ماجرای چشمِ معنوی و ملکوتی «طلبه شهید احمدرضا رجایی» در مدرسه عمادیه
«شهید احمدرضا رجایی»، طلبهای بود که عارفانه میزیست و عاشقانه در میدان نبرد میجنگید و با فعالیت خالصانه و صادقانه خود در راه دفاع از اسلام و انقلاب توانست به آرزوی دیرینهاش که شهادت بود، دست یابد.
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، شهید احمدرضا رجایی، طلبهای بود که عارفانه میزیست و عاشقانه در میدان نبرد میجنگید و با فعالیت خالصانه و صادقانه خود در راه دفاع از اسلام و انقلاب توانست به آرزوی دیرینهاش که شهادت بود، دست یابد. شهید رجایی به دلیل علاقمندی به امام (ره) و آرمانهای انقلاب به عنوان بسیجی در بخشهای مختلف به ویژه در حوزه هنری با سپاه شهرستان کردکوی همکاری داشت و هنر خطاطی خود را که تجلی اخلاص و شور انقلابی وی بود، بر روی دیوارهای شهر پیاده میکرد. این طلبه شهید که از روحیه انقلابی و ولایی برخوردار بود پس از آغاز جنگ تحمیلی آن جنگ نابرابر عراق علیه ایران لحظهای سر از پا نشناخت و برای قرار گرفتن در صف مشتاقان شهادت تحصیل در حوزه را رها و عازم جبهههای نبرد شد. او پس از آنکه چند بار به صورت داوطلبانه در جبهههای نبرد حاضر شد در عملیات کربلای چهار مجروح شد و سرانجام در 25 دیماه سال 1365 در عملیات کربلای پنج بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در مزار شهدای شهرستان کردکوی آرام گرفت. حجتالاسلام شیخ ناصر صبوری در وصف شهید عارف احمدرضا رجایی دلنوشتهای را مکتوب کرده است که خواندنش خالی از لطف نیست. 💠بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر محرم چون ایام مصادف است با محرم سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (علیه السلام)، ابتدا عرض ادبی میکنیم به ساحت مقدس آن امام جاودانه. جدش پیامبر اکرم (ص) فرمود: «حسین منی و انا من حسین.
» یک معنای حدیث شریف این است که «وجود حسین (ع) از من است و بقا دین من از حسین است، بله بقا و حفظ دین به واسطه فداکاری امام حسین (ع) است» بعثت روز ابلاغ دین غدیر روز اکمال دین عاشورا روز ابقاء دین امام حسین (ع) هم امام مصائب است، هم امام معارف، هم امام مکارم (ارزشها). نسبت به مصائب حضرت (ع) وظیفهی ما است گریستن. نسبت به معارف حضرت (ع) وظیفهی ما است اندیشیدن. نسبت به مکارم حضرت (ع) وظیفهی ما است زیستن. به قسم اول خیلی پرداختهایم، اما به دو قسم دیگر کمتر پرداختهایم. در حالی که ۹۰ درصد وظیفهی ما در دو قسم اخیر است. خود امام حسین (ع) میفرماید: لکم فی اسوة. یعنی برای شما پیروان من، بلکه برای شما بشریت در زندگی من حسین الگو و درس است. حضرت فرمودند: اسوة نفرمودند حزنة. یعنی وظیفهی اصلی شما الگوبرداری است نه گریه و زاری. یعنی وظیفهی اصلی شما پیروی است نه فقط عزاداری. دستهی عزاداری برپا کردن ۱۰ درصد کار است، سیره رفتاری پیاده کردن ۹۰ درصد کار است، ما به بعضی ابعاد حضرت پرداختیم، به بعضی نپرداختیم. میلیونها افسوس ما به سربریده حضرت (ع) پرداختهایم به خوی پسندیده حضرت (ع) نپرداختهایم. میلیونها افسوس ما به لب عطشان حضرت پرداختهایم، به قلب عرفان حضرت (ع) نپرداختهایم. میلیونها افسون ما به جسم چاک چاک حضرت پرداختهایم، به روح در اوج افلاک او نپرداختهایم.
میلیونها افسوس ما به مشک حضرت (ع) پرداختهایم، به مشی حضرت (ع) نپرداختهایم، میلیونها افسوس ما به صورت خونی حضرت (ع) پرداختهایم، به سیرت ملکوتی او نپرداختهایم در حالی که به فرمودهی خود حضرت (ع) آنچه که بسیار مهم است: پیروی از سیره و روش ملکوتی حضرت (ع) است. خلاصه اینکه حسین وای گفتن ۱۰ درصد کار است، حسینوار زیستن ۹۰ درصد کار است. حسین (ع) نیست گفتنی، نیست توصیف کردنی، بلکه باشد جان دادنی. حضرت حجت (ع) در زیارت ناحیه مقدسه به جد غریب و مظلومش اینگونه عرضه میدارد: روحه لروحک فداء یعنی روح من بقیةالله فدای شما جد مظلومام باد. وقتی حضرت حجت (ع) اینگونه بفرماید، پس ما تمام گیتی برای حضرت اباعبدالله (ع) جان بدهیم جا دارد. خوش به سعادت شهیدان که این توفیق پیدا کردند، در مسیر دین حضرت (ع) در مسیر دفاع از آیین حضرت (ع)، جان باختند و وظیفهی خود را به بهترین حالت ادا کردند. شهدا یک سری عکس نیستند که با آنها مجالس را زینت کنیم بلکه سراسر درس هستند که باید از آنها تبعیت کنیم. وظیفهی ما نسبت به شهدا این نیست که صورت آنها را بر بنر مصور کنیم بلکه وظیفه ما نسبت به آنها این است که سیرت آنها را در عمل مجسم کنیم. شهید جاودانه شیخ «احمدرضا رجایی» اینگونه بود. مردی از مردان علم، تقوی، خلوص، اخلاق، تعهد، ایثار و فداکاری و سرانجام شهادت و جاودانگی. عزیزی از وادی اخلاق و تواضع، بسیار بسیار اخلاقی بودند، کمحرف، بیادعا، ولی بسیار باوفا، بسیار باصفا. به یاد ندارم کسی را از خود رنجانده باشد.
به یاد ندارم نسبت به کسی کدورتی داشته باشد به یاد ندارم نسبت به کسی غیبت کرده باشد. بسیار بسیار متواضع بود، روحیه برتربینی را هرگز در او ندیدیم. مردی از ملکوت، عزیزی که به مثل مردان بزرگ حوزهها مثل علامه طباطبایی (ره) چشم برزخی او باز شده بود. شهید جاودانه میرزایی عزیز این خاطرهی زیبا و ملکوتی را در تنهایی برایم مطرح کرد. شهید احمدرضا برایم نقل کرد در «مدرسه عمادیه» بودیم، سحری از خواب برخاستم به طرف وضوخانه رفتم، وضو گرفتم به حجره آمدم تا نماز نافله شب را به جا آورم، همین که درب حجره را باز کردم دیدم ملکی به آسمان حجره پرواز کرد، سوال مگر فرشته و ملک را میشود دید؟ مدرسه عمادیه گرگان مدرسه عمادیه گرگان طلبههای دهه 60 مدرسه عمادیه گرگان * «شهید احمدرضا رجایی» مانند علامه جاودانه و علامه طباطبایی چشم معنوی و ملکوتی داشت بله، ولی چشم معنوی و ملکوتی میخواهد مانند علامه جاودانه، علامه طباطبایی، چشم ملکوتی میخواهد مانند «شهید احمدرضا رجایی عزیز». علامه طباطبایی (ره) میفرمود استاد عرفانم آیتالله قاضی (ره) فرمود: هرگاه به ذکر ملکوتی مشغول بودی، حال معنوی داشتی، اگر ملک و فرشتهای خواست به شما چیزی عطا کند، به آن چیزی توجه نکن.
علامه طباطبایی (ره) میفرمود در مسجد «سهله» یا «کوفه» تنها نشسته بودم، به ذکر و دعا مشغول بودم، ناگهان از پشت سر صدایی شنیدم، برگشتم نگاه کردم، ملکی را دیدم که لیوان شربتی به من تعارف میکرد، (چشم ملکوتی ایشان ملک را در بیداری میبیند) همینکه خواستم بگیرم یاد فرمایش استادم آیتالله قاضی افتادم، از گرفتن امتناع کردم، ولی بعدها تا آخر عمر هر گاه یاد این صحنه میافتادم که آن فرشته از من دلگیر شد، از خودم خجالت میکشیدم که چرا او را آزردم (شاید یک سر این حکایت این است که او در حال ذکر تمام توجهاش باید به مالک باشد، به خداوند مالک باشد، نه به ملک و فرشته) در آخرین دیدار در «مدرسه عمادیه» شهید جاودانه «احمدرضا رجایی» برایم میفرمود که «من در خیابان دیگر نمیتوانم عبور و مرور کنم»، این مطالب را با گریه برایم بیان میداشت.این به خاطر آن بود که چشم برزخی و ملکوتی آن عزیز چیزایی را مشاهده میکرد که ما از دریافت آن عاجز هستیم. خوش به سعادت آن عزیزان که یک عمر باصفا زیستند و سرانجام باوفا رفتند و به امام تشنه لب و سر جدا حضرت اباعبدالله (ع) ملحق شدند. انشاالله که دست ما را در دو دنیا بگیرند و یاور و معین ما باشند. گفتنی است شهید احمدرضا رجایی، طلبهای بود که عارفانه میزیست و عاشقانه در میدان نبرد میجنگید و با فعالیت خالصانه و صادقانه خود در راه دفاع از اسلام و انقلاب توانست به آرزوی دیرینهاش که شهادت بود، دست یابد.
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، دعوت به حق و قرار گرفتن در زمره نخستین قربانیهای راه مبارزه همان چیزی است که از روحانیت حقیقی اسلام انتظار میرود وظیفه طلاب ایفای نقش در سنگر عقیدتی است حال آنکه آنها با تأسی از مکتب اهل بیت علیهمالسلام برای دفاع از اسلام در میدانهای نبرد حاضر شدند طوری که قلم از بیان تأثیرگذاری و نقش پررنگ روحانیت در دوران دفاع مقدس عاجز است. شهدای روحانی در کنار تبلیغ دین در میدان نبرد حضور یافتند تا در کنار سنگر علم در سنگر عمل نیز به ندای الهی پاسخ دهند. طلبه شهید احمدرضا رجایی در سال 1345 در روستای کفشگیری از توابع شهرستان گرگان و در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی و راهنمایی را در همان روستا سپری کرد تا اینکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 به شهرستان کردکوی مهاجرت کردند. وی که در دامان پرمهر خانوادهای مؤمن و انقلابی بزرگ میشد به دلیل علاقه وافر خود به شریعت و همینطور تشویقهای پدر، مادر و برادر بزرگتر بعد از پایان دوران اول متوسطه برای فرا گرفتن علوم دینی وارد حوزه علمیه گرگان شد تا با قرار گرفتن در کسوت روحانیت در مسیر سربازی امام زمان (عج) گام بردارد. شهید رجایی به دلیل علاقمندی به امام (ره) و آرمانهای انقلاب به عنوان بسیجی در بخشهای مختلف به ویژه در حوزه هنری با سپاه شهرستان کردکوی همکاری داشت و هنر خطاطی خود را که تجلی اخلاص و شور انقلابی وی بود، بر روی دیوارهای شهر پیاده میکرد.
این طلبه شهید که از روحیه انقلابی و ولایی برخوردار بود پس از آغاز جنگ تحمیلی آن جنگ نابرابر عراق علیه ایران لحظهای سر از پا نشناخت و برای قرار گرفتن در صف مشتاقان شهادت تحصیل در حوزه را رها و عازم جبهههای نبرد شد شهید احمدرضا رجایی طلبهای سرشار از اخلاص بود که عارفانه میزیست و در میدان نبرد شجاعانه میجنگید و برای رسیدن به رؤیای شیرین شهادت لحظهای آرام ننشست. او پس از آنکه چند بار به صورت داوطلبانه در جبهههای نبرد حاضر شد در عملیات کربلای چهار مجروح شد و سرانجام در 25 دیماه سال 1365 در عملیات کربلای پنج بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در مزار شهدای شهرستان کردکوی آرام گرفت. * بخشی از وصیتنامه طلبه شهید احمدرضا رجایی ... به توطئه دشمنان این مملکت و اسلام گوش نداده و فرمایشات امام و نمایندگان والامقامش را به جان دل خریده و عمل کنید و بدانید برای سرنگونی کفر و ظهور حضرت حجت (عج) راه طولانی و دراز در پیش داریم و در این مسیر پرپیچ وخم نیاز به تقوا و تزکیه نفس دارد… در مراسمات دعای کمیل و توسل و نمازهای جماعت و جمعه شرکت کنید که با این عمل شریف هم دشمن درون و هم دشمن بیرون را نابود میسازید. تمام وجود خویش را خالص جهت خدمت به انقلاب اسلامی قرار دهید.
به برادران روحانی و طلبه خویش سخنی بگویم که این مردم را گرامی بدارید و در ارشاد اینان از توصیههای امام و نمایندگان حضرت امام درس بگیرید و بدانید اگر ذرهای از تفکر اینان خارج شوید در تفکرهایتان شک کنید و اگر امام را همچون امام علی (ع) مظلوم کنید و ملت را از خط ولایت فقیه خارج سازید، مسئول هستید مردم همیشه در صحنه و حزبالله: قدر امام عزیز و نمایندگان محترم امام در هر نقطهای که باشند را بدانید که اینان همان پیام رسانان اسلام واقعی هستند و مظلومشان نگذارید که به سرنوشت بی وفایی مردم کوفه خواهید رسید و تمام سعی خویش را صرف تقوا کنید و فرصتشناس باشید تا کارهایتان نیکوتر گردد. بدانید که توجه به جنگ و مقدماتش در این زمان و عصر فعلی انقلاب از اهم امور است و این فرصت را غنیمت بشمارید و بدانید که انفاس مسیحای پیروزی به مشام میرسد و وقت آن رسیده است تا با هجومتان آرمان مقدس شهدای به خون غلتیده ۱۷ شهریور و فتحالمبین تا مهران را به تحقق برسانید. =================================================== دلنوشته حجتالاسلام شیخ ناصر صبوری در وصف طلبه شهید احمدرضا رجایی ==================================================== انتهای پیام/2307/.
17:09 - 5 شهریور 1399