دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۸
۱۲:۰۸  -  ۱۳۹۴/۷/۱۴
/بسته گزارشی روزانه فارس/ در پساتوافق می‌توانیم ترکیه دوم غرب باشیم!/ خط و نشان «مجاهدان شنبه» برای نزدیکان دولت روحانی

«در حلقه رندان»؛ اصلاح‌طلبان اکثریت‌خواه مجلس دهم چه کسانی هستند؟! و خط و نشان «مجاهدان شنبه» برای نزدیکان دولت روحانی از جمله مطالب امروز بسته گزارش تحلیلی خبرگزاری فارس است.

در پساتوافق می‌توانیم ترکیه دوم غرب باشیم!/ خط و نشان «مجاهدان شنبه» برای نزدیکان دولت روحانی

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

خط و نشان «مجاهدان شنبه» برای نزدیکان دولت روحانی

محمد کیانوش‌راد، از اعضای حزب اتحاد ملت و عضو سابق حزب مشارکت، در بخشی از گفت‌وگوی خود با هفته‌نامه صدا اظهار کرده است: نزدیکان آقای روحانی و برخی احزاب منتسب به دولت، مثل حزب اعتدال و توسعه، نباید دچار اشتباه محاسباتی شوند. حامیان اصلی دولت روحانی اصلاح‌طلبان هستند.

او افزوده است: درست است که روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری و حتی پس از آن خود را اصلاح‌طلب معرفی نکرد؛ اما از ابتدا یکی از گزینه‌های اصلی اصلاح‌طلبان بود. به عبارت دیگر، آقای روحانی عضوی از گروه‌های اصلاح‌طلب نبوده، اما متعلق به طیف اصلاح‌طلبان است. اگرچه آراء روحانی تنها مربوط به اصلاح‌طلبان نیست اما رأی اصلاح‌طلبان و حمایت آقایان هاشمی و خاتمی، در پیروزی روحانی، نه مؤثر که تعیین‌کننده بود.

این فعال اصلاح‌طلب همچنین تصریح می‌کند: زدن ساز مخالف و ناهماهنگ احتمالی، از سوی هرکس، خصوصا از سوی احزاب منتسب به دولت، در وهله اول به زیان دولت تمام خواهد شد.

 

*فی‌الواقع از همان روزهای نخستی که برخی چهره‌های جریان خاص عنوان می‌کردند که «اعتدال» و «اصلاحات» یکی هستند و هیچ تفارقی بین آنها نیست؛ مشخص بود که در هنگامه نزدیک شدن به موسم انتخابات، این تعارفات سیاسی کنار می‌روند و یک واقعیت زخمت رخ خواهد نمود.

واقعیتی که برخی ابعادش در کلام صریح کیانوش‌راد عیان است و جای هیچ‌گونه تأویل شاذی را از افتراقات اصلاح‌طلبان و اعتدالیون برجا نمی‌گذارد.

بدیهیست که این روند، پرده‌های دیگری هم دارد که تا ایام انتخابات یک به یک در مقابل دیده و قضاوت افکار عمومی قرار خواهند گرفت.

در اینجا نه از باب آتش‌افروزی بلکه از منظر بیان حقیقت باید اشاره کرد که اصلاح‌طلبان نقش تأثیرگذاری در رأی‌آوری رئیس‌جمهور روحانی نداشتند و صرفاً در روزهای واپسین انتخابات از روحانی هم سخن گفتند. در این فرایند حتی چهره‌هایی نظیر آقای هاشمی رفسنجانی و لیدر جریان اصلاحات نیز از دادن بیانیه‌های پرطمطراق و رسمی و شناسنامه‌دار در حمایت از روحانی نیز اجتناب کردند.

این احترازها از روحانی به این دلیل صورت می‌گرفت که اولاً اصلاح‌طلبان بعد از ردّ صلاحیت آقای هاشمی، کاندیدای مبرّزی در جریان انتخابات 92 نداشتند و ثانیاً به همین دلیل قصد داشتند تا ژست «نه جنگ، نه صلح» خود با نظام اسلامی که پس از حوادث سال 88 و ایضاً قهر آنها از انتخابات مجلس نهم پی‌ریزی شده بود؛ همچنان ایستا بماند.

ضمن آنکه آنها برای همان حمایت‌های اشاره‌وار و چند روز آخری از روحانی هم مجبور بودند زیرا برچسب عدم شرکت در انتخابات، می‌توانست به مثابه یک تیر خلاص برای پیکره اصلاحات عمل کند. 

در تأیید همین محتوا بود که حسین مرعشی در سال قبل از انتخابات 92 به ویژه‌نامه روزنامه اعتماد گفته بود که انتخابات آینده «مدیریت‌شده»! است.

و بعدها در هفته‌های نزدیک به انتخابات نیز به طنز یا جدی در روزنامه آرمان امروز از این گفته بود که به «سعید جلیلی» رأی می‌دهد.

محمدرضا عارف نیز که با اصرار لیدر اصلاح‌طلبان از انتخابات کنار رفته بود (صرفاً به این دلیل که در صورت شکست حتمی وی، اصلاح‌طلبان می‌بایست وِزر بیشتری را در افکار عمومی تحمل می‌کردند) در سکوت کنار رفت و هرگز حاضر به نام بردن از شیخ حسن روحانی و یا حمایت از وی نشد.

در این زمینه نگاهی به آرشیو رسانه‌های اصلاح‌طلب در هفته‌های منتهی به انتخابات نیز می‌تواند قابل تأمل باشد که در آنها (غیر از چند روز آخر) خبر چندانی از «حسن روحانی» نیست.

تمام واقعیت‌های اشاره شده اما پس از رأی‌آوری غیر منتظره رئیس‌جمهور روحانی مورد کتمان جریان خاص قرار گرفت و به جای آن قصه‌ای متفاوت و بزرگنمایی شده برای افکار عمومی بیان شد.

قصه‌ای که البته مشخص نیست اطرافیان روحانی و احزاب اعتدالی نیز آنرا باور کرده و حاضر باشند با اجبار اقتدارگرایانه برخی اصلاح‌طلبان به آن تن در دهند!

گفتنیست، پیش از این، اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهور روحانی در یک همایش سیاسی با اشاره به پیروزی حسن روحانی در انتخابات گفته بود: ‌«اینکه برخی می‌خواهند خود را یاران اصلی دولت برای پست گرفتن معرفی کنند، برای ما قابل قبول نیست و نباید عده‌ای از "مجاهدان شنبه" که پس از انتخابات به رئیس‌جمهور می‌پیوندند، پست و مقام بگیرند.»

پس از ترکان اما سعید لیلاز، فعال سیاسی اصلاح‌طلب به صحنه آمد و طی یادداشتی در روزنامه آرمان با توضیح اینکه، مجاهدان شنبه، فراریانی بودند که پس از پیروزی انقلاب مشروطه در روز جمعه؛ روز شنبه پیدایشان شد و أناشریک گفتند؛ اینطور مدعی شد که او قبل از ترکان بحث مجاهدان شنبه را مطرح کرده است و در ادامه برخی وزرا و نزدیکان روحانی را تلویحاً به‌عنوان مجاهد شنبه خطاب قرار داد!

 

***

 

«در حلقه رندان»؛ اصلاح‌طلبان اکثریت‌خواه مجلس دهم چه کسانی هستند؟!

احمد شیرزاد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در شماره روز یکشنبه روزنامه اعتماد طی مطلبی اظهار کرده است: اصلاح‌طلبان برای کسب اکثریت مجلس دهم امید بیشتری نسبت به ادوار گذشته مجلس دارند!

او افزوده است: آنها امید دارند که در این دوره توان و قدرت اجتماعی خود را به صحنه ببرند و پیروز انتخابات باشند. روند تحولات پس از انتخابات سال ٩٢ به سمت رو آمدن مجدد اصلاح‌طلبان است. البته اصلاح‌طلبان در گذشته نیز در بطن جامعه مدنی نفوذ خوبی داشتند و با وجود محرومیت از نفوذ سیاسی در سطح اجتماعی همچنان جایگاه خوبی دارند.

شیرزاد در ادامه تصریح می‌کند: پس از رفع تحریم‌ها و گشایش‌هایی که امید است در وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران اتفاق بیافتد، امید اصلاح‌طلبان به مجلس آینده افزایش یافته است.

 

*در میان چهره‌های جریان سیاسی خاص، فقط چند نفر هستند که بر پیروزی اکثریتی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم تأکید دارند که گویا شیرزاد هم به جرگه آنان پیوسته است.

«محمدرضا عارف»، «محمدصادق خرازی»، «مصطفی کواکبیان» و «صادق زیباکلام» از جمله اصلاح‌طلبانی هستند که مؤکداً از این می‌گویند که اصلاح‌طلبان باید پیروز اکثریتی انتخابات مجلس آینده باشند.

 این در حالی است که مشاهیر و چهره‌های ستادی جریان سیاسی خاص از سال گذشته تاکنون صراحتاً بیان کرده‌اند که «تکرار دوباره مجلس ششم» برای اصلاح‌طلبان ممکن نیست و ما به «پیروزی حداقلی» قانع هستیم.

مرتضوی الویری، عبدالله رمضان‌زاده، فیض‌الله عرب‌سرخی، مرتضی مبلغ، فیاض زاهد، حمیدرضا جلایی‌پور، احمد خرّم، هدایت آقایی و احمد پورنجاتی از جمله کسانی هستند که در اشاره به انتخابات مجلس دهم از گزینه‌هایی همچون «پیروزی نسبی» و «برد حداقلی» استفاده کرده‌اند.

در اینجا لازم به اشاره است که اصلاح‌طلبان طی 14 سال گذشته در هیچ انتخاباتی نتوانسته‌اند پیروز اکثریتی باشند.

همچنین قضایای سال 88 و به دنبال آن به محاق رفتن فعالیت این جریان سیاسی نیز درد مضاعفی است که بر گرده اصلاحات سنگینی می‌کند و پیکره این جریان را در بحران فرو برده است.

تأملی در رئوس همین مطالب کافیست تا احتمال تحقق یک برد حداکثری برای اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی تخمین زده شود.

در عین حال اصلاح‌طلبان به گزینه‌هایی همچون توافق ویَنی دولت، رفع تحریم‌ها و عملگری سمپاتیک رئیس‌جمهور روحانی برای اصلاح‌طلبان را گزینه‌هایی عنوان می‌کنند که شانس آنها را در انتخابات آینده به سمت مثبت میل می‌دهد.

این در حالی است که این سه گزینه به مثابه کارد دو لبه هستند و مشخص نیست عقلای اصلاح‌طلب در صورت شکستن توافق وین، بی‌تأثیری محتمل رفع تحریم‌ها بر اقتصاد و معیشت مردم و بروز اختلاف با روحانی و تیمش، چه چاره‌ای را در توشه خود ذخیره کرده‌اند؟!

اگر چاره‌ای وجود داشته باشد...

 

***

 

با توجه به مشکلاتمان خطری برای غرب نداریم...

در پساتوافق می‌توانیم برای غرب «ترکیه دوم» بشویم!

محسن رنانی، استاد دانشگاه و از چهره‌های نزدیک به جریان سیاسی خاص، اخیراً در بخشی از گفت‌وگوی مطوّل خود با روزنامه اعتماد و در اشاره به دوران پساتوافق اظهار کرده است: ‌ایران تا به امروز یک هدف عمده غرب برای رفتن به سمت فروپاشی نبوده، حتی به نظر می‌رسد در آینده ایران می‌تواند متحدی برای غرب باشد. یعنی ایران می‌تواند به نوعی ترکیه دوم برای غرب باشد.

او همچنین افزوده است:‌ ایران در آینده خطری فرهنگی، نظامی و اقتصادی برای غرب نخواهد بود، حداقل با اجرای توافق هسته‌ای، ایران تا ٢٥ سال آینده خطر نظامی خاصی برای غرب نخواهد داشت.

رنانی در ادامه با بیان اینکه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز شواهدی از تعارض فرهنگی حل ناشدنی میان ما و غرب وجود ندارد، اظهار می‌کند: ممکن است میان نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و ایدئولوژی سرمایه‌داری تعارضی باشد که هست اما بنیادین نیست، اما میان فرهنگ ما و فرهنگ غرب تعارض حل ناشدنی وجود ندارد. این هم ناشی از عقلانیتی است که در فرهنگ تشیع وجود دارد و به گمان من به علت همین عقلانیت، تشیع می‌تواند خود را با دنیای جدید سازگار کند.

از طرف دیگر ما خطری اقتصادی هم برای غرب نیستیم زیرا با توجه به مشکلاتی که امروز در کشور داریم و با توجه به روندی که در ١٠ سال گذشته در تحقق اهداف سند چشم‌انداز ٢٠ ساله طی کرده‌ایم بعید می‌دانم تا ٣٠ سال آینده بتوانیم حتی به یک غول اقتصادی منطقه‌ای تبدیل شویم. بنابراین ما در طول یک نسل آینده نه خطری اقتصادی برای غرب هستیم، نه خطری فرهنگی و نه خطری نظامی!

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود مجدداً تأکید می‌کند: «فکر نمی‌کنم فروپاشی ایران در دستور کار غرب باشد».

 

*محسن رنانی، علی‌الظاهر سومین نفر پس از «عباس عبدی» و «محمود سریع‌القلم» است که طی ماه‌های گذشته تِز «خارج شدن ایران از دستور کار فروپاشی و براندازی» را در اشاره به آمریکا بیان می‌کند.

این در حالی است که این تئوری اولاً به لحاظ عقلایی محال است و همانطور که ایران اسلامی درصدد براندازی نظام کاخ سفید است و آنرا مستکبر و شیطان بزرگ می‌داند؛ بدیهی است که دولت آمریکا نیز قصد همین عمل متقابل را در قبال ایران اسلامی دارد و مسئولان کاخ سفید تنها زمانی از این کار دست خواهند کشید که یا سفیه شده و یا اینکه توبه نصوح کرده باشند.

در اشاره به ماجرای «ترکیه‌ی دوم» شدن ایران نیز سوگمندانه باید به یک بیماری مزمن اشاره کرد که زمانی از ضرورت «ژاپن اسلامی شدن ایران» صحبت می‌کند و زمان دیگری هم مثل امروز از ترکیه‌ی دوم شدن ما سخن می‌راند.

نظریاتی که اگرچه اولی با نگاه قائم به ذاتی ایران طرح شده و دومی حکماً با نگاه کدخدامحوری آمریکا؛ اما هر دو حاوی اشکالات فراوانی مبنی بر نادیده گرفتن ظرفیت‌های بومی ایران، کدخدامحوری آمریکا و غرب، دسته‌دوم پنداری ایران، تقدیس پیشرفت‌های درجه‌دو و وابسته (نظیر آنچه در ژاپن و کره جنوبی و ... رخ داده است) و مقولاتی از این دست هستند.

صحبت‌های بعدی رنانی درباره اینکه ایران تا 25 سال آینده خطری برای غرب ندارد، بعید است طی 10 سال و 30 آینده به قدرت اقتصادی بدل شویم و ما خطر فرهنگی و نظامی و اقتصادی برای غرب نیستیم نیز در حالت خوشبینانه نظریاتی مبتنی بر واقعیت و ناظر به رخدادهای صورت گرفته در منطقه غرب آسیا و جهان نیستند.

اگر ایران خطری برای غرب ندارد پس این‌همه تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران و یا اظهار تمنّای مکرر رئیس‌جمهور این کشور برای تغییر حکومت ایران به چه دلیل است؟!

از بابت خطر اقتصادی و مشکلات درونی ایران نیز رنانی درست نمی‌گوید. زیرا اولاً بحران مورد اشاره جریان خاص در اقتصاد ایران هرگز وجود خارجی ندارد و بنا بوده که از آن استفاده سیاسی شود. و ثانیاً جمهوری اسلامی ایران به گواه واقعیت‌ها و اذعان مقامات کشور، در زمینه‌هایی حتی توان تحریم غرب و کشورهای معاند خود را نیز دارد که البته هنوز نسبت به آنها اقدام نکرده است.

این در حالی است که توان ایران نسبت به ایجاد چالش عند‌اللزوم در جنگ نظامی و اقتصادی با غرب نیز مسئله‌ای است که تنها با نگاهی گذرا به مسئله نفت، گاز و آبراهه‌های بین‌المللی می‌توان به آن رسید.

این مسئله بارها مورد اشاره تحلیلگران غربی نیز قرار گرفته اما گویا به سمع و نظر رنانی نرسیده است.

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
پر بازدید ها
    پر بحث ترین ها
      بیشترین اشتراک
        همراه اول