسلامي ايران را ندارد (حضار:‌الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، خميني رهبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه ، درود بر رزمندگان اسلام، سلام بر شهيدان مرگ بر بني‌صدر صددرصد اعدام بايد گردد. همين جا ، بدست حزب الله ، پيش مرگ روح الله ، انشاءالله ، انشاءالله، مرگ بر آمريكا) ما طبق قانون بايد راي مجلس را به محضر امام امت اطلاع بدهيم واين از اختيارات امام است كه بايد رئيس جمهور را عزل بكنند. و اكنون تذكراتي به برادران مسلمان انقلابيمان كه در مجلس هستند يادر خارج از مجلس صداي بنده را مي شنوند، خواهش من بعنوان مدير اين مجلس از طرف برادران نماينده كه از من خواستند بگويم اينست كه نزاكت وآرامش را حفظ كنند و در برخوردهايشان و در اظهار احساساتشان از حدود شرع تجاوز نكنند كه البته نمي كنندولي اين تذكر از طرف ما لازم است اميدواريم كه در آينده با تجربه گذشته يك رئيس جمهور موافق باانقلاب انتخاب كنيم. (حضار: خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي، خميني رانگهدار.) اسامي راي دهندگان نسبت به عدم كفايت سياسي رئيس جمهوري بني صدر. -------------------------------------------------------------- * موافقين: آقايان ـ عبدالله امامي، اسماعيل فردوسي پور، مهدي كروبي، محمد غفاري، علي قائمي اميري، قاسمي، كتيرائي، عمادالدين كريمي، عبدالواحد موسوي، معصومي، مظفر، قدرت الله نجفي، محمدصادق حايري، محمد نوروزي، غلامحسين حقاني، عبد خدائي، حائري زاده، غلامرضا حسني ، چراغزاده دزفولي،‌ اسدالله بيات، اميد نجف آبادي، حججي، مجيدانصاري، وافي، سيدعلي خامنه اي، محمد علي منتظري نجف آبادي، علي هاشمي سنجاني، سيدابوالحسن حسيني ، محمدعلي حيدري، موسوي خراساني، عطاءالله مهاجراني، حسين هاشميان، علي ملكوتي، سيد محمد كياوش، فضل‌الله مهديزاده، علي آقا محمدي، فرج الله واعظي، محمد مهدي كرمي، شمس الدين حسيني ، هراچا خاچاطوريان، ميرزا حسن يوسفي جيردهي، احمد همتي، سيد رضا پاك نژاد، حسين هراتي، حسين كرماني، فواد كريمي ، اسماعيل فدائي، عليرضا يارمحمدي، اسماعيل رفيعيان، محمد يزدي، محمد نصراللهي، سرگون بيت اوشانا، جعفر جوادي، شجوني، محمدامين سازگارنژاد، خانم گوهرالشريعه دستغيب، محمد رضا عباسي فرد، سيداكبر پرورش، هادي غفاري، محمد رضا باباصفري، احمد عطاري، فضل‌الله صلواتي، علي اكبر ولايتي ، احمدعليزاده، عباسعلي ناطق نوري، فتحعلي صاحب الزماني، محمد جواد شرافت ،‌احمد بهشتي، سيد محمد خوئيني‌ها، مسلم ميرزاپور، محمد امامي كاشاني، سيد احمد مصطفوي كاشاني، محسن مجتهد شبستري، محمد كاظم موسوي بجنوردي، اكبر هاشمي رفسنجاني، سيد عباس ميريونسي، مصطفي تبريزي، مرتضي محمودي، محمد حسن زطيبي، سيد ابوفاضل رضوي اردكاني، سيدجعفر حجت كشفي، محمدفاضل، يونس محمدي، عبدالحسين جلالي، محمدعلي هادي نجف‌آبادي، عبدالمجيد معاديخواه، سيد محمد خاتمي، علي اكبر ناطق نوري، احمد توكلي، قهرمان رحماني، موسي زرگر، محمد محمدي، سيد محمد باقرحسيني لواساني، ارسلان فلاح حجت انصاري، محمد باقر محي‌الدين انواري، محمود مروي سماورچي، علي موحدي ساوجي، محمد رشيديان، سيد هاشم حميدي، عبدالرضا اسدي نيا، عبدالحميد آقارحيمي، علي اروميان، ايرج صفاتي دزفولي، امين ناصري،ديالمه ، خوشنويس، سلماني زارجي، غلامرضا دانش، سبحان اللهي ، بهرام تاجگردون، زرهاني، محمدحسين صادقي، حسن فريدون روحاني، موسوي ننه كران ، ابوترابي فرد، رمضاني خورشيددوست، سيد حسن شاهچراغي، زينعلي، سيدابوالفضل موسوي تبريزي، ملازاده، جوادشيرازيان، غفور صادقي گيوي، تاتاري ، علم الهدائي، قره‌باغ، رنجبر، شرعي، زايري، عباس عباسي، دهقان، دري نجف آبادي ، صباح زنگنه، محمود رضائي هنجني، شاه‌آبادي، كاظم نوروزي، شاهرخي، مظاهر حق شناس، سيدمحمد كاظم دانش، حسين حسيني واعظ، طباطبائي نژاد، الويري ، سيد احمد حسيني ، منوچهر متكي، محمد خزاعي، پرويز ملك پور، فخرالدين حجازي، سيد فخرالدين رحيمي، عباس حيدري، محمدعلي موحدي، معرفي زاده، حبيب الله عسكراولادي مسلمان، صادق خلخالي، كمالي نيا، فومني حايري ، عابدين زاده، باغاني، بشارتي جهرمي، محمد تقي بشارت، محمدحسين چهرگاني انزابي، مرتضي فضلعلي عرفاني ، نصيري لاري، محسن رهامي، سيد محمد ميلاني، آيت، يدالله دهقاني ، علي حقيقت افشار، عبدالكريمي ، حسينعلي رحماني، رحمن استكي، سيدمحمدتقي حسيني ، طباطبائي ، سيد محمد حسيني خامنه، رجبعلي طاهري،‌كيان ارثي، شهرياري، قاسم صادقي، محسن سيدين، اسماعيل معزي. * ممتنعين : آقايان ـ 1- هراي خلطيان، 2- رضا اصفهاني، 3- محمد مجتهد شبستري، 4- حجتي كرماني، 5- خليلي ، 6- شهركي . 7- برومند، 8- محمد شجاعي، 9- رجائيان ، 10- سيدمحمد مهدي جعفري. * مخالف- صلاح الدين بياني انتهاي پيام/