دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ - ۱۸:۱۵

دیدگاه  /  حکمت و فلسفه

فاطمه بختیاری

منشأ وجودی شرّ در فلسفۀ افلاطون

این مقاله بر آن بوده که ضمن سعی در پژوهش و تلاش برای فهم نظر افلاطون در باب شرّ، معنای عدمی ‌بودن شرّ از نظر او را بکاود.

منشأ وجودی شرّ در فلسفۀ افلاطون

چکیده

بدون شک در دنیای پیرامون ما شرّ و فساد و ناگواری های بسیاری مثل بیماری و جهل و فساد و سیل و زلزله و مانند آن به چشم می خورد، که در وجود و واقعیت داشتن آن ها نمی ­توان تردید کرد. شرّ از مباحث مهم در فلسفه، به ویژه در مابعدالطبیعه است و دقیقاً به همین دلیل متفکران بزرگ همواره در باب آن اندیشیده اند و سعی در تبیین آن داشته اند. در این میان افلاطون، که یکی از فیلسوفان بزرگ و اثرگذار است نظری خاص ارائه کرد که بعدها تحت عنوان نظریۀ عدمی ‌بودن شرّ مورد توجه فیلسوفان قرار گرفت. این مقاله بر آن بوده که ضمن سعی در پژوهش و تلاش برای فهم نظر افلاطون در باب شرّ، معنای عدمی ‌بودن شرّ از نظر او را بکاود. بدین منظور این مقاله با استناد به آثار خود افلاطون نشان می دهد که افلاطون شرّ را امری وجودی می‌دانسته و منظورش از عدمی بودن آن نیز باید در پرتو نظریۀ مُثُلش فهمیده شود. به علاوه این مقاله کوشیده است تا مطابق با نظر افلاطون منشأ ورود شرّ را به عالم توضیح دهد.

کلیدواژه ها: دمیورگوس؛ شرّ محصّل؛ شرّ عدمی؛ شرّ نسبی؛ ضرورت یا علت سرگردان

نویسنده:

فاطمه بختیاری: استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه رازی

دو فصلنامه پژوهش های هستی شناختی - دوره 6، شماره 11، بهار و تابستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول