دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۳

دیدگاه  /  رسانه و جنگ نرم

اخلاق در ارتباطات با تأکید بر نظام هنجاری ارتباطات

اصحاب ارتباطات، در داشتن جهت‌گیری سیاسی خاص و هواداری از جریانات آزادند اما اولاً جریان‌سازی و حمایت آشکار از یک جریان نباید به قیمت کتمان حقیقت باشد؛ ثانیاً باید میان اظهارنظر، حدس و گمان و بیان حقیقت، تفاوت قائل شد.

اخلاق در ارتباطات با تأکید بر نظام هنجاری ارتباطات

بخش دوم و پایانی

دو. نباید‌های اخلاقی

از سوی دیگر، یک ارتباط‌گر علاوه بر پایبندی به اخلاق فردی و جمعی و رعایت ارزش‌ها، هنجارها و بایدهای اخلاق عمومی، می‌بایست نسبت به نبایدهای اخلاقی نیز ملتزم بوده و از ارتکاب آنها اجتناب نماید. نبایدهای اخلاقی، همان خطوط قرمز در حوزه اخلاق فردی و اجتماعی است و این‌دو روی یک سکه‌اند. گاهی اوقات رعایت بایدهای اخلاقی و التزام به آنها، محدود و مقید است. برای مثال، اگرچه اصحاب ارتباطات باید نسبت به بیان حقایق و امور و حوادث، هرچند کم‌اهمیت، متعهد و ملزم باشند، اما گاهی، بیان همه حقیقت، امری دشوار و گاهی غیرممکن است.

به عبارت دیگر، گاهی اوقات عدم بیان حقایق و نه قلب و وارونه جلوه دادن حقایق، به مصلحت عموم است. ازاین‌رو، گاهی سانسور و گزینش مطالب ضروری می‌نماید. به بیان دیگر، گاهی اوقات بیان برخی حقایق اجتماعی و یا فردی، خلاف مصلحت عمومی است و موجب لکه‌دار شدن شخصیت افراد و یا موجبات ورود به حریم خصوصی افراد و یا جریحه‌دار شدن عفت عمومی می‌شود. در این‌صورت، بیان این‌گونه حقایقی که چنین پیامدهایی برای فرد و یا جامعه درپی دارد، خلاف مصلحت عمومی است و به‌عنوان خط قرمز محسوب می‌شود. ازاین‌رو در ارتباطات، اخلاق حکم می‌کند که نبایدهای این عرصه لحاظ و مورد توجه قرار گیرد:

1. ورود به دسته‌بندی‌های جناحی و سیاست‌بازی‌ها

هرچند ورود به مسائل سیاسی و تجزیه و تحلیل آنها پسندیده است، اما گاهی اوقات، یک ارتباط‌گر به‌جای طرح منصفانه و بی‌طرفانه مسائل سیاسی و تحلیل درست واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی، به‌دلیل تعلّق‌خاطر به یک جریان و یا حزب سیاسی، به تبلیغ و ترویج خط‌مشی سیاسی حزب خود می‌پردازد و بدین ترتیب، عملاً اختلاف، دودستگی، حزب‌بازی، بداخلاقی سیاسی، تخریب شخصیت افراد و جریان‌ها و... را در جامعه ترویج می‌کند. و این جملگی خلاف مصلحت عمومی جامعه است.

باید پذیرفت که معمولاً ورود به مسائل سیاسی، تنش‌زاست و ازاین‌رو، دقت، انصاف و بی‌طرفی بیشتری را، به‌ویژه در ارتباطات طلب می‌کند. اما اگر یک ارتباط‌گر واقعی، به مسائل انتقادی و نظری، به‌ویژه به سوی ارتباطات سیاسی تمایل پیدا کند، مشکلات حرفه وی مضاعف خواهد شد.

امروزه در جوامع غربی، به‌ویژه جوامع لیبرال درحالی‌که انتظار می‌رود خدمات عمومی گسترده و با اصول بی‌طرفی و توازن سازگار باشند، وجود رسانه‌های خصوصی و تجاری، که معمولاً دارای یک تعهد یا سرسپردگی و تمایل سیاسی هستند، رعایت این‌گونه اصول اخلاقی را با مشکلات جدی مواجه کرده است. هرچند هیچ اشکالی بر ارتباط‌گرانی که آشکارا و صادقانه به مدت طولانی طرفدار و حامی وضع موجود خواهند بود نیست، اما زمانی که این طرف‌داری و حامی بودن، ساختگی یا تبلیغاتی باشد چطور؟

2. حرمت‌شکنی

از دیگر نبایدهای اخلاقی، ایجاد تمایز و تبعیض، فریب، آزار و اذیت افراد، انواع تعرض‌ها به قلمرو زندگی خصوصی اشخاص، بهره‌برداری ناپسند و سوءاستفاده از سوژه‌ها و افرادی که مظلوم واقع شده‌اند، بزرگ‌نمایی حوادث جنایی و... می‌باشد. متأسفانه این ممنوعیت‌ها، محدودیت‌ها و خط قرمزها عملاً در بسیاری از وسائل ارتباط‌جمعی شکسته شده، رعایت نمی‌شود و خود زمینه‌ساز بسیاری از بداخلاقی‌های اجتماعی می‌شود.

این بداخلاقی‌ها، قداست‌شکنی‌ها، شکستن خطوط قرمز، ورود به حریم خصوصی افراد، تبعیض‌های جنسی و نژادی، بزرگ‌نمایی حوادث و سوءاستفاده از آنها، در جوامع لیبرال و سکولار، که افراد تقید چندانی به آموزه‌های مذهبی و اصول اخلاقی ندارند، و هدف را توجیه‌گر وسیله می‌دانند، در عرصه ارتباطات بسیار مشهود و برجسته است.

3. سوءاستفاده از اعتماد عمومی

به‌دلیل آنکه ارتباط‌گران از اعتماد عمومی نسبتاً خوبی برخوردارند، نباید به‌گونه‌ای رفتار کنند که این اعتماد عمومی از آنها سلب شود. سوء استفاده از اعتماد عمومی توسط ایشان امری بسیار زشت و ناپسند می‌باشد.

4. سانسور و قلب حقایق در پیام

در جوامع غیردینی و سکولار، اگر در پیام‌ها دقت کنیم، متوجه می‌شویم که آنها همواره در انتخاب پیام، سیاست «سانسور» و یا «قلب حقایق» و یا «گزینشی بودن پیام» را در قالب‌های گوناگون به‌شدت دنبال می‌کنند و بدین‌سان، از اعتماد عمومی سوءاستفاده می‌کنند؛ از آن‌جمله:

1. بزرگ‌نمایی واقعیات غیرمهم برای مخفی نمودن واقعیات مهم؛ 2. انکار یا حذف بخشی از حقایق یک پیام، برای تحریف کل آن پیام؛ 3. ابراز یک پیام همراه با تجزیه و تحلیل خاصی از آن، برای تحریف اصل پیام؛ 4. بیان یک پیام و ترکیب آن با اکاذیب گوناگون برای محو آثار و نتایج آن؛ 5. انتخاب واژه‌های منفی برای بیان یک پیام ارزشمند برای ایجاد انحراف در ذهن شنوندگان نسبت به آن؛ 6 . القای اندیشه‌های خاص سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و علمی در قالب «خبر و گزارش»؛ 7. تخریب شخصیت‌های برجسته، فرهیخته و تأثیرگذار و در مقابل ترویج عناصر فاسد موردنظر پیام.

حاصل آنکه، عمده پیام‌رسانی وسائل ارتباط‌جمعی غربی، به‌دلیل جهت‌گیری خاص آنها، نه تنها برای عموم مردم مفید نیست، بلکه به‌عکس، آثار، پیامدها و خطرات زیادی به همراه دارد؛ زیرا هرکس با این منابع ارتباطی مرتبط شود، هرچند فقط اندکی از پیام‌های کذب و تحریفات آنهارا به مرور زمان باور کند و اندیشه‌های خود را براساس آن بنا نهد، ولی خواسته یا ناخواسته از اهداف آنها پیروی خواهد کرد؛ به‌خصوص با توجه به بهره‌گیری آنان از برخی اصول روان‌شناسی که در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان تأثیر می‌گذارد. در این فرایند، گزینش مطالب پیام به گونه‌ای است که حتی اگر اطلاعات صحیح بعدی هم در اختیار مخاطبان قرار گیرد، اطلاعات ناصحیح اولیه اثر خاصِ خود را خواهد بخشید.

5. اشاعه فساد و ترویج بی‌بندوباری

در یک جامعه دینی پایبندی به ارزش‌ها، هنجارها، عفت عمومی، احترام به حریم خصوصی افراد، حرمت شایعه، ممنوعیت ایجاد دودستگی و اختلاف، پرهیز از نفاق و دورویی و... لازم و امری بایسته و پسندیده است. اشاعه و ترویج بی‌بندوباری و فساد از خطوط قرمز و نبایدهای اخلاقی محسوب می‌شود. متأسفانه، ترویج بی‌بندوباری توسط ارتباط‌گران از جمله عوامل مهم، و مؤلفه‌های درخور توجه در ایجاد انگیزه و روی آوردن افراد، به‌ویژه جوانان به سمت‌وسوی پیام‌های مورد نظر آشکار و پنهان، در رسانه‌هاست.

بررسی‌ها نشان می‌دهد ظرف چند سال اخیر، ورود برخی مطبوعات زرد (مطبوعات مبتذل، عامه پسند و جنجالی) و ارتباط‌گران و اصحاب مطبوعات غیرپایبند به اخلاق عمومی جامعه، به عرصه رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب کشور و استفاده آنها، از عناوین جنجالی، هیجانی و همچنین بهره‌گیری از شخصیت‌های سینمایی و هنری و درج اخبار بی‌محتوا و توأم با بزرگ‌نمایی، موجب جلب توجه تعداد قابل‌توجهی از نوجوانان و جوانان به مطالب مندرج در آنها شده است و این مسئله موجب فراهم آمدن زمینه‌های گوناگون آسیب‌های اجتماعی شده است.

عدم پایبندی این رسانه‌ها و گزارشگران و روزنامه‌نگاران به عفت عمومی و ترویج بی‌بندوباری اخلاقی، موجبات جریحه‌دار شدن افکار عمومی، خدشه‌دار شدن عفت عمومی و عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زودرس نوجوانان و جوانان در مسائل جنسی را فراهم‌آورده است. (محبی، 1381: 66)

6. جنگ روانی

اصحاب ارتباطات با برخورداری از ابزار مهم رسانه‌ای و با سلاح قلم، به‌راحتی و با حرفه خاص خود، می‌توانند با انتشار اخبار و گزارش‌های غیرواقعی، انتساب نادرست مطالب به افراد، فضاسازی مصنوعی، فضای عمومی جامعه را با بداخلاقی ژورنالیستی خود دچار التهاب کاذب نمایند. در واقع ایجاد جریان‌سازی و ایجاد جنگ‌روانی از جمله سلاح‌های بُرنده اصحاب رسانه‌ است.

امروزه ژورنالیست‌های حرفه‌ای در جوامع غربی، با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، به‌راحتی قادرند با ایجاد جنگ روانی، روابط بین کشورها و دولت‌ها را تیره‌و‌تار و پیچیده کنند؛ بسیاری از قراردادهای مهم تجاری و بازرگانی را لغو، و به بی‌ثباتی و شورش‌های فرقه‌ای و قومی در سایر کشورها کمک نمایند و این همه، ناشی از عدم پایبندی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به اخلاق عمومی است.

هرچند این مهم در رسانه‌های ماهواره‌ای و تصویری صد چندان است، اما همچنان در رسانه‌های مکتوب کاربرد فراوان دارد؛ چراکه در تعریف جنگ‌روانی، آمده است: «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فکری دشمن، با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی شود». (کالینز، 1370:  478) و این ویژگی امری مشترک میان همه رسانه‌هاست.

در قرآن کریم، آیات زیادی وجود دارد که ناظر به جنگ‌های صدر اسلام در عصر پیامبر اکرم است. بخشی از این آیات در مقام پاسخگویی به جنگ‌روانی دشمن بوده و درصدد است که آنها را خنثا کند؛ بخش دیگری از آیات، که جنبه تعرّضی دارد، درصدد است روحیه طرف مقابل را تحت‌تأثیر قرار داده، به تسلیم وادارد؛ بخشی دیگر از این آیات نیز درصدد تقویت روحیه مسلمانان در زمان احساس ضعف و شکست است.

با مراجعه به سنت اهل بیت می‌توان روایات متعددی را در زمینه جنگ روانی بیان کرد. از مهم‌ترین روایات در این باب، روایاتی است که حاکی از جواز به‌کار بردن خدعه در جنگ است: «الحربُ خدعةٌ» (مجلسی، 1362: 68/ 10) جنگ‌روانی از مصادیق بارز «خدعه» به معنای «مکر، حیله و فریب» است. (معلوف لویس، 1908: ماده «خدع»)

حال، همه سخن در این است که در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات، و سلطه غول رسانه‌های مکتوب، سمعی و بصری که همه همت و تلاششان پیروزی در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است، رسانه‌ای پیروز خواهد شد که با بهره‌گیری از بهترین شگردهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جذاب، و با تمام توان و ظرفیت جهانی، و به‌کارگیری سازوکارهای جنگ‌روانی، به ترویج اندیشه و فرهنگ خویش بپردازد.

بنابراین، به‌کاربستن نیرنگ در برابر دشمن و در مقابله با تهاجم فرهنگی، توسط اصحاب رسانه امری بایسته است. اما آیا در اختلاف سلایق سیاسی، فکری و ایدئولوژیکی میان نیروهای خودی، جنگ‌روانی، بر علیه یکدیگر و ایجاد شکاف و دودستگی هم امری بایسته است و بداخلاقی رسانه‌ای محسوب نمی‌شود؟! به‌راستی، سوق دادن امکانات، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های نیروهای داخلی، به جنگ‌روانی و فرسایشی بیهوده و تقابل نیروهای خودی با یکدیگر و پرداختن به موضوعات کم‌ارزش و بی‌حاصلی که نتیجه‌ای جز فرصت‌سوزی ندارد، امری پسندیده است؟! قطعاً هر عقل سلیمی حکم می‌کند که اینگونه نیست.

7. شایعه‌سازی

«شایعه» عبارت از شرح، پیش‌بینی و توصیف رخدادهایی است که غالباً از طرف منابع غیررسمی و تأیید نشده ـ از جمله ژورنالیست‌های حرفه‌ای ـ ساخته و پرداخته، و از سوی بخش عظیمی از توده‌ها به‌طور جدی مورد قبول قرار می‌گیرد. در مطالعه «شایعه» با دو تصور مختلف مواجهیم: برخی آن‌را یک پیام می‌دانند که از فردی به فرد دیگر انتقال می‌یابد؛ با این ملاحظه که فرد اولِ زنجیره انتقال، یک شاهد عینی است که گزارش او با حقیقت مطابق بوده و تحریف‌ها در فرایند انتقال صورت می‌گیرد. عنصر اساسی تحلیل، همان گزارش، و مسئله اصلی آن، بیان علت انتقال است. از آنجا که، انتقال درست و واقعی اطلاعات از منابع اصیل رفتاری بهنجار فرض می‌شود، شایعه حالتی نابهنجار محسوب می‌شود.

به بیان دیگر شایعه ترویج پیامی است که واقعیت ندارد و بر پایه بزرگ‌نمایی، رعب‌آفرینی و یا تحریف استوار است. در بیان چنین خبری، جنبه کم‌رنگی از واقعیت و یا تفسیری خلاف‌واقع از خبری صحیح گنجانده شده است. هدف از پخش چنین خبری، تأثیر نهادن بر افکار عمومی، ملی، جهانی و یا نوعی دست‌یابی به اهداف سیاسی، نظامی و یا اقتصادی در قلمرو یک کشور یا جهان است. این ازجمله شگردهای حرفه‌ای ارتباط‌گران است.

8 . سوءاستفاده از موقعیت شغلی

متأسفانه در جوامع مدرن امروزی ارتباط‌گرانی که کمتر به اخلاق عمومی پایبندند، برای رسیدن به منافع خویش با سوءاستفاده از موقعیت مهم شغلی خود و نیز اعتماد عمومی و با خدعه و نیرنگ فضای کاذبی در جامعه ایجاد و به بهانه جذب مخاطب با انواع شگردهای ژورنالیستی ـ نقل اخبار کذب بدون منبع، طرح مسائل چالش‌برانگیز و تنش‌زا، استفاده ابزاری از زنان در نشریات زرد خود، بهره‌گیری از افراد مسئله‌دار در جامعه و بزرگ کردن آنها و... ـ فضای عمومی جامعه را ملتهب و خواسته یا ناخواسته اقدام به ایجاد فضای روانی در کشور کرده، حرمت و کرامت اشخاص را پایمال و اخلاق عمومی را خدشه‌دار می‌کنند. رعایت اخلاق حرفه‌ای، هرگز چنین مداخلات ضداخلاقی را اجازه نمی‌دهد.

9. ورود به حریم خصوصی افراد

ورود به عرصه امور مربوط به زندگی، به‌ویژه زندگی خصوصی افراد مشکل‌زاست. درحالی‌که، برای یک ارتباط‌گر راحت‌تر است بپذیرد که نباید در امور مربوط به زندگی خصوصی افراد دخالت کند، اما تعیین مرز دقیق میان حریم شخصی افراد و حریم عمومی آنها آسان نیست. معمولاً حریم خصوصی برخی افراد عادی، به‌دلیل نداشتن مسئولیت عمومی و موقعیت اجتماعی بالا و کم‌اهمیت بودن عرصه زندگی عمومی آنان، کمتر در معرض خطر ورود گزارشگران و روزنامه‌نگاران قرار می‌گیرد.

اما گاهی اوقات، چنین شهروندانی به‌وسیله فرصت‌های خوب (مثل برنده شدن در کنکور، قرعه‌کشی بزرگ بانک‌ها و...) یا فرصت‌های بد (مثل متهم و یا قربانی شدن در یک حادثه جنایی)، در منظر عموم مردم تحت‌فشار قرار می‌گیرند. در چنین مواردی، امور محرمانه و حریم خصوصی افراد باید محترم شمرده شود. (Routledge Encyclopedia of Philosophy, 1996: Op.cit)

بحث اصلی در این حوزه، حد و حدود حریم خصوصی افراد دارای مسئولیت عمومی و موقعیت اجتماعی بالا می‌باشد. برای مثال، آیا سیاست‌مداران مستحق زندگی و حریم خصوصی هستند؟ معمولاً پاسخ این است که عرصه‌هایی از زندگی آنان که تحت‌تأثیر انجام وظایف عمومی قرار نمی‌گیرد، حقیقتاً خصوصی است. ازاین‌رو، رسوایی مالی سیاست‌مداران [البته، رسوایی که مربوط به مشاغل عمومی آنان باشد] می‌تواند از طریق رسانه‌ها به طور قانونی در اخبار عمومی قرار گیرد. اما مسائل مربوط به رسوایی جنسی چنین نیستند.

در عین حال، این امر یعنی تمایزی که مستلزم تقسیم زندگی یک شخص به دو بخش مجزای خصوصی و عمومی باشد توسط برخی از صاحب‌نظران مورد تردید قرار گرفته است. البته، در این زمینه یک مشکل بزرگتری وجود دارد و آن اینکه، معمولاً سیاست‌مدارانِ فاسد و رشوه‌خوار برای طفره رفتن از انتشار رفتارهای غیرقانونی فسادانگیز خویش، مدعی حریم خصوصی هستند و این‌گونه رفتارها را به حریم خصوصی خود نسبت می‌دهند.

نتیجه‌

آنچه گذشت، نیم نگاهی به جایگاه اخلاق در ارتباطات بود. در یک نگاه کلی، باید گفت: «اخلاق» عنصری مهم از فرهنگ هر جامعه است. اخلاق در هر حرفه‌ای، به‌ویژه ارتباطات، جایگاهی بس رفیع دارد. پایبندی به اخلاق، حداقل انتظاری است که در هر جامعه، مردم از مسئولان و متولیان امور فرهنگی دارند. در اینجا به چند نکته اشاره می‌گردد:

1. اصحاب ارتباطات، در داشتن جهت‌گیری سیاسی خاص و هواداری از جریانات، آزادند. اما اولاً، جریان‌سازی و حمایت آشکار از یک جریان نباید به قیمت کتمان حقیقت باشد. این مهم با داشتن گرایش خاص سیاسی متفاوت است. ثانیاً، باید میان اظهارنظر، حدس و گمان و بیان حقیقت، تفاوت قایل شد. ازاین‌رو ارتباط‌گران با هر گرایش سیاسی حق کتمان حقیقت را ندارند. درواقع در فرایند انتقال پیام نباید گرایش‌های سیاسی خود را بر بیان حقایق ترجیح دهند.

2. اخلاق حرفه‌ای حکم می‌کند که باید حریم خصوصی افراد حفظ شود. هر فرد حق دارد شأن زندگی خصوصی و خانوادگی خود را حفظ نماید. هر نشریه‌ای اگر بدون رضایت فردی به حریم زندگی خصوصی او تجاوز کند باید پاسخگو باشد.

3. همواره و در همه حال، رعایت حریم و منافع عمومی مردم اصل اولیه و امری ضروری است. در تعارض این اصل با حریم خصوصی افراد، در شرایطی خاص و با حفظ حرمت افراد و برای حفظ منافع عموم، منافع عموم مقدم است.

4. اخلاق اجتماعی حکم می‌کند که در وسائل ارتباط‌جمعی مطالب نادرست، گمراه‌کننده و تحریف شده و یا تصاویر خلاف عفت عمومی چاپ و منتشر نشود.

5. به هر دلیلی هرگاه مشخص شد به‌صورت غیرعمد اشتباهی فاحش، جمله‌ای گمراه‌کننده و یا گزارشی تحریف شده توسط ارتباط‌گر به‌صورت یک پیام انتقال یافته است، اخلاق حکم می‌کند که سریعاً و به طور روشن این اشتباه تصحیح شود و عذرخواهی از اشتباه در زمانی مناسب منعکس شود. اشخاص و یا سازمان‌ها در صورت درخواست معقولانه باید فرصت مناسب پاسخ‌دهی به موارد اشتباه را داشته باشند. بنابراین، حق پاسخ به مخاطبان، وظیفه‌ای اخلاقی برای ارتباط‌گر است.

6 . در خصوص حوادث جنایی ارتباط‌گر نباید پیش از قطعیت حکم، اقدام به انتشار نام و تصویر افراد دخیل در جنایت را داشته باشند. همچنین نباید نام قربانیان تجاوز جنسی را منتشر کنند و یا اقدام به انتشار مطالبی کنند که موجب فاش شدن هویت این افراد شود، مگر اینکه توجیهات کافی داشته و یا منع اخلاقی و قانونی نداشته باشند.

7. ارتباط‌گران نباید سعی در کسب یا انتشار اطلاعاتی کنند که با استفاده از وسایل شنود مخفی و یا از طریق استراق سمع، گفتگوهای تلفنی خصوصی افراد را ضبط و یا منتشر کنند. 8 . از دیگر وظایف اخلاقی ارتباط‌گر حفظ منابع محرمانه اطلاعات می‌باشد. وی از لحاظ اخلاقی، باید منابع محرمانه اطلاعات خود را محفوظ دارد.

9. توجه به ممنوعیت گرفتن اقرار از طریق فشار و جبر و اجبار از سوی اصحاب رسانه اهمیت فراوانی دارد. 10. خودداری از تبلیغ نژادی، قومی، مذهبی، جنسی و یا افشای حالت روانی افراد. 11. ممنوعیت پخش تصاویر صحنه‌سازی شده به جای تصویر مستند و یا تحریف سخنان افراد و یا نسبت ناروا به افراد در نشریات. 12. التزام و پایبندی به اصول کلی اخلاق بشری که رعایت آنها در رسانه‌ها ضروری است؛ نظیر صداقت، انصاف، خدمت به مصلحت عمومی، احترام به رازهای حرفه‌ای و غیره.

13. احترام به حقوق اولیه بشری نظیر پرهیز از افترا، احترام به حریم خصوصی افراد، دفاع از آزادی اطلاعات و آزادی اندیشه. 14. به‌دلیل آنکه ارتباط‌گران منبع اصلی اطلاعات‌اند، انسجام حوزه عمومی به آنان بستگی دارد. انتظار می‌رود که محیط سیاسی به نمایندگی از سوی شهروندان، از سوی آنان کنترل شود و مراقب سوءاستفاده صاحبان قدرت باشند.

15. در وظایف اخلاقی ارتباط‌گر، توجه به آگاهی‌دهی عمومی، بیان حقیقت و احترام به حیثیت فردی و زندگی خصوصی افراد بسیار حایز اهمیت است. 16. رمز و راز موفقیت یک ارتباط‌گر، برقراری ارتباط صمیمانه با مخاطب، جلب‌نظر، اعتماد و اطمینان مخاطب می‌باشد. یک ارتباط‌گر حرفه‌ای باید با بهره‌گیری از این شگردها، اقدام به کسب پیام و انتقال آن نماید.

منابع و مآخذ

1. جعفری‌نژاد، ابوالفضل، 1382، «بررسی برخی از حیطه‌های اخلاق حرفه‌ای و رسانه»، فصلنامه رسانه، ش 66.

2. جوادی‌آملی، عبدالله، 1377، تفسیر موضوعی قرآن کریم: مبادی اخلاق در قرآن، ج 10، قم، اسراء.

3. فیض‌کاشانی، محسن، 1361، محجة البیضاء فی احیاء الاحیاء، ج 4، تهران، نهضت زنان.

4. قاسمی، سید فرید، 1378، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای (مجموعه مقالات)، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

5. کاسوما، اف. یی.، 1375، اخلاق رسانه‌ای یا قوانین رسانه‌ای اعمال روزنامه‌نگاری: نگاهی دیگر به اخلاق رسانه‌ای، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.

6. کالینز، جان، 1370، استراتژی بزرگ، ترجمه کورش بابندی، تهران، دفتر مطالعات وزارت امورخارجه.

7. مجلسی، محمدباقر، 1362، بحارالانوار، ج 32، تهران، وزارت ارشاد اسلامی.

8. محبی، فاطمه، 1381، «آسیب‌شناسی اجتماعی زنان (فرار از خانه)»، فصلنامه کتاب زنان، بهار 1381، شماره 15.

9. محدث‌نوری، 1408 ق، مستدرک الوسایل، ج 2، بیروت، آل‌البیت لاحیاء التراث.

10. محسنیان‌راد، مهدی، 1375، «مدلی برای روزنامه‌نگاری در جوامع اسلامی»، فصلنامه رسانه، ش 42.

11. معلوف، لویس، 1908 م، قاموس المنجد، بیروت، الکائولی‌کیه.

12. معین، محمد، 1364، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر.

13. مغیث‌الدین شیخ، 1375، «چارچوب اسلامی اخلاق رسانه‌ای مسایل چالش‌ها»، فصلنامه رسانه، ش 40.

14. مک براید، شن، 1375، یک جهان چندین صدا، ترجمه ایرج پاد، تهران، سروش.

15. مکارم‌شیرازی، ناصر، 1377، زندگی در پرتو اخلاق، قم، نسل جوان.

16. مولانا، حمید، 1375، «اخلاق حرفه‌ای و آماده‌سازی سیاسی ـ اجتماعی روزنامه‌نگاران مسلمان»، فصلنامه رسانه، ش 40.

17. Giddens, Anthony, 1989, Sociology, london, Basic Blak well Ltd,.

18. Sanders, Karen, Mark Hanna & Mari Rosa Berganza, 2008, Becoming Journalist: A Comparison of the Professional Attitudes and Values of pitish and Spanish Journalism Students, European Journal of Communication,.

19. Barnes, Michael C. & Michael Keleher, 2006, Ethics in Conflict: Making the Case for a Critical Pedagogy, Buisines Communication Quarterly.

20. Negrine, Ralph, 1989, Politics and The Mass Media in Bretain, Landon, Routladge,.

21. Routledge Encyclopedia of Philosophy, 1996, The Ethics of journalism.

محمدحسین ظریفیان یگانه/ دانش‌آموخته حوزه علمیه قم، کارشناس مدیریت امور فرهنگی و دانشجوی کارشناسی‌ارشد رشته علوم ارتباطات اجتماعی

منبع: فصلنامه پژوهشی در اخلاق شماره 7 و 8

پایان متن/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول