شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ - ۰۳:۳۴
۱۸:۲۶  -  ۱۳۹۷/۳/۳
یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس: فرماندهان گردان‌ها در عملیات بیت‌المقدس بیش از 3 شب پلک برهم نزده بودند

یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس گفت: در عملیات بیت المقدس فرماندهان گردان‌ها بیش از سه شب نخوابیده بودند.

 فرماندهان گردان‌ها در عملیات بیت‌المقدس  بیش از 3 شب پلک برهم نزده بودند

به گزارش خبرگزاری فارس از اراک، عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرات رمز مقدس (بسم الله الرحمن الرحیم. بسم القاصم الجبارین یا علی بن ابیطالب) با هدف آزادسازی شهرهای خرمشهر و هویزه و جاده اهواز-خرمشهر و خارج ساختن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد، بستان و جاده اهواز – آبادان از برد آتش توپ خانه دشمن و تامین مرز بین المللی آغاز شد.

جهاد سازندگی استان مرکزی با اعزام اکیپهای مهندسی رزمی و با سازمان گردان مهندسی رزمی جهاد تحت امر قرارگاه کربلا در مراحل چهارگانه عملیات بیت المقدس با احداث خاکریز، سنگر، جاده و... گردانهای رزمی را پشتیبانی و حمایت کرد و در این عملیات حدود 280 شهید تقدیم انقلاب کرده است که به منظور آشنایی هرچه بیشتر با ابعاد این عملیات با سعید وفایی‌مقدم از رزمندگان دوران هشت سال دفاع مقدس به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

فارس: در زمان عملیات بیت‌المقدس چند سال داشتید و چندمین حضور شما در عملیات بود؟

وفایی‌مقدم: در زمان عملیات بیت‌المقدس 19 سال سن داشتم و سومین حضورم در عملیات جنگ بود.

قبل از اینکه به جبهه اعزام شوم، دوستان هم و سن و سالم که در جبهه بودند، هنگامی که به مرخصی می‌آمدند از رشادت‌ها و جنگ برایم تعریف می‌کنند و این باعث شد که حس وطن‌پرستی و دفاع از ناموس و وطن در وجود من شعله‌ور شد، تصمیم گرفتم من هم مانند هم سن و سال‌هایم به جبهه رفته و در برابر دشمن بجنگم که ابتدا با مخالفت‌های سخت پدرم همراه شد، اما در نهایت رضایت پدر را گرفته و به همراه سایر دوستانم به جبهه اعزام شدم، ابتدا کردستان سپس به خوزستان اعزام شدم.

فارس: از استان مرکزی چه گردان‌هایی در عملیات بیت‌المقدس حضور داشتند؟

وفایی‌مقدم: در آن عملیات دو گروه از استان مرکزی حضور داشت، یک گروه با فرماندهی شهید رحیم آنجفی به نام گردان امام حسین(ع) و گروه دیگر با فرماندهی شهید ناصر بختیاری به نام گردان امام حسن(ع) سازمان‌دهی شده و به اهواز اعزام شدند.

یادم هست زمانی که نیروها از استان مرکزی سوار بر قطار شدند، تعدادی نیز بین راه سوار شدند؛ ظرفیت کوپه‌ها تکمیل و حتی نیروها در راهروهای واگن قطار روی زمین می‌نشستند و دیگر جایی برای سوار شدن نبود و بیش از ظرفیت قطار رزمنده سوار شده بود.

فارس: از حال و هوای آن روز‌های آبادان و خرمشهر برایمان بگویید؟

وفایی‌مقدم: به اهواز که رسیدیم بین مدارس، پایگاه‌ها، مساجد و پادگان‌ها و ... تقسیم شدیم، در آن ایام و اواخر فرودین ماه عملیات فتح‌المبین تازه به پایان رسیده بود، تمام پایگاه‌ها انباشته از نیرو بود.

من به همراه دوستانم به دانشگاه جندی‌شاپور آن زمان و شهید چمران فعلی اعزام شدیم و محل استقرار ما آنجا بود، در شهر تعداد کمی افراد با لباس شخصی حضور داشتند و اکثر افراد رزمنده بودند.

تعداد خانم‌ها هم کم بود و آن‌هایی هم که حضور داشتند برای کمک‌رسانی به رزمندگان و کمک به پخت‌وپز، لباس شستن، پرستاری و... در آنجا مشغول به کار بودند.

تمام شهرهای اهواز، آبادان، شادگان، دزفول، اندیمشک و... مملو از رزمنده‌هایی بود که از جای‌جای مختلف کشور برای انجام عملیات آمده بودند و همه از هدف این کار که آزادسازی خرمشهر بود خبر داشتند و متقابلاً آن‌طرف هم دشمن می‌دانست که قرار است عملیاتی برای آزادسازی خرمشهر انجام شود.

شور و حال عجیبی هم در بین رزمندگان بود به‌واسطه اینکه خرمشهر شهر بندری و اقتصادی بود بعد از 34 روز مقاومت با دست خالی سقوط کرد و به دست دشمن افتاده بود، رزمندگان تلاش می‌کردند هر طور که شده آن را از دست دشمن خارج کنند.

خرمشهر از یک طرف به عنوان آبرو و حیثیت برای مردم و افراد رزمنده قرار گرفت و همه آمده بودند تا به هر طریقی که شده این شهر را آزاد کنند؛ از طرفی دیگر عراقی‌ها می‌گفتند ایرانی‌ها قبلاً منطقه غرب شوش، بستان و... را آزاد کردند، حصر آبادان را شکستند و گام بعدی‌شان حتماً آزادسازی خرمشهر است، اما در این بین چیزی که مبهم بود تاریخ عملیات بود که دشمن از آن اطلاعی نداشت و نمی‌دانست که کی قرار است صورت بگیرد.

در بین بچه‌های رزمنده در زمان آموزش لحظه ورود به خرمشهر و طرز جنگیدن با دشمن را مرور می‌کردیم؛ پشت جبهه هم نامه‌هایی که ارسال می‌شد یا دریافت می‌شد همه از خرمشهر و زمان آزادسازی آن صحبت می‌کردند و منتظر بودند که این اتفاق هرچه زودتر محقق شود، عملیات بیت‌المقدس بعد از انتظارهایی که برای آن کشیده شد، در شب دهم اردیبهشت سال 1361 شروع شد.

فارس: عملیات بیت‌المقدس در چند مرحله صورت گرفت؟

وفایی‌مقدم: این عملیات در چهار مرحله صورت گرفت که در نهایت در سوم خرداد خرمشهر با جان‌فشانی و تلاش رزمنده‌‌ها آزاد شد.

فاصله بین اهواز تا خرمشهر حدود 120 کیلومتر است که این مسیر را رزمنده‌ها خیز به خیز و قدم به قدم پیش رفته، جنگیده و مناطق اشغالی را از دشمن پس گرفتند.

فتح خرمشهر برای ما مسئله حیثیتی و آبرویی بود، در مقابل برای اردوگاه دشمن که از صدام و دار و دسته‌اش به علاوه آمریکا، شوروی آن زمان، فرانسه و آن 37 کشوری که صدام را حمایت می‌کردند تشکیل می‌شد، نیز به مسئله مهمی تبدیل شده بود.

فارس: صدام گفته بود که اگر ایرانی‌های خرمشهر را پس گرفتند من کلید بصره را به آنها می‌دهم، چرا این صحبت را مطرح کرده بود؟

وفایی‌مقدم: این صحبت صدام دو حالت داشت که اول یعنی امکان ندارد ایرانی‌ها بتوانند از لایه‌های دفاعی و موانعی که عراقی‌ها سر راهشان ایجاد کرده بود، عبور کنند، دوم اینکه اگر این امر میسر می‌شد و ایران موفق می‌شد خرمشهر را بگیرند فتح و پیروزیشان آنقدر بزرگ است که جایزه آن کلید بصره خواهد بود.

به‌شدت دنبال این بودیم که خرمشهر را از دست دشمن آزاد کنیم که تقریباً می‌شد گفت با این کار قطعه‌ای از خوزستان از لوث وجود متجاوزین پاک می‌شد، جبهه‌های میانی و غربی مکان‌هایی مثل قصر شیرین دست آنها بود، برای همین عراقی‌ها و حامیانش تلاش می‌کردند که آزادسازی صورت نگیرد.

حدود 5 هزار کیلومترمربع وسعت منطقه بیت‌المقدس است که از این‌طرف 115 کیلومتر فاصله اهواز تا خرمشهر است و عراقی‌ها تا 25 کیلومتری اهواز آمده بودند، یعنی بعد از پادگان حمید نزدیکی جنگل درخت گز اولین خط دفاعی عراقی‌ها بود و آن‌طرف جنگل خط ایرانی‌ها تشکیل شد.

فارس: درس آزادسازی خرمشهر چه بود؟

وفایی‌مقدم: یکی از مسائل مهمی که گاهی اوقات به حسب تکرار ممکن است فراموش شود، لطف و عنایت خدا است که ممکن است یادمان برود، در آن زمان که ایران شرایط سخت تحریم اقتصادی و سیاسی را پیشرو داشت و باید یک فشنگ را به صد برابر قیمت از طریق مختلف از دلال‌ها خریداری می‌کرد، مردم مقاومت کردند، ایستادگی کردند که همین قدرت ایستادگی و مقاومت را خدا به مردم داد.

مردم انگیزه‌ای داشتند که مقابل دشمن ایستادگی کنند که نه‌تنها ایستادگی کردند بلکه پیروز هم شدند، دشمن را به زمین زدند و شاخش را هم شکستند.

توان ایران در برابر نیروهای عراقی یک به 10 بود، از لحاظ نیرو، تیر، تفنگ، توپ، تانک، لباس، خورد و خوراک و هر ابزار دیگری که برای جنگ نیاز بود، عراقی‌ها 10 برابر ایرانی‌ها در اختیار داشتند، قوطی‌‌های 5 کیلویی شیرخشک از دیگر کشورها برای نیروهای عراقی ارسال می‌شد، اما در برخی از عکس‌ها می‌بینیم رزمندگان ایرانی با لباس شخصی بودند که نشان می‌دهد حتی لباسی برای جنگ نبود، اما در آن محرومیت و تنگ‌دستی رزمندگان دست خالی ایستادگی کردند و پیروز هم شدند.

یک گردان معمولاً از 300 رزمنده تشکیل شده بود که در بین رزمندگان از پیرمردها 60، 70 و 80 سال گرفته تا نوجوانان 13 و 14 ساله حضور داشتند، مدیریت این گردان که یک پیرمرد کم‌حوصله و با آستانه تحمل پایین در آن حضور داشتند تا جوان پر شر و شور و نوجوانی که سرکش است، کار بسیار سختی بود، هماهنگ کردن آنها با همدیگر، آموزش دادن آنها و جنگیدن آنها در کنار هم کار بسیار سختی بود که به لطف خدا به خوبی انجام می‌شد که همه این‌ها از اعجاز جنگ است و این پیام را می‌رساند که اگر آن‌طرف مردم در تحریم و سختی هستند، این‌طرف خدا معجزه کرده و یاری می‌رساند.

اینکه امام راحل می‌فرمایند خرمشهر را خدا آزاد کرد، معنی این جمله این نیست که تلاش رزمندگان نبوده است، بلکه منظور امام (ره) این است که خدا انگیزه مقاومت و ایستادگی و قدرت ایمان و تحمل را در وجود رزمندگان به ودیعه گذاشت.

فارس: استان مرکزی چه تعداد شهید در عملیات بیت‌المقدس تقدیم انقلاب کرده است؟

وفایی‌مقدم: عملیات بیت‌المقدس 6 هزار شهید و 24 هزار مجروح داشت که 280 شهید آن متعلق به استان مرکزی است.

از خانواده این 280 شهید هر خانواده‌ای بهترین فرزندان خود را تقدیم اسلام کردند، خوب‌ترین‌ها شهید شدند، اما در بین این خوب‌ترین‌ها شهدایی بودند که زحمات بیشتری کشیدند و بار مسئولیتشان بیشتر و سنگین‌تر بود.

چند روز قبل از شروع عملیات هر شب پاسدار گردان به همراه فرمانده گردان و معاونان فرمانده باید برای توجیه و شناسایی منطقه عملیات باید به منطقه عملیاتی می‌رفتند، به طور میانگین 14 کیلومتر پیاده‌روی می‌کردند تا به اولین پایگاه دشمن می‌رسیدند و همان مسیر را برمی‌گشتند، چند شب قبل از عملیات کار شناسایی منطقه آغاز شده بود و به جرأت می‌گویم فرمانده گردان 3 شب قبل از عملیات نخوابید و صبح‌ها هم که می‌آمد، مشغول آموزش و آماده‌سازی کارهای عملیات می‌شد و از شب عملیات به بعد که خواب به هیچ‌کس نبود، فرماندهان شاید در طول 24 ساعت یک وعده بیشتر مجال خوردن پیدا نمی‌کردند خیلی‌‌ها در عملیات زحمت کشیدند و خدا اجر و مزد آنها را با شهادت داد که چیزی جز وعده بهشت نیست.

یکی از شهدای استان مرکزی شهید نادعلی طالبی فرمانده گردان جانبازان روح‌الله بود که شب فتح خرمشهر به شهادت رسید، علی سبحانی معاون گردان امام حسن(ع)، شهید علیرضا ابراهیمی و... دیگر شهدایی هستند که در عملیات به شهادت رسیدند.

در یکی از شب‌های عملیات حدود 103 نفر از گردان شهید ناصر بختیاری با نام گردان امام حسن(ع) حدود 12 کیلومتری خرمشهر هنگام محاصره شهر به شهادت رسیدند.

شهدایی مانند شهید محمود چقایی، مهدی جودکی به همراه چندین نفر دیگر در هنگام شناسایی منطقه بر اثر غرق‌شدن قایق در رود کارون به شهادت رسیدند.

فارس: چه خاطره‌ای از حال و هوای خرمشهر در روز آزادسازی دارید؟

وفایی‌مقدم: روزی که خرمشهر آزاد شد انتظاری که مردم می‌کشیدند نمودش در خیابان‌ها مشخص بود، زن و مرد، پیر و جوان، موافق و مخالف هرکس به هر طریقی که می‌توانست ابراز خوشحالی می‌کرد، یادم هست روزی که خبر آزادسازی خرمشهر اعلام شد من به دلیل مجروحیت در بیمارستان ولی‌عصر(عج) اراک بستری بودم ساعتی از پایان وقت ملاقات نگذشته بود که ناگهان صدای یا علی(ع)، یا حسین(ع)، الله‌اکبر و صلوات در فضای بیمارستان پیچید و فوج فوج مردم با دست گل و شیرینی به اتاق رزمندگان آمده و از فرق سر تا نوک انگشتان رزمندگان مجروح را غرق بوسه کردند و شادی خود را جشن گرفتند.

روز آزادسازی خرمشهر مردم همان شادی را داشتند که از رفتن شاه، آمدن امام و پیروزی انقلاب داشتند و شاید هم بیشتر از آن، شادی مردم وصف‌ناپذیر بود که باید همواره قدردان این عنایت بزرگ خداوند بود و شکر آن را به جای آورد.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
پر بازدید ها
    پر بحث ترین ها
      بیشترین اشتراک
        بازار globe
        اخبار کسب و کار globe
        همراه اول