وقت سرودن از جنگ خود را جای همه مادران دنیا می گذارم
خبرگزاری فارس: دخترم گفت: وقت صحبت از جنگ دلم همهاش شور میزند، و من یکباره به ذهنم آمد: هنوز که هنوز است/نام تو که به میان میآید/دریا، دریا دل شوره میگیرم/و آسمان آسمان درد/بر سرم آوار می شود...
به گزارش خبرنگار ادبیات انقلاب اسلامی؛ «الهه تاجیکزاده آریایی» حدود بیست سال است که به طور جدی در عرصه شعر فعالیت دارد و بیشتر «شعر کودک و نوجوان» کار میکند. از مهرماه سال قبل «قالب سه گانی» را هم علاوه بر شعر کودک و نوجوان و قالب های دیگر شعری شروع کرده است.
مصاحبه ی مفصل ما را با او بخوانید.
فارس: یکی از قالب های شعری که برای مخاطبین شاید جدید باشد «قالب سهگانی» است، «سهگانی» خیلی به «رباعی» شباهت دارد، شما «قالب سهگانی» را برای ما تعریف کنید؟
ابتدا این شعر را از دکتر فولادی درباره ی معرفی سه گانی می گویم:
مردگانی که با کاسه و کوزه در خاک بودندبی دهان می سرودند:زندگانی-خوب یا بد-
همچنان زیر خروارها خاک جاری ست-جز سه گانی-این هم از دوره ی باستان یادگاری ست
«قالب سهگانی» دارای سه مصراع هست و در دوشاخه ی موزون و سپید سروده می شود! سه گانی فقط یک موضوع خاص را در نظر نمی گیرد بلکه به تمام وجوه می پردازد. سه گانی قالبی اصیل است که ادامه ی خسروانی ست و در دوره ی ساسانی عمومیت داشت. اخوان هم با احیاء آن نوخسروانی را پدید آورد. اما با توجه به زبان شعری اخوان عده ی کمی جذب شدند و البته همان عده هم که سرآمدشان اخوان بود آثار فاخری ارائه دادند. حال سه گانی متناسب با نیاز امروز و زبان امروز سروده می شود و کمتر پدیده ایست که از دید سه گانی دور بماند. شاعران بسیاری هم تاکنون طبع آزمایی کرده اند ولی نام سه گانی نداشته و یا هنوز جمع بندی کلی نشده بود. مثلا قیصر امین پور – سیدحسن حسینی- حمید مصدق و...
فارس: میتوانید یکی از «سهگانیهای» «قیصر امین پور» را برای ما بخوانید.
گفت: احوالت چطور است؟/ گفتمش عالیست مثل حال گل/ حال گل در دست چنگیز مغول
این شبیه یک «سهگانی» است.* «سهگانی» یک فرم کاملاً ایرانی است
فارس: پس با توجه به این شعر «قیصر» آیا ما میتوانیم بگوییم که «سهگانی» همان «طرحواره» است؟
«طرحواره» که نیست اما با تحقیقات دکتر فولادی و طبق گفته ی ایشان پس از ده سال تحقیق حدود دو سالی است که «سهگانی» به دنیای ادبیات معرفی شده و چند وقت پیش دومین سال تولد این ژانر بود. «سهگانی» یک فرم کاملاً ایرانی است.
فارس: یعنی قافیه دارد؟
«سهگانی» چهار فرم است. دو فرم «کلاسیک» و دو فرم «نیمایی»! در هر دو فرم کلاسیک و نیمایی قافیه در مصراع اول و سوم و یا مصراع اول و دوم تکرار میشود و حتی ممکن است که اصلا قافیه نداشته باشد. یک نمونه از آن را اگر بخواهیم از «دکتر فولادی» برایتان مثال بزنم که قافیه در مصراع اول و سوم آمده است این شعر را میخوانم:
ببین شعلهام تا کجا میکشدمرا یک دل این گونه آتش زده استدرخت گلابی چهها میکشد
و یک نمونه با قافیه در مصراع دوم و سوم:با این که به ماندنش در این دنیا
جز تا سر ظهر دل نمیبنددآدم برفی همیشه میخندد
فارس: تئوری پرداز و مبدع «سهگانی»در اصل «آقای دکتر علی رضا فولادی» بوده است.
ایشان با توجه به راهی که ناتمام مانده و با تلاش پیگیر، سه گانی را معرفی کرده اند. البته همان گونه که اشاره کرده ام شاعران دیگری هم جسته و گریخته اینگونه سروده اند، اما نه آنگونه که استاد عمل کردند.
فارس: «نوشدار و با طرح ژنریک» کتابی است که در قالب خنده و طنز اجتماعی سروده شده است مثلاً : « شاعری پژمرد گل کرد» و یا چیزهایی شبیه این:
شاعری در مشعر عارفی در عرفات بر گل روی محمد صلوات شاعری تشنه ز دریا میگفت،
اهل بیت سخنش را به اسارت بردند شاعری وارد دانشکده شد، دم در
ذوق خود را به نگهبانی داد
آیا «سهگانی» در حوزه طنز هم گام میتهد یا نه فقط در حوزهی جدی است؟
در همه حوزهها فعالیت میکند و دست ما در «سهگانی» خیلی باز است. نمونه سه گانی طنز:
کمی در این غزلت اتفاق کم داریاگر نشد شاعربه کاروان سه گانی بزن چه غم داری؟!!
که از روح الله بهرامیان است.و این یکی از خودم:نقش یک لبخند را بر صورتم بنشان
چهره ام را تازه کن _هرچند سرپایی-!!!آه! ای جراح زیبایی!!!
در مورد وزن هم باید بدانید همین گونه است و آزادی عمل داریم. چون مانند «نوخسروانی» نیست که در هر سه مصراع آن قافیههایش یکی باشد. در سه گانی میشود مثلا" مصراع اول یک کلمه و مصراعهای بعد چندین کلمه باشد.
فارس: مبدع این کار چه کسی بود؟ «دکتر فولادی»؟
نام «سهگانی» را بر این قالب «دکتر علیرضا فولادی» گذاشتند و تئوریهای بسیاری در این باب گفتهاند و یک اصول هفتگانه برای «سهگانه» ایشان تبیین کردند. برای مطرح کردن این قالب زحمات فراوانی کشیدهاند که همین جا، جا دارد از ایشان تشکر کنم.
فارس: ایشان در زمینه سهگانی آیا کتابی هم نوشتهاند؟
قرار است که به زودی مجموعهی آثار ایشان به همراه«سهگانیهایی» که شاعران خوب این عرصه کار کردهاند منتشر شود و در دسترس عموم علاقه مندان قرار گیرد.
فارس: «آقای فولادی» دارای انجمن شعر هم هستند یا خیر؟
به قول «آقای فولادی»، «سهگانی» در دنیای مجازی شکل گرفت. یعنی با وبلاگها و دنیای مجازی پایه آن شکل گرفت. ایشان دارای انجمن شعر نیستند و هر کسی از طریق دنیای مجازی میتواند وارد این عرصه شود. نام وبلاگ ایشان که به زودی سایت سه گانی خواهد شد: "باید سلام کرد به گسترده زیستن" است.
* دنیای مجازی شعر را بیشتر مطرح می کند
فارس: پس میتوانیم بگوییم گاهی اوقات وبلاگها و سایتها میتوانند جای انجمنها را بگیرند، چون میتوانند شعر را این قدر بزرگ کنند.
باید بگویم از وقتی که با وبلاگها و دنیای مجازی در ارتباط هستم فکر میکنم که شعرم روند بهتری را طی می کند.
فارس: شما بیشتر در قالب «سهگانی» کار میکنید یا نه، همه ی قالبها را طبع آزمایی میکنید؟
من خیلی از قالبها مانند غزل، مثنوی چارپاره (که هنوز از علایقم هست) سپید، نیمایی و ... را کار کردم. «چهارپاره»، و بعد از «سهگانی» چند «سهپاره» سروده ام... گاهی سه گانی پیوسته را «سهپاره» میگویند، که چند «سهپاره» که از نمونههای عالی «سهپاره» هستند در کارهای «دکتر شفیعیکدکنی» دیده میشود مانند:
اگر نامهای مینویسی به دریا،سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا با اگر، آه، نیز بنویس و... الخ
این یکی از «سهپاره» های ایشان و نمونه ای بسیار فخیم است.
فارس: یعنی همانطور که ما میگوییم «چهارپاره» و اسم آن را دوبیتیهای پیوسته میگذاریم، مانند:
منم آرام چون قویی سبکبال به نرمی بر لب کارون و ...
و یا «تبلوری» و «خانلری» و «مشیری» در دورهی مشروطه قد می کشند، «سهپاره» هم در فضای انقلاب اسلامی با «سهگانیهای» به هم پیوسته ایجاد شده است؟
«سهپاره» قبل از «سهگانی» بوده است. اما بعد از سه گانی طرفداران خاص خودش را پیدا کرد.
فارس: چه زمانی بوده است؟عرض کردم «استاد شفیعیکدکنی»، «سهپاره» دارند.
فارس: پس همهی اینها در دورهی معاصر شکل گرفته است؟
بله، این یک جریان است که هر کسی آمده است و یک نکته به آن اضافه کرده است.
فارس: پس ما نمیتوانیم آن را به فرد خاصی محدود کنیم؟نه.
فارس: حالا شما چند تا از آن «سهگانیهای» خوبتان را بخوانید.
در زمینه «سهگانی» بالشخصه وامدار «دکتر فولادی» هستم. چون خیلی به بنده در این زمینه کمک کردند و از ایشان سپاسگزارم.
باد هر جهت که میوزدپر از هوای توستنازنین من نگفتهای، در کجای این جهان شگفتهای
فارس: پس قافیه هم دارد!نه با یاس و سوسن، نه پونهسرم را به هر چیز شد گرم کردم
بگو نازنیم، دلم را چگونه؟!با نگاه روشنات مرا ستاره کنآفتاب منیک اشاره کن
یک «سهگانی هم تقدیم به «سهگانی» و همهی«سهگانی پردازان» کردهام:
توی باغ معانی «سهگانی» شکفتهدر «سهگانی»در «سهگانی» جهانی نهفته
و چند سه گانی نوجوانانه:از حصار خاک تیره رد شدهبا وجود این که خسته است
این جوانه پشت آسفالت را شکسته استباز هم بهاربا یاس سردوشی زدهروی شانه های دیوار
قاصدکهااز زمین دل بریدندآسمان را وطن برگزیدند
فارس: در حوزهی شعر «سهگانی» امروزه شما بیشتر چه کسانی را صاحبنظر میدانید؟
«دکتر علی رضا فولادی»، «محمد شریف سعیدی»، «آقای محمد عبدالهی»، «خانم آرزو حقیقی»، «دکتر بهادر باقری»، «دکتر محمدرضا راثی پور»، «حجت الله کرمی».
فارس: «محمد شریف سعیدی» شاعر افغانی را میفرمایید؟بله،
فارس: «آقای رجبعلیزاده کاشانی» هم هستند؟
بله، ایشان هم هستند و یکی از دلایلی که من وارد قالب «سهگانی» شدم حضور و فعالیت ایشان و تنی چند از شاعران خوب در این عرصه بود. چون قبلاً شعرهای ایشان را در وبلاگشان میخواندم و در یکی- دو جشنواره و شب شعر اشعارشان را شنیده بودم از طریق وبلاگ هم از اشعارشان بهره می بردم... و وقتی دیدم که وارد عرصه شعر «سهگانی» شدند پا به قالب «سهگانی»گذاشتم، «سهگانی»های ایشان هم خیلی زیبا و بامعناست.
علاوه بر این بزرگواران «خانم زهرا ابومعاش»، «استاد عبدالرضا مدرس زاده»، «خانم اعظم ایزدی»، «آقای ناصر ولی محمدی»، «خانم پاییز رحیمی»، «آقای محمد قلی نسب»، «دکتر فاطمه مجیدی» و ... دیگر خوبانی که به علت کثرت اسامی نمی توانم نام همه شان را اینجا بیاورم!
فارس: در شعر معاصر شما بیشتر شعرهای چه کسانی را خواندهاید، به خصوص در حوزهی خانمها؟
اجازه دهید در اینجا یادی از مرحوم «استاد طالقانی» کنم که در شکلگیری شعر و پیشرفت شعری من نقش بسزایی داشتند. ایشان در ورامین دارای یک انجمن شعر بودند که من تقریباً از سال 1373 تا 1375 به جلسه ی شعر ایشان میرفتم و از سال 75 به خاطر تشکیل زندگی و... متاسفانه ارتباطم با این انجمن قطع شد! ایشان برای رشد و پیشرفت شعر ورامین زحمات زیادی کشیدند و شاگردان خوبی هم مانند «آقای محمد تقی قشقایی»، «آقای اصغر معاذی»، «علی حاجتیان فومنی» و همسر محترم شان، «محمدرضا شرفی خپوشانی»، «شهره حقدوست»، «طاهره دهپایینی»، «حسین عبدی»، «محسن فارسی» و ... دیگر شاعران بزرگواری را تربیت کردند خداوند روح این استاد فقید را قرین لطف و رحمت خویش گرداند!
فارس: علاقهمندی شما به کدامیک از شاعران خانم معاصر بیشتر است؟ و با کدامیک احساس نزدیکی فکری بیشتری میکنید؟
«نسیم پریشان»، «لیلا کردبچه»، «فروغ فرخزاد»، «شیرین خسروی»، «مریم ملک دار»
فارس: ایشان را روی چه حسابی بیشتر به خودتان نزدیک میبینید و شعرهایشان را دوست دارید؟
چون در شعر نمی خواهند فرد دیگری باشند! در حقیقت خودشان را سروده اند! من هم به این اصل پایبندم! یک زن در سروده هایش نباید خود را پشت نقابی مردانه پنهان کند و ...
* وقت سرودن از جنگ خودم را جای همه ی مادرهای دنیا می گذارم
فارس: به عنوان مثال مفهوم متعالی و بلندی مانند دفاع مقدس را چه فرقی میکند شعرش را یک آقا بگوید یا یک خانم؟ فکر میکنم مفهومهایی را که شما میفرمایید بیشتر مفاهیم شخصی است تا اجتماعی؟
بله، البته خودم وقتی بخواهم در رابطه با دفاع مقدس شعر بگویم خودم را جای همهی مادرهای دنیا میگذارم، و آن وقت از دریچه ی نگاه آنان به مفهوم جنگ می پردازم! و این در حقیقت زمانی ست که شعر دارد در من می جوشد و فوران می کند! مثلاً یک شعر دارم که قبل از سرودن آن داشتم با بچههایم راجع به پدیده ی جنگ صحبت می کردم! «نازنین زینب» -دختر دومم- که از «آلاله» کوچکتر است گفت: وقتی در رابطه با جنگ صحبت میشود دلم همهاش شور میزند، و من یکباره این به ذهنم آمد:
هنوز که هنوز استنام تو که به میان میآیددریا، دریا دل شوره میگیرم
و آسمان آسمان دردبر سرم آوار می شود... و... الخ
این قسمت شعر که در واقع مطلع شعرم محسوب می شود، حاصل صحبتم با دخترم در رابطه با جنگ بود.
خیلی مواقع هم کودکم و خودم را جای همه بچهها میگذارم که از جنگ میترسند.
فارس: که این هم خودش هنر است دیگر.
این شعر در جشنواره دفاع مقدس در بخش مقاومت ملل برگزیده شده بود.فارس: کجا؟
کنگره ی شعر استانی دفاع مقدس جنوب شرق استان تهران
فارس: آیا تا به حال در جشنواره کشوری شعر دفاع مقدس شرکت کردهاید؟
بله، جشنواره های هیجدهم (شیراز) نوزدهم (یزد) و بیستم که قرار است تبریز برگزار شود.
* بعضی از خانمهای شاعر بعد از انقلاب شعر را به سمت مدرن و پست مدرن سوق دادند
فارس: شما نظرتان در رابطه با خانمهای شاعر دهههای اخیر چیست؟ آیا موفق هستند یا نه؟ اگر موفق هستند نام ببرید.
بعضی از خانمهای شاعر بعد از انقلاب شعر را به سمت مدرن و پست مدرن سوق دادند که واقعا بعضی از شعرهای آنها را دوست ندارم. البته این نظر شخصی من است. از عریان گویی صرف واقعا بدم میآید و اگر واقعا صحبتی هست در یک شکل دیگر هم میتوان آن را ارائه داد، نه اینکه صرفا" به عریانگویی بپردازیم و از شعریت فاصله بگیریم!
فارس: اوضاع شعر شهرستان خودتان «پیشوا» را چگونه ارزیابی میکنید؟
در پیشوا و ورامین شاعران بسیار خوبی وجود دارند.فارس: نام ببرید.
آقایان: «حسین جنتی»، «محمدتقی قشقایی» و خانم ایشان «سیده شهره حق دوست»، خانم «طاهره ده پایینی» و آقای «مجید مهابادی» که تلاش زیادی برای حفظ انجمن و جلسهی شعری که در دفتر «روزنامه صفیر» در ورامین برگزار میشود را انجام دادند.
فارس: شاعران و افرادی از شهرستانهای دیگر هم به این جلسه و انجمن هم میآیند یا دعوت میشوند یا نه، فقط شعرای ورامین آنجا جمع میشوند؟
بیشتر شاعران ورامینی هستند و یا از اطراف و اکناف ورامین! البته گاهی از استان های دیگر هم به این جلسات تشریف می آورند. من هم جسته و گریخته به این جلسات میروم چون متاسفانه وقت کافی ندارم.
فارس: از وضعیت شعر «پیشوا» چه خبر؟
جلسه شعر شهرستان در تالار اداره ی آموزش و پرورش پیشوا برگزار میشود.
فارس: انجمن ادبی دارند؟
بله، از فروردین امسال شروع به فعالیت کرده و چون در ابتدای مسیر است هنوز جلسات کاملا شکل نگرفته. امیدوارم با تلاشهای «آقای محسن فارسی» و «آقای محمدرضا رهسپار» -که بانیان انجمن هستند- هر چه بهتر پیش رود.
فارس: شما فرموده بودید که در حوزهی ادبیات «کودک و نوجوان» فعالیت دارید.
بله و مهم ترین دغدغه ام است.
فارس: فقط در شعر است یا نه در حوزهی نثر هم کار میکنید.
بیشتر در حوزه شعر «کودک و نوجوان». اما چند داستان هم نوشته ام! و یک کتاب کمک آموزشی برای سال اول ابتدایی.
فارس: هنوز آن کتاب ها چاپ نشده است.
نه، متاسفانه. البته انتشارات امتیاز آن را از من خریده اند.
فارس: در حوزهی شعر چطور؟
در زمینه شعر «کودک و نوجوان» البته بیشتر نوجوان کار میکنم. سه مجموعه شعر «دشت الفبا»، «آموزش اعداد با شعر و رنگ آمیزی» و «تو که ماه قشنگ آسمونی» دارم که برای چاپ به انتشارات برف سپرده ام.
فارس: چند نمونه از شعرهایی که در حوزه «کودک و نوجوان» گفتهاید را برایمان بخوانید.
این شعر –سه پاره- را برای پدر عزیز و فقیدم سروده ام:پشت پنجره، کنار نسترن
روبروی من،قاصدک به روی برگها نشسته بود.های و هوی زاغهادر میان کوچه باغها
توی گوش عابران خسته بود.مادرم گلی به رنگ ارغواننه به رنگ شمعدانی حیاطمان
روی موی خواهرم سمیه بسته بود.روی تاقچه کنار درعکس نوجوانی پدر
توی قاب دل شکسته بود.قصه، قصهی تمام روزهای بعد رفتن شماستبیحضور روشن شماست
کاش قصه ناگسسته بود ...ادامه دارد...انتهای پیام/
11:30 - 2 مهر 1391