قصه درد از جعبه قرصها شروع نمیشود
گاهی درد که سراغمان میآید، دستمان بیاختیار به سمت جعبه قرصها میرود؛ غافل از اینکه درد همیشه با یک مسکن تمام نمیشود و گاهی باید علت آن را پیدا کرد، پیش از آنکه به بیماری مزمن تبدیل شود.
خبرگزاری فارس ـ خراسان جنوبی؛ درد، مهمان ناخواندهای است که تقریباً همه آدمها بارها آمدنش را تجربه کردهاند؛ یک روز از کمر شروع میشود، روز دیگر زانو را درگیر میکند، گاهی خواب را میگیرد و گاهی آنقدر آرام و خزنده جلو میآید که بعد از مدتی، زندگی بدون آن برای آدم قابل تصور نیست.شاید عجیب باشد، اما بسیاری از ما نخستین مواجههمان با درد، مراجعه به پزشک نیست؛ دست بردن به جعبه داروهاست. یک مسکن، بعد اگر جواب نداد مسکن دیگر و اگر باز هم درد ماند، شاید دارویی قویتر.درد که آرام نشد، دارو بیشتر میشود و گاهی آنقدر دارو روی میز پزشک جمع میشود که خودِ بیمار هم نمیداند کدام دارو را برای چه دردی مصرف میکند.اما سؤال اینجاست؛ آیا هر دردی را باید تحمل کرد؟ آیا مصرف مکرر مسکنها راه درمان است؟ و مهمتر از همه، چه زمانی باید به کلینیک درد مراجعه کرد؟پاسخ این پرسشها را از زبان دکتر محمود گنجیفرد، متخصص بیهوشی و مراقبتهای ویژه و فلوشیپ فوقتخصصی درد، دنبال کردهایم؛ پزشکی که معتقد است درد را نباید صرفاً یک علامت دانست و بیمار نباید به زندگی با درد تن بدهد.
وقتی درد دیگر فقط یک علامت نیست
سالها درد را نشانهای از وجود یک بیماری میدانستند؛ چیزی که میآمد تا خبر از مشکلی در بدن بدهد و بعد با درمان بیماری، خودش هم باید میرفت.اما همیشه این اتفاق نمیافتد.گاهی بیماری درمان میشود، آسیب ترمیم پیدا میکند و دوره بیماری به پایان میرسد، اما درد همچنان میماند؛ مثل مهمانی که قرار نبوده بماند اما راه خانه را یاد گرفته است.گنجیفرد درباره همین نقطه میگوید درد میتواند از یک علامت فراتر برود و به بیماری مستقلی تبدیل شود؛ بهویژه زمانی که مزمن میشود و سیستم عصبی مرکزی و محیطی همچنان درگیر باقی میماند.در تعریف زمانی نیز دردها به چند دسته تقسیم میشوند؛ دردهای کمتر از دو هفته معمولاً حاد تلقی میشوند، بازه دو تا شش هفته در محدوده درد تحتحاد قرار میگیرد و دردهای بیش از شش هفته مزمن محسوب میشوند، هرچند در بسیاری از موارد بازه سهماهه بهعنوان معیار مهمی برای مزمنشدن درد مطرح است.اما قصه به عدد و تقویم ختم نمیشود؛ مهم این است که درد، پس از آنکه علت اولیه برطرف شد، همچنان باقی بماند و آرامآرام خودش را به بخشی از زندگی فرد تبدیل کند.
قرار نیست با درد زندگی کنیم
«باید تحملش کنم.»این شاید یکی از آشناترین جملهها درباره درد باشد؛ جملهای که گاهی خود بیمار میگوید و گاهی از زبان اطرافیانش میشنود.اما متخصص درد صریح است: تحمل درد توصیه نمیشود.درد حاد میتواند اضطراب ایجاد کند، فشار خون و ضربان قلب را بالا ببرد، فعالیت قلبی ـ عروقی را افزایش دهد و حتی مشکلات تنفسی و کاهش فعالیت فرد را به دنبال داشته باشد.وقتی درد مزمن میشود، ماجرا شکل دیگری پیدا میکند؛ افسردگی، اختلال خواب و کاهش کیفیت زندگی میتواند به سراغ بیمار بیاید. ارتباط با خانواده و دوستان، رفتوآمد، سفر و حتی سادهترین فعالیتهای روزمره ممکن است تحت تأثیر درد قرار گیرد.درد دیگر فقط همان نقطهای نیست که بیمار به آن اشاره میکند؛ آرامآرام خودش را به بخشهای مختلف زندگی میرساند.از طرف دیگر، ماندگارشدن درد میتواند روند درمان را هم سختتر کند. به گفته گنجیفرد، هرچه درد مدت بیشتری باقی بماند، مکانیسمهای حساسشدن سیستم عصبی مرکزی و محیطی بیشتر فعال میشوند و درمان در ادامه دشوارتر خواهد شد.پس قرار نیست بیمار درد را تحمل کند تا شاید روزی خودش تمام شود.
مسکن، همیشه پایان قصه نیست
مسکن برای بسیاری از ما سادهترین پاسخ به درد است؛ اما سادهبودن به معنای بیخطر بودن نیست.مشکل از جایی شروع میشود که بیمار بدون شناخت علت درد، خودسرانه دارو مصرف کند یا برای رسیدن به آرامش، مقدار و تعداد داروها را افزایش دهد.گنجیفرد از بیمارانی میگوید که با یک کیسه دارو وارد مطب میشوند؛ داروهایی که گاهی چند مورد از آنها متعلق به یک گروه دارویی هستند و همزمان مصرف میشوند و در بعضی موارد حتی دوز مصرفی آنها میتواند به محدوده سمی برسد.گاهی بیمار به چند پزشک مراجعه کرده و هر بار دارویی به فهرست قبلی اضافه شده، بدون اینکه پزشک بعدی از تمام داروهای مصرفی بیمار اطلاع داشته باشد.نتیجه، کیسهای از داروهاست که شاید قرار بوده درد را خاموش کند، اما خودش میتواند دردسر تازهای بسازد.حتی یک مسکن ساده نیز باید اصول علمی و نحوه مصرف مشخصی داشته باشد.این یعنی نسخه درد همیشه از قفسه داروها شروع نمیشود؛ گاهی نخستین قدم، پیدا کردن علت درد است.
کلینیک درد؛ ایستگاه آخر درمان نیست
یک تصور رایج وجود دارد؛ اینکه وقتی بیمار به کلینیک درد میرود یعنی بیماریاش آنقدر پیشرفته شده که دیگر راه درمانی باقی نمانده است.اما واقعیت، آن چیزی نیست که این باور عمومی میگوید.کلینیک درد قرار نیست آخرین ایستگاه درمان باشد؛ بلکه جایی است برای تشخیص و درمان تخصصی درد و جلوگیری از آنکه درد به یک بیماری مزمن و مستقل تبدیل شود.دکتر گنجیفرد تأکید میکند بیمار نباید منتظر بماند تا درد به مرحلهای برسد که زندگیاش را مختل کند.البته هر دردی هم از همان ابتدا مسیرش به کلینیک درد ختم نمیشود.فردی که بهطور مثال زمین خورده و پایش آسیب دیده، ابتدا باید برای بررسی و درمان علت آسیب به متخصص مربوط، مانند متخصص ارتوپدی، مراجعه کند؛ اما همزمان باید برای کنترل درد او نیز اقدام شود.یعنی مسیر درست، نه تحمل درد است و نه مراجعه دیرهنگام؛ بلکه تشخیص علت و کنترل درد در زمان مناسب است.
سه ضلع برای درمان یک درد
کلینیک درد را نباید اتاقی تصور کرد که قرار است یک پزشک وارد شود، یک تزریق انجام دهد و پرونده درد برای همیشه بسته شود.درمان درد، به گفته این فوقتخصص درد، چندوجهی و چندتخصصی است.ممکن است بیمار به فیزیوتراپی یا کاردرمانی نیاز داشته باشد، گاهی مشاوره متخصص مغز و اعصاب ضروری باشد و در برخی موارد نیز جراحی بهترین گزینه درمانی باشد.به همین دلیل، پزشک درد در بسیاری از موارد بهتنهایی تصمیم نمیگیرد؛ بلکه با استفاده از ظرفیت سایر تخصصها، مسیر مناسب درمان بیمار را پیدا میکند.در حال شکلگیری یک تیم چندتخصصی در این حوزه نیز هست تا موارد پیچیدهتر در قالب یک مجموعه تخصصی بررسی و بهترین مسیر درمان برای بیمار انتخاب شود.این یعنی درد، همیشه یک نسخه واحد ندارد.
وقتی درمان، کمتهاجمی میشود
همه درمانهای درد قرار نیست با جراحی باز همراه باشند.بخشی از اقدامات کلینیک درد در گروه روشهای کمتهاجمی قرار میگیرند؛ روشهایی که با آسیب بافتی کمتر و دوره نقاهت کوتاهتر انجام میشوند و در شرایط مناسب میتوانند تحمل آسانتر و درد پس از عمل کمتری برای بیمار داشته باشند.در حوزه درمان درد، بسته به شرایط بیمار، روشهایی مانند بلوکهای عصبی، تزریقهای ستون فقرات، برخی روشهای تزریقی، اوزونتراپی، PRP و برخی روشهای لیزری مورد استفاده قرار میگیرند.البته این فهرست به معنای تجویز یک روش برای همه بیماران نیست؛ انتخاب روش درمانی به علت و شرایط هر بیمار بستگی دارد.اینجا همان جایی است که درمان تخصصی از نسخههای عمومی جدا میشود؛ یک درد مشابه در دو نفر، الزاماً یک درمان مشابه ندارد.کلینیکی که سه ساله شدقصه کلینیک درد در خراسان جنوبی چندان قدیمی نیست.به گفته دکتر گنجیفرد، نخستین کلینیک درد استان از اردیبهشتماه سال ۱۴۰۲ در درمانگاه کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی بیرجند راهاندازی شد.اما مسیر به درمانگاه ختم نشد.بخشی از بیماران مبتلا به دردهای مزمن ممکن است به بستری نیاز داشته باشند و به همین دلیل بخش بستری نیز در شهریور همان سال در بیمارستان ولیعصر(عج) راهاندازی شد.ضلع دیگر این مجموعه، اتاق عمل درد است؛ جایی که برخی اقدامات مداخلهای و کمتهاجمی انجام میشود. این بخش نیز از شهریورماه ۱۴۰۲ در بیمارستان ولیعصر(عج) راهاندازی شده و در کنار آن، امکان انجام برخی اقدامات در سایر اتاقهای عمل نیز وجود دارد.سه بخش، یک هدف؛ اینکه درد، بیمار را در زندگی خودش زمینگیر نکند.
چه زمانی باید به کلینیک درد برویم؟
پاسخ شاید سادهتر از چیزی باشد که تصور میکنیم.اگر دردی داریم که ادامهدار شده، زندگی روزمره را مختل کرده، خواب را گرفته، فعالیت را کاهش داده یا با وجود درمان بیماری اولیه همچنان باقی مانده است، نباید صرفاً به تحمل آن فکر کنیم.البته در دردهای حاد، ابتدا باید علت درد توسط پزشک و رشته تخصصی مرتبط بررسی شود؛ اما کنترل درد نیز نباید فراموش شود.مهمتر از همه اینکه نباید منتظر ماند تا درد آنقدر طولانی شود که به یک مشکل مزمن و سختدرمان تبدیل شود.گنجیفرد در جمعبندی حرفهایش یک توصیه روشن دارد: حتی دردهایی که پیشپاافتاده به نظر میرسند، نباید باعث شوند فرد از مراجعه به پزشک خودداری کند.ممکن است بیمار آرتروز یا دیسک کمر داشته باشد؛ اما وجود این تشخیص به معنای آن نیست که باید درد را تحمل کند.بیماری یک مسئله است و درد ناشی از آن مسئلهای دیگر که باید برایش چاره اندیشید.درد را جدی بگیریم، پیش از آنکه ماندگار شودشاید هنوز هم وقتی درد میگیرد، نخستین فکرمان همان جعبه دارو باشد؛ اما درد همیشه با یک قرص تمام نمیشود.گاهی باید ایستاد و پرسید این درد از کجا آمده است؟ گاهی باید به پزشک مراجعه کرد، علت را پیدا کرد و همزمان برای کنترل درد اقدام کرد.و گاهی وقتی درد ماندگار شده، زندگی را مختل کرده یا پس از درمان بیماری اولیه همچنان باقی مانده است، پای یک تخصص دیگر به میان میآید؛ تخصصی که مأموریتش فقط خاموشکردن یک علامت نیست، بلکه تلاش میکند بیمار دوباره به زندگی عادی برگردد.درد قرار نیست همخانه همیشگی آدم باشد. قرار نیست به آن عادت کنیم، با آن کنار بیاییم و اسمش را «قسمت» بگذاریم.
درد را باید شناخت، علتش را پیدا کرد و در زمان مناسب برای درمانش قدم برداشت؛ پیش از آنکه از یک هشدار، به بیماری تبدیل شود.#درد #کلینیک_درد #پزشک 06:36 - 7 شهریور 1405