شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ - ۱۸:۵۵

غرب از نگاه غرب

ایالات متحده نومیدی

کسانی که در سال 2020 وارد بازار کار می شوند، همواره درآمد پایین تری در سراسر دوران زندگی کاری شان خواهند داشت و احتمال استیصال و یاسی که به مرگ ناشی از خودکشی، مصرف الکل و اوردوز مواد مخدر می انجامد، در آنها وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر به احتمال زیاد آمریکای پساکرونا همان آمریکای پیش از کرونا خواهد بود، تنها با نابرابری و ناکارآمدی حتی بیشتر از آن.

ایالات متحده نومیدی

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: تا پیش از از راه رسیدن کووید19 اپیدمی دیگری نیز در ایالات متحده رواج داشت که تعداد جانباختگان آن در سال 2018  از آمریکاییانی که تاکنون در اثر ویروس کرونا  جان باخته اند بیشتر بود. چیزی که ما آن را «مرگ های از روی نومیدی» می نامیم - مرگ های ناشی از خودکشی، بیماری های کبدی مرتبط با مصرف الکل و اوردوز مواد مخدر – از اواسط دهه 1990 به  بعد رشد سریعی داشته اند و از حدود سالانه 65 هزار مورد در سال 1995 به 158 هزار مورد در سال 2018 رسیده است.
افزایش مرگ و میرهای ناشی از همه گیری مذکور، تقریبا  تماما به آمریکاییانی منحصر مانده که فاقد مدرک یک دوره چهار ساله کالج بوده اند. در حالی که در مجموع نرخ های مرگ و میر برای کسانی که دارای یک مدرک چهارساله کالج هستند کاهش یافته، این نرخ برای آمریکاییان کمتر تحصیل کرده افزایش پیدا کرده اند. امید به زندگی به هنگام تولد بین سال های 2014 و 2017 برای همه آمریکاییان تنزل یافته است. این  اولین افت سه ساله در امید به زندگی از زمان شیوع آنفلونزای اسپانیایی سال های 19-1918 محسوب می شود و با وجود دو همه گیری که هم اکنون در یک زمان کشور را فراگرفته اند، امید به زندگی باز هم پایین تر خواهد آمد.

پشت این آمار و ارقام مربوط به مرگ و میرها، داده های اقتصادی به یک اندازه تیره و تار وجود دارد.  ما هنگام تهیه مستندات برای نگارش کتابمان، نشان دادیم که دستمزدهای واقعی (با لحاظ کردن تورم) برای مردان آمریکایی فاقد مدرک کالج طی 50 سال کاهش داشته است. همزمان درآمدهای فارغ التحصیلان کالج به نسبت افراد فاقد این مدرک تا رقم حیرت انگیز 80 درصد رشد داشته است. با توجه به اینکه به شکل فزاینده ای احتمال یافتن شغل برای آمریکاییان کمتر تحصیل کرده کمتر می شود، سهم مردان واقع در سنین ابتدایی در نیروی کار به طور معمول دهه هاست که رو به نزول داشته، همانطور که نرخ مشارکت زنان در نیروی کار از سال 2000 به این سو چنین سرنوشتی داشته است.
آمریکاییان تحصیل کرده نه تنها از نظر درآمد، بلکه از نظر پیامدهای سلامتی، در حال پیشی گرفتن از اکثریت کمتر تحصیل کرده آنها هستند. درد، تنهایی و ناتوانی در میان کسانی که فاقد مدرک کالج هستند رواج بیشتری یافته است.
این وضعیتی بود که آمریکا تا ابتدای همه گیری کووید19 داشته است. اکنون این ویروس به تازگی نابرابری های از پیش موجود را برملا کرده است.

از نظر تاریخی شکی نیست که همه گیری ها برابری بیشتری را با خود به دنبال آورده اند. معروف ترین مورد مرگ سیاه است که در اروپای قرن چهاردهم آنقدر قربانی گرفت که باعث کمبود نیروی کار شد و  موضع چانه زنی کارگران را تقویت کرد. بعدا در قرن نوزدهم اپیدمی های وبا، الهام بخش این تئوری شد که میکرب عامل بیماری است و زمینه را برای پیشرفت های مدرن در افزایش طول عمر ابتدا از همه در کشورهای ثروتمند و بعدتر - بعد از جنگ جهانی دوم - در بقیه جهان فراهم کرد. یک واگرایی بزرگ در طول عمر در سطح جهان، راه را برای یک همگرایی بزرگ باز کرد.
اما ایالات متحده یک واگرایی بزرگ را در داخل کشور به مدت دو نسل تجربه کرده و کووید19 وعده  تعمیق بیشتر نابرابری های ثروت و درآمد را در این کشور می دهد که تا پیش از آن نیز گسترده بوده است. دستاورهای تحصیلی در حال لایه بندی کردن اثرات این ویروس بر جامعه است، زیرا کسانی که تحصیلات بیشتری دارند، بیشتر احتمال دارد توانایی ادامه کار کردن و کسب درآمد از خانه را داشته باشند. مگر آن که آنها جزو کارگران بسیار تحصیل کرده در بخش های مراقبت های درمانی و سایر بخش های خط مقدمی باشند.

برعکس دو سوم کارگرانی که فاقد یک مدرک چهارساله کالج هستند، یا غیرضروری هستند و در نتیجه خطر از دست رفتن درآمدشان وجود دارد یا ضروری هستند و در نتیجه در معرض خطر سرایت بیماری قرار می گیرند. از آنجا که فارغ التحصیلان کالج عمدتا توانسته اند هم سلامت و هم ثروتشان را تضمین کنند، کارگران کمتر تحصیل کرده باید یکی از این دو خطر را به جان بخرند.
به این دلیل شکاف های درآمد و طول عمر که  مرگ و میرهای ناشی از نومیدی آنها را فاش کرده بود، اکنون در حال تعمیق بیشتر هستند. اما اگرچه سفیدپوستان کمتر تحصیل کرده  توانسته اند موج اول این همه گیری را از سربگذرانند، آفریقایی آمریکاییان و اسپانیایی تبارها به شکل بی تناسبی در نتیجه کووید19 جان خود را از دست داده اند. در نتیجه واگرایی قبلی نرخ های مرگ و میر سفیدپوستان و سیاهپوستان  در حال از دست رفتن است.
دلایل زیادی برای این اختلافات نژادی  وجود دارد، از جمله جداسازی محل اقامت، شرایط زندگی پر ازدحام و الگوهای ارتباطی. در حالی که این عوامل در نیویورک سیتی اهمیت خاصی داشته اند، در سایر نقاط نقش کمتری ایفا کرده اند. برای مثال در نیوجرسی نه آفریقایی آمریکاییان و نه اسپانیایی تبارها به شکل بی تناسبی دارای نرخ های مرگ و میر بالاتری به دلیل کرونا نیستند.

سیستم مراقبت های درمانی گران قیمت آمریکا همچنان  اثرات این همه گیری را وخیم تر می کند. از ده ها میلیون آمریکایی که شغل خود را در بهار جاری از دست داده اند، بیمه درمانی که کارفرما برایشان تهیه کرده را نیز از دست داده اند و بسیار از آنها قادر نخواهند بود پوشش جایگزینی برای خود دست و پا کنند.
در حالی که هیچ کدام از کسانی که نشانه های کووید 19 داشته اند از درمان محروم نشده اند، برخی از افراد فاقد بیمه ممکن است به دنبال این درمان نرفته باشند. در هنگام نگارش این مطلب مجموع تلفات ویروس کرونا در آمریکا حداقل 113 هزار نفر بوده و بیشتر از 200 هزار نفر نیز بستری شده اند که صورتحساب های پزشکی بالقوه غیرقابل پرداختی به پایشان نوشته می شود (حتی برای بسیاری از کسانی که دارای بیمه هستند) که اعتبار آنها را برای تمام عمر خراب خواهد کرد. دولت فدرال میلیاردها دلار از پول مردم را برای ساخت یک واکسن به شرکت های دارویی داده و به لطف تلاش های لابی گران، شرایط مربوط به قیمت گذاری یا  ادعای کسب امتیاز این واکسن از سوی دولت را به همراه این پول ها به این شرکت ها تحمیل نکرده است.

بعلاوه این همه گیری در حال تشدید بیشتر انسجام صنایع با طرفداری از غول های تجارت الکترونیکی از قبل مسلط به بهای زیان موسسات کوچک تر گرفتار در مشکلات است. سهم نیروی کار در تولید ناخالص داخلی –که مدت ها تصور بر این بود مقدار ثابتی است- در سال های اخیر تنزل یافته و قدرت بازار هم در بازارهای محصول و هم کار ممکن است یک دلیل آن باشد. اگر نرخ اشتغال در سال های آینده بالا بماند، شرایط تجارت بین کار و سرمایه حتی بیشتر به سوی دومی سوق داده می شود، قیاس با مرگ سیاه را معکوس می کند و خوش بینی بازار سهام را در مواجهه با بلایا توجیه می کند.
باید گفت که ما باور نداریم که اقتصاد پساکرونا عامل تشدید مرگ های ناشی از نومیدی نخواهد شد. تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که دلیل بنیادی این همه گیری  نوسان ها اقتصادی نبوده، بلکه بیشتر از دست رفتن دراز مدت شیوه معاش در میان آمریکاییان سفیدپوست طبقه مزدبگیر بوده است. قابل توجه آنکه مرگ های ناشی از نومیدی بین  بحران مالی سال 2008 و رکود بزرگ افزایش یافته اند، یعنی زمانی که بیکاری در آمریکا از 4.5 به 10 درصد افزایش پیدا کرد و با وجود آنکه نرخ بیکاری به تدریج در روزهای پیش از این همه گیری تا 3.5درصد کاهش یافت، نرخ این مرگ و میرها همچنان افزایش پیدا کرد.
با این حال دوره های گذشته حکایت از آن دارند کسانی که در سال 2020 وارد بازار کار می شوند، همواره درآمدی پایین تری در سراسر دوران زندگی کاری شان خواهند داشت و احتمال استیصال و یاسی که به مرگ ناشی از خودکشی، مصرف الکل و اوردوز مواد مخدر می انجامد، در آنها وجود خواهد داشت. به عبارت دیگر به احتمال زیاد آمریکای پساکرونا همان آمریکای پیش از کرونا خواهد بود، تنها با نابرابری و ناکارآمدی حتی بیشتر از آن.
حقیقت آنکه خشم عمومی از خشونت های پلیس یا مراقبت های درمانی گران قیمت، می تواند یک گسست ساختاری را به وجود آورد. در صورت وقوع چنین اتفاقی امکان دارد که ما شاهد جامعه بهتری باشیم یا نباشیم. همیشه چیزی که از خاکسترهای به جا مانده برمی خیزد یک ققنوس نیست.
نویسنده: آن کیس/آنگوس دیتون (Anne Case) استاد اقتصاد و امور اجتماعی در دانشگاه پرینستون/(Angus Deaton) برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2015 و استاد اقتصاد در دانشگاه جنوب کالیفرنیا
منبع: https://b2n.ir/895639

انتهای پیام.

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        همراه اول