سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ - ۲۱:۱۶

دیدگاه  /  دین پژوهی

تفسیر میثاق در آیه شریفه «وَ إِذْ أخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ»

بررسی های انجام یافته بیانگر آن است که توجیه انتظار به صورت جریانی پیوسته در تاریخ نبوت در آیه 81 سوره آل عمران قابل تحقیق است.

تفسیر میثاق در آیه شریفه «وَ إِذْ أخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ»

چکیده

انتظار منجی و ایده آینده بهتر، به عنوان حقیقتی قابل احترام در شرایع آسمانی است. درباره حقیقت انتظار به عنوان پیمانی آسمانی در ذهن و زندگی پیامبران الهی و امت های آنان از آغاز تاریخ نبوت در نگاه قرآن، پژوهش درخوری انجام نشده است. بررسی های انجام یافته بیانگر آن است که توجیه انتظار به صورت جریانی پیوسته در تاریخ نبوت در آیه 81 سوره آل عمران قابل تحقیق است. براساس این آیه بن مایه اصلی مقاله حاضر، تبیین فلسفه اصل انتظار به مثابه عامل رشد روانی امت ها و تمرین و تحصیل آمادگی هرچه بیشتر در جهت پذیرش وضعیت بهتر در تمامی عصرها و نسل ها می باشد. حقیقتی که می توان از آن به عنوان یکی از علل اساسی پنهان ماندن زمان ظهور منجی در حکمت خداوندی یاد کرد.

واژگان کلیدی

آیه 81 سوره آل عمران، میثاق پیامبران، انتظار، منجی بشریت.

طرح مسئله

بزرگان اندیشه بشری در مورد بشارت به ظهور منجی و تصویر آینده بشریت و جامعه آرمانی در ادیان آسمانی و مکتب های زمینی سخن فراوان گفته و درنگ هایی درخور، روا داشته و جستجوهای ژرفی را سامان داده اند که هر کدام در جای خود، بایسته و ارزشمند است (برای نمونه ر.ک به: زرین کوب، 1362: فصل12؛ طالقانی، 1344؛ مصباح یزدی، 1388: 395) اما حقیقت این باور، به مثابه اصلی بنیادین در آموزه های قرآنی و رهنمودهای پیشوایان معصوم دین(ع) بسیار چشمگیرتر می نماید، منابع اسلامی، چندان از این مقوله و دیگر مقولات مرتبط با آن سرشار است. آثاری چون: منتخب الاثر، المهدی عند اهل السنه، المهدی المنتظر عند علماء السنه و الشیعه و ... که بر پایه آن می توان به وجهی اسلام را کیش انتظار قلمداد کرد؛ در میان مذاهب اسلامی آموزه های شیعی از برجستگی بیشتری برخوردار است به گونه ای که کسی چون هانری کربن فیلسوف و مستشرق معاصر بر پایه همان آموزه ها گفته است: به عقیده من تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته و به طور استمرار و پیوستگی، ولایت را زنده و پا برجا می دارد (علم الهدی، 1353: 95) بدین روی وی معتقد است که در دنیا یگانه مذهب زنده و اصیل، مذهب شیعه است؛ چراکه قائل به وجود امام زنده است و اساس اعتقاد آن بر این مبنا قرار دارد. (حسینی تهرانی، 1402: 46)

در مورد جستجو و سامان دهی آیاتی از قرآن کریم که بر حسب روایات معصومین(ع)، گوشه چشمی به مسئله انتظار و مهدویت در جامعه اسلامی دارند یا بدان تأویل شده اند نیز آثار فراوانی به قلم بزرگان به نگارش درآمده است که به عنوان مسطوره ای از این سنخ نوشته ها می توان کتاب المحجه فیما نزل فی القائم الحجه(عج) نوشته محدث شیعه، سید هاشم بحرانی م 1107 یا 1109 ق را نام برد. بر این منوال نوشته های بلند و کوتاه در ذیل عنوان رجعت و مانند آن چندان فراوان است که شمارش و معرفی شمار واقعی آنها آسان نیست. (ر.ک به: آقابزرگ تهرانی، بی تا: 1 / 95 ـ 90)

با این همه، نسبت به حقیقت انتظار به عنوان پیمانی آسمانی در ذهن و زندگی پیامبران الهی و امت های آنان از آغاز تاریخ نبوت از نگاه قرآن جستجویی درخور، به نظر نگارنده نرسیده است؛ نوشته پیش رو به صدد طرح مسئله در شعاع بررسی برخی از مضامین مندرج در یکی از آیات شریف قرآنی است. اگر این جستجو را یافته ای باشد، همانا طرح ردپای انتظار در تمامی دوره تاریخ نبوت و تأثیر آن در حیات آفرینی جامعه بشری به مثابه مؤلفه ای نیرومند در راستای توانبخشی روانی انسان ها در درازنای تاریخ از نگاه قرآن خواهد بود.

در قرآن کریم آیتی است که به گمان نگارنده به صورتی روشن از جریان حقیقت انتظار و اهمیت آن، به مثابه عاملی بیداری بخش در تمامی امت های پیشین پرده برمی دارد؛ جریانی که به رغم روشن بودن، به هر دلیل از سوی مفسران مورد توجه جدی قرار نگرفته و بدین روی، ذیل آن آیه، بحث های زبانی و نحوی درازدامن وکم حاصلی در سایه این تسامح پیش آمده است، بدون آنکه به اصلی ترین مضمون آن توجه جدی صورت پذیرد.

خداوند در سوره مبارکه آل  عمران آیه 81 می فرماید:

وَإ ذْ أ خَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبیینَ لَمَا آتَیتُکُمْ مِنْ کِتَاب  وَحِکْمَه ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أ أ قْرَرْتُمْ وَأ خَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إ صْر ی قَالُوا أ قْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأ نَا مَعَکُمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ.

و یاد کن زمانی را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت: که آنچه برای شما از کتاب و حکمت آوردم، پس آنگاه پیامبری برایتان آمد که آنچه را با شما است تصدیق کند. البته بدو ایمان آورید و حتماً وی را یاری کنید؛ سپس خداوند فرمود: آیا بر این حقیقت اقرار کردید؟ و عهد مرا پذیرفتید؟ گفتند: [آری] گفت: پس بر این پیمان و پذیرش گواه باشید و من در کنار شما از گواهانم.

پرسش اساسی این است که خدای حکیم را از این میثاق و پیمان چه هدف حکیمانه ای منظور بوده است؟ آیه مورد بحث در نگاه مفسران از آیات غریب و دشوار یاب قرآن به شمار رفته است (حائری تهرانی، 1337: 2 / 225) و بدین روی مباحث نحوی فراوانی را موجب گشته و چه بسا پرسش مزبور به زاویه فراموشی رفته است. آیا منظور القاء حقیقت انتظار به عنوان پیامی ریشه ای نیست؟ و گونه ای پرورش روانی از رهگذر رشد آمادگی پیوسته در جهت پذیرش هماره الگوی بهتر و بایستگی گردن نهادن به فرمان پیامبری که هر لحظه، احتمال آمدن او می رود؟ اکنون می تواند این پرسش تقریری به مثابه فرضیه جستجوی حاضر تلقی گردد و در پایان ملاحظه شود تا نتیجه جستجو چیست.

انتظار در ادیان الهی

به گونه اجمال می دانیم که در ذهنیت و فرهنگ ادیان پیشین نمودهایی از چنین پیمانی وجود داشته و دارد؛ چنان که در کتاب مقدس مسیحیان آمده است: چون یحیی در زندان وصف کارهای مسیح را شنید شاگردان خود را نزد وی فرستاد تا بپرسند: آیا تو همانی که می بایست بیاید؟ یا منتظر دیگری باشیم؟ عیسی در پاسخ گفت: بروید و آنچه را که می بینید و می شنوید به یحیی بازگویید که کوران بینا می شوند، لنگان راه می روند، جذامیان پاک می گردند، کران شنوا می شوند، مردگان زنده می گردند و به فقیران بشارت داده می شود. خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد. (متی: 11 / 7 ـ 2)؛ (لوقا: 18 / 23) در توراتی که هم اکنون در میان یهودیان است این عبارات دیده می شود:

یهوه خدایت نبی ای را از میان تو از برادرانت مبعوث خواهد گردانید؛ او را بشنوید موافق هر آنچه در حوریب (1) در روز اجتماع از یهوه خدای خود مسئلت نموده ... تا آنجا که گوید: نبی ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت و هر کسی که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم کرد. (تورات، سفر تثنیه: 18 / 20 ـ 15)

بدین منوال در کتاب های عهد عتیق از مزامیر و اشعیا و هوشع گرفته تا عاموس و ناحوم و واپسین پیامبر این مجموعه، «ملاکی» و دیگر آثار آن عهد. (ر.ک به: کرینستون، 1377) در تمامی اینها رگه هایی روشن و برجسته از انتظار به صورت های گوناگون دیده می شود. (مزامیر 22 / 31 ـ 27 و 56 / 5 ـ 2 و 86 / 10 ـ 9) نیز (اشعیا: 40 / 6 ـ 3؛ 41 / 28 ـ 25 و 42 / 5 ـ 1)؛ (عاموس: 9 / 15 ـ 11)، (ناحوم: 1 / 15) و (ملاکی: 4 / 6 ـ 5). بیان و شرح وجوه افتراق نگاه ها نسبت به تصویر انتظار در آثار یادشده از محدوده این نوشته بیرون است.

راز پیمان مورد بحث در آیه

آنچه در اینجا بسیار مهم به نظر می رسد این است که برابر گواهی آثار عهد عتیق، پیامبران الهی همواره آتش شوق را در دل ها زنده نگه می داشتند و گاهی به تصویر آینده ای می پرداختند که در آن برکت های خداوندی همه امت های زمین را شامل می شود (ر.ک به: کرینستون، 1377: 21، 29 و 32) چرا آنان با جدیت تمام در اندیشه آماده نگه داشتن مردم بودند تا مگر به ناگاه پیامبری تازه با آموزه ها و شریعتی فرازین تر بیاید و همه از پیامبر تا امت وظیفه پیروی از او را پیدا کنند؟!

در این نوشته برآنیم که از آیه مورد بحث به حقیقتی دست یابیم که به موجب آن آتش شوق به آینده ای روشن تر تصویری دل انگیز را برای پیامبران و امت های آنان در تمامی تاریخِ پیوند زمینیان با آسمان رقم می زند، تا به راز آن پیشگویی ها و آماده سازی ها نزدیک تر شویم و آن اینکه نفس انتظار وضعیت بهتر یا بهترین وضعیت، خود از حکمتی والا برخوردار است. آنچه در این درنگ، محور و گرانیگاه اصلی جستجو را تشکیل می دهد واکاوی راز پیمانی است که در آیه مطرح شده و در واقع کلیدی ترین مفهوم آیه به شمار می رود؛ یعنی همان تمرین آمادگی و زنده ماندن آتش اشتیاق در تمامی امت ها. بدین روی همه سخن ما بر پایه آن می چرخد؛ بخش های دیگر آیه تفصیل های زبانی، نحوی و تفسیری گسترده ای را می طلبد که باید جداگانه بدان پرداخت.

مفهوم شناسی میثاق

واژه میثاق و مَوثِق که به صورت های مفرد و مضاف با بسامدی نزدیک به سی بار در آیات قرآن به کار رفته، در اصل به معنای ریسمان محکم یا قیدی است که با آن، شخص اسیر یا حیوانی را به بند می کشند. (ابن اثیر، 1364: 5 / 151) و در قرآن به معنای پیمان استوار است؛ زیرا «عهد» به تنهایی معنای پیمان را می دهد و میثاقِ عهد؛ یعنی استوار کردن آن پیمان. (ر.ک به: بقره / 27؛ رعد / 25)

میثاق النبیین
الف) اضافه به فاعل

ترکیب «میثاق النبیین» در آغازِ آیه، ممکن است از باب اضافه مصدر به فاعل باشد؛ یعنی: المیثاق الذی وثقه النبییون على اممهم: میثاقی که پیامبران از امت های خود گرفتند؛ یعنی همان میثاق خدایی که برابر صیغه امر مقدر در آغاز آیه (اذکر) باید مورد یادآوری قرار گیرد. (جنابذی، 1344: 1 / 278؛ قمی مشهدی، 1410: 3 / 144) در این نگاه، آنکه در مرحله نخست و بالذات مورد میثاق قرار می گیرد، امت ها هستند و پیامبران تنها مأمور رساندن میثاق الهی به مردم تلقی می شوند؛ به عبارت دیگر، یک طرفِ پیمان پیامبران هستند که از سوی خداوند، فرمان رساندن پیام الهی به مردم را دریافت کرده و به مردم ابلاغ داشته اند «مَا عَلَى الرَّسُول  إ لَّا الْبَلَاغُ» (مائده / 99) و سوی دیگر مردم قرار می گیرند که طرف اصلی پیمان به حساب می آیند. می توان تصور کرد که گرایش بدین توجیه به لحاظ وجود آیه تهدیدآمیز پس از آن است که می فرماید: «فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِکَ فَأ ولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ (آل عمران / 82) هر آن کس بعد از این پیمان بدان پشت کند، پس هر آینه آنان فاسقان خواهند بود.» و چون احتمال فسق در پیامبران معصوم الهی نمی رود، پس آنان نمی توانند طرف میثاقی با چنین پیامدی سخت به عنوان سپارنده آن باشند.

ب) اضافه به مفعول

نگاه دیگر آنکه ترکیب یاد شده از باب اضافه مصدر به مفعول دیده شود؛ بدین بیان که خداوند پیش از امت ها، از خود پیامبران پیمان گرفته است و امت ها به عنوان تابع در مرحله دوم قرار می گیرند. (طباطبایی، 1389: 3 / 365) در این نگاه یک سوی میثاق، خدواند است که پیمان می گیرد و طرف دیگر، پیامبران که گردن به پیمان می نهند. برخی از مفسران که این توجیه را پذیرفته اند به همان ملاحظه یاد شده در توجیه پیش به تقدیر مضافی بین میثاق و النبیین قائل شده و گفته اند: مقصود آن است که طرف میثاقِ خداوند نه پیامبران بلکه اولاد یا اتباع یا امت های آنان می باشند، چنان که روایاتی هم برای این معنا نقل شده است، (طبرسی، 1367: 1 / 186) بدین صورت که اصل آن بوده است: «و اذ اخذ الله میثاق اولاد النبیین» یا «اتباع النبیین» یا «امم النبیین». (طوسی، 1431: 2 / 504 ـ 503) چه در آیه بعد سخن از امکان تخلف طرف میثاق است و تهدید آنان از سوی خداوند، درحالی که پیامبران الهی به دلیل عصمت از ارتکاب چنین خلافی مصون هستند. (ابومسلم اصفهانی، 1388: 157؛ صافی، 1411: 3 و 4 / 231)

نقد و بررسی

به نظر نویسنده همان سان که بزرگان بدان اشاره کرده اند وجود تهدید در آیه هرگز نمی تواند قرینه ای بر لزوم تقدیر یا اضافه مصدر به فاعل باشد؛ زیرا عباراتی تیزتر و صریح تر از این سخن نسبت به پیامبران و حتی پیامبر خاتم| مشاهده می شود که تأویل و توجیهی این چنین را برنمی تابند. (ر.ک به: حاقه / 44؛ تحریم / 1؛ اسراء / 75 و زمر / 65) و اساساً سنخ آیاتی این چنین نه لزوماً به معنای تهدید بلکه صورتی از تأکید بر مضمون و گونه ای از شدت اهتمام بر آن از سوی گوینده است؛ بنابراین پذیرفتنی است که ترکیب براساس ظاهر آیه بر اضافه مصدر به مفعول حمل  شود. بدین روی در مرحله نخست، پیامبران و در مرحله بعد و از طریق پیامبران، امت های آنان طرف میثاق خداوند قرار می گیرند و تهدید مندرج در آیه بعد به گونه فرض، پیامبران را نیز دربر می گیرد، (حائری تهرانی، 1377: 1 / 226) نشانه تأکید و شدت اهتمام خدا بر مسئله میثاق است. البته روشن است که در هر امتی، پیامبر یکی است و افراد امت فراوان و چنانچه تهدیدها حمل بر معنای حقیقی هم بشود قانون زبانی و عقلایی تغلیب جریان دارد و از این جهت مشکلی دیده نمی شود.

برخی از مفسران موضوع این پیام و پیمان را مسئولیت پیامبران تنها در پیوند با تصدیق و ایمان به آمدن پیامبر آخر الزمان| و سپس پیمان از مردم برای ایمان و یاری آن حضرت دانسته اند. (طبرسی، 1368: 1 و 2 / 468)

در نگاه نگارنده درنگ در این دست چالش ها، زمینه ساز دوری از ظهور عرفی آیه می گردد و طالب علم را از دریافت والایی هایی که در ژرفای آیه نهفته است باز می دارد. بدین روی آیه باید بر ظاهر استوار خود حمل گردد و آن اینکه دو سوی میثاق، یکی خداوند است به عنوان گیرنده پیمان و سوی دیگر تمامی پیامبران الهی، چه آنکه در یک جا از همه در فضایی که ما را چندان از آن آگاهی نیست، مانند عالم ملکوت ایمن یا جبروت (حسینی عراقی، 1355: 1 / 239) یا عالم «ذرّ» (طیب، بی تا: 3 / 266؛ جنابذی، 1344: 1 / 287) (2) و چه آنکه از هر پیامبری جداگانه همزمان با دریافت سمت پیامبری از سوی خداوند پیمان گرفته باشد؛ زیرا از ظاهر لفظ بر نمی آید که خداوند از همه پیامبران در یک زمان و یک مکان پیمان گرفته باشد، (مازندرانی، 1410: 1 / 8) عمده سخن، تأمل در راز چنین پیمانی است که باید به درستی فهمیده شود.

اخذ پیمان از پیامبران و امت آنان

حاصل سخن با توجه به ظاهر آیه آن است که خداوند از هر پیامبری، در مرحله نخست از خود وی و سپس به واسطه او از امتش، پیمان گرفته است که چنانچه شما در زمان حیات خود، پیامبری با اوصاف یاد شده در آیه را درک کردید باید بی درنگ به وی گرویده به یاری او برخیزید. (طباطبایی، 1389: 3 / 366) بر این پایه هر پیامبری همواره باید خود را در حال انتظار فرستاده بعدی خدا بداند و امت خود را نیز بدین باور سوق دهد و بدین منوال چراغ انتظار همواره در دل آن پیامبر و امتش تا به آخر روشن می ماند؛ خداوند با این فرمان حکیمانه بر آن بوده است که امت ها را همیشه در انتظار فضایی بهتر و در تلاش برای آمادگی خدمت در آن فضای ایدئال نگه دارد. حال نوبت این تحلیل می رسد که چنین حالتی به فرض تحقق در دل ها و روان ها چه بر پا می کند و در رفتار مردم چه سامانی را به راه می اندازد؟! و این ساختار روانی و سامان رفتاری در سلوک تکاملی انسان چه نقشی بازی می کند؟ حال، چه انتظار واقعی، روزی به سر آید یا آنکه مرگ میان او و مرادش فاصله اندازد، در هر صورت خودِ انتظار در نظام حکیمانه الهی جایگاهی بلند دارد؛ زیرا در آماده سازی و تحرک انسان ها دارای تأثیری والاست. البته مصداقی بلکه اتمّ مصادیق این آیه می تواند در پیوند با ظهور پیامبر خاتم| تحقق یابد، اما مفهوم آن سریانِ حقیقت انتظار برای تمامی امت ها و پیامبران نسبت به مرحله تکامل یافته تر و پیشرفته تر و شریعت کامل تری که پس از آنها باید بیاید، می تواند مصداق داشته باشد، بدین روی مفسران بر آن اند که در هر صورت، شخصیت مورد انتظار تمامی پیامبران و امت ها در همه زمان ها حضرت رسول| است، چنان که گفته اند: «مراد این است که اگر آن انبیا به فرض و تقدیر تا زمان آن حضرت بمانند، باید که ایمان به او بیاورند و ایشان را یاری کنند و قوم خود را نیز به این معنا امر کنند و از ایشان عهد بگیرند. (شریف لاهیجی، 1340: 1 / 344؛ طبرسی، 1368: 1 و 2 / 468)

دیدگاه مفسران

طبری و دیگران روایتی را از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل کرده اند که مضمون آن، مفهوم دقیق و مصداق بارز آیه را به ذهن نزدیک می سازد:

... عن ابی ایوب عن علی بن ابی طالب قال: لم یبعث الله عزوجل نبیاً آدم فمن بعده الّا اخذ علیه العهد فی محمّد لئن بُعِثَ و هو حی لیؤمننّ به و لینصرنّه و یأمره فیأخذ العهد علی قومه فقال: و اذ اخذ الله میثاق النبیین لما آتیتکم من کتاب و حکمه ... الآیه. (طبری، 1398: 3 / 236؛ قمی مشهدی، 1410: 3 / 145؛ آلوسی، 1405: 3 / 209  ـ 208؛ حائری تهرانی، 1337: 1 / 266؛ سیوطی، 1404: 2 / 252؛ فیض کاشانی، 1376: 1 / 158)

خداوند هیچ پیامبری را از آدم(علیه السلام) گرفته تا پیامبران بعدی به رسالت مبعوث نکرد، مگر آنکه از او عهد گرفت که اگر در مدت زندگی او آن حضرت مبعوث شد باید به وی ایمان آورده و یاری اش کند و به او فرمان داد که بر همین منوال هر پیامبری از قوم خود پیمان بگیرد.

ملاحظه می شود که ترکیب «لئن بعث و هو حی» با چنین ساختاری مؤکد، تنها حاکی از خبر دادن ساده نیست، چنان که بعضی احتمال داده اند، (شریف لاهیجی، 1340: 1 / 344) بلکه حاکی از لزوم انتظار جدی و آماده سازی جهت اقدام لازم در هر لحظه است. همچنین این بیان که گرفتن میثاق یاری پیامبری که ندیده اند، بدین صورت فرض شود که تنها در دل او را تصدیق کنند و به حقانیت وی قرن ها پیش از آمدنش اقرار بیاورند؛ (طوسی، 1431: 2 / 504 ـ 503؛ شریف رضی، 1355: 136) زیرا این در واقع معنای یاری کردن نیست و به شدت خلاف ظاهر آیه است. سید رضی دراین باره گفته است: مقصود این است که همان پیامبری که شما در کتاب های خود یافته و او را شناخته اید (شریف رضی، 1355: 136) و بدین سان دست از ظهور «رسولٌ» در قالب نکره برداشته و آیه را به گونه ای با آیه 157 سوره اعراف «الَّذِی یجدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فى التَّوْرَاه وَالْإ نْجیل  ...» و آیه 6 سوره صف «وَمُبَشِّرًا برَسُول  یأ تِی مِنْ بَعْد ی اسْمُهُ أَحْمَدُ ...» از نظر مضمون یکی دانسته است. البته در اینکه از آیات قرآن و گزارش هایی که از کتاب های عهدین داده می شود برمی آید که پیامبران گذشته به ظهور پیامبر اسلام| بشارت می داده اند، بحثی نیست وکسانی از دیرباز به گردآوری و گزارش آن بشارت ها همت گماشته و مجموعه های درخوری را سامان داده اند. (3)

حتی گفتگوهایی میان عالمان دینی و پیروان عهدین در این زمینه ها صورت گرفته است که گاهی گزارش اجمالی آنها را می توان در نوشته های آنان یافت. (ر.ک به: نراقی، 1363: 117 ـ 116) اما سخن در این است که چون آیه مورد بحث نه فقط در مقام بشارت بلکه درصدد بیان دمیده شدن روح انتظار و لزوم آمادگی برای وضعیت بهتر در تمامی پیامبران و امت های پیشین است، مفهوم آن کلی و فراگیر است؛ یعنی هر پیامبری چنین فرض می کند که پیامبر بعدی همان است که بر سر او خداوند از وی میثاق گرفته است و بدین سان در گستره مفاد آیه ـ به ویژه با توجه به نکره بودن رسول ـ به گونه ای ابهام و شمول مفهومی دامن زده شده است که به نوبه خود سازنده است؛ زیرا دریافت تنها مفهوم عظمت از لفظ نکره در اینجا و یا اینکه شدت معروفیت مراد از رسول در این عبارت، مجوز نکره شده باشد ـ چنان که بعضی گفته اند ـ چندان روشن نیست (حسینی عراقی، 1355: 1 / 239) بلکه معنای مطلق رسالت در مسیر تکاملی نبوت ها به صورتی روشن تر از این هیئت نکره و افراد فهمیده می شود. (طالقانی، 1358: 5 / 215)

سید رضی خود به چنین ابهامی گردن نهاده و گفته است: این سخن خداوند بدین صورت است که مثلاً کسی به دوست مسافرش می گوید: اگر من هزینه سفر و مرکب و وسائل مسافرتت را پرداختم و تو را تا رسیدن به مقصد کمک کردم، زمانی که کار تو پایان یافت باید متعهد شوی که چون نامه من به تو رسید و در آن کاری از تو خواسته شده بود آن کار را به انجام رسانی؛ پیداست که از چنین قراری برنمی آید که گوینده خبر می دهد که آن نامه را خواهد نوشت، بلکه مقصود او آزمون میزان اطاعت پذیری مسافر و شتاب و توجه مسافر و آمادگی اوست (ر.ک به: شریف رضی، 1355: 135) بدین روی مفاد کلی آیه چنین می شود که خداوند از پیامبران خود بدین گونه پیمان گرفته که هر پیامبری باید به پیامبر پس از خود در صورت درک زمان او ایمان آورد و وی را یاری رساند و همچنین قوم و امت خود را بدین امر سفارش کرده یا فرمان دهد. (حائری تهرانی، 1337: 2 / 224)؛ چراکه همه در یک مسیر قرار دارند و آمدن یکی مستلزم از میان رفتن مرام پیشین نیست و همه در اصول، یکی هستند. (مراغی، 1394: 1 / 199) بر این اساس معنا و پیام آیه لزوم تصدیق پیامبران گذشته از سوی هر پیامبر و لزوم تعهد و انتظار نسبت به پیامبری که پس از وی خواهد آمد، می باشد. و این معنای روشن بودن چراغ انتظار و لزوم آمادگی همیشگی برای ورود به وضعیت بهتر و دربایستگی پذیرش تعهدات لازم در وضعیت جدید است.

نتیجه

از تأمل در میثاق مندرج در آیه 81 سوره آل عمران چنین به دست می آید که جریان پیوسته انتظار در تمامی دوره های تاریخ پیامبران الهی، به عنوان عاملی حرکت آفرین و چراغی روشن فراراه امت ها به پشتوانه اراده حکیمانه خداوند در همه نسل ها تعبیه شده است. براساس ظهور این آیه شریفه هیچ دوره ای نبوده است که فرهنگ جوامع دینی از ایده انتظار آینده ای ایدئال و نجات بخش به رهبری بزرگی از برگزیدگان خدا خالی باشد؛ از آنجا که در شمار فراوانی از امت های پیشین به رغم وجود انتظار و پافشاری بر آن، ظهور منجی به وقوع نپیوسته است و با توجه به نقش آفرینی حکمت خداوندی در این مسئله، ذهن کاوشگر بدین نتیجه نزدیک می شود که حکیم مطلق تکلیف انتظار را به منظور تمرین آمادگی امت ها و رشد و کمالی که در نفس انتظار نهفته، تشریع فرموده و از این میثاق سخن گفته است.

پی نوشت:

[1]. حوریب ـ که در دعای سمات به تصحیف حوریث خوانده شده ـ نام کوهی است در سمت راست کوه طور در شبه جزیره سینا در شمال دریای سرخ که جایگاه نخستین تجلی الهی بر حضرت موسی(علیه السلام) است. (جهت آگاهی بیشتر ر.ک به: بلاغی، 1371: 84 و 117 ـ 116؛ مدنی کاشانی، 1319: 43 و از همه مفصل تر، قاموس کتاب مقدس: 499 ـ 498)

2. در مورد چند و چون عالم ذرّ ر.ک به: سید مرتضی، 1428: 1 / 56 ـ 54 و نیز: حسینی بهشتی، 1357: 53 ـ 47.

3. مانند کیرانوری، 1384: 2 / 432 ـ 327؛ حسینی تهرانی، بی تا: بخش های زیادی از آن؛ کاشانی، 1285: 233 ـ 198؛ همو، 1309: 32 به بعد؛ نراقی، 1331: 130 ـ 88 و فخرالاسلام، 1351: 1 / 18 ـ 8.

منابع و مآخذ

قرآن کریم.
آلوسی، سید محمود، 1405 ق، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
ابن اثیر، مبارک بن محمد، 1364، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، قم، اسماعیلیان.
ابومسلم اصفهانی، محمد بن بحر، 1388، جامع التأویل لمحکم التنزیل، به کوشش محمود سرمدی، تهران، علمی و فرهنگی.
بحرانی، سید هاشم، 1403 ق، المحجه فیما نزل فی القائم الحجه(عج)، تحقیق محمد منیر المیلانی، بیروت، مؤسسه الوفاء.
بلاغی، سید عبدالحجه، 1371 ق، فرهنگ سمات، تهران، شرکت سهامی طبع کتاب.
بهشتی، محمد، 1342، ادیان و مهدویت، تهران، مؤسسه انتشارات کورش کبیر.
تهرانی، آقابزرگ، بی تا، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الاضواء.
جنابذی، سلطان محمد، 1344، بیان السعاده فی مقامات العباده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
جوادی آملی، عبدالله، 1378، تفسیر تسنیم، قم، اسراء.
حائری تهرانی، میر سید علی، 1337، مقتنیات الدرر، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
حسینی بهشتی، سید محمد، 1357، خدا از دیدگاه قرآن، تهران، بعثت.
حسینی تهرانی، سید علی، بی تا، منقول الرضایی، بی جا، افست چاپ سنگی.
حسینی تهرانی، سید محمدحسین، 1402 ق، مهر تابان، بی جا، باقرالعلوم(علیه السلام).
حسینی عراقی، نورالدین، 1355، القرآن و العقل، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشان پور.
زرین کوب، عبدالحسین، 1362، تاریخ در ترازو، تهران، امیرکبیر.
سید مرتضی، علی بن حسین، 1428 ق، امالی المرتضی، قم، ذوی القربی.
سیوطی، جلال الدین، 1404 ق، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، مکتبه آیت الله مرعشی.
شریف رضی، محمد بن حسین، 1355 ق، حقایق التأویل فی متشابه التنزیل، شرح محمدرضا آل کاشف الغطاء، بیروت، دار المهاجر.
شریف لاهیجی، بهاءالدین محمد، 1340، تفسیر شریف لاهیجی، تصحیح محمدابراهیم آیتی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی.
صافی، لطف الله، 1373 ق، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، تهران، مکتبه الصدر.
صافی، محمود، 1411 ق، الجدول فی اعراب القرآن و صرفه و بیانه، بیروت، دار الرشید.
طالقانی، سید محمود، 1344، آینده بشریت از نظر مکتب ما، تهران، شرکت انتشار.
ـــــــــــــــ ، 1358، پرتویی از قرآن، گردآوری سید محمدمهدی جعفری، تهران، شرکت سهامی انتشار.
طباطبایی، سید محمدحسین، 1389 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
طبرسی، فضل بن حسن، 1368، جوامع الجامع، تصحیح ابوالقاسم گرجی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
ـــــــــــــــ ، 1390 ق، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح ابوالحسن شعرانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
طبری، محمد بن جریر، 1324 ق، جامع البیان فی تفسیر القرآن، مصر، بولاق.
طوسی، محمد بن حسن، 1431 ق، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، الامیره.
طیب، سید عبدالحسین، بی تا، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلامی.
عسکری، جعفر بن محمد، 1360، المهدی الموعود المنتظر(عج) عند علماء اهل السنه و الامامیه، تهران، مؤسسه الامام مهدی(عج).
علم الهدی، مرتضی، 1353، منتظر جهان و راز طول عمر، تهران،  بعثت.
فخر الاسلام، محمدصادق، 1351، انیس الاعلام فی نصره الاسلام، تنظیم سید عبدالرحیم خلخانی، تهران، مرتضوی.
فیض کاشانی، ملامحسن، 1376، الاصفی فی تفسیر القرآن، تحقیق محمدحسین درایتی و محمدرضا نعمتی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
قمی مشهدی، محمدرضا، 1410 ق، کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق حسین درگاهی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
کاشانی، ملا محمدتقی، 1285 ق، هدایه الطالبین در اصول دین، چاپ سنگی، تهران، کارخانه آقامیر محمدباقر طهرانی.
ـــــــــــــــ ، 1309، هدایه الجاحدین، چاپ سنگی، تهران، بی نا.
کتاب مقدس «عهد عتیق و عهد جدید»، 2002 م، ایلام، بی نا.
کرینستون، جولیوس، 1377، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقی، قم، مرکز ادیان.
کیرانوری، رحمهالله بن خلیل الرحمن، 1384 ق، اظهار الحق، بیروت، المکتبه المصریه.
مازندرانی، محمد بن علی بن شهرآشوب، 1410 ق، متشابه القرآن و مختلفه، قم، بیدار.
مدنی کاشانی، ملا عبدالرسول، 1319، آب حیات در شرح دعای سمات، کاشان، چاپخانه عرفان.
مراغی، احمد مصطفی، 1394 ق، تفسیر المراغی، بی جا، بی نا.
مصباح یزدی، محمدتقی، 1388، جامعه و تاریخ، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل.
نراقی، ملا احمد، 1331 ق، سیف الامه، بی جا، چاپ سنگی توسط حاجی میرمحمدعلی شبستری.
نراقی، مولی محمدمهدی، 1363، انیس الموحدین، تصحیح محمدعلی قاضی طباطبایی، تهران، الزهراء.
هاکس، جیمز، 1383، قاموس کتاب مقدس، تهران، اساطیر.

عبدالله موحدی محب: استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه کاشان.

فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات تفسیری 12

انتهای متن/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        بازار globe
        اخبار کسب و کار تریبون
        همراه اول