چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹ - ۰۳:۴۳

استانها  /  خراسان شمالی

یادداشت | فرهنگ غلبه بر کرونا

همه بر اهمیت فرهنگ در مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی اتفاق‌نظر دارند، اما خروجی عملکرد دولت و بسیاری از مدیران طوری است که این تصور به وجود می‌آید که نه تنها ادعاهای آنها بر اهمیت فرهنگ درست نیست، بلکه اساساً اعتقادی به اهمیت بحث فرهنگ ندارند.

یادداشت | فرهنگ غلبه بر کرونا

وحید نمازی؛ رئیس حوزه هنری خراسان شمالی؛ حدود هفت ماه است که بلایی نادیدنی و سهمگین به جان مردمان دنیا افتاده است و به‌راحتی، جان انسان‌ها را می‌ستاند. به‌رغم آنکه مجموعه‌های درمانی در سرتاسر دنیا تمام تلاش خود را، خالصانه و بی‌ادعا، صرف این کرده‌اند که از جان شهروندان محافظت کنند، اما این ویروس کوچکِ مرگبار، تاکنون بیش از ۱۷ میلیون نفر را درگیرِ خودکرده و جان بیش از ۶۷۰ هزار نفر را ستانده و این آمار (بنا به گفته مراکز تحقیقاتی معتبر و بزرگ دنیا) حداقلی است، چراکه در همهٔ نقاطی که با این همه‌گیری مواجه و درگیرش شده‌اند، حتماً مواردی از ابتلا و بهبود تا مرگ وجود داشته که توسط مراکز علمی و درمانی دیده و ثبت‌نشده است.

اما ماجرای این همه‌گیری، تنها منحصر به بُعد پزشکی نیست. بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا در کشورهای توسعه‌یافته، به‌تبع همه‌گیری و اقدام‌های درمانی چون قرنطینه طولانی، دچار ضربه‌های جدی شده‌اند چنان‌که رهبران این کشورها اذعان کرده‌اند بزرگی این تکانه به‌اندازه‌ای است که جبران آن بسیار بسیار سخت است و نیازمند سیاست‌های ویژه و کار زیاد.

درواقع، نیروی طبیعت، جهانِ مدرنِ به‌ظاهر پیشرفته را که همانند دهکده‌ای بزرگ، در همه ابعاد، دچار درهم‌تنیدگی است، به مبارزه‌ای سخت دعوت کرده و آن‌چنان که از آمارها برمی‌آید، دست‌کم تا اینجای کار، پیروز این میدان بوده؛ طبیعت بار دیگر به انسان نشان داد که می‌تواند با ویروسی در ابعاد چند میکرون، همهٔ دستاوردهای بشر، از اقتصاد تا فرهنگ و سیاست و جامعه، از واحدهای کوچک اجتماعی مثل خانواده تا بزرگ‌ترینشان یعنی تمام یک کشور، از بنگاه‌های کوچک اقتصادی تا کارتل‌های عظیمِ چندملیتی را دچار چالش‌های جدی کند و گاه، این ویروس ظاهراً کوچک، می‌تواند کاری بکند که بسیاری انسان‌ها قادر به انجامش نیستند.

این همه‌گیری به‌قدری عجیب و شوکه کننده برای دنیا بوده که در هفت ماه گذشته، تقریباً به‌صورت مداوم در صدر اخبار جهان قرار داشته و نخبگان و کارشناسان گوناگون، با توجه به رشتهٔ تخصصی‌شان درباره اثرات این ویروس مرگبار سخن گفته‌اند. بنده هم با توجه به پیشینه فرهنگی و حرفه‌ام به‌عنوان مدیر فرهنگی، سعی می‌کنم از همین منظر به آن نگاهی بیندازم.

هنوز احتمالاً برای بررسی دقیق وضعیت و شیوه عملکرد دولت‌ها در مقابل ویروس کرونا خیلی زود است اما به نظر می‌رسد در نگاه کلی می‌توان این ادعا را مطرح کرد که دولت/کشور/نظام‌های مختلف، در مقابله با این ویروس و همه‌گیری، متناسب با روحیهٔ جمعی و فرهنگی حاکم بر آنها و البته متناسب با روحیهٔ رهبران،  عمل کردند. 

کشورهایی با نظام‌های بسته و فاقد رسانه‌های آزاد، به‌طورکلی منکر وجود بیماری در کشور خود شدند تا اینکه پس چندین ماه، مجبور شدند واقعیت را بپذیرند که البته این پذیرش در قالب چند مورد محدود بود. مردم کشورهای تک‌حزبی، مانند همیشه، به فراخوان دولتشان بی چون‌وچرا عمل کردند و به قرنطینهٔ طولانی رفتند و پس‌ازاین مدت، به ادعای دولتِ صاحب همهٔ رسانه‌ها، بیماری را کنترل کردند!

رهبران کشورهای لیبرالی که دچار توهم بزرگی و آقایی بر دنیا هستند و به دنبال بازگرداندن این بزرگی! با انکار اولیه و طولانی، باعث شدند که به‌رغم داشتن بیشترین منابع پزشکی و بیمارستانی، جزو سه کشور با درصد بالای ابتلا و مرگ به نسبت جمعیت شوند و فاجعه‌ای بدتر از جنگ دوم جهانی برای مردم خود رقم بزنند.

در این میان، برای اینکه مردم کشورشان، گل‌کاری آنها در تپه‌ها را فراموش کنند، مجبور شدند با پرداخت پول بیشتر، هواپیمای حامل ماسک را «های‌جک» کرده و دست به راهزنی هوایی! بزنند. البته کشورهای موفقی هم در مقابله با کرونا بودند که به واسطهٔ داشتن رهبران قوی و مدیر، هم کمترین آمار مبتلا و مرگ را در دنیا ثبت کردند و هم عشق مادرانه خود را به‌عنوان رهبر، نثار مردمشان کردند! برخی از کشورها هم به‌کل خودشان را به تقدیر سپردند و انگارنه‌انگار که اتفاقی افتاده!

مردم ما هم، طبیعتاً متناسب با پیشنیهٔ فرهنگی‌شان با این پدیدهٔ شوم مواجه شدند؛ نه صرفاً به تکنولوژی و مظاهر مدرنیته تکیه کردند و نه مانند برخی فرهنگ‌های عقب‌افتاده، به باورهای خرافی چنگ زدند. مردم ما، بار دیگر فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی‌شان را نشان دادند؛ کادر درمانی با فداکاری کم‌نظیر در نوک پیکان مبارزه و مردم در همراهی با با آن جهادگران و البته تکریم ایشان و همچنین غارت نکردن منابع.

مردم ما بار دیگر نشان دادند که شرایط حساس کشور را درک می‌کنند و باوجود همهٔ ناملایمت‌های داخلی (سو تدبیر، گرانی و تورم و بیکاری) و خارجی (تحریم دارو و غذا و ...) همدیگر را فراموش نمی‌کنند. قاطبهٔ مردم نشان دادند که در دشواری‌ها، به فکر دیگر هم‌وطنان و هم‌نوعان خود هستند و در اوج سختی‌ها و شداید، از مدافعان جان و مال و ناموسشان قدردانی می‌کنند. بماند که عده‌ای حتی در این اوضاع هم به فکر پول هستند و جیبشان را از خون مردم پر می‌کنند، اما به ضرس قاطع، اینان اقلیتی هستند که نمی‌توانند بر اخلاق جمعی ما خدشه‌ای وارد کنند.

این صحنه‌های باارزش انسانی و اسلامی از همدلی و کمک به یکدیگر، ایثار و ازخودگذشتگی، قطعاً ریشه در فرهنگ غنی و گذشتهٔ پرافتخار مردم این آب‌وخاک دارد. اگر به  این رویداد از زاویهٔ فرهنگی بنگریم، قطعاً ملت ما پیروز و سربلند شده‌اند.

امروز اگر بعضی از مدیران، سرشان را به غرور بالا می‌گیرند و از حسن مدیریت بحران سخن می‌گویند، بهتر است از حسن فرهنگ مردم بگویند! اگر امروز برخی مدیران گمان می‌برند که تنها با بهره‌برداری از تکنولوژی‌ها و پروتکل‌های درمانی و بهداشتی، توانسته‌ایم ازنظر روانی بحران مضاعفی در جامعه نداشته باشیم، بد نیست نگاهی دوباره به امروز جامعه بکنند، بد نیست بیشتر بین مردم حضور یابند، بد نیست حرف‌های درگوشی مردم را بشنوند، و از همه مهم‌تر بد نیست دوران دفاع مقدس و وضعیت پشت جبهه‌های نبرد را برای خود یادآوری کنند تا ببینند آن روزها و امروز، آنها که پشت جبههٔ نبرد بودند، چگونه با مدافعان و جنگاوران آن جنگ و این‌یکی، همکاری و همراهی می‌کردند؛ بدون شک، آنها هم به این نتیجه می‌رسند که اگر فرهنگ تاریخی مردم ما در کمک به همنوع و از آن مهم‌تر قناعت در دوران سختی نبود، قطعاً نه آن روز و نه امروز، هیچ تکنولوژی مدرنی به‌تنهایی قادر به دفع بلا نبود.

اگر مدیران و مسئولان حس می‌کنند برنامه‌ای بدون توجه به‌ویژگی‌های فرهنگی قابلیت موفقیت دارد، لازم است بار دیگر سخنان مقام معظم رهبری و تأکیدهای ایشان بر مقولهٔ فرهنگ را دوباره و این بار عمیق‌تر و البته با انگیزهٔ عملیاتی کردن، مرور کند.

بااینکه در کشور و خصوصاً بین مدیران و مسئولان مدام صحبت از پیشینه فرهنگی و تاریخی مردم می‌شود و ظاهر امر بدین گونه است که همه بر اهمیت فرهنگ در مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی اتفاق‌نظر دارند، اما خروجی عملکرد دولت و بسیاری از مدیران طوری است که این تصور به وجود می‌آید که نه تنها ادعاهای آنها بر اهمیت فرهنگ درست نیست، بلکه اساساً اعتقادی به اهمیت بحث فرهنگ ندارند. درباره این مسئله حرف زیاد است که در بخش دوم این یادداشت به آن می‌پردازیم.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        همراه اول