نکات تفسیری جزء سیزدهم قرآن کریم/ تعهد و تخصص دو رکن اصلی مدیریت است
تعبیر یوسف که میگوید: انی حفیظ علیم، دلیل بر اهمیت مدیریت در کنار امانت است و نشان میدهد که پاکی و امانت به تنهایی برای پذیرش یک پست حساس اجتماعی کافی نیست، بلکه علاوه بر آن، آگاهی، تخصص و مدیریت نیز لازم است، چرا که علیم را در کنار حفیظ قرار داده است و ما بسیار دیدهایم که خطرهای ناشی از عدم اطلاع و مدیریت، کمتر از خطرهای ناشی از خیانت نیست بلکه گاهی از آن برتر و بیشتر است.
خبرگزاری فارس چهارمحال و بختیاری| بر آن شدیم تا در ماه مبارک و پرخیر و رحمت رمضان روزانه صفحاتی از کلام الهی را بر زبان جاری کنیم و بیش از پیش رهنمودهای قرآنی را در زندگی استفاده کنیم. سراسر آیات الهی پُر است از حکمت و اندرزهایی که برای زندگی انسها ضروری است لذا در نظر داریم هر روز چند آیهای از جزء مورد نظر را تفسیر و برخی نکات را در کنار یکدیگر مرور کنیم. جزء سیزدهم قرآن از آیه ۵۳ سوره یوسف تا انتهای آن و سوره رعد و ابراهیم را شامل میشود. رعد به معنای غرش آسمان و ابر است. در آیات ۱۲ و ۱۳ سخنانی درباره رعد و برق و صاعقه به عنوان مظهر قدرت و رحمت خدا بیان شده است. امام صادق(ع) فرمود: هر کس سوره رعد را بخواند، خداوند او را به صاعقه گرفتار نمیکند و اگر مومن باشد وارد بهشت میشود و مورد شفاعت واقع میگردد و میتواند آشنایان و دوستان خود را شفاعت کند. ابراهیم نام یکی از پیامبران است. از آیه ۳۵ تا ۴۱ گوشههایی از زندگی و دعوت و دعای ابراهیم خلیل نقل شده است. پیامبر فرمود: کسی که سوره ابراهیم و حجر را بخواند، خداوند به تعداد هریک از آنها که بت میپرستیدند و آنها که بت نمیپرستیدند ده حسنه به او میبخشد.
تعهد و تخصص دو رکن اصلی مدیریت است قَالَ اجْعَلْنِی عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ ۖ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ (۵۵_ یوسف) تعبیر یوسف که میگوید: انی حفیظ علیم دلیل بر اهمیت مدیریت در کنار امانت است و نشان میدهد که پاکی و امانت به تنهایی برای پذیرش یک پست حساس اجتماعی کافی نیست، بلکه علاوه بر آن، آگاهی، تخصص و مدیریت نیز لازم است، چرا که علیم را در کنار حفیظ قرار داده است و ما بسیار دیدهایم که خطرهای ناشی از عدم اطلاع و مدیریت، کمتر از خطرهای ناشی از خیانت نیست بلکه گاهی از آن برتر و بیشتر است امنیت، ریشه همه نعمتهاست فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَىٰ یُوسُفَ آوَىٰ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَقَالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ (۹۹_ یوسف) یوسف از میان تمام مواهب و نعمتهای مصر، انگشت روی مسئله امنیت گذاشت و به پدر و مادر و برادران گفت: وارد مصر شوید که انشالله در امنیت خواهید بود و این نشان میدهد که نعمت امنیت ریشه همه نعمتهاست و حقا چنین است زیرا هرگاه امنیت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد.
محافظان غیبی برای انسانها لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ (۱۱_ رعد) در روایتی از امام باقر(ع) میخوانیم که در تفسیر آیه فوق فرمود: به فرمان خدا انسان را حفظ میکند از اینکه در چاهی سقوط کند یا دیواری بر او بیفتد یا حادثه دیگری برای او پیش بیاید تا زمانی که مقدرات حتمی فرا رسد در این هنگام آنها کنار میروند و او را تسلیم حوادث میکنند، آنها دو فرشتهاند که انسان را در شب حفظ میکنند و دو فرشته هم در روز که به طور متناوب به این وظیفه میپردازند همیشه بهرهها به میزان آمادگیها و لیاقتهاست أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذَٰلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ(۱۷_ رعد) در مبدا فیض الهی هیچگونه بخل و محدودیت و ممنوعیت نیست، همانگونه که ابرهای آسمان بدون قید و شرط، همه جا باران میپاشند و این قطعههای مختلف زمین و درهها هستند که هرکدام به مقدار وسعت وجود خویش از آن بهره میگیرند، همینگونه است قلوب و ارواح آدمیان در برابر فیض خدا.
روزی به دست خداست اما وظیفه ما تلاش حداکثری و مصرف حداقلی است اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ (۲۶_ رعد) خدا روزی هرکس را بخواهد وسیع یا محدود میسازد، اما این سخن به آن معنا نیست که بعضی از جاهلان پنداشتهاند که باید دست از فعالیت کشید و در گوشهای نشست تا خدا آنچه مقدر است برساند در حدیثی از امیرالمومنان(ع) میخوانیم که فرمود: هنگامی که موجودات در آغاز با هم ازدواج کردند، تنبلی و ناتوانی با هم پیمان زوجیت بستند و از آنها فرزندی به نام فقر متولد شد. آرامش در کجاست؟ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئنُِّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئنُِّ الْقُلُوبُ(۲۸- رعد) آرامش و آسایش دو عنوان جدای از هم هستند که در بین انسانهای بیگانه با فرهنگ قرآن این دو به یک معنا و یا به جای هم گرفته میشوند. آسایش مفهومی مرتبط با جسم و تن دارد برخلاف آرامش که با روح و جان در ارتباط است. گمشده بشر هر روز آرامش است و خود به تجربه فهمیده که وسایل آسایش برای او آرامش نمیآورد. بسیارند کسانی که مجهزترین زندگی و امکانات رفاهی روز دنیا را دارند؛ اما دریغ از ذرهای آرامش و راحتی جان؛ در عوض کم نیستند کسانی که با حداقل امکانات روزگار سپری میکنند و شور و نشاط و صفا و صمیمیت و از همه مهمتر آرامش خاطر سراسر زندگی بیرون و وجود درونشان را لبریز کرده است.
قرآن کریم به این سوال مهم و بسیار کاربردی انسان پاسخ میدهد که هر کس به خدا رو کرد و به او ایمان آورد و برنامه او را در زندگی خود پیاده کرد یقین بداند که به آرامش واقعی خواهد رسید؛ آرامشی که محال است آن را بتوان در غیر این آدرس پیدا کرد ** برگرفته از قرآن بشیر (تفسیر یک جلدی جوان؛ برگرفته از تفاسیر نمونه و المیزان) تحدیر(تندخوانی) جزء سیزدهم قرآن کریم با صدای استاد معتز آقایی پایان پیام/ ۶۸۰۳۵.
09:30 - 15 فروردین 1402