يکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۴

دیدگاه  /  مهدویت

مأخذ شناسی و باز شناسی محتوای کتاب الاوصیاء شلمغانی - بخش دوم و پایانی

بررسی منابع کتاب الاوصیاء

کتاب الاوصیاء یکی از تألیفات مهم شلمغانی (م ۳۲۲ ق) است که موضوع اصلی آن، امامت و استمرار سنت وصایت از انبیا تا اوصیا بوده است.

بررسی منابع کتاب الاوصیاء

 

منابع کتاب الاوصیاء
ـ به منظور بررسی منابع کتاب الاوصیاء، لازم است روایات منقول از این کتاب را یک به یک مورد بررسی قرار دهیم؛ لذا در هر مورد، بر اساس داده‌های رجالی و فهرستی، منابع شلمغانی را مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌دهیم:
1٫ نخستین روایت، روایتی است که طوسی در باب اثبات ولادت امام زمان (عج) ذکر کرده است. در این روایت، راوی، یعنی پدر حمزه بن نصر (خادم امام هادی(ع)) از این مسئله خبر می‌دهد که به سبب ولادت امام زمان(عج) به او دستور می‌رسد که به همراه گوشت، یک قلم با مغز برای کودک تازه متولد شده خریداری کند (طوسی، 1411: 245). این روایت در منابع موجود از کتاب الاوصیاء شلمغانی اخذ شده (حر عاملی، 1425، ج 5: 126) و ظاهرا وی آن را از منبع مکتوبی دریافت نکرده است.
2٫ این روایت را نیز طوسی در کتاب الغیبه و در همان باب متذکر شده است. در این روایت نیز راوی (ابراهیم بن ادریس) ادعا می‌کند که از جانب امام عسکری (عج)برای او قوچی فرستاده شده تا آن را برای تازه مولود (امام زمان) عقیقه کند (طوسی، 1411: 245). طریق شلمغانی به ابراهیم بن ادریس می‌رسد و او فردی است که از او با عنوان «الثقه» یاد کرده است. این روایت در منابع دیگر، از کتاب الاوصیاء شلمغانی منقول است (حر عاملی، 1425، ج 5: 127ـ 126) و تنها در کتاب «الهدایه» حسین بن حمدان (م 334 ق) سندی متصل برای آن ذکر گردیده است (خصیبی، 1419: 358). در ابتدای این سند، حسن بن محمد بن جمهور قرار دارد و او از فردی با عنوان «البشار» این روایت را از ابراهیم بن ادریس نقل می‌کند. حسن بن محمد بن جمهور کتابی با عنوان «الواحده» داشته است (نجاشی، 1365: 62).

جالب توجه این که طوسی هم پدر او محمد بن جمهور را جزء اصحاب امام رضا(ع)ذکر می‌کند (طوسی، 1373: 364) و هم جزء کسانی که از ائمه: روایتی نقل نکرده‌اند (همان: 448). همچنین وی بیش از 110 سال زندگی کرده (رک: نجاشی، 1365: 337) و صاحب کتاب‌هایی بوده که عناوین جالب توجهی، مانند «الملاحم»، «الواحده»، «صاحب الزمان» و «وقت خروج القائم» دارند (همان: 413). البته در مورد محمد بن جمهور این مطلب قابل ذکر است که او را «غالی» (همان: 413)؛ «فاسد الحدیث» و «صاحب شعری» که در آن محرمات الاهی را حلال شمرده است» (ابن غضائری، 1364: 92)، دانسته‌اند.

 به هر ترتیب، منابع به این نکته تصریح کرده‌اند که حسن بن محمد بن جمهور از پدر خود اصلح و بیش‌تر مورد اعتماد بوده است (نجاشی، 1365: 62). اگر بتوان احتمال داد که این روایت در کتاب وی با عنوان الواحده نقل شده است؛ آن گاه با توجه به این که وی در عصر غیبت صغرا می‌زیسته، می‌توان احتمال داد که شلمغانی این روایت را از او، یا از کتاب وی دریافت داشته است.
3٫ روایتی است که طوسی آن را ذکر کرده است (طوسی، 1411: 343). در این روایت، از رفتن جماعتی برای ملاقات با امام در ایام حیات امام عسکری(ع)سخن گفته شده است. شبیه این روایت را شیخ صدوق در کمال الدین و همچون شلمغانی از ابو جعفر المروزی روایت کرده است (صدوق، 1395، ج 2: 498). گفتنی است صدوق این روایت را از طریق سعد بن عبدالله اشعری گرفته و در منابع موجود، این روایت تنها از طریق سعد بن عبدالله نقل شده است. بنابراین، طریق روایت به سعد بن عبدالله منحصر است. وی همان فقیه و بزرگ شیعه است که منابع رجالی از او با عظمت و بزرگی یاد کرده‌اند (نجاشی، 1365: 177ـ 178).

او در سال 299 یا 301 هجری از دنیا رفته است. قابل ذکر این که وی کتاب‌های متعددی در فقه داشته؛ اما یکی از مباحث مورد علاقه اش مباحث اعتقادی و کلامی بوده و در این زمینه، کتاب‌هایی، از جمله الضیاء فی الامامه، بصائر الدرجات، کتاب الضیاء فی الرد علی المحمدیه و الجعفریه و الرد علی الغلاه و… داشته است (همان: 177ـ 178). کتاب بصائر الدرجات وی چهار جلد بوده است (طوسی، 1420: 215).

با این وصف، روشن می‌گردد که این مباحث، حجم قابل توجهی از تألیفات وی را به خود اختصاص داده و همین مسئله خصوصیت قابل توجه وی است؛ یعنی درعین حال که وی شخصیتی فقیه است، روایات متعددی در زمینه‌های اعتقادی، خصوصا در باب کرامات و دلائل امامت ائمه: از او نقل شده؛ تا جایی که وی یکی از راویانی می‌باشد که در کتابی مثل دلائل الامامه، منسوب به طبری که با رویکردی دلائل نگارانه، یعنى رویکردی که سعى در اثبات امامت ائمه از راه معجزات و کرامات دارد به زندگی ائمه :پرداخته؛ روایات بسیاری از او می‌توان یافت (منسوب به طبری، 1413: 102، 139، 229، 267). همچنین قابل توجه این که بر اساس قرائن متعدد، وی مدتی در بغداد می‌زیسته است.

 یکی از قرائن این مطلب، آن است که از جمله مهم ترین مشایخ روایی او محمد بن عیسی بن عبید است. وی طبق مطالعه‌ای که بر روی کتاب‌های اربعه حدیثی شیعه و کتاب وسائل الشیعه حر عاملی انجام یافته؛ از حیث کثرت روایات دریافتی در رتبه سوم از مشایخ سعد بن عبدالله قرار دارد (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، نور، نرم افزار درایه النور، نسخه 2/1، قسمت اسناد). این، در حالی است که محمد بن عیسی بن عبید، در بغداد ساکن بوده است (نجاشی، 1365: 333). به نظر می‌رسد منبع شلمغانی در این روایت سعد بن عبدالله و یکی از کتاب‌های وی بوده است.
4٫ روایت نسبتا مفصلی است که در آن از اجتماع امیرالمومنین، علی(ع) و عده‌ای از اصحاب در مسجد و ورود مردی به این جمع و سوال‌های او از آن حضرت و پاسخ‌های امام مجتبی(ع)؛ سخن گفته شده است (منسوب به طبری، 1413: 174ـ 176).

شلمغانی طریق خود به این روایت را که از امام جواد(ع) حکایت می‌کند؛ ذکر نکرده؛ اما این روایت در منابع گوناگون با اختلافاتی در برخی الفاظ ذکر شده است. ابن بابویه در الامامه این روایت را از چهار راوی (سعد بن عبدالله، عبدالله بن جعفر حمیری، محمد بن یحیی العطار و احمد بن ادریس) نقل می‌کند و آن‌ها از احمد بن محمد بن خالد برقی و او از ابو هاشم جعفری (که روایت را از امام جواد(ع) شنیده است) نقل می‌کند (ابن بابویه، 1404: 106). منابع مختلفی، این روایت را از صدوق و او به نقل از پدرش، ابن بابویه نقل کرده‌اند (صدوق، 1378، ج1: 65؛ طبرسی، احمد بن علی 1403، ج1: 266 و طبرسی، فضل بن حسن، 1390: 404). البته کلینی آن را از جماعتی که از برقی نقل کرده اند، روایت کرده است (کلینی، 1407، ج 1: 525).

 قابل توجه این که ابو هاشم جعفری کتابی داشته که عنوان آن ذکر نشده است (طوسی، 1420: 182)؛ اما چنان که ذکر گردید، منابع، عمدتا از طریق برقی که این روایت را در کتاب المحاسن خود آورده (برقی، 1371، ج2: 332) نقل کرده‌اند. بنابر این، به نظر می‌رسد منبع مکتوب شلمغانی در این روایت، المحاسن برقی است و طریق وی به این روایت می‌توانسته سعد بن عبدالله اشعری یا عبدالله بن جعفر حمیری (نیمه دوم قرن سوم هجری) باشد؛ چنان که خواهیم دید، شلمغانی روایات متعددی را از حمیری و کتاب الدلائل او دریافت کرده است.
5٫ پنجمین روایت در مورد ولادت امام حسین(ع)و داستان معروف فطرس ملک است. این روایت در دلائل الامامه بدون ذکر سند، به نقل از شلمغانی آمده است (منسوب به طبری، 1413: 189ـ190؛ منسوب به مسعودی، 1384: 164و حسین بن عبدالوهاب، بی تا: 68). در ابتدای این روایت چنین آمده است: «الشلمغانی عمن حدثه عن ابی جعفر…». معلوم نیست منظور از ابو جعفر امام جواد(ع) است یا امام باقر(ع)؛ اما منابع متعددی این روایت را از امام صادق(ع) نقل کرده‌اند (صفار، 1404، ج1: 68؛ ابن قولویه، 1356: 66؛ صدوق، 1376: 137و فتال نیشابوری، 1375، ج1: 155).
کشی، آن را از محمد بن سنان، بدون استناد به امامی نقل کرده است (طوسی، 1409: 582ـ 583). جزئیات ماجرا در این روایات و نقل‌ها متفاوت است و هیچ کس غیر از شلمغانی آن را از ابی جعفر نقل نمی‌کند. لذا دانسته نشد که وی آن را از چه منبعی دریافت کرده است.
6٫ این روایت در مورد ابوخالد الکابلی است که در ابتدا به امامت محمد حنفیه اعتقاد داشت؛ اما پس از دیدار با امام سجاد(ع) به امامت آن حضرت اعتقاد یافت (منسوب به طبری، 1413: 209؛ منسوب به مسعودی، 1384: 175ـ176 و حسین بن عبدالوهاب، بی تا: 72). طبق این روایت، وی پس از این که امام سجاد(ع)او را به نام «کنکر» خطاب کرد، به حضرتش ایمان آورد؛ زیرا این، نامی بود که مادر وی بر او نهاده بود و غیر از او و مادرش کسی از آن آگاهی نداشت. صرف نظر از برخی جزئیات، محتوای این روایت را کشی نیز نقل کرده است (طوسی، 1409: 120ـ 121). در نقل کشی این روایتی است که ابو بصیر از امام باقر(ع) (ابا جعفر) نقل می‌کند. در روایت شلمغانی که در کتاب دلائل الامامه نیز نقل شده؛ سند آن چنین ذکر شده است:
حدثنی ابو المفضل محمد بن عبدالله قال حدثنی ابو النجم بدر بن الطبرستانی قال حدثنی ابو جعفر محمد بن علی(ع) قال:…. (منسوب به طبری، 1413: 209).
در وهله اول به نظر می‌رسد نسخه نویسان به گمان این که منظور از ابو جعفر، محمد بن علی، امام باقر8 است، عبارت «علیهما السلام» را بعد از نام او ذکر کرده‌اند؛ اما مطالعه اسلوب نقل روایات شلمغانی در کتاب دلائل الامامه نکته ‌دیگری را نشان می‌دهد. در این کتاب، معمولا سند روایت از شلمغانی تا امام ذکر نمی‌شود و بعد از نام شلمغانی، نام امام می‌آید (همان: 174، 189، 305).

 به نظر می‌رسد در این روایت نیز چنین بوده و بعد از نام ابو جعفر محمد بن علی، ابو جعفر(ع) قرار داشته است و نسخه نویسان به گمان اضافی بودن یکی از آن‌ها، آن را حذف کرده‌اند. با توجه به این که این روایت در منابع موجود غیر از آن چه کشی نقل کرده (طوسی، 1409: 120ـ 121)؛ نظیر دیگری ندارد و نیز با توجه به بیانی که گذشت؛ می‌توان احتمال داد که این روایت با آن چه کشی نقل می‌کند، یکی است. باید توجه کرد که شلمغانی در نقل روایات، نقل به معنا می‌کند (منسوب به طبری، 1413: 305؛ برقی، 1371، ج 2: 314 و کلینی، 1407، ج 1: 385). لذا اختلاف موجود در برخی الفاظ از این رو قابل پذیرش است. به هر ترتیب، کشی این روایت را از منبعی مکتوب متعلق به جبرئیل بن احمد نقل می‌کند؛ اما جبرئیل بن احمد ساکن «کش» بوده (خویی، 1413، ج 4: 33)؛ لذا احتمال نقل شلمغانی از او بعید به نظر می‌رسد. جبرئیل بن احمد، این روایت را از محمد بن عبدالله بن مهران دریافت کرده است.

بنابراین، بر فرض انحصار طریق این روایت به آن چه کشی نقل کرده، می‌بایست منبع شلمغانی را ابن مهران بدانیم. گفتنی است این ابن مهران شخصیتی «غالی»، «کذاب» و «فاسد المذهب و الحدیث» دانسته شده و صاحب کتاب‌هایی بوده از جمله کتاب «الممدوحین و المذمومین» (نجاشی، 1365: 350). احتمال این که این روایت به این کتاب او مربوط باشد، بیش از کتاب‌های دیگر او است. می‌توان چنین فرض کرد روایتی را که او در باب ذکر ممدوحین از اصحاب ائمه در مورد ابو خالد ذکر کرده، شلمغانی به عنوان دلیلی برای امامت امام سجاد(ع)بیان می‌کند. شاید به همین دلیل، در منابع دیگر به عنوان دلیلی برای امامت امام سجاد(ع)ذکر نگردیده است.

 در صورت پذیرش این که منبع شلمغانی این کتاب ابن مهران است، باید گفت طریق شلمغانی به این کتاب را می‌توان سعد بن عبدالله اشعری یا عبدالله بن جعفر حمیری دانست؛ زیرا آن دو (که از مشایخ شلمغانی بوده اند) روایات احمد بن محمد بن خالد برقی را که کتاب‌های محمد بن عبدالله بن مهران را روایت می‌کرده (طوسی، 1420: 436)؛ نقل می‌کرده‌اند. شاید یکی از اسبابی که برقی به نقل از ضعفا متهم بوده است (نجاشی، 1365: 76)؛ نقل روایات ابن مهران باشد. در هر حال، این که منبع شلمغانی در این روایت محمد بن عبدالله بن مهران باشد، تنها احتمالی است که از بررسی منابع موجود موجه به نظر می‌رسد.
7٫ روایتی است در باب آمدن فردی منجم نزد امام سجاد(ع) و خبر دادن امام به آن شخص از آنچه خورده و آنچه ذخیره کرده بود (منسوب به طبری، 1413: 210؛ منسوب به مسعودی، 1384: 173و ابن طاووس، 1368: 111). این روایت را شلمغانی بدون ذکر سند از ابوخالد کابلی ذکر کرده است. این، در حالی است که در منابع موجود، غیر از منابعی که از شلمغانی نقل کرده‌اند، تنها در کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید؛ چنین مضمونی نقل شده است (منسوب به مفید، 1413: 319).

در کتاب الاختصاص سند از محمد بن ابی عبدالله جامورانی شروع می‌شود؛ اما آن که در نهایت این روایت را حکایت می‌کند، عبدالصمد بن علی است که غیر از ابوخالد کابلی است. بنابراین، شواهد موجود به منبع شلمغانی در خصوص این روایت رهنمون نمی‌باشند.
8٫ روایتی در مورد خبر دادن امام صادق(ع) از این حقیقت است که امام کاظم(ع) (که در زمان صدور این روایت در سنین کودکی است) در آینده به دست بنی عباس زندانی خواهد شد. (منسوب به طبری، 1413: 296 و منسوب به مسعودی، 1384: 191). این روایت را شلمغانی بدون ذکر طریق، از رفاعه بن موسی نقل کرده است. همین روایت را اربلی در کشف الغمه از کتاب «الدلائل» عبدالله بن جعفر حمیری از رفاعه بن موسی نقل کرده است (اربلی، 1381، ج 2: 192).

 بنابراین، با توجه به استفاده گسترده شلمغانی از کتاب الدلائل حمیری، تردیدی نیست که منبع وی در این روایت همان کتاب الدلائل حمیری است. با توجه به مباحث آتی، شلمغانی در تألیف کتاب الاوصیاء بیش‌ترین بهره را از همین کتاب الدلائل حمیری برده است. در مورد وی می‌توان گفت که نجاشی، وی را بزرگ قمی‌ها و شخصیت مورد توجه آن‌ها توصیف کرده است (نجاشی، 1365: 219).

او هر چند دارای کتاب‌های فقهی بود مثل قرب الإسناد إلى الرضا (همان: 220)؛ بر اساس عناوین کتاب‌های وی، بیش‌تر مباحث مورد علاقه‌اش را مباحث اعتقادی و کلامی تشکیل می‌داده است (همان). از او روایات بسیاری در میان منابع موجود بر جای مانده است (کلینی، 1407، ج1: 329، 468، 472، 497). افزون بر آن، بسیاری از کتاب‌ها و تألیفات مولفان شیعه، از طریق او به دیگران انتقال یافته است (نجاشی، 1365: 13، 31، 38، 49، 52، 59، 72). همچنین گفتنی است کتاب الدلائل وی از کتاب‌های مهم او در موضوع امامت می‌باشد که مورد توجه دلایل نگاران نیز قرار گرفته است. (منسوب به طبری، 1413: 367، 368).
9٫ روایت دیگر، مرفوعه‌ای است از امام صادق(ع) که در آن، از دلایل امامت (معجزات امام را هنگام ولادت، مانند نهادن دست‌ها بر زمین و بلند کردن سر بر آسمان و شهادت دادن بر یگانگی خدا) ذکر داده است (منسوب به طبری، 1413: 305؛ منسوب به مسعودی، 1384: 190). این روایت در منابع دیگری نیز نقل شده است (برقی، 1371، ج2: 314؛ کلینی، 1407، ج1: 385؛ حسین بن عبدالوهاب، بی تا: 95 و یوسف بن حاتم شامی، 1420: 650)؛ اما با توجه به ارتباط شلمغانی با روایات احمد بن محمد بن خالد برقی، می‌توان گفت که در واقع آن چه شلمغانی نقل کرده، نقل به معنایی از روایت کتاب المحاسن برقی است.
10٫ روایت مرفوعه دیگری است که شلمغانی از «جابر» نقل می‌کند، بدون آن‌که تعیین کند مرادش از جابر کیست. در این روایت، جریان خریدن، کنیزی به اسم حمیده به دستور امام باقر(ع) آمده است. امام باقر(ع) این کنیز را بعد از خرید به امام صادق(ع) هدیه داد و امام کاظم(ع) از او به دنیا آمد (منسوب به طبری، 1413: 308 و منسوب به مسعودی، 1384: 189). قابل توجه این که در منابع دیگر، این روایت را یوسف بن حاتم شامی (م قرن 7ق) به صورت مرفوع از جابر بن یزید جعفی (م 128 ق) نقل می‌کند (یوسف بن حاتم، 1420: 649).

برخی منابع محتوایی، شبیه این روایت را نه از جابر، بلکه از عیسی بن عبدالرحمن راوی کوفی و صحابی امام صادق(ع)، (طوسی، 1373: 258)، از پدرش نقل کرده‌اند (کلینی، 1407، ج 1: 476). با این اوصاف، در باب منبع شلمغانی در این روایت، می‌توانیم چنین تحلیل کنیم که می‌دانیم جابر کتاب‌هایی با عنوان «النوادر» و «الفضائل» داشته است (نجاشی: 1365: 129) و محمد بن سنان نیز در طریق نجاشی و طوسی، به کتاب‌های جابر قرار دارد (همان: 129و طوسی، 1420: 116)؛ از طرفی عبدالله بن جعفر حمیری و سعد بن عبدالله اشعری نیز کتاب‌ها و روایات ابن سنان را نقل می‌کرده‌اند (طوسی، 1420: 407)؛ بر این اساس، اگر شلمغانی طریقی به روایات جابر داشته، احتمالا آن طریق حمیری و سعد از ابن سنان بوده است.
11٫ روایتی است مرفوعه از یعقوب السراج که در آن، امام کاظم(ع) که کودکی درون گهواره است به وی می‌فرماید: اسم دختر خود را که «حمیرا» نهادی، تغییر ده (منسوب به طبری، 1413: 326؛ منسوب به مسعودی، 1384: 191و بحرانی، 1413، ج6: 225). این روایت در چند منبع دیگر ذکر شده و در همه آن‌ها، این نکته که روایت مذکور از یعقوب السراج است و آن را محمد بن سنان از وی شنیده؛ مشترک می‌باشد (رک: کلینی، 1407، ج 1: 310؛ مفید، 1413 الف، ج2: 219؛ طبرسی فضل بن حسن، 1390: 299 و اربلی، 1381، ج2: 221).

گفتنی است که غالب منابع طریق خود را به این روایت ذکر نکرده و عمدتا از محمد بن سنان به بعد را متذکر گشته‌اند و تنها کلینی است که طریق خویش را متذکر می‌شود (کلینی، 1407، ج1: 310). وی این روایت را از حسین بن محمد، از معلی بن محمد، از وشاء و او از محمد بن سنان دریافت کرده است. با توجه به منقطع بودن اسناد در دیگر منابع، نمی‌توان به انحصار طریق این روایت در آن چه کلینی ذکر کرده است؛ حکم کرد.

بنابراین، نسبت به منبعی که شلمغانی این روایت را از آن دریافت داشته، نمی‌توان به طور قطع داوری کرد؛ اما به طور کلی مانند روایت قبلی می‌توان گفت شلمغانی که ارتباطش با عبدالله بن جعفر حمیری ثابت است، احتمال این که در این روایت از طریق وی به روایت ابن سنان دست یافته باشد؛ خالی از وجه نیست.
12٫ روایتی است که در آن، از آمدن ابو حنیفه (م‌150ق) نزد امام صادق(ع) برای پرسیدن نکته‌ای از آن حضرت، سخن گفته شده است. وی قبل از این که به دیدار آن حضرت موفق شود امام کاظم(ع)را که در سنین کودکی بود، ملاقات کرده و از ایشان سوال می‌کند و پاسخ لازم را می‌شنود (منسوب به طبری، 1413: 327).

جز آن چه شلمغانی روایت کرده و منابعی که از او اخذ کرده‌اند (منسوب به مسعودی، 1384: 191؛ بحرانی، 1413، ج6: 226 و بحرانی، 1411، ج4: 201)؛ منابع متعددی نیز محتوای آن را یادآور گشته‌اند (مفید، 1413 ب: 72؛ فتال نیشابوری، 1375، ج1: 39؛ ابن شهر آشوب، 1379، ج 4: 314 و طبرسی فضل بن حسن، 1390: 308). اما جالب توجه آن که تمام این منابع، متأخر از شلمغانی هستند و همه آن‌ها بدون ذکر هیچ سندی، بلکه با لفظ «رُوی» به نقل آن پرداخته‌اند. به این ترتیب، در هیچ منبعی سندی برای این روایت یافت نشد.
13٫ در روایت دیگر جریان آمدن فردی از اهالی ری به نزد امام کاظم(ع) آمده است که حضرت در گذشت برادر آن فرد را به او خبر می‌دهد. این، در حالی است که وی چند روز قبل، از برادرش نامه‌ای دریافت کرده بود. او تاریخ این خبر را ضبط کرد و بعدها که از بازماندگان برادرش زمان درگذشت او را جویا شد، زمان آن اتفاق را با آن چه امام فرموده بود، یکی یافت (منسوب به طبری، 1413: 327؛ منسوب به مسعودی، 1384: 197و حسین بن عبدالوهاب، بی تا: 98). شلمغانی این روایت را مرفوعاً از علی بن ابی حمزه نقل کرده است. با توجه به این که چند منبع دیگر این روایت را با همین کیفیت از کتاب الدلائل حمیری نقل کرده‌اند (اربلی، 1381، ج 2: 241 و ابن طاووس، 1368: 230)؛ مشخص می‌شود که منبع شلمغانی نیز همان کتاب الدلائل شیخ او، یعنی حمیری است.
14٫ روایت دیگر، مرفوعه‌ای است از هشام بن احمد که در آن، نحوه خرید کنیزی به نام «تکتم» برای امام کاظم(ع) ذکر شده است. این کنیز همان مادر امام رضا(ع) می‌باشد (منسوب به طبری، 1413: 348؛ منسوب به مسعودی، 1384: 201 و حسین بن عبدالوهاب، بی تا: 106).

 این روایت نیز در منابع مختلفی آمده که باز هم شلمغانی آن را نقل به معنا کرده است. هر چند کلینی از محمد بن یحیی این روایت را دریافت کرده است (کلینی، 1407، ج1: 486)؛ عموم منابعی که به نقل آن پرداخته‌اند، آن را از سعد بن عبدالله دریافت کرده‌اند (صدوق، 1378، ج 1: 17؛ منسوب به مفید، 1413: 197؛ طبری آملی، 1383: 215 و راوندی قطب الدین، 1409، ج 2: 653). به این ترتیب، با توجه به ارتباط شلمغانی با سعد بن عبدالله، می‌توان نتیجه گرفت که در مورد این روایت نیز منبع او سعد بن عبدالله اشعری است.
15٫ آن چه به عنوان روایت پانزدهم در این تحقیق مورد بحث قرار می‌گیرد، در واقع چندین روایت است که در آن‌ها تاریخی از وقایع دوران امامت امام رضا(ع) عنوان شده است: از هنگامی که امام رضا(ع) قصد کرد از مدینه به سمت مرو خارج شود، تا سخنان آن حضرت با اهل و عیال خویش و با امام جواد(ع) و نیز اصحابش تا رفتن آن حضرت به مرو و استقبال مأمون از آن حضرت و خواندن نماز عید وتزویج دختر مأمون به امام و جریان ولایتعهدی و نحوه شهادت آن بزرگوار (منسوب به طبری، 1413: 349؛ منسوب به مسعودی، 1384: 211 و 212 و بحرانی، 1413، ج7: 81 و 179) با این وصف و با توجه به این که شلمغانی در طرح روایات، نقل به معنا می‌کند و بعضی از آن‌ها را با بعضی دیگر ترکیب می‌سازد؛ نمی‌توان در خصوص منابع شلمغانی نظری داد؛ جز آن که وی در شروع این روایت، سندی را ذکر کرده که قابل توجه است.

 او آن چه را نقل می‌کند، روایتی از محمد بن عیسی، از ابی محمد الوشاء می‌داند که البته تنها به قسمت اول این روایات و وداع امام رضا(ع) از خانواده خود در مدینه مربوط است (منسوب به طبری، 1413: 349). جالب توجه این که ابو محمد الوشاء کتابی با عنوان «مسائل الرضا» (نجاشی، 1365: 40) داشته است. هرچند این عنوان معمولا بر کتاب‌هایی گذاشته می‌شد که غالبا مشتمل بر سوالات کتبی راوی یا دیگران از یکی از ائمه: بوده است؛ محتمل است این روایت مأخوذ از مباحث مقدماتی یا حاشیه‌ای آن کتاب بوده باشد. در صورت پذیرش چنین مطلبی، می‌بایست پذیرفت که منبع اولیه و اصلی این روایت، همان کتاب الوشاء از ابی محمد الوشاء است که خود از اصحاب امام رضا(ع) بوده است (نجاشی، 1365: 39).

 مطلب دیگر این که این روایت را محمد بن عیسی از وی نقل کرده است. مراد از محمد بن عیسی، «ابن یقطین» است؛ زیرا اوست که روایات الوشاء را نقل می‌کرده است (خویی، 1413، ج17: 87). مطلب بعدی این که عبدالله بن جعفر حمیری و سعد اشعری هر دو راوی کتاب‌های محمد بن عیسی بوده‌اند (نجاشی، 1365: 334). بر این اساس، می‌توان احتمال داد که شلمغانی از طریق حمیری و اشعری به روایات محمد بن عیسی و از او به کتاب مسائل الرضا، از ابو محمد الوشاء دست یافته است.
16٫ این روایت جریانی است که آن را حکیمه، دختر امام کاظم(ع) حکایت کرده و به وقایع هنگام ولادت امام جواد(ع) مربوط است (منسوب به طبری، 1413: 383 و بحرانی، 1413، ج 7: 259). جالب توجه این که آنچه را شلمغانی روایت کرده و طریقی که برای آن ذکر کرده، همان روایتی است که در کتاب اثبات الوصیه با همان کیفیت از حمیری ذکر گردیده است (منسوب به مسعودی، 1384: 217). در منابع، غیر از آنچه در اثبات الوصیه آمده، هیچ نظیری برای این روایت یافت نمی‌شود. بنابراین، تردیدی نیست که شلمغانی روایت مذکور را از حمیری دریافت کرده است. روایات17، 18 و 19، روایات نسبتا مفصلی است که حدود 7 صفحه را به خود اختصاص داده و تاریخچه‌ای از دوران به امامت رسیدن امام جواد(ع) و وقایع دوران امامت آن حضرت را بازگو می‌کند (منسوب به طبری، 1413: 388-394 و 401ـ402).

 قابل توجه این که این هفت صفحه هم در کتاب دلائل الامامه ذکر گردیده و هم در کتاب اثبات الوصیه (منسوب به مسعودی، 1384: 220ـ 226)؛ با این تفاوت که در دلائل الامامه روایاتی از شلمغانی است؛ اما در اثبات الوصیه از کتاب الدلائل حمیری نقل شده است. تفاوت دیگر، ترتیب نقل این روایات در این دو منبع است که برخی از بخش های آن با یکدیگر جابه جا شده‌اند. به هر رو، تردیدی نیست که منبع شلمغانی در این روایات کتاب الدلائل حمیری بوده است.
20٫ روایتی است که در آن، از شلمغانی چنین نقل شده است: «روی محمد بن الفرج بن ابراهیم بن عبدالله بن جعفر قال….» و در ادامه جریانی را بیان می‌کند در مورد خرید کنیزی برای امام جواد(ع) که امام هادی(ع) از ایشان متولد می‌شود (منسوب به طبری، 1413: 410).

 قابل توجه این که این روایت در منابع متقدم تنها در همین کتاب دلائل الامامه، از شلمغانی و در اثبات الوصیه (منسوب به مسعودی، 1384: 228) بدون ذکر منقول عنه، آمده است و افزون بر این دو منبع، در منابع موجود، روایتی که مانند این جریان را حکایت کند، یافت نشد. با این اوصاف، طریق شلمغانی به روایت محمد بن الفرج مشخص نیست و کتابی از او به ثبت نرسیده است.
21٫ روایتی است که شلمغانی، آن را از ابو هاشم الجعفری حکایت می‌کند و جریان آن، سوال کردن شخصی ارمنی از امام عسکری(ع) در مورد آیه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى  أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى  شَهِدْنا (اعراف: 172) است که امام در پاسخ وی می‌فرماید:
معرفت ثابت شد؛ ولى موقف را فراموش کردند و به همین زودى یادآور آن خواهند شد. اگر این‌طور نبود، کسى نمی‌دانست که خالق و رازقش کیست (منسوب به مسعودی، 1384: 249؛ حلی، 1421: 400) .
این روایت از روایات کتاب الدلائل حمیری است (اربلی، 1381، ج 2: 419).
22٫ روایتی است که در آن، از وصیت امام علی(ع) به امام حسن(ع) در خصوص موضع دفن پیکر آن حضرت در پشت کوفه و مکانی که جنازه از حرکت بایستد؛ خبر داده است (ابن طاووس، بی تا: 130ـ131). برای این روایت در منابع موجود نظیری یافت نشد و مشخص نگردید که شلمغانی آن را از چه منبعی دریافت کرده است.
23٫ آخرین روایت بازمانده از کتاب الاوصیاء شلمغانی، حدیث مشهور به «جنود عقل و جهل» است (منسوب به مسعودی، 1384: 15ـ 17). یکی از مهم‌ترین منابع این روایت، احمد بن محمد بن خالد برقی است که به واسطه علی بن حدید، آن را از سماعه بن مهران حکایت می‌کند (برقی، 1371، ج 1: 196ـ 198). منابع دیگر، از جمله الکافی نیز این روایت را از برقی اخذ کرده‌اند (کلینی، 1407، ج 1: 20). سعد بن عبدالله اشعری و عبدالله بن جعفر حمیری، هر دو نفر، این حدیث را از برقی روایت کرده‌اند (صدوق، 1362، ج2: 588ـ 591). بنابراین، منبع مکتوب شلمغانی کتاب المحاسن برقی بوده که به واسطه اشعری و حمیری از او نقل می‌کند.
نتیجه گیری
بنابر آنچه گذشت، می‌توان گفت کتاب «الاوصیاء» از منابع مورد اعتماد اصحاب بوده است که حتی در دوره پس از انحراف شلمغانی، دانشمندانی از شیعه، همچون شیخ طوسی، سید علی بن طاووس، سید عبدالکریم بن طاووس، حسن بن سلیمان حلی، شیخ حر عاملی و بحرانی از آن حدیث نقل می‌کرده‌اند و تا قرن دوازدهم موجود بوده است. بر اساس روایات بازمانده از این کتاب، در لابه لای منابع موجود، شلمغانی در تألیف کتاب الاوصیاء از منابعی چون الدلائل عبدالله بن جعفر حمیری (7 روایت)، المحاسن احمد بن محمد بن خالد برقی (3 روایت)، برخی از کتاب‌های سعد بن عبدالله اشعری (2 روایت)، مسائل الرضا ابو محمد حسن بن علی بن زیاد الوشاء (1 روایت)، الفضائل یا النوادر جابر بن یزید جعفی (1 روایت)، الممدوحین و المذمومین محمد بن عبدالله بن مهران (1 روایت)، و الواحده حسن بن محمد بن جمهور (1 روایت)؛ بهره برده است که در این میان بیش‌ترین سهم به الدلائل حمیری اختصاص دارد.

افزون بر آن، طریق او به کتاب‌های گذشتگان، عمدتا عبدالله بن جعفر حمیری و سعد بن عبدالله اشعری بوده است. وی در غالب روایات نقل به معنا می‌کرده و به الفاظ، یا گزارش کامل روایات پایبند نبوده است؛ اما بر این امر اهتمام داشته که روایات خود را از منبعی دریافت کرده باشد. خواه آن منبع در نظر محدثان آن دوره، منبعی معتبر دانسته شود و خواه غیر معتبر؛ مانند کتاب ابن مهران.

منابع

قرآن کریم.
1٫ ابن اثیر، عز الدین علی (1385 ق). الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر.
2٫ ابن بابویه، علی بن‌حسین (1404 ق). الامامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الامام المهدی.
3٫ ابن شهر آشوب، مازندرانی، (1379ق). مناقب آل ابی‌طالب، قم، علامه،.
4٫ ابن طاووس، سید علی (1386ق). فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم، قم، دار الذخائر.
5٫ ابن طاووس، سید عبد الکریم طاووس، (بی تا). فرحه الغری فی تعیین قبر امیر المؤمنین علی بن‌ابی‌طالب(ع)، قم، منشورات الرضی.
6٫ ابن غضائری، احمد بن حسین واسطی بغدادی (1364). الرجال، اول، قم، دار الحدیث.
7٫ ابن قولویه، جعفر بن محمد (1356). کامل الزیارات، مصحح: امینی، عبدالحسین، نجف اشرف، دار المرتضویه.
8٫ اربلی، علی بن‌عیسی (1381). کشف الغمه فی معرفه الائمه، مصحح: رسولی محلاتی، سیدهاشم، تبریز، بنی هاشمی.
9٫ اَزدی، یزید بن‌محمد (1427ق). تاریخ الموصل، تحقیق: محمد احمد عبدالله، بیروت، دار الکتب العلمیه.
10٫ انصاری، حسن (1390). «از کتاب الأوصیای شلمغانی تا اثبات الوصیه مسعودی»، تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی.
11٫ بحرانی، سید هاشم (1374). البرهان فی تفسیر القرآن، قسم الدراسات الاسلامیه موسسه البعثه، قم، موسسه بعثه.
12٫ ـــــــــــــــــ (1411ق). حلیه الابرار فی احوال محمد و آله الابرار، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.
13٫ ـــــــــــــــــ (1413ق). مدینه معاجز الأئمه الإثنی عشر، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.
14٫ برقی، احمد بن‌محمد بن‌خالد، (1371ق). المحاسن، تحقیق محدث جلال الدین، قم، دار الکتب الاسلامیه.
15٫ بروجردی، آقا حسین (1399ق). جامع احادیث الشیعه، قم، المطبعه العلمیه.
16٫ حر عاملی. محمد بن‌حسن (1409ق). وسائل الشیعه، تحقیق: موسسه آل البیت: قم، موسسه آل البیت:
17٫ ـــــــــــــــــ (1384). الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه، نجف اشرف، محمد جواد کتبی کاظمی.
18٫ ـــــــــــــــــ (1425ق). اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، بیروت، اعلمی.
19٫ حسین بن عبد الوهاب (بی تا) عیون المعجزات، قم، مکتبه الداوری.
20٫ حلی، حسن بن‌سلیمان (1421ق). مختصر البصائر، ترجمه مشتاق مظفر، قم، موسسه النشر الاسلامی.
21٫ خصیبی، حسین بن حمدان (1419ق). الهدایه الکبری، بیروت، البلاغ.
22٫ خویی، سید ابو القاسم (1413ق). معجم رجال الحدیث، بی جا، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه.
23٫ راوندی، قطب الدین (1409ق). الخرائج و الجرائح، موسسه امام المهدی(عج) قم، موسسه امام المهدی(عج)
24٫ رحمتی، محمد کاظم بهار (1385). غیبت صغری و نخستین بحران‌های امامیه، تاریخ اسلام، دانشگاه باقر العلوم(ع)، شماره 25٫
25٫ شبیری، سید محمد جواد (1381). «اثبات الوصیه و مسعودی صاحب مروج الذهب»، نشریه انتظار موعود سال دوم شماره چهارم.
26٫ ــــــــــــــــــــــ (تابستان 1369). «شیخ مفید و کتاب اختصاص»، نشریه نور علم، شماره 38٫
27٫ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، (1367). الامالی، تهران، کتابچی.
28٫ ــــــــــــــــــــــ (1362). الخصال ترجمه غفاری علی اکبر، قم، جامعه مدرسین.
29٫ ــــــــــــــــــــــ (1378ق). عیون اخبار الرضا(ع)، ترجمه لاجوردی مهدی، تهران، نشر جهان.
30٫ ــــــــــــــــــــــ (1385). علل الشرایع، قم، داوری.
31٫ ــــــــــــــــــــــ (1395). کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه غفاری علی اکبر، تهران، اسلامیه.
32٫ صفار، محمد بن‌حسن (1404ق). بصائر الدرجات، تحقیق کوچه باغی محمد، قم، مکتبه آیت الله المرعشی النجفی.
33٫ صفری، فروشانی نعمت الله (زمستان 1385). «حسین بن‌عبدالوهاب و عیون المعجزات»، علوم حدیث شماره 4٫
34٫ ــــــــــــــــــــــ (پاییز و زمستان1384). «محمد بن جریر طبری آملی و دلائل الامامه»، علوم حدیث، ش 37 و 38٫
35٫ طبرسی، احمد بن علی (1403ق). الاحتجاج علی اهل اللجاج، خرسان محمد باقر، مشهد، نشر مرتضی.
36٫ طبرسی، فضل بن‌حسن (1390ق). اعلام الوری باعلام الهدی، تهران، اسلامیه.
37٫ طبری آملی، عماد الدین ابی جعفر محمد بن ابی القاسم (1383ق). بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، نجف، المکتبه الحیدریه.
38٫ طوسی، محمد بن‌حسن (1409ق). اختیار معرفه الرجال، ترجمه مصطفوی حسن، مشهد، موسسه نشر دانشگاه مشهد.
39٫ ــــــــــــــــــ (1373). الرجال، ترجمه، قیومی اصفهانی جواد، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه.
40٫ ــــــــــــــــــ (1420ق). فهرست کتب الشیعه و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول ، تحقیق طباطبایی عبد العزیز، قم، مکتبه المحقق الطباطبایی.
41٫ ــــــــــــــــــ (1411ق). کتاب الغیبه، قم، دار المعارف الاسلامیه.
42٫ فتال نیشابوری، محمد بن احمد (1375). روضه الواعظین و بصیره المتعظین، قم، انتشارات رضی.
43٫ قربانی، زین العابدین (1416ق). علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، قم، انصاریان.
44٫ کرباسی، محمد جعفر بن‌محمد طاهر الخراسانی (1425ق). اکلیل المنهج فی تحقیق المطلب، تحقیق: حسینی سید جعفر، قم، دار الحدیث.
45٫ کلبرگ، اتان (1371) کتابخانه ابن‌طاووس، ترجمه قرائی، سید علی، جعفریان، رسول، قم، کتابخانه عمومی آیت الله العظمى مرعشی نجفی.
46٫ کلینی، محمد بن‌یعقوب (1407ق). الکافی، ترجمه غفاری، علی اکبر و آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
47٫ مجلسی، محمد باقر (1403ق). بحار الانوار، جمعی از محققان، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
48٫ مفید، محمد بن‌محمد (1413ق). الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید.
49٫ ـــــــــــــــــــ (1413ق). الفصول المختاره، میر شریفی علی، قم، کنگره شیخ مفید.
50٫ منسوب به طبری، محمد بن‌جریر بن‌رستم صغیر (1413ق)، دلائل الامامه، قم، بعثت.
51٫ منسوب به مسعودی، علی بن‌حسین (1384). اثبات الوصیه، قم، انصاریان.
52٫ منسوب به مفید، محمد بن محمد (1413ق). الاختصاص، ترجمه غفاری، علی اکبر و محرمی زرندی، محمود، قم، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید.
53٫ نجاشی، احمد بن‌علی (1365). رجال النجاشی، بی جا، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه .
54٫ نوری طبرسی، میرزا حسین (1408ق). مستدرک الوسائل، تحقیق: مؤسسه آل البیت :لإحیاء التراث، بیروت، مؤسسه آل البیت: لإحیاء التراث.
55٫ یاقوت، حموی (1955م). معجم البلدان، بیروت،دار صادر.
56٫ یوسف بن حاتم شامی، ق (1420). الدر النظیم فی مناقب الائمه اللهامیم قم، جامعه مدرسین.
57٫ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)، نرم افزار درایه النور، نسخه 2/1، قسمت اسناد.

نویسندگان:

محمد غفوری نژاد ـ محمد تقی ذاکری

مجله انتظار موعود شماره 50

انتهای متن/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول