پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۶

دیدگاه  /  هنر و ادبیات

تأملی در ارادت و محبت شاعران اهل سنت کشورهای همسایه به امامان معصوم(علیهم السلام) - بخش دوم و پایانی

مسلم اول شه مردان علی

این مقاله کوشش دارد جلوه ها و بارقه هایی از ارادت و محبت شاعران اهل سنت کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق و تاجیکستان را در سروده های آنها نشان دهد.

مسلم اول شه مردان علی

 

ب: پاکستان

١.اقبال لاهوری

محمد اقبال لاهوری در سال 1294ق در شهر سیالکوت پنجاب پاکستان به دنیا آمد و پس از تحصیل مقدمات علوم برای ادامه تحصیل به لاهور رفت و مدت پنج سال در دانشکده دولتی این شهر به تحصیل رشته ی فلسفه پرداخت و در سال 1322ق به اروپا سفر کرد و مدت سه سال در کشورهای انگلستان و آلمان به تحصیل حقوق و فلسفه ی جدید پرداخت و در سال 1356ق درگذشت. آثاری به زبان اردو و فارسی از او به یادگار مانده که مهمترین آثار او به زبان فارسی عبارتند از: اسرار خودی، رموز بی خودی، پیام مشرق و زبور عجم (مجتبایی، ص69)

اقبال، مثنوی بسیار زیبایی در مدح و ستایش حضرت علی (ع) که نشأت گرفته از ارادت قلبی اوست سرود. در این سروده، علاوه بر آن که به ویژگی های منحصر به فرد حضرت علی(ع) از جمله اولین مرد مسلمان، فرمانده خیبر و قسیم بهشت به خاندان او عاشقانه ارادت می ورزد و تابندگی و درخشش خود را مرهون خاندان او می داند. چند بیت از آن مثنوی تیمناً نقل می شود:

مسلم اول شه مردان علی

عشق را سرمایه ایمان علی

از ولای دودمانش زنده ام

در جهان مثل گهر تابنده ام

از رخ او فال پیغمبر گرفت

ملت حق از شکوهش فر گرفت

زیر پاش این جا شکوه خیبر است

دست او آن جا قسیم کوثر است

(لاهوری، 1366ش، صص114-115)

همچنین وی در مثنوی دیگری باعنوان «در معنی این که سیده النساء فاطمه الزهرا، اسوه ی کامله ای است برای نساء اسلام» علاوه بر آن که به معرفی حضرت زهرا(س) می پردازد، او را نور چشم پیامبر(ص) می داند:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز

از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمه للعالمین

آن امام اولین و آخرین

بانوی آن تاجدار هل اتی

مرتضی مشکل گشا، شیر خدا...

(همان، ص 186)

شاعر در سروده ای با عنوان «در معنی حریت اسلامیّه و سرّ حادثه کربلا» سروده پس از ابیاتی که در تقابل عشق و عقل سروده، برای نمونه برتری عشق وعقل، از نهضت امام حسین(ع) یاد می کند:

هر که پیمان با هوالموجود بست

گردنش از بند هر معبود رست

مومن از عشق است و عشق از مومن است

عشق را ناممکن ما ممکن است

عقل سفاک است و او سفاک تر

پاک تر چالاک تر بی باک تر

عقل در پیچاک اسباب و علل

عشق چوگان باز میدان عمل

عشق صید از زور بازو افکند

عقل مکار است و دامی می زند

عشق را آرام جان حریت است

ناقه اش را ساربان حریت است

آن شنیدستی که هنگام نبرد

عشق با عقل هوس پرور چه کرد

آن امام عاشقان پور بتول

سرو آزادی زبستان رسول

الله الله بای بسم اله پدر

معنی ذبح عظیم آمد پسر

بهر آن شهزاده خیر الملل

دوش ختم المرسلین نعم الجمل

سرخ رو عشق غیور از خون او

شوخی این مصرع از مضمون او

در میان امت کیوان جناب

همچو حرف قل هو اله در کتاب

موسی و فرعون و شیر و یزید

این دو قوت از حیات آید پدید

زنده حق از قوت شبیری است

باطل آخر داغ حسرت میری است

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت

حریت را زهر اندر کام ریخت

خاست آن سرجلوه خیرالامم

چون سحاب قبله باران در قدم

بر زمین کربلا بارید و رفت

لاله در ویران ها کارید و رفت

تا قیامت قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد

بهر حق در خاک و خون گردیده است

پس بنای لااله گردیده است

رمز قرآن از حسین آموختیم

زآتش او شعله ها اندوختیم

شوکت شام و فر بغداد رفت

سطوت غرناطه هم از یاد رفت

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا ای پیک دور افتادگان

اشک ما بر خاک پاک او رسان

(همان، ص157)

٢. سیدمحمد سرفراز ظفر

وی در 1947م در سرگوده پاکستان چشم به جهان گشود. پس از تحصیلات متوسطه در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1993م با مدرک دکترای ادبیات فارسی از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. وی از 2003م تا آگوست 2007 مدیر بخش ادبیات فارسی دانشگاه نمل بود و از ژوئیه 2007م تا دسامبر 2011 مسئولیت بخش زبان فارسی در همان دانشگاه را بر عهده داشت. برخی آثار او عبارتند از: دستور مختصر دری، مناقب امام علی(ع) در شعر فارسی شبه قاره، تذکره مجمع النفایس، آیین رندان (250رباعی مولانا به زبان اردو) (کتابچه چهارمین بین المللی غدیر، 1392ش ، ص 7)

وی در چهارمین همایش باران غدیر که در تهران برگزار شده بود، شرکت کرد و دو سروده ی خویش را که یکی در منقبت حضرت علی(ع) و دیگری در منقبت حضرت امام رضا(ع) بود، قرائت کرد.

چند بیت از اولین سروده ی وی در منقبت حضرت علی(ع):

لازم، واجب، اکرامِ علی

من نوکر و خادمِ عامِ علی

و آن شاه نجف، شاه عرفا

هر شارع دین در دام علی

و آن فاتح خیبر و ناشر دین

و آن سیف خدا، صمصام علی

ایمان نبی، ایمان علی

اسلام نبی، اسلام علی

شاعر در دو بیت آخر سروده، ضمن شمارش القاب حضرت علی(ع) نام خود را به صورت ایهام در بیتی این چنین هنرمندانه آورده است:

حیدر، صفدر، ایلیا و اسد

زیبا و صفا هر نام علی

هنگام شب، هجرت ظفر

شدجسم نبی، اندام علی

(همان، ص 8)

شاعر که به زیارت حضرت رضا(ع) نائل آمده است، شعری را در منقبت حضرت رضا(ع) سروده و تقدیم آن حضرت کرده است:

ای امام بن امام بن امام

نسب عالی، لایق صد احترام

طوس شد از یُمن تو مشهد شریف

طوسیان را سایه لطفت مدام

تاج عرفان و امامت زیبدت

آسمان دین را ماه تمام

و سپس به توصیف آستان مقدس حضرت رضا(ع) می پردازد:

بقعه پر نور، روضه، پاک نور

می زداید از دلان کفر و ظلام

آستانت در جهان، جنت نشان

سر پناه محکم شاه و غلام

شاعر به اعلمیت امام و به لقب عالم آل محمد(ص) معتقد است و در ادامه سروده ی خود، این گونه اشاره کرده است:

عالم و فاضل، فقیه و واعظی

پیش تو غریب و گنگ و بی کلام

عالم آل نبی، سبط علی

باب علم و فضل را مفتاح، سلام

ظفر در ابیات پایانی از این که توفیق زیارت آن حضرت را یافته، مسرور است و آن روز را روز خوشبختی خود می خواند:

روز خوشبختی ظفر در محضرت

آمده بهر زیارت با سلام (همان، ص 10)

٣. محمداسلم انصاری

انصاری، شاعر و محقق پاکستان در سال 1939م /1317ش در اسلام آباد چشم به جهان گشود و دارای مدرک دکترای ادبیات فارسی است. بیشتر تحقیقات او درباره مثنوی معنوی و آثار غزالی است. این شاعر در آبان 1391 در همایش بین المللی غدیر شرکت کرد و سروده ی خود را در منقبت حضرت علی(ع) قرائت کرد. چند بیت از قصیده وی در ادامه می آید:

ای خوشا ذکر علی، راحت جان های حزین

آن که او قبله دل ها شده از حسن یقین

چه تهور، چه شجاعت، چه تحمل، چه شکیب

زنده تر گشته ز تو دین مبین را آیین

لطف تو خسته تنان را نفس باد نسیم

حب تو در دو جهان، امن گه حصن حصین

(همان، ص 17)

پ : عراق

شیخ علی افندی

وی در سال 1248ق در کردستان عراق متولد شد. پدرش شیخ عبدالرحمن خالص از بزرگترین عالمان خاندان شیوخ طالبانی کردستان عراق بود. در عرفان، شرع، حکمت، اصول و حدیث سرآمد بود و قرآن را هم حفظ نمود. هنگامی که شیخ سعید ـ از مشایخ کردستان عراق ـ در موصل به دست دشمنانش کشته شد، وی در مرثیه آن کشته شعری سرود که هواداری شدید از اهل بیت(ع) و دشمنی با دشمنان آنها در این شعر به خوبی نمایان است:

نه در خورشید تاب مهر و نه در مه ضیا باشد

نه در روی فلک شرم و نه در دوران حیا باشد

گهی با ابن ملجم، شیریزدان را زند ناوک

گهی با شمر آن در قتل شاه کربلا باشد

سری کز عرش برتر، بسترش آغوش پیغمبر

به خاک انداخته پیشش برند آن کی روا باشد

چرا آتش زدی ای بی مروت در دل زهرا

تو را اندیشه ای از برق تیغ مرتضی باشد

بریزان از دو دیده اشک حسرت «خالصا» هردم

که آل فخر عالم، بسته دام بلا باشد

به خون دیده جوهردار کردم حرف تاریخش

پدر در کربلا و خود شهید نینوا باشد

(شیخ احمدی، 1375ش، ص 165)

ت : تاجیکستان

١. سیدای نسفی

میرعابد سیدای نسفی از برجسته ترین شاعران قرن یازدهم ماورالنهر بود. او توانست با بلندهمتی و افکار متعالی و انسانی، آثاری بسراید و نام خود را در تاریخ ادبیات این دوره تثبیت کند. وی در شهر نَسَف چشم به جهان گشود. از زمان دقیق تولد وی اطلاعی در دست نیست، عبدالغنی میرزایف، دانشمند تاجیکستانی با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمه ی نخست سده ی هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. سیدا دانش های ابتدایی را در شهر نسف آموخت و در جوانی برای کار و تکمیل دانش خود به شهر بخارا مهاجرت کرد و در یکی از حجره های مدرسه «نادر دیوان بیگی » اقامت کرد.

در دیوان نسفی، چند سروده آیینی دیده می شود. وی یک قصیده در منقبت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سروده است که نگارنده، در مقاله ای جدا به شرح نکات و ارزش های ادبی آن پرداخته و در همین فصلنامه به چاپ رسیده است. (میرآقایی، 1394ش، صص 78-100) چند بیت از آن قصیده عبارت است از:

هی از طوطی نطقت مرصّع بال گویایی

گرفته منشی یونان ز تو منشور دانایی

نباشد طاقت بازوی تو زور آزمایان را

اگر از آستین بیرون کنی دست توانایی

صدف پر کرده از آب گهر،پیمانه  خود را

به گِرد روضه ات هر روز آید بهر سقّایی

(نسفی، 1382ش، ص 131)

همچنین در قصیده ی دیگری ضمن نعت و ستایش پیامبر مکرم اسلام(ص) به اسامی برخی از اهل بیت(علیهم السلام) این چنین اشاره می کند:

ای حریم روضه ات باشد بهشت عنبرین

پاسبان آستانت روز و شب روح الامین

دعوی پیغمبری می کرد نور پاک تو

پیش از آن ساعت که بود آدم میان ماء وطین

سبز و خرم از تو شد نخل وجود انبیا

اولیاءالله گرد خرمنت را خوشه چین

نور چشم احمد مرسل «حسین» است و«حسن»

قره العین علی(ع) شهزاده زین العابدین(ع)

تا به مهدی(ع) آل و اصحاب تو ازخرد و بزرگ

فاضل و دانا و کامل طیبین و طاهرین

(همان، ص128)

اگر چه شاعر مورد توجه ما، شعر مستقلی برای عرض ارادت به امام حسین(ع) نسروده است، ولی در خلال چند سروده، تلمیحاً به فاجعه دردناک کربلا و ظلم وستم اشقیا به امام(ع) و نکته های باریک و دقیقی از واقعه کربلا که عبارت از «شهادت»، «تشنگی»، «غربت»، « غارت» و«اسارت» باشد، مضمون سازی کرده است. ما نمونه هایی از آن ابیات را در ادامه می آوریم. وی در غزلی به مطلع بیت زیر:

خانه بر دوشم، دو زانو متّکا باشد مرا

بستر و بالین زلفش بوریا باشد مرا (همان، ص169)

سینه پُرداغ را به «دشت کربلا » تشبیه کرده است:

هر کجا بینم دل خونین، زیارت می کنم

سینه پُرداغ «دشت کربلا» باشد مرا (همان، ص 170)

در بیت دیگری در همان غزل، شهربخارا را به «کربلا» تشبیه کرده است:

در «بخارا» خامه ام از تشنگی خون می خورد

این زمین بی مروّت «کربلا» باشد مرا

در غزل دیگری نیز همین مضمون را به گونه ی دیگری، تکرار کرده است:

ز داغ توست مرا سینه، روضه شهدا

به خنجر تو قسم، «دشت کربلا» اینجاست (همان، ص202)

نسفی در غزل دیگری، خود را درغریبی به حضرت امام حسین(ع) تشبیه کرده است:

در میان نفس شیطان، سیدا باشد غریب

چون حسین(ع) این تشنه لب در«کربلا» افتاده است

(همان، ص 210)

وی در غزلی دیگر، به مخاطب خویش هشدار می دهد که دلبسته چمن(استعاره ازدنیا) نشود، زیرا مانند سرای آتش زده ای است که در آن، همه چیز نابود شده است و آرزو و امید به جهان نداشته باشد، زیرا جهان مانند صحرای کربلا است:

دل در چمن مبندید آتش زده سرایی است

کام از جهان مجویید «صحرای کربلایی» است

(همان، ص 215)

٢. عبدالله قادری

وی در سال 1936/1314ش در شهر دوشنبه به دنیا آمد. در سال 1961/1339ش تحصیلات خود را در رشته ی تاریخ به پایان رساند. نخستین شعر او تحت عنوان گل باغ در سال 1953/1331ش در روزنامه ی پیشاهنگان چاپ شد. درسال 1948/1326ش به عضویت اتحادیه ی نویسندگان کشور پذیرفته شد. برخی آثار او عبارتند از: چمن خیال، خنده صبح، آب نقره و ایام گل (قادری، 1992م، مقدمه) وی شعری درباره ی شهادت امام حسین(ع) و یارانش سرود که می توان تموج ارادت وی را به سالار شهیدان در شعر حس کرد. سروده ی او تنها محصول عاطفه و احساس نیست، بلکه در ورای شعر او مضمون مظلومیت و حقانیت نهضت عاشورا هویداست:

زمین و آسمان غرق عزایند

به یاد کشتگان کربلایند

بگریید، ای مسلمانان، بگریید

که مرغان هوا هم در نوایند

گریبان چاک کرده اهل اسلام

به خاک پاک آنان جبهه سایند

حسین و اکبر و عباس و قاسم

که ما را در دل و در دیده جایند

به تیغ خصم اگر چه کشته گشتند

همیشه زنده اند در قلب مایند

خوشا آنان که همگام تو بودند

خوشا آنان که همجام شمایند

دوباره روز عاشورا است امروز

بگو مستان ربانی بیایند

بگو تا دست ما را هم بگیرند

هم آنانی که اهل کبریایند

دوباره محشر کبری است امروز

زمین و آسمان غرق عزایند

(موسوی گرمارودی، 1384ش، ص 469)

٣. دارا نجات

وی در سال 1946/1324ش در روستای اُرمتین ناحیه عینی تاجیکستان متولد شد. در سال 1966/1344ش از دانشکده آموزگاری خجند فارغ التحصیل شد و مدتی روزنامه نگار و سردبیر نشریه سامان بود و چند سالی نیز کارمند پاره وقت رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان بود. وی در سال 1999/1377ش برنده ی جایزه ادبی تورسون زاده شد. برخی آثار وی عبارتند از: صاحب کوهسار، شبنم، خرمن مهتاب، طلوعی در غروب (همان، 550) شاعر در شعر سپیدی با عنوان نوحه ریز ارادت خود را به امام حسین(ع) این گونه ابراز کرده است:

تشنه ترین لبان

با سبز مویه ها

لب های نوحه ریز عاشقان حسین است.

و سبزترین عاشقانه را

با گل افشان سرشک

سوگواران حسین می خوانند.

و عاطفانه ترین عطش

عطش شبنم ایمان حسین است

در بلوغ سپیده ای

به خورشید جمال حق.

هنوز

در وادی اشک و محبت

دل بی کربلایی نیست

دلی، بی شقایق خیمه عزا.

هنوز

خجالت اهل کوفه خط می کشد به خاک

و خواناترین برات است

خط کوفی گل های شهادت

در شیرازه فرات رخ عاشقان حسین.

(نجات، 2000م، ص 69)

٤. محمدعلی عجمی

وی متولد سال 1954م /1332ش در وخش تاجیکستان است. در سال 1981 /1359ش در رشته زبان و ادبیات تاجیکی از دانشگاه دولتی تاجیکستان فارغ التحصیل شد و پس از آن، در رادیوی ولایت قورغان تپه و جمعیت دوستداران کتاب مشغول به کار شد. او از سال 1990 / 1368ش به مدت دو سال، رییس بخش اتحادیه نویسندگان تاجیک در قورغان تپه بوده است. اشعار او در نشریات تاجیکستان به چاپ رسیده است. برخی آثار منظوم او عبارتنداز: سَرِ آب، دانه حرف، اندوه سبز (دهباشی، ص 235).

در مجموعه اشعار وی، دو سروده ی آیینی دیه می شود که در یکی به نام های مبارک حسنین(ع) اشاره کرده و در سروده ی دیگر به منقبت امام حسین(ع) و قیام عاشورا پرداخته است که ره آورد تفکر مذهبی شاعر است که در اشعار او تجلی کرده است و به خوبی می توان ارادت شاعر را به این بزرگواران حس کرد:

نماز غربت:

در غربت خویشتن وطن کردم

پیراهن کاغذی به تن کردم

دل بار نداشت از تهی دستی

دل را با شعر خود کفن کردم

هرجا که نماز غربتی خواندم

یادی ز حسین(ع) و از حسن(ع) کردم

هم بوسه به جانماز گل دادم

هم سجده به یاس و یاسمن کردم

خون نفسم چکید و جوهر شد

خون دل خویش را سخن کردم

(عجمی، 1386، ص 134)

شعری در منقبت امام حسین(ع) و قیام عاشورا:

نیزه را سرور من! بستر راحت کردی

شام را غلغله صبح قیامت کردی

به لب تشنه ات آن روز اشارت می کرد

خاتمی را که در انگشت شهادت کردی

عقل می خواست بمانی به حرم اما عشق

گفت بر نیزه بزن بوسه، اجابت کردی

بانگ «لبیک» که حجاج به لب می آرند

آیه هایی است که بر نیزه تلاوت کردی

اکبر و قاسم و عباس کجایند؟ کجا

آه، عشق، این همه را بردی و غارت کردی

چیست در تو همه امروز تو را می جویند

ای تن بی سر سرور، چه قیامت کردی

باز من ماندم و صد کوفه غریبی، هیهات

گر چه آزاد مرا تو ز اسارت کردی

(همان، 45)

٥. نظام قاسم

در سال 1958/1336ش در روستای نارک تاجیکستان پا به عرصه ی وجود نهاد و در سال 1979/1357ش در رشته ادبیات فارسی تاجیکی از دانشگاه دولتی تاجیکستان فارغ التحصیل شد. سال ها در روزنامه های ادبی همچون هفته نامه ادبیات و صنعت، ماهنامه صدای شرق به کار مشغول بود. وی در سال 1987/1365ش به عضویت اتفاق نویسندگان شوروی درآمد. برخی از آثار چاپ شده ی شاعر عبارتند از: ماهپاره در گهواره، خوشه شعر، خون ستاره (موسوی گرمارودی، 1384ش، ص 678)

شاعر جلوه هایی از علاقه و محبت خود را به امام حسین(ع) در قالب قصیده-غزلی ابراز کرده است. با مزین کردن ردیف شعر خود با قرار دادن عبارت «ای آفتاب کربلا» ضمن استعاره ای زیبا به امام حسین(ع)، آن امام بزرگوار را مورد خطاب قرار می دهد و بغض و غم خود را از مصیبت و رنج شهادت امام حسین(ع) و دیگر مصائب عاشورا در کسوت واژگان بیان می کند و نیز موسیقی کناری شعر خود را غنای بیشتری بخشیده است:

ای سوز جان ها را گواه، ای آفتاب کربلا

ای شاهد روز سیاه، ای آفتاب کربلا

از چشم خونریز زمان، از تیغ ظلم بی امان

در سوز دل بردی پناه، ای آفتاب کربلا

آنی که جز نورش نبود، یک رشته بر نورت فزود

با آخرین آه و نگاه، ای آفتاب کربلا

یعقوب در غم مبتلا، از اشک چشمت کم ضیا

بی یوسف در قعر چاه، ای آفتاب کربلا

با او بگو، با من بگو، بی من بگو، روشن بگو

کو کینه ور؟ کو کینه خواه؟ ای آفتاب کربلا

بگشا ره نظاره را، آنگه بکن سیاره را

از صبرکوه، از جبر کاه، ای آفتاب کربلا...

نگارنده این سروده را مرهون لطف دوست عزیزم، نویسنده بزرگوار تاجیکستان، شاه منصور خواجه اوف است که آن را برای اینجانب فرستاده است.

٦. فرزانه خجندی

خجندی در سال 1964م/ 1342ش در خانواده فرهنگی و در شهر خجند متولد شد. در سال 1985م/ 1363ش در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه دولتی خجند دکترا گرفت و اکنون استاد همان دانشگاه است. وی در 1988م به عضویت «اتفاق نویسندگان تاجیکستان» درآمد (کمال الدینی، 1389ش، ص 129). دکتر موسوی گرمارودی درباره ی ویژگی های شعر خجندی چنین اظهارنظر کرده است: « اگر مهم ترین بخش شعر را جوشش درونی و قریحه بدانیم، بی گمان فرزانه خجندی را باید یکی از خوش قریحه ترین شاعران تاجیکستان دانست.» (موسوی گرمارودی، 1384ش، ص 722) برخی آثار وی عبارتند از: طلوع خنده ریز، شبیخون برف، برگ های زرین، آیت عشق، پیام نیاکان.

علیرضا قزوه، شاعر معاصر که مدتی با شاعران تاجیکستان معاشرت داشته، درباره شعر خجندی نوشته است: «فرزانه خجندی از شاعران طراز اول و نواندیش شعر معاصر تاجیکستان، نگاهی اعتقادی و اخلاقی را با منشی زلال جمع کرده است. در شعرش رگه هایی از انتظار موج می زند که محصول نگاه توحیدی و اشراقی او است مانند:

یار ما رویید از پیوند صبح و آفتاب

من نگویم کیست او، آیینه بین و خود بیاب»

(قزوه، 1384ش، ص 32)

وی سروده ای دارد که مضمون انتظار در آن موج می زند. شعر با بیت زیر شروع می شود که مصراع دوم آن تضمینی از مصراع شعر اقبال لاهوری است و شاعر در زیر نویس به آن اشاره کرده است:

ای سبزه فروردین، شبنم به گریبان زن

بالا شو و بالاشو، خورشید به دامان زن

چند بیت از آن سروده:

تا باد نجنباند، برگی نفتد از شاخ

تا شیر برون آِد آتش به نیستان زن

طیاره سوارانی بر کعبه سفر کردند

ای عاشق حقانی، پا را به بیابان زن

ای عاشق خورشیدی، عالم نگران توست

میدان همه از توست جولان زن و جولان زن

(خجندی، 119)

ث - روسیه

دلبرتاش ماتاوا

ماتاوا در نوامبر 1982م در شهر دوشنبه تاجیکستان متولد شد. وی در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران تحصیل کرد و مدرک لیسانس را از این دانشگاه اخذ کرد. او علاوه بر همکاری با رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو، با دانشگاه تهران نیز همکاری فرهنگی دارد و عضو انجمن های فرهنگی ادبی روسیه و ایران است. آثار وی عبارتند از: مجموعه شعر به زبان فارسی، گزیده شعر روس (ترجمه به زبان فارسی)، کلمات قصار و سخنان بزرگان (ترجمه به فارسی).

وی در چهارمین همایش بین المللی یاران غدیر شرکت کرده و سروده هایی را در مدح اهل بیت(ع) ارائه نموده است:

یکی از سروده های او در نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام(ص) در قالب مثنوی است.

شاعر، شعر کوتاهی هم برای شهیدان کربلا در قالب نیمایی سروده است:

تقدیم به شهیدان کربلا

می نویسم آب / اشک از دیده ام سر می زند/ می نویسم کربلا /غم بر دلم از پشت خنجر می زند / می نویسم شام/ نیلی، جامه شب می شود/ می نویسم، شام / توفان در دلم / چون خطبه های گرم زینب می شود. (همان)

نتیجه گیری

شاعران معتقد، منقبت و ستایش را دو مضمون اساسی شعر خویش قرار می دهند و کوشش می کنند ذوق و الهام خدادادی را در راه حقیقت و راستی به کار ببرند و با سرودن شعر آیینی، خط بطلان بر شعار هنر برای هنر که در برخی مکاتب غربی و اندیشه و فکر بعضی شاعران و هنرمندان رواج دارد می کشند. آنچه که در شعر آیینی مغفول مانده و نادیده گرفته شده است، اشعار شاعران اهل سنت کشورهای همسایه است. با دقت و بررسی در دفترها و دیوان های شعر آنان به این نکته پی می بریم که آنان نیز هم رکاب و دوش به دوش شاعران شیعی در این نوع ادبی نه از سر طبع آزمایی بلکه از سر شوق و ایمان قلبی چه اشعارزیبا و پرمعنایی سروده اند.

مراجع

منابع

خلیلی، خلیل الله، دیوان خلیلی: شاعر افغانستان، به کوشش محمدکاظم کاظمی، نشر شریعتی، 1385ش.
خیریه، بهروز، اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کُرد، قم، کتاب فردا، 1389ش.
دُرانی، عایشه، دیوان اشعار، به کوشش عفت مستشارنیا، نشر عرفان، 1386ش.
دهقان، غلام سرور، مزرعه دهقان، ناصرطهوری، کابل، انتشارات فیض، 1388ش.
شیخ احمدی، سیدا سعد، «محبت اهل رسول و شاعران پارسی گوی عراق»، مشکوه، شماره 50، 1375ش.
طرزی، سردار محمدخان، کلیات دیوان طرزی، ننگیالی طرزی، زیتون، 1381ش.
عاصی، عبدالقهار، از آتش از بریشم، مشهد، نشرکاوش، 1374ش.
عجمی، محمدعلی، عطر شب های خراسان، توسعه کتاب ایران، 1386ش.
قادری، عبدالله، گلشن راز، شهردوشنبه، نشریات عرفان 1992م.
قزوه، علیرضا عاشورا و انتظار، فصلنامه موعود ، شماره 61، 1384ش.
کتابچه چهارمین همایش بین المللی غدیر، تهران، موسسه غدیر، آبان 1392ش.
کمال الدینی، سیدمحمدباقر، شاعر فرزانه، بررسی مضامین و اندیشه های شعری فرزانه خجندی، فصلنامه مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان، سال 8، شماره 3، 1389ش.
لاهوری، اقبال، کلیات اقبال، انتشارات جاویدان، 1366ش.
موسوی، سیدجمال الدین، «اهل بیت در اشعار عایشه درانی»، نیستان، سال دوم، شماره 3، 1390ش.
موسوی گرمارودی، سیدعلی، از ساقه تا صدر: شعر و زندگی شعرای تاجیکستان در قرن بیستم، موسسه انتشارات قدیانی، 1384ش.
میرآقایی، سیدهادی، «سیدای نسفی، شاعری از تاجیکستان و ارادتش به حضرت علی بن موسی الرضا(ع)» فصلنامه حبل المتین، شماره 10، 1394ش.
نجات، دارا، در آن سوی خواب ها، شهر دوشنبه، انتشارات مزدیسنا، 2000م.

نسفی، سیدا، دیوان سیدای نسفی، تصحیح و تعلیق حسن رهبری، انتشارات بین المللی الهدی، 1382ش.

نویسنده:

سیدهادی میرآقایی: نویسنده و مدرس زبان و ادبیات فارسی

فصلنامه حبل المتین شماره 16

انتهای متن/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        همراه اول