دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۲:۴۹
۰۰:۰۶  -  ۱۳۹۸/۱۱/۲۹
«فارس من» اتفاق جدیدی در حوزه رسانه بود/ دایره اثرگذاری رسانه‌ها به واسطه تعامل افزایش می‌یابد

مدیرعامل خبرگزاری آنا گفت: تعاملی شدن رسانه اتفاق جدیدی است که سبب شده تا دایره اثرگذاری رسانه ها بیشتر شود و خبرنگار هوشمند این نوع از رسانه کسی است که سوژه‌هایش را از دل مردم و از درون شبکه‌های اجتماعی استخراج کند.

«فارس من» اتفاق جدیدی در حوزه رسانه بود/ دایره اثرگذاری رسانه‌ها به واسطه تعامل افزایش می‌یابد

گروه هنر و رسانه - زینب رازدشت: اگر مروری بر روند رسانه‌ها داشته باشیم، متوجه می‌شویم که اتفاق جدیدی در رسانه‌های امروز رخ داده است؛ یعنی امروزه دیگر رسانه‌ها نمی توانند پیام یک طرفه ای را برای مخاطبان خود صادر کنند و مخاطبان امروز فعال تر از گذشته شده اند.

تعاملی شدن رسانه ها اتفاق جدیدی است که امروز شاهدش هستیم، یعنی مخاطبان به نوعی با رسانه های مورد علاقه شان در ارتباط هستند و همین تعاملی شدن رسانه سبب شده است تا دایره اثرگذاری ها بیشتر شود.

خبرگزاری فارس با ایجاد بخش فارس من توانسته است تبدیل به یکی از همان رسانه های تعاملی شود، یعنی مخاطبان با ثبت سوژه به گونه ای نیازهای واقعی شان توسط خبرنگاران حوزه مربوطه پیگیری می شود. 

به بهانه رونمایی از قابلیت‌های جدید «فارس من» در خبرگزاری فارس، گفت و گویی با مرتضی خلفی زاده مدیرعامل خبرگزاری آنا داشته‌ایم. آنچه از نظر می‌گذرانید، حاصل گفت‌وگوی ما با وی است. 

فارس: بنظر شما چرا رسانه‌ها باید به سمت تعامل با مخاطبان حرکت کنند؟

خلفی زاده: دنیای رسانه به دلیل توسعه و پیشرفت تکنولوژی رسانه تغییر کرده است و همین تکنولوژی که بستر سخت افزاری بوده محتوا را هم تحت تأثیر خودش قرار داده است.

تا اواسط قرن 20 توسعه تکنولوژی چندان بر محتوا اثر مستقیم نداشت، اما امروز شاهد هستیم که سهولت دسترسی به اطلاعات منجر به تغییر گفتمان،‌ تغییر شیوه های اطلاع رسانی و جابه جابه شدن اثرگذاری رسانه ها شده است.

زمانی برنامه ای از تلویزیون و یا رادیو پخش می شد و مخاطب پیام شان را دریافت می کرد و نهایتا شماره ای از سوی آن برنامه به مخاطب ارائه می شد که فرد بتواند از طریق اپراتور، نکاتش را بازگو کند. در این شرایط مشخص نبود که خروجی این پیام های مخاطبان که از طریق تلفن به رسانه منتقل می شد، به کجا می رسید، اما امروز وارد فضایی شده ایم که به راحتی فرد می تواند ذیل صفحه اجتماعی چهره شاخص و مشهور همچون رئیس جمهور، وزیر، بازیگر، فوتبالیست، پیام بگذارد و نظرش را ارائه دهد و هر اندازه نظر کیفی تر باشد، می تواند جریان ساز شود و این جریان سازی می تواند تا اندازه ای باشد که اصل متن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

 

این تعاملی که از آن صحبت می کنیم، کاملا تحت تأثیر تکنولوژی رسانه است و در گذشته شاید حدود 20 سال پیش امکان کامنت گذاری یا نظر گذاشتن ذیل سایت ها امکانی بود که افراد کمتری سراغش می رفتند و کمتر از آن استفاده می کردند، اما به هرحال اتفاق جدیدی در عرصه رسانه بود.

هر اندازه جلوتر می رویم، موضوع انتشار، دریافت و بررسی نظرات، تبدیل به یک اتفاق شده است. برای مثال در سایت های خبری همچون سایت خبری الف و جهان، گاهی شاهد انتشار نظراتی پای اخبار بودیم که بیش از خبر دیده می شود و گاها ظرف مدت زمانی سه ساعت، بیش از دو هزار نظر پای خبر منتشر می شد و این تعداد نظرات آنقدر افزایش می یافت که یک خبر، گزارش و روایت جدیدی از کامنت های ذیل خبر به تولید می رسید؛ یعنی گزارشی از مهم ترین نظرات مردم.

بنظر می رسد تعاملی شدن رسانه اتفاق جدیدی است که سبب شده تا دایره اثرگذاری رسانه ها بیشتر شود. در مقطعی از زمان رسانه های رسمی ایران هر پیامی را که اراده می کردند، می توانستند به افکار عمومی منتقل کنند، اما وقتی دایره اثرگذاری وارد فضای غیررسمی و شبکه های اجتماعی شد و مردم هم در آن فضا حضور داشتند، دیگر امکان محدود کردن و جهت دهی خاص به خبر از سوی رسانه ها از بین رفت و خبرنگاران باید دقیق تر در این مسیر قدم بر می داشتند.

زمانی که اثرگذاری از برودکست به رسانه های غیررسمی منتقل می شود و تغییر و تحولی در اجتماع شکل می گیرد و سوژه به معنی موضوع حاوی ارزش خبری، از داخل شبکه های اجتماعی و از میان مردم تولید و وارد فضای رسمی می شود و برودکست و رسانه رسمی راوی اتفاقاتی می شود که در شبکه های غیررسمی می افتد.

برخی از کامنت‌های ذیل خبر جریان ساز می‌شوند

امروز ما عادت کرده ایم که گاهی اوقات فیلم های کوتاه بعضا به واسطه لایک هایی که می خورد، جریان ساز می شود و شاهد اشتراک گذاری آن از میان کاربران هستیم. شمّ خبری ما می گوید که این موضوع تبدیل به مسأله شود. این اتفاق از لا به لای همین تعامل رخ می دهد؛ از لا به لای اشتراک گذاری ها و بازنشرها که توسط همین صفحات خبری یا حتی صفحات غیرخبری که در حوزه اجتماعی وجود دارد.

معتقدم تا چند ماه دیگر و کمی بدبینانه تر تا چند سال دیگر، اگر خبرنگاری در صفحه های اجتماعی فعال نباشد، خبرنگار بازنده است و نمره پاینی می گیرد و حتی کمتر رسانه ای از آن استفاده می کند و به نوعی از رسانه های رسمی دورتر شده و به سمت رسانه های حاشیه ای تر و کمتر معتبر و با شهرت کمتر وارد می شود. 

 

حدود بیست سال پیش رنکینگ سایت ها در الکسا و گوگل موضوع مهمی برای رسانه ها بود اما امروزه دیگر این رنکینگ ها کفایت نمی کند و آنچه که امروز برای رسانه ها مهم بوده «برند و شناخته شدن شان» است. یعنی رسانه در کدام شبکه های اجتماعی بیشتر حضور دارد و یا چه تعداد این رسانه را می شناسند. از این نقطه مشخص می شود که کدام برند رسانه ای اثرگذارتر و معتبر تر است.

زمانی که ما حرف از برند رسانه ای می زنیم، معنایش این نیست که تنها به رتبه بندی سایت ها نگاه کنیم بلکه خبرنگار هم باید لیبل رسانه اش را داشته باشد. امروزه اکثر رسانه های داخلی همچون رسانه های خارجی به این سمت حرکت کرده اند که در شبکه های اجتماعی حضور دارند و حتی خبرنگار با آن رسانه حضورش را به دیگران اعلام می کند. البته هم مدیر رسانه اش مطلع موضوع بوده و به او اجازه حضور داده  اما برایش چارچوب هایی تعیین کرده است. رسانه اینچنین برای خودش برندسازی می کند و در نهایت شاهد هستیم که گروهی از خبرنگاران روزنامه و خبرگزاری در توئیتر فعالیت می کنند و سوژه ها را پیگیری می کنند و دائما با نام و به واسطه اعتبار رسانه شان به انتشار اطلاعات و پیام ها می پردازند. 

 

این وادی تعامل را عوض کرده است و معتقدم تا چند ماه دیگر و کمی بدبینانه تر تا چند سال دیگر، اگر خبرنگاری در صفحه های اجتماعی فعال نباشد، خبرنگار بازنده است و نمره پاینی می گیرد و حتی کمتر رسانه ای از آن استفاده می کند و به نوعی از رسانه های رسمی دورتر شده و به سمت رسانه های حاشیه ای تر و کمتر معتبر و با شهرت کمتر وارد می شود. گویا این تغییر بزرگ است که از دل تعامل در می آید و  باید مردم را ببیینید و اجازه حرف زدن به آنها بدهید، یعنی به مردم اعتبار دهید و حرف شان برای تان مهم باشد.

فارس: البته گاهی اوقات همه نظرات ذیل اخبار منتشر نمی شود و برخی از رسانه ها در انتشار این نظرات هم جهت دهی خاصی دارند.

خلفی زاده: هنر رسانه این است که همه جنس مخاطبان را در صفحه خود نگهدارد و نمی توان انتشار نظرات را همیشه باز گذاشت. برای مثال شما در خانه نمی توانید هر حرفی را بزنید و یا هر آنچه از ذهن تان گذشت را به زبان بیاورید. به هرحال خانه قواعد خاص خودش را دارد.حتی اگر عصبانی هستید و نظر مخالف دارید، باید راهش را یاد بگیرید و به درستی اعتراض کنید در غیر این صورت یا از خانه طرد و یا منزوی می شوید.

در سال های اخیر شاهد بودیم که چهره های شاخص رسانه ای به عنوان مدیرمسئول به دلیل انتشار نظرات مردم ذیل خبر در دادگاه محکوم شدند. پس از بررسی متوجه می شویم که نظری از دست منتشر کننده خارج شده است؛ بنابراین نمی توان انتشار را باز گذاشت و باید مدیریت کرد. همیشه به همکاران می گویم زمانی که وارد عرصه انتشار کامنت می شوید، شما تنها منتشرکننده نظرات نیستید، بلکه شما مدیر یک مناظره آفلاین هستید.

 

طبیعتا رسانه همچون خانه این ملاحظات را دارد و قواعدی بر آن حاکم است. برخی از نظراتی که مخاطبان ذیل اخبار منتشر می کنند، بار حقوقی دارد و مسئولیت حقوقی ایجاد می کند. حتی در سال های اخیر شاهد بودیم که چهره های شاخص رسانه ای به عنوان مدیرمسئول به دلیل انتشار نظرات مردم ذیل خبر در دادگاه محکوم شدند. پس از بررسی متوجه می شویم که نظری از دست منتشر کننده خارج شده است؛ بنابراین نمی توان انتشار را باز گذاشت و باید مدیریت کرد. همیشه به همکاران می گویم زمانی که وارد عرصه انتشار کامنت می شوید، شما تنها منتشرکننده نظرات نیستید، بلکه شما مدیر یک مناظره آفلاین هستید.

فارس: بنابراین باید هنر انتشار و توسعه نظرات مردمی از سوی رسانه ها وجود داشته باشد.

خلفی زاده: دقیقا همینطور است؛ باید هنر انتشار و توسعه نظرات و پاسخگویی نظرات به یکدیگر را داشته باشید. یعنی باید کاری کنیم که ماندگاری مخاطب در صفحه و پاسخ دهی به نظرات دیگران، ارائه و ابراز نظر و توسعه آن وجود داشته باشد. ما باید به مخاطب اجازه دهیم که حرف بزند و اگر از انتشار نظرات شان ممانعت کنیم، تعامل شکل نمی گیرد.

زمانی که در ذیل خبر، نظرات موافق و مخالف منتشر می شود که به نوعی پاسخ به یکدیگر است و شاهد هیچ جهت خاصی در انتشار نظرات وجود ندارد، در این شرایط تعامل صورت می گیرد و مخاطب می بیند که نظرش منتشر شده است. از طرفی هم نمی توان میکروفون را برای کسی باز کرد، باید به این نقطه برسیم که نظرگذاری ها طبیعی بوده و هیچ جریانی پشت آن نیست. تجربه های رسانه ای نشان می دهد که برخی از جریان ها پشت پرده حمایت های خاصی دارند که البته این موضوع در رسانه ها کمتر شده است اما در اینستاگرام بیشتر و حتی شدیدتر شاهد این موضوع هستیم.

فارس:‌ تا چه اندازه تعاملی شدن یک رسانه می‌تواند به افزایش مخاطبان آن و نزدیک شدن تولیدی‌هایش به دغدغه‌های مردم کمک کند؟ 

خلفی زاده: رسانه های رسمی ناچار هستند تا به عرصه تعامل وارد شوند و به نوعی بسترهای ورودشان را به جهت سخت افزاری و نرم افزاری مهیا کنند. همچنین فرهنگ پذیرش تعامل توسط مدیران رسانه از دیگر موضوعات مهمی است که باید اتفاق بیفتد. یعنی مدیر رسانه باید بتواند خبرنگارش را توجیه کند که باید بتوانی تعادل بین نظرات موافق و مخالف را حفظ کند. این موضوع نباید یک طرفه باشد و اگر بناست رسانه ای برایش افزایش تعداد مخاطبانش دغدغه باشد، تنها راه مؤثر آن تعامل است. رسانه ای که شبکه اجتماعی اش ضعیف، تعداد فالوعرهایش پایین باشد و  زیرساخت های لازم را نداشته باشد و حتی به دنبالش نرود، رسانه نیست و حتما از دور خارج می شود.

 

همچنین مردم باید احساس امنیت کنند که ذیل رسانه، نظرشان با سلامت منتشر می شود مشروط بر آن که قواعد و چارجوب های اولیه و بدیهی حرف زدن را مراعات کنند. همین امر منجر به توسعه مخاطب می شود. حفظ مخاطب یعنی احترام به نظر مخاطب است، یعنی رسانه دائما مخاطب را تشویق به تعامل می کند.

فارس: اثر تعاملی شدن رسانه درپیگیری مشکلات نظام و برطرف شدن ایرادات اجرایی کشور را چگونه می‌بینید؟

خلفی زاده: رسانه به عنوان نهاد واسط بین مردم و دستگا ها، باید در انتقال پیام امانتدار باشد؛ متأسفانه رسانه های ما تنها منتشر کننده پیام های دستگاه ها و نهادها هستند، یعنی رابطه شان یکطرفه و به نوعی تریبون روابط عمومی است. بیشتر اوقات شاهد هستیم که خبرنگاران دائما خبرهای پوششی نشست ها را پوشش می دهند درحالی که تا چه اندازه مردم می توانند در رسانه صحبت کنند.

بیش از 95 درصد پیام‌های رسانه ها از مسئولان به مرم است

بیش از 95 درصد پیام های رسانه ها از دستگاه ها و مسئولان به مردم است که البته این رقم خوشبینانه است. منظور از جمله فوق این نیست که این رقم 95 درصد عکس شود، اما باید این رقم متناسب باشد. باید بسترهای این وضعیت فراهم شود. برخی از رسانه ها وارد شده اند و از دل شبکه های اجتماعی به سوژه پردازی می پردازند و حرف های مردم را به مسئولان منتقل می کنند.

برای مثال در جشنواره فیلم فجر امسال شاهد بودیم که بازیگری در نشست خبری اکران فیلم، نظراتی را ابراز می کند و نظراتش در صفحه اجتماعی خبرگزاری منتشر می شود. در ادامه مردم شروع به نشان دادن واکنش می کنند. در این نقطه خبرنگار هوشمند این واکنش ها را روایت می کند. همین روایت خبرنگار از واکنش ها سبب می شود که این اتفاق پررنگ شود.

 

مثال دیگری که می توان عنوان کرد، موضوع یارانه معیشتی است که برای مردم اهمیت بسیاری دارد.این موضوع از دربرگیری فوق العاده ای برخوردار است؛ چراکه عده ای یارانه را دریافت می کنند، عده ای نمی دانند که دریافت می کنند و عده ای هم مطلع شده اند که یارانه دریافت نمی کنند. رسانه دراین شرایط باید وارد میدان شود و برای مردم شفاف سازی کند یعنی از دستگاهی که مسئول این امر است، مطالبه گری داشته باشد.

همچنین رسانه می تواند روایت مردمی را داشته باشد که در این سازمانه ثبت نام کرده اند. سامانه ای که قط می شود و یا به درخواست ها رسیدگی نمی شود. این موضوع باید تیتر شود و مردم بدانند که رسانه دغدغه های آنها را دارد. رسانه برای حل کردن مشکلات مردم، گره گشاست و تریبون صرف نیست. معتقدم رسانه گره گشاست در صورتی که مسئولان آن رسانه هوشمندی لازم را داشته باشند.

متأسفانه رسانه ها غرق خبرهای دریافتی می شوند و بیشتر به انتشار خبرهای روابط عمومی ها می پردازند و در نهایت شاهد حجم بالایی از اخباری هستیم که فاقد ارزش خبری اند. درواقع این رسانه ها تبدیل به ابزاری برای ترویج آن دستگاه می شود و به راحتی خبرنگار تن به این موضوع می دهد.

خبرنگار پس از اتمام کارش باید به این موضوع توجه کند که چقدر اثرگذار بوده است و زمانی حال خبرنگار خوب است که بتواند تغییری را ایجاد کند. تفاوت میان خبرنگاران مشهور و غیرمشهور در همین نقطه است. یعنی خبرنگار مشهور دائما در حال پیگیری سوژه های دست اول است که سوژه هایش را از دل شبکه های اجتماعی و از میان حرف های مردم پیدا می کند.خبرنگار غیرمشهور هم همیشه منتظر خبرهای دریافتی است تا دستگاه مرتبط به حوزه خبری اش برایش خبری ارسال کند و در نهایت او بازنویسی از خبر را داشته باشد. این خبرنگار هیچ گاه، اثرگذار نخواهد بود و هر اندازه تعداد خبرنگار دغدغه مند،‌ مؤثر، تولیدکننده، مستقل و با شرافت بیشتر باشد، می توانیم در حوزه رسانه تأثیرگذار باشیم. البته به این سمت حرکت می کنیم.

البته فضای اجتماعی، رسانه ها را به این سمت برده است و فضای شفافی را شاهد هستیم، زیرا هر کسی می تواند خودش با کمترین هزینه و وقت، رسانه باشد. برای مثال کافی است که یک فیلم را تماشا کند و دو خط برای آن فیلم بنویسد. اگر فیلم حاوی ارزش خبری باشد، به سرعت دیده می شود. در این فضا که کاملا شفاف است و کسی از این اتفاق نمی تواند فرار کند، رسانه باید خودش وارد این فضا شود. یعنی مجبور است که رسانه در این فضا وارد شود، در غیر این صورت دیده نمی شود و حتی ممکن است حذف شوند. امروز دنیا از روزنامه ها به سمت رسانه های الکترونیک پیش رفته اند، یعنی آنها مجبور شده اند که رسانه شان را در فضای سایبر ترویج دهند. 

فارس: رسانه های تعاملی چه زمانی می‌تواند ادعا کند رکن پنجم دموکراسی است؟

خلفی زاده:  بنظر می رسد باید در مورد اصطلاح رکن پنجم قدری تأمل کرد. زمانی که می گوییم رسانه رکن جهارم دموکراسی بوده درمورد آن نظریه پرداری شده است و حتی اساتید علوم ارتباطات در موردش صحبت کرده اند؛ بنظر می رسد شاید موضوع تعاملی شدن رسانه ها در رکن چهارم آنقدر بی توجهی یا کم توجهی شده است که بگوییم رسانه های تعاملی رکن پنجم دموکراسی هستند، یعنی آنها را مستقل از رسانه های غیرتعاملی کنیم.

ذات اصلی رسانه تعامل است. امام خمینی(ره) در آن سال ها فرمودند که به جای تصویر خمینی در روزنامه ها، به سراغ کشاورز و معلم بروید، در حالی که ایشان علوم ارتباطات نخوانده اند اما جنس تعامل را می دانستند. ایشان از همان سال ها قائل به این بودند که باید به مردم تریبون داد و مشکلات شان را پیگیری کرد.

فارس: به نظر شما بخش فارس من خبرگزاری فارس، تا چه اندازه توانسته به تعاملی شدن هر چه بیشتر خبرگزاری فارس کمک کند؟

خلفی زاده: خبرگزاری فارس با ایجاد بخش «فارس من»، توانسته است اتفاق جدیدی را رقم بزند. یعنی این فرصت را به مردم داده است تا محتوا تولید کنند. برای مثال جمعی از کارگران یک کارخانه در یک استانی که هیچ خبرنگاری سراغ شان می رود، مشکلات شان را در بخش فارس من ثبت می کنند و همین امر سبب می شود تا به واسطه خبرنگار، پردازش محتوا بهتر صورت بگیرد و روایت بهتری از محتوای اصلی منتشر و بیشتر دیده شود.

بخش فارس من خبرگزاری فارس، یک کار ترکیبی فوق العاده است، یعنی به مخاطب تریبون و بسترهای انتشار پیام مخاطب فراهم می شود.این بخش از خبرگزاری فارس، اتفاق بزرگی بود، اما البته معتقدم که باید تبلیغ بیشتری برای این بخش صورت می گرفت.

ضرورت تبلیغات قوی برای فارس من

برای مثال می توان موضوعات فارس من را به صفحه اصلی خبرگزاری برد و جایگاه ویژه ای به آن اختصاص داد. همچنین باید برنامه تبلیغاتی قوی برای آن برنامه ریزی کرد، البته این بخش از تبلیغات محیطی خوبی برخوردار باشد اما به هرحال نیازمند این است که برنامه دقیق تری اجرا شود.

بنظر می رسد باید برای تبلیغ بخش فارس من هزینه بیشتری شود تا شاهد دیده شدن بیشتر آن در رسانه ها باشیم. همچنین گروه های دیگر خبرگزاری فارس باید در تعامل با این بخش باشند و خبرنگاران به این بخش کمک کنند تا فارس من بیشتر دیده شود. باید مطلب را در فارس من، هل داد، زیرا نوپاست و همچون نهالی می ماند که باید کمکش کرد.

 

امروز فارس من به نقطه ای رسیده که روتین و روزمره شده است. بنظرم وقت آن رسیده که اتفاقات جدیدی برای فارس من رقم بخورد. یعنی اتاق فکری از چهره های رسانه ای با تجربه و با سابقه تشکیل شود و یک  جلسه نقد و بررسی صورت بگیرد تا از دل این اتاق فکر، راهکارهای مؤثری خارج شود. حیف است که فارس من در این اندازه باقی بماند. فارس من باید تبدیل به یک بخشی شود که هر روز سوژه جدی برای کشور ایجاد کند و این سوژه در حوزه های مختلفی از کشور باشد. 

خبرنگار هوشمند همه این مشکلات را در قالب گزارشی روایت می کند و نتیجه همین روایت، استخراج سوژه های جدیدی شده که در نهایت منجر به حل شدن مشکل تعاونی مسکن و پررنگ شدن این مسأله می شود. گاهی مسأله  کوچک است، اما پررنگ شدن آن باعث دیده شده همه مسأله می شود که این هوشمندی باید در فارس من به وجود بیاید.

 

همچنین خبرنگاران فارس من باید این جسارت را حفظ کنند که سراغ سوژه هایی می روند که خبرنگاران دیگر جرأت رفتن به آن سوژه ها را نمی کنند. معتقدم گروهی که در فارس من به تولید محتوا می پردازند، نباید ناامید شوند.

برای مثال موضوع تلنبار شدن پول مردم در تعاونی مسکن، موضوعی است که همه به آن پرداخته اند. خبرنگار هوشمند وارد میدان می شود و به سراغ مردمی می رود که در این تعاونی مسکن سرمایه گذاری کرده اند. تعاونی مسکنی که بیست سال از مردم پول گرفته و نیمه کاره رها کرده است. خبرنگار هوشمند در این میان وارد میدان می شود و به واکاوی مشکلات مردم می پردازد و از دل این واکاوی ها، به پیرمردی می رسند که فوت کرده و یا مردی که سرطان گرفته است. خبرنگار هوشمند همه این مشکلات را در قالب گزارشی روایت می کند و نتیجه همین روایت، استخراج سوژه های جدیدی شده که در نهایت منجر به حل شدن مشکل تعاونی مسکن و پررنگ شدن این مسأله می شود. گاهی مسأله  کوچک است، اما پررنگ شدن آن باعث دیده شده همه مسأله می شود که این هوشمندی باید در فارس من به وجود بیاید.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
پر بازدید ها
    پر بحث ترین ها
      بیشترین اشتراک
        بازار globe
        اخبار کسب و کار globe
        همراه اول