يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۹

خوزستان

جوان دهه هفتادی که آوینی‌گونه دل به روایت زد

و ناگهان جای خالی نفس‌های حق آوینی بر گلویت چنگ می‌اندازد، آنقدر که برایت می‌شود آرزو، اینکه بدانی و ببینی پشت آن درهای بسته و سکوت محض وهم‌آلود چه خبر است.

جوان دهه هفتادی که آوینی‌گونه دل به روایت زد

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، اولین روزهای کرونا و پشت درهای قرنطینه، مخوف‌ترین نقطه عالم بود، گویی آنجا آخر دنیا است و فرشته مرگ به محض ورود جانت را خواهد گرفت.

چشم‌ها هنوز به دیدن ماسک و گوش‌ها به شنیدن آمار مبتلایان عادت نکرده بود که وضعیت‌ها رنگ به رنگ و سفید و قرمز شد؛ نگرانی‌ در رگ‌ها جریان گرفت، آیا ما نجات پیدا خواهیم کرد؟

در خانه نشسته بودی یا در حال گذر از غریبی کوچه‌ای که از هیاهو تهی است، فرقی نمیکرد، اینجا گرد مرگ را بر سقف‌ها پاشیده‌ و تو محکوم به تقلا و انتظار بودی، آن هم برای رهایی از دشمنی ویروسی که نمیدانستی از کجا، تک‌تیراندازانه عمر تو را نشانه رفته است!

و ناگهان جای خالی نفس‌های حق آوینی بر گلویت چنگ می‌اندازد، آنقدر که برایت می‌شود آرزو، اینکه بدانی و ببینی پشت آن درهای بسته و سکوت محض وهم‌آلود چه خبر است.

میان فایل‌های صوتی دنبال آرزوی رهبری میگردم تا دوباره سطورش را با خودم مرور کنم، چه میدانم، شاید جوابش همانی باشد که من دیده‌ام: این یک مطالبه جدّی و یک آرزو است، ان‌شاءاللّه این آرزو برآورده بشود. کاش کسانی بتوانند مثل شهید آوینی روایت کنند این جهاد عظیم و عمومی را؛ همچنان که شهید آوینی با آن بیانِ شیرین و زیبا و اثرگذارِ خودش توانست جزئیّات جبهه را برای ما روایت بکند و آن را ماندگار بکند، کاش کسانی بتوانند این کار را بکنند، هم در گفتار و هم در نوشتار و هم در کارهای هنری و نمایشی‌ها و پدیده‌های هنری.

در این گفت‌وگو پای صحبت‌های امیر طرفیانی، مستندساز دهه هفتادی خوزستانی نشسته‌ایم که کار خود را از کارگردانی تئاترهای دفاع مقدس در مسجد و مدارس آغاز کرد اما یک حس مسوولیت، مسیر او را به سوی مستندسازی در جنگ کرونا تغییر داد.

فارس: سلام، از اولین جرقه‌ای که با زدنش شما در این مسیر قرار گرفتید برایمان بگویید

 طرفیانی: اوایل عید بود که در مسجد الهادی نشسته بودم و ایثار کادر درمان را با خودم مرور میکردم؛ کم کم این سوال تبدیل به دغدغه ذهنی من شد که چرا دوستان مستندساز برای به تصویر کشیدن تلاش این عزیزان کاری نمیکنند، آیا این ایثار نباید بر تارک تاریخ به یادگار بماند؟

نه اینکه تصویری ثبت نشده بود اما اجمالی بود و همین مرا وسوسه میکرد که چرا بلند نشوم و قدمی برای این کار برندارم؟، سعی کردم بر استرسم غلبه کنم و حتی یادم می‌آید آن روز محکم بر میز کوبیدم و به خودم نهیب زدم که بلند شو و از همانجا بود رفت‌وآمد من به بیمارستان رازی اهواز آغاز شد‌.


فارس:  با توجه به اینکه اولین کار شما در حیطه مستندسازی بود و شرایط متفاوتی را باید تجربه میکردید چطور توانستید با این مسئله کنار بیایید

طرفیانی: استرس بالایی داشتم از اینکه مستند آنطور که باید حق مطلب را ادا نکند اما به خدا توکل کردم و به مدد آرامش جمله شهید آوینی که میگفتند 《کارگردان خداست و ما دستیار دومیم》 دل به میدان زدیم.

شخصیت‌ها را کنار هم چیدیم و سناریو تنظیم شد و بعد از روی آنتن رفتن مستند و بازخوردهایی که دیدیم تازه توانستم نفسی تازه کنم.


فارس: چه مدت زمانی برای به سرانجام رسیدن مستند ستایش تا ستایش اختصاص دادید

طرفیانی: تولید مستند از تحقیق و پژوهش آن آغاز شد که به بیمارستان رازی اهواز میرفتم و بخش‌های مختلف را بررسی میکردم چون تصمیم گرفته بودم که تمام بخش‌ها را در مستند پوشش دهم.

ضبط مستند در بیمارستان ۵ روز و تحقیق و پژوهش در بخش‌ها ۶ روز زمان برد که در پایان سرپرستار بیمارستان رازی که دو ماه بود دخترش ستایش را ندیده کاراکتر اصلی ما شد.


فارس: از حس و حال آن روزها و شرایط ضبط مستند برایمان بگویید، چطور توانستید با دیدن بیمارانی که مبتلا هستند با قوت پیش بروید

طرفیانی: فاز اول فیلمبرداری همزمان با سالروز شهادت سید مرتضی آوینی بود که این مصادف بودن انرژی‌ام را برای ادامه کار چند برابر میکرد و شهید را در لحظه به لحظه کار حس میکردم و همین که وارد بیمارستان شدیم و لباس‌ها را پوشیدیم یک آرامش قلبی بر ما حاکم شد که به ما قوت میداد و توسل گروه به سید مرتضی آوینی بهترین لحظات ما بود.

فارس: آیا به ادامه این مسیر و تولید مستندی دیگر هم فکر کرده‌اید

طرفیانی: دوست دارم دومین مستندم برای مخاطب ملموس باشد تا با دیدن آن به خود نگوید که در حال تماشای یک سناریوی رویایی هستم بلکه به این برداشت و نتیجه برسد که با واقعیت محض مواجه است؛ البته موضوع خاصی را درنظر دارم که مراحل پیش تولید آن نیز در حال انجام است.

فارس: از شرایط کادر درمان بیشتر بگویید، موقعیت را چطور دیدید

طرفیانی: کادر درمان واقعا در شرایط سختی بودند و وقتی با گروه لباس‌های مخصوص را به تن کردیم بعد از نیم ساعت خیس عرق میشدیم و تنها چشم‌ها آن هم از پشت حفاظ عینک‌ها مشخص بود.

در حین فیلمبرداری ۱۲ ساعت باید این لباس‌ها را تحمل میکردیم و همین احترام ما را به کادر درمان چند برابر میکرد چرا که شرایط آن‌ها را برای روزهایی از نزدیک حس کردیم.


به نظر من دیدن قرنطینه از شنیدن اینکه کادر درمان در حال زحمت هستند کاملا متفاوت است و زمانی که در میان آن‌ها قرار گرفتیم به یقین رسیده‌ایم که چه فشارهای طاقت‌فرسایی را متحمل شده‌اند.

فارس: در طی تولید با مخالفت‌هایی هم مواجه شدید

طرفیانی: مخالفت‌های زیادی بود برای مثال دوستان من میگفتند ورود به بخش قرنطینه دیوانگی است و هیچکس این کار را نمیکند و انتقادها فراوان بود و در فاز اول فیلمبرداری خیلی اذیت میشدم اما بعد از صحبت‌های حضرت آقا که به تصویر کشیدن تلاش‌ کادر درمان را آرزوی خود دانستند، همه حرفشان را پس گرفتند و انتقادها تبدیل به تحسین شد.

فارس: دلیل انتخاب عنوان 《ستایش تا ستایش》 را بیشتر برای ما شرح دهید

طرفیانی: اسم‌های زیادی در لیست انتخابی ما قرار میگرفت اما به دلیل کلیشه‌ای بودن آن‌ها را حذف میکردیم و دنبال اسمی بودیم که اذهان را به خود درگیر کند.

منظور از ستایش اول همان تقدیری است که به پاس زحمات پرستار از او می‌شود و ستایش دوم اسم دختر خانم احمدی، سرپرستار بخش رازی است که دوری مادر پرستارش را ماه‌ها به جان خریده است.


فارس: نگاه خانواده به تولید مستند چگونه بود آیا نگرانی هم ایجاد شد

طرفیانی: حقیقتا خانواده در جریان نبودند و تازه بعد از اتمام تدوین و چند روز قبل از پخش در رسانه ملی بود که مستند را برای خانواده پخش کردم و پرسیدند کار کیست؟ گفتم ببینید و نظرتان را بگویید که حتی اشک مادر با برخی سکانس‌ها جاری شد.

وقتی هم در پایان اسمم را دیدند خیلی تعجب کردند من با خودم گفتم که الآن من را از خانه بیرون می‌اندازند اما سرم را بوسید و کلی تحسینم کرد.


فارس: آیا تولید این مستند توانست جوان‌های هم سن و سال شما را برای ورود به این حیطه ترغیب کند

طرفیانی: خیلی از دوستانی که با من در ارتباط بودند بعد از این مستند به مستندسازی علاقه‌مند شدند و در این زمینه با من مشورت میکنند.

هرچند در ابتدای شروع کار، ورود به بیمارستان ریسک بود اما به لطف خدا این ریسک را پذیرفتیم و کار، دیده شد تا جایی که حتی نوجوان‌های مسجد که بنده مربی تربیتشان هستم به تولید فیلم‌های کوتاه و حتی کلیپ‌های دو الی سه دقیقه‌ای علاقه‌مند شدند و جلساتی با هم داریم و از فکرهای خلاقانه‌شان صحبت میکنیم.

فارس: در پایان، آیا به نظر شما میتوان با مستند مخاطب قشر جوان را با رسانه ملی آشتی داد

طرفیانی: مستند، شکار لحظه است و کارگردان چیزی را از قبل نچیده است در مستند ستایش تا ستایش نیز خیلی از اتفاقات عینا شکار میشد که به دلیل از قبل پیش‌بینی نشده بودن، مخاطب به دیدن مستند جذب میشود و هیجان برای با مستند پیش رفتن و دیدن تا انتها دو برابر می‌شود.

کار ما نیز با هیجان شروع شد و تاریخچه این بیمارستان تاریخی که در زمان جنگ تحمیلی فعال بود را با جنگ کرونا تلفیق کردیم که کار را شکیل‌تر کرد و نشان داد که سنگر بیمارستان همچنان پا بر جا است؛ قطعا به تصویر کشیدن ایثار این روزها گران‌بهاترین یادگار برای نسل‌های آینده‌ای خواهد بود که مشتاق شنیدن و دیدن و دانستن تاریخشان هستند.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        همراه اول