سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۸

استانها

فارس گزارش می‌دهد

آغاز ماهی بدون مهر دستان پدر ...

دومین مهر سال‌های مدرسه بدون دست‌های پدری در دستان پسرش، از سر محمدمهدی گذشت، او که با یاد پدر، شب‌ها با تربت مزارش به خواب می‌رود و روزها با عکس کوچک پدر صبحانه می‌خورد، امروز آرزو کرده بود تا هم‌کلاس‌هایش هم مثل او فقط با مادرشان بیایند.

آغاز ماهی بدون مهر دستان پدر ...

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، روز نخست مدرسه برای همه تجربه‌ای مشترک با احساس‌های متفاوت است برخی با گریه آغازش می‌کنند و برخی با لبخند، بعضی با میل می‌آیند و بعضی با اکراه و برخی با پدر و مادر می‌آیند و برخی بدون پدر...

بدون پدری که دست در دست او فارغ از همه دشواری‌های عالم، قدم بزنند و با تکیه بر شانه‌های استوارش در روزهای بعد مدرسه مشق زندگی تمرین کنند.

دومین مهر سال‌های مدرسه بدون دست‌های پدری در دستان پسرش از سر محمدمهدی گذشت، او که با یاد پدر، شب‌ها با تربت مزارش به خواب می‌رود و روزها با عکس کوچک پدر صبحانه می‌خورد، امروز آرزو کرده بود تا هم‌کلاس‌هایش هم مثل او فقط با مادرشان بیایند اما وقتی مادر مژده همراهی پدر از آسمان را به او داده بود، محمدمهدی دیگر سکوت کرد.

دیشب او در کنار مزار پدر با لباس مدرسه به خواب رفته بود و برای پدر این گونه نوشته بود:

« سلام و عرض ادب و احترام به پدر عزیزم...

در بهشت خوب هستید...

من که دلم خیلی برایتان تنگ شده است

جان مادر عزیزم فردا دنبالم بیا مدرسه آخه بچه‌ها با پدرانشان می‌آیند...

خیلی دوستت دارم و هرگز فراموشت نمی‌کنم.»

محمدمهدی در تمام روزهای نبودن پدر با خاطراتش، با عکس‌هایش، با دست نوشته‌هایش و با هر آنچه از پدر به یادگار مانده است، مشق فرزند شهید بودن را با مهر آموخته و برای آسمانی شدن پدرش به خود بالیده است اما گاهی که دلتنگی کودکانه سراغش می‌آید، با قاب پدر حرف می‌زند و به مادر می‌گوید: «اصلاً از این شوخی خدا خوشم نمی‌آید که گفته شهدا زنده‌اند ولی من نمی‌توانم پدرم را ببینم حداقل می‌گذاشت فرزندانشان آن‌ها را ببینند.»

خواب‌های رنگی محمدمهدی از پدرش در حالی که محکم بر محاسن پدر بوسه می‌زند حالا خاطرات کودکی او را می‌سازد، خاطراتی آنچنان شفاف و زلال از صداقت کودکانه که با این سؤال طی می‌شود: اگر پدر شما هم شهید می‌شد برای اینکه دیگران روی مزار پدرتان پا نگذارند چه کار می‌کردید؟

گلدان‌های اطراف مزار شهید خیزاب هم برای همین دغدغه پر و بال گرفته است.

برای یک پسر که با رنج‌های بزرگ، رشد کرده، مردانه رفتار کردن چندان سخت نیست اما آنقدرها برایش مهم است که وقتی دو عکاس مرد در مقام عمو تا مدرسه همراهی‌اش می‌کنند، حضورشان را از جانب پدر می‌داند و بیش از همکلاسی‌هایش تحویلشان می‌گیرد.

محمدمهدی امشب، تکالیف اولین روز مدرسه را در کنار سجاده پدر خواهد نوشت فقط ای کاش امروز کسی از شغل پدرش از او نپرسیده باشد!

******************

گزارش از فاطمه آخوندمهدی

*******************

انتهای پیام/چ

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        بازار globe
        اخبار کسب و کار تریبون
        همراه اول