دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ - ۰۴:۱۵

در آمدی روش شناختی بر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

هسته ی مرکزی نظریه ی اسلامی پیشرفت، «انسانی است که در فرایند «شدن مستمر» به سوی کمال مطلق در حال یک خلاقیت پایان ناپذیر است». این شدن و خلاقیت مستمر به صورت واضح و بیش از هر عرصه ی دیگری خود را در نظام تعلیم و تربیت نشان می دهد.

در آمدی روش شناختی بر  الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت

یکم

ماهیت پیشرفت با هر تفسیری بر دو رکن اساسی حرکت  و تغییر و جهت حرکت (هدف) استوار است.برهمین اساس است که غربیان مقصد را برای همه  ی جوامع آن چنان که خود در دوران معاصر شده اند، تعریف می کنند و بر آنند که همه ی ملت ها باید با همان راه و روش آنان  حرکت کنند و تغییر؛ وضعیتی که در آن انسان تراز فرهنگ و فلسفه ی غرب محقق می شود.

جالب آنکه برخی در مخالفت با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مدعی اند که الگوهای غربی توسعه از آن جهت که بر نیازهای مشترک انسانی مبتنی است نیاز ما را برای طراحی یک الگوی بومی تامین می کند یا این که فرهنگ غرب در خطوط اصلی آن، فرهنگ غرب نیست، فرهنگی است که هر جامعه ای به آن خواهد رسید. چرا که علی الاصول با باز شدن طومار آدمی مرکب از طبع خواهنده ی حیوانی و عقل ابزارساز، گریزی از همین  چشم اندازها نیست .

در نظریه ی اسلامی پیشرفت، اساس حرکت و جهت حرکت شناخته می شود اما پایان آن را تاکنون هیچ جامعه ای تجربه نکرده است زیرا فرد و جامعه نه تنها به حقارتی که در مبانی غربی تصویر می کنند نیست بلکه در فرایند پیشرفت به سمت کمال بی نهایت برای تحقق همه ی ابعاد وجودی انسان در حال یک شدن مستمر است. بنابراین هر گامِ کمالی در روند جاری پیشرفت نسبت به مرحله ی ماقبل خود مقصد خواهد بود و پله ای نسبت به مابعد خود. در واقع پیشرفت اسلامی به معنای گسترش و تعالی همه ی ابعاد وجودی انسان است .

مساله  اول و اساسی ما نه تنها پذیرش تغییر و حرکت جوامع بلکه استقبال از آن و مهم تر از آن  تئوریزه نمودن ماهیت تغییرات اجتماعی و عوامل به وجودآورنده اش و بلکه مدیریت آن است و اتفاقا همین الزامات است که یک الگوی جامع اسلامی پیشرفت را ضروری می سازد . الگوئی که به خوبی ماهیت و مسیر حرکت فرد و جامعه را روشن و جهت ها را تعیین و آنها را به سمت کمال مطلق راهبری نماید .

دوم

یکی از بهترین تعریف ها از الگو می تواند بیان جامع و ساده یک ایده با حداقل متغیرها باشد. بر این اساس اولا باید همه چیز را نشان داد و ثانیاً آن را با کمترین متغیرها به تصویر کشید.برای رسیدن به این مقصد تشخیص اصول از فروع در فرایند اسلامی پیشرفت کاری مهم و شاید مهم ترین کار باشد؛ نخستین مساله ای که کار را در مدل سازی بر ما سخت می کند ضرورت جامع نگری است. جامع نگری ما را در دریایی بی انتها وارد می کند که مثل همه جای دیگر آن گاه که می خواهیم همه چیز را مد نظر قرار دهیم یعنی هیچ چیز را توجه نکرده ایم.

باید یک متغیر یا متغیرهای محدودی که نقش شاه کلید را بازی می کنند پیدا و آن گاه روابط و آثار آن را در همه ی عرصه ها و در عمیق ترین لایه ها پیگیری کنیم.بسیاری از افرادی که دراین عرصه تلاش نظری درخوری نیز داشته اند چون خواسته اند برمدار همه ی متغیرها به یک الگو برسند درهمان نقاط آغازین، زمین گیر شده اند؛ شاه کلید باید به گونه ای انتخاب و تعریف شود که ضمن آنکه از همه ی متغیرها نمایندگی می کند بتواند تاثیر و تاثّرات آن را در همه ی عرصه ها و نظامات زندگی نشان دهد.

سوم

الگوی اسلامی پیشرفت در گلوگاه اتصال و مفصل بین علوم طبیعی و انسانی و میدان اداره ی زندگی قابل طرح است . بنابراین پیش از آن باید در دو مرحله ی مبانی فلسفی و علوم انسانی و طبیعی با رویکرد اسلامی به یک نتیجه ی روشن رسیده باشیم یا حداقل باید به یک فروض روشن دراین زمینه ها اتکا شود. تشخیص فهرستی از این فروض که در جای خودش می تواند محل مناقشه باشد، یکی از پیش نیازهای ضروری موضوع ماست. برای نمونه نظریه ی آیت الله جوادی آملی در مورد ماهیت دین و رابطه ی عقل و نقل و ماهیت علوم اسلامی هر چند خود می تواند موضوع مناقشه باشد اما از ظرفیت بالای روش شناختی برای نظریه پردازی در این زمینه برخوردار است.

در قلمرو مبانی فلسفی، تبیین فلسفی از انسان اساسی تر از همه ی موضوعات فلسفی است. با اینکه «فطرت» درگذشته ی فلسفی ما به عنوان نظریه ی اسلامی انسان شناختی و به تعبیر استاد شهید مطهری ام المعارف اسلامی مطرح شده اما چندان مورد توجه فیلسوفان ما که حتی دغدغه ی اصلی آنها توحید بوده قرار نگرفته است و در دوران اخیر نیز متاثر از فضای فلسفی غرب «معرفت» موضوع اصلی بگومگوی فلسفی درکشور ماست در نتیجه، درگذشته و حال ضروری ترین موضوع تامل فلسفی – که مادر معارف اسلامی، مبنای علوم انسانی، مدار اصلی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است- یعنی انسان شناسی همچنان در حاشیه و نه در متن توجهات فلسفی درکشور ما قرار دارد و باید از این جهت چاره اندیشی اساسی شود.

در یک تأمل ابتدائی با توجه به مبانی فلسفی صدرائی به ویژه حرکت جوهری به نظر می رسد برای فهم ضرورت ماهیت و جهت تغییر که اصلی ترین عنصر سازنده ی ماهیت پیشرفت است، صخره ای عظیم از مبانی فلسفی را می توانیم در فرایند تدوین الگو احضار کنیم. علامه جعفری بر آن است که اگر از همه ی خصوصیات ذاتی انسان صرف نظر شود نمی توان این خصوصیت صرف نظر نمود که انسان می خواهد بشود.

صیرورت و تغییر دائمی انسان به سمت بی نهایت -در کمال یا انحطاط/ خدا یا یا کالانعام بل هم اضل- خصوصیت اصلی ذاتی انفکاف ناپذیر انسان است . بنابراین موضوع علوم انسانی فهم ماهیت، عوامل، روند، جهت و سرعت این تغییرات انسانی است که با این تفسیر موضوع اساسی علوم انسانی فهم ماهیت انحطاط و پیشرفت حقیقی فرد و جامعه ی انسانی خواهد بود. اگر این مقدمات درست باشد موضوع علوم انسانی اسلامی تفسیر و تبیین و نهایتاً سیاست گذاری و مدیریت پیشرفت اسلامی فرد و جامعه خواهد بود.

باید تامل کرد آیا می توان تغییر و صیرورت مستمر و جهت دار انسان و در نتیجه جامعه به سمت بی نهایت را که خلاقیت مستمر نتیجه ی آن است به عنوان متغیر اصلی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به حساب آورد؟ در این صورت مبانی اسلامی شناخت انسان، پایه ای برای علوم انسانی و روح حاکم و مدار الگوی اسلامی پیشرفت خواهد بود. از همین منظر مساله ی اساسی در مورد ماهیت اسلامی پیشرفت و ماهیت غربی توسعه در تفاوت «هسته ی مرکزی1» این دو نظریه است. هسته ی مرکزی نظریه ی غربی توسعه ی «انسانی است که با کمک عقل ابزارساز منفعت مادی خود را حداکثر می کند ». این انسان در نظام اقتصادی به صورت عریان تر و خالص نقش آفرینی می کند و به همین دلیل مدار توسعه در غرب، زندگی اقتصادی است که سایر ابعاد زندگی باید پیرو آن سامان گیرد.

اما هسته ی مرکزی نظریه ی اسلامی پیشرفت، «انسانی است که در فرایند «شدن مستمر» به سوی کمال مطلق در حال یک خلاقیت پایان ناپذیر است». این شدن و خلاقیت مستمر به صورت عریان و واضح و بیش از هر عرصه ی دیگری خود را در نظام تعلیم و تربیت نشان می دهد. برهمین اساس است که سایر عرصه های زندگی از جمله زندگی اقتصادی باید بر مدار آن شکل یابد. در یک نگاه اجمالی در نظریه ی غربی توسعه ی عرصه ی تعلیم و تربیت نیز یک میدان فعالیت اقتصادی است که متناظر با آثار اقتصادی آن باید مورد ارزیابی، برنامه ریزی، اصلاح و مدیریت قرار گیرد.  در نظریه ی اسلامی پیشرفت همه ی عرصه های زندگی از جمله عرصه ی زندگی اقتصادی، مدرسه ی تعلیم و تربیت است که «شدن» و تغییر مستمر انسان در چارچوب فعالیتِ در آن رقم می خورد.

البته تفکیک غیر واقعی و غیرعاقلانه ی ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فردی زندگی از موضوعات بغرنج دیگر است. چه  بحث های بی حاصلی که در سالیان گذشته در طرفداری یا مخالفت با ضرورت یکی یا دیگری درکشور صورت گرفت. زندگی انسان دارای یک هویت واحد است که جداسازی ابعاد آن اگر برای فهم آن هویت واحد باشد قطعاً پسندیده است اما اگر بعد از جراحی و تجزیه ی این هویت واحد یک بخشی از آن کنده شود و به صورت جداگانه مورد اهتمام قرار گیرد معلوم نیست چه معنای عاقلانه ای خواهد داشت؛ حقیقت فرد و جامعه ی انسانی در واقع یک بذراند و با هم کال و باهم رسیده و نهائی خواهد بود.

چهارم

به نظر می رسد که برای نیل به یک پروژه ی تحقیقاتی به وسعت و عمق طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت ابتدا باید سئوالاتی که در این زمینه پاسخ می طلبد را فهرست نمود. سئوالاتی که اگر پاسخ بیابند الگو خود را نشان داده است. به نظر می رسد سه سئوال اساسی چیستی، چرایی و چگونگی الگو اگر پاسخ بیابند ما به مقصود رسیده ایم.

به صورت طبیعی آغازین مسئله ای که در ذهن ایجاد می شود آن  است که منظور از الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت چیست؟ این سوال خود به دو سوال شکسته می شود. نخست منظور یعنی مفهوم لغوی و یا اصطلاحی این ترکیب است و پرسش دوم به ماهیت و تعریف حقیقی آن بر می گردد. یعنی قبل از آنکه از شما در مورد وجود یا امکان وجود چنین الگویی مطالبه استدلال شود بدان نیازمند است که منظور مفهومی و مهم تر از آن ابعاد ذهنی و ماهیت آن روشن گردد. برای تبیین مفهومی به معنای شرح الاسمی باید به سئوالات زیر پاسخ داده شود:

1. منظور از الگو در تناظر با واژگانی نظیر تئوری، نظریه، سیستم، نظام، مکتب، راهبرد و ... چیست؟

2. منظور از مفهوم پیشرفت در تناظر با کلید واژه هایی نظیر توسعه، تکامل، تعالی، ترقی، تجدد، مدرنیسم، نوسازی و ... چیست؟

3. مراد از اسلامیت و ایرانیت در این موضوع خاص چیست؟

4. مراد از «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت»چیست؟

پس از تبیین این مفاهیم باید به تشریح ماهیت و چیستی حقیقی «الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» همت گماشت. ماهیت آن اعم از مشترکاتش با سایر الگوهای رقیب و نیز وجوه ممیزه و شاخصه های ویژه آن  باید آن چنان روشن شناسایی و تعریف شود که تنها مسأله س باقیمانده، وجود یا عدم وجود خارجی آن باشد. بر این اساس برای شناخت ماهیت الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت سوالات زیر پاسخ می طلبند:

1. مشترکات الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت با سایر الگوهای رقیب کدام ها هستند؟

2. وجوه مختصه و تمایز بخش این الگو با سایر الگوها کدام هستند؟

پاسخ به این سئوالات عمدتاً بر مدار مطالعه ی تطبیقی مبانی فلسفی (هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی) و مبانی ارزشی (اخلاقی و فقهی) الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت با الگوهای رقیب می چرخد. زیرا تفاوت در این مبانی است که نظامات مختلف زندگی را متفاوت و متمایز می سازد. چنانکه شباهت در مبانی است که میزان شباهت در نظامات مختلف زندگی را رقم می زند.

پاسخ لازم و کافی به سئوال از چیستی الگوی اسلامی ایرانی ـ پیشرفت تنها به نشان دادن تئوریک و ذهنی مفهوم و ماهیت این الگو منتهی خواهد شد؛ اما پاسخ ـ حتی لازم و کافی ـ به سئوال از چیستی نمی تواند وافی به مقصود باشد زیرا منطقاً در صورتی باید این الگو را از میان همه ی الگوهای محتمل دیگر برگزید که بتوان نشان داد این الگو بهتر و منطقی تر از الگوهای رقیب است. سئوال از چرایی به دو معناست. سئوال از «علت» ثبوت و وجود و سئوال از «دلیل»اثبات. علت هم ناظر به علت فاعلی است و هم علت غایی وجود و ثبوت که البته عمدتا به علت غایی انصراف دارد.بر این اساس علل به معنای غایات شکل گیری الگوی اسلامی ـ  ایرانی پیشرفت که بیانگر ضرورت شکل گیری آن و ترجیح عقلانی آن بر سایر الگوها در مرحله ی ثبوت است را باید در موارد سه گانه ی ذیل جستجو نمود:

1. باید ترجیح مبانی فلسفی (بینشی) و ارزشی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر مبانی فلسفی و ارزشی الگوهای الگوهای رقیب به صورت منطقی و عقلانی نشان داده شود. زیرا اگر این توفیق حاصل آید به صورت منطقی و عقلانی تکلیف نظامات متفاوت مبتنی بر مبانی متفاوت روشن خواهد شد.

2. باید تمام ادبیات موجود توسعه در چارچوب دانش  های مختلف از قبیل جامعه شناسی توسعه، اقتصاد توسعه و مدیریت توسعه مورد مطالعه ی منصفانه و انتقادی قرار گیرد. به این علت که مجموعه نظریات توسعه چون در چارچوب همه ی دانش های مرتبط ، ناظر به تحلیل واقعی فرآیند توسعه در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته و فرایند توسعه نیافتگی کشورهای توسعه نیافته ی کنونی است، بر پژوهشگر واقع نگر نقاط ضعف و قوت فرایند توسعه و توسعه نیافتگی را نشان خواهد داد. در این مرحله باید عمدتا هدف نخست نشان دادن توانایی ها و ناتوانی های عملی این نظریات در تبیین واقعی فرایند توسعه و در مرحله ی دوم نشان دادن جلوه های ویژه ی فرایند توسعه در تناظر با مبانی نظریات و الگوهای توسعه باشد.

بررسی انتقادی دانش هایی که به نوعی متکفل تبیین فرایند توسعه هستند نباید محدود به دانش های مذکور باشد بلکه این پروژه باید در چارچوب دانش های دیگری نظیر فلسفه، تاریخ، تاریخ تمدن و آینده شناسی نیز صورت پذیرد. در صورتی باید از این ادبیات عبور کرد یا اقدام به اصلاح آن نمود که ناکارآمدی آن در تبیین فرایند تغییرات اجتماعی معطوف به پیشرفت نشان داده شود.

3. ضرورت سوم مطالعه ی تجربی فرآیند توسعه هم در کشورهای ظاهراً پیشرفته ی کنونی نظیر امریکا و اروپاست و هم کشورهایی که با تقلید از این کشورها برنامه های توسعه خود را طراحی و اجرا کرده و می کنند. کشورهائی نظیر چین، ژاپن، مالزی، اندونزی و نیز گذشته ی ایران. در این مطالعه ی تجربی باید بتوانیم نشان دهیم که فرایند توسعه در این کشورها اولاً بر مبانی نادرست شکل گرفته و ثانیا حتی بر مبانی خود آن ها نیز به درستی به سامان نشده و نتایج موردنظر را نداده است.

این موضوع را باید در ارتباط با مبانی نادرست و به علاوه در ارتباط با تفاوت های هویت تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این کشورها مورد بررسی قرار داد و پاسخ به این مسائل لزوم وجود قید ایرانی را در الگوی موردنظر ما به عنوان هویت تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردمانی که قرار است این الگو زندگی آن ها را اداره کند نشان خواهد داد.

از سویی دیگر علت به معنای «دلیل اثبات» وجود الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت نیز می باشد. دلیل را باید از میان مجموعه معارف وحیانی و عقلانی موجود جستجو کنیم و در این جاست که مباحث بنیادین معرفت شناختی با رویکرد روش شناختی نقش خود را نشان می دهند که باید با طی طریق و سلوک از مسلک منطقی و مقبول شریعت و با ادله ی معتبر به الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت دسترسی پیدا کنیم. بنابراین پس از فهم مفهوم و ماهیت الگو و آن گاه پس از فهم ضرورت وجود این الگو از منظر غایت می توان از طریق ادله ی معتبر موجود به این الگو دسترسی پیدا کرد و در چارچوب این سئوال اساسی، پرسش های زیر پاسخ می طلبند:

1. پیش فرض های اساسی نظریه پردازی در مورد الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت کدام ها هستند؟ قبل از انتخاب یک روش و قبل از ابداع هر نظریه ضرورتاً می بایست برخی از مقبولات و مفروضات مورد مناقشه و نهایتا جمع بندی قرار گیرد. تعدادی از این مفروضات و مقبولات الگوی اسلامی ـ  ایرانی پیشرفت عبارت اند از :

الف ـ جامعیت دین

ب ـ عینیت دین و سیاست

ج ـ سازگاری عقل و وحی

د ـ رابطه ی دنیا و آخرت

ه ـ وجود مکتب یا نظام یا سیستم یا علم اسلامی

2. روش یا روش های دستیابی به نظریات دینی در این گونه موضوعات کدام ها هستند؟ طبیعی است این سئوال با بررسی جامع و انتقادی روش های رایج نظریه پردازی از قبیل روش های پوزیتیویستی، هرمنوتیکی و انتقادی، روش های سیستمی و نیز روش های نظریه پردازی در علوم اسلامی (فقهی، فلسفی و عرفانی) پاسخ خود را خواهد یافت .به علاوه، با توجه به مبانی بینشی و ارزشی ، روش های معقول یا یک روش روشن همانند نظریه ی آیت الله جوادی آملی باید مبنای کار قرار گیرد تا معلوم شود که از ذخائر علمی موجود به چه کیفیت یا کمیت می توان در این عرصه بهره برد.

... و با طی درست این طریق می توان برای هر نظریه ای «دلیل» قابل قبول را فراهم نمود.

پس از اثبات وجود الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید از چگونگی خصوصیات تفصیلی آن پرسش نمود:

1. اهداف الگوی اسلامی ـ  ایرانی پیشرفت چیست؟

2. عناصر اصلی تشکیل دهنده ی ساختمان الگو (از قبیل دولت، مردم و ... ) کدام ها هستند و نقش هر یک از عناصر اساسی چگونه است؟

3. عوامل ایجاد تحول و تغییر شرایط موجود به سمت وضعیت پیشرفته تر یک جامعه بر اساس الگوی اسلامی ـ ایر انی پیشرفت کدام ها هستند؟ (عوامل تاریخی/ فرهنگی/ اجتماعی/ سیاسی/ اقتصادی و جغرافیایی).

4. چگونگی پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی (ابعاد معرفت، قدرت، ثروت، منزلت، سلامت، انسجام اجتماعی، هنر فضیلت (اخلاقی) و معنویت)

5. با چه شاخص هایی می توان پیشرفت یک جامعه را اندازه گیری نمود؟ (شاخص های جامع، شاخص های بخشی و ... )

6. نظامات مختلف زندگی از قبیل تعلیم و تربیت، سیاسی، اقتصادی (تولیدی، مصرفی، تجاری، بانکداری، کار، بازار و ...) قضایی، بهداشتی، هنری، سازمان و مدیریت، اخلاق، ارتباطات اجتماعی، نهادهای دینی و ... در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت چگونه اند؟...

عرض نهایی نگارنده ضرورت پرداختن به موضوع الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت درقالب یک مرکز پژوهشی مثل رویان است؛ با همه ی ارزش وآثار گرانبهای مراکز علمی و پژوهشی جامع که به همه رشته ها و موضوعات می پردازند درادامه ی روند تکاملی گذشته باید مرکزی  را با سیستمی چالاک بنا نهاد تا در قلمرو الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت  تمرکز پژوهشی ویژه ای داشته باشند.

پی نوشت ها:

1. core

منبع: فصلنامه صدرا شماره 10

دکتر عطاءالله رفیعی آتانی

انتهای متن/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول