جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۲

دیدگاه  /  حکمت و فلسفه

سمیرا فرزین، رضا اکبریان، سید محمدعلی حجتی

پایه بودن اعتقاد به خدا از دیدگاه علامه طباطبایی و آلوین پلانتینگا

اعتقاد به وجود خدا، همواره در معرض حملات نظری بوده و یکی از این موارد، چالش در توجیه این باور است. در مقالۀ حاضر، نظرهای علامه سید محمدحسین طباطبایی و آلوین پلانتینگا در مواجهۀ با چالش فوق بررسی و با تحلیل دیدگاه آن ها، مقایسه‌ای انجام خواهد گرفت.

پایه بودن اعتقاد به خدا از دیدگاه علامه طباطبایی و آلوین پلانتینگا

چکیده

اعتقاد به وجود خدا، همواره در معرض حملات نظری بوده و یکی از این موارد، چالش در توجیه این باور است. در مقالۀ حاضر، نظرهای علامه سید محمدحسین طباطبایی و آلوین پلانتینگا در مواجهۀ با چالش فوق بررسی و با تحلیل دیدگاه آن ها، مقایسه‌ای انجام خواهد گرفت. اگرچه هر دوی ایشان اعتقاد به خدا را از دلیل بی‌نیاز می‌دانند و برهان را تنها مؤید ایمان می‌پندارند، پلانتینگا که به سنت معرفت‌شناسی اصلاح‌شده تعلق دارد، با نقد بنیادی نظریۀ مبناگروی سنتی در توجیه، گزارۀ «خدا وجود دارد» را برای فرد دیندار از جرگۀ گزاره‌های واقعاً پایه معرفی می‌کند و البته آن را بدیهی نمی‌داند. این در حالی است که او نمی‌تواند معیار جامع و مانعی را برای گزاره‌های پایه ارائه دهد. اما علامه طباطبایی که به مکتب مبناگروی سنتی در توجیه وفادار است، برای اثبات وجود خدا از اصلی بهره می‌برد که مناقشه‌ای در پایه بودن آن وجود ندارد؛ یعنی اصل عدم اجتماع نقیضین. به این‌ترتیب علامه طباطبایی با تحلیل موضوع گزارۀ فوق، آن را به‌عنوان گزاره‌ای بدیهی اولی معرفی می‌کند.
 

کلیدواژه ها: آلوین پلانتینگا؛ خدا؛ علامه طباطبایی؛ گزارۀ پایه؛ معرفت‌شناسی اصلاح‌شده

نویسندگان:

سمیرا فرزین: کارشناس ارشد دانشگاه تربیت مدرس

رضا اکبریان: استاد دانشگاه تربیت مدرس

 سید محمدعلی حجتی: دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

فصلنامه فلسفه دین - دوره 13، شماره 2، تابستان 1395.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول