چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۵

فرهنگ  /  حماسه و مقاومت

مگر قول نداده بودی سردار؟

موسی جلالی‌نسب از مدافعان حرم و از همرزمان شهید محمدعلی حق‌بین در متنی که خطاب به او نوشته، جا ماندنش از قافله شهدا را تأسف‌بار خوانده است.

مگر قول نداده بودی سردار؟

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، موسی جلالی‌نسب شم‌آبادی از مدافعان حرم و از همرزمان شهید محمدعلی حق‌بین در متنی که خطاب به او نوشته، جا ماندنش از قافله شهدا را تأسف‌بار خوانده و از سردار شهید حق‌بین گله کرده است.

متن کامل او را که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده بخوانید:

بسم رب الشهداء و الصدیقین

چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم، که زندگی زیباست و شهادت از آن زیباتر. آری قافله شهادت معبری تنگ دارد ولی وصول بدان ناممکن نیست. سید شهیدان جبهه مقاومت ملکوتی شد و در پی آن فرمانده و سردار دل‌ها حاج قاسم عزیز، علمدارانش تاب فراقش را نداشتند و یک یک بر سر سفره او که خود بر سر سفره حضرت سیدالشهداء مهمان است، میهمان می‌شوند.

چندی پیش سردار محمودآبادی (استوار) به ایشان پیوست و سپس شهید حجازی و اکنون برادر حق‌بین....

خبر شهادت ایشان زورق قلب و ذهنم را در دریای تکلیف‌گرایی و ولایت‌محوری ایشان به ساحل امن بارگاه عمه سادات، عقیله بنی‌هاشم بی‌بی زینب کبری سلام الله علیها برد. یاد شهیدان استوار و حق‌بین مرا به حلب برد. خاطره اخلاص و سکینه چهره نورانی سردار استوار در عملیات آزاد سازی شهر شیعه‌نشین نبل و الزهرا که فرماندهی قرارگاه عملیاتی آن را داشت برایم تداعی شد.

یاد برادرم حق‌بین که فی الواقع حق‌باور و حق‌یاور بود و بینش داشت و بینشش ولایت‌پذیری محض و دلدادگی خالصانه به ولایت بود.... چهره مصمم و غیرتمندانه اش هنگام بازخوانی کالک عملیاتی، عملیات آزاد سازی شهرهای نبل و الزهرا که ناموس شیعه بود و با مجاهدت ایشان و همرزمانش از حصر دژخیمان دواعش و تکفیری‌ها درآمد فراموشم نخواهد شد.

یاد کانال باشکوی و غربت شهیدانش، منطقه دورالزیتون، روستای تل جبین، هرتنین، معرسه الخان و شهر رتیان سوریه را در دلم زنده کرد و روحم را به نبل و الزهرا و جشن آزادسازی‌اش برد و در ادامه در ارتفاعات طاموره و شیخ عقیل حلب سوریه پرواز داد. یاد رشادت‌هایش در حمره، منطقه خلصه، روستای القراصی و سابقیه و یاد دلتنگی‌هایش در فراق همرزمان شهیدش جعفری‌نیا و پورابراهیمی و... حسرت بازماندگی از قافله عشق.

وقتی خبر عروجت را شنیدم مات و مبهوت جوهر کلامت شدم که جگرت در هرم آتش وصل و فراق ایشان می‌سوخت، بیست روزی از آخرین مکالمه تلفنی‌مان نگذشته است. یادت هست از غم فراق گفتی و گفتم؛ از دلتنگی‌هایم گفتم و گفتی....برادرم: «المومن اذا وعد وفا» مگر قرارمان نشد که هماهنگی کنی تا باهم برویم؟ پس چرا تنها؟ برادرم حق‌بین، سلام این کمترین را به همرزمان و برادران شهیدمان در مناطق عملیاتی دفاع از حرم عقیله بنی‌هاشم برسان. به برادران شهیدمان: حامد کوچک‌زاده، جواد دوربین، سیداسماعیل سیرت‌نیا، محمدرضا یعقوبی، حسینعلی پورابراهیمی، جهانگیر جعفری‌نیا و همچنین برادرم به حاج احمد جلالی نسب.

خوشا به سعادتت که در جوار قرب الهی هستی و زندان دنیا را درنوردیدی و به قافله نور پیوستی. یاد غیرت و شهامتت و چهره آرام و مصممت، یاد سربازی‌ات برای ولایت و سرداریت در سپاه اسلام برای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی، برای مجاهدان مدافع حرم انصار ایرانی ات، برادران افغانی فاطمیونت، برادران پاکستانی زینبیونت، مجاهدان عراقی حیدریونت، برادران سوری و لبنانی حزب الله و... فراموش نشده و نخواهد شد.

سردار سرافراز محمدعلی حق‌بین، تو جانباز فاتح نبل الزهرا، از موسسین و فرماندهان لشکر جهانی حضرت زینب(س) بودی و دشمن کودک‌کش و غاصب صهیونیستی اسرائیل فشار پوتین تو و همرزمانت را بر گلوی منحوس و رو به زوال خود چشیده بود. شباهت دست مجروحت به دست مالک اشتر علی حاج قاسم سلیمانی چه رمزی داشت؟ آری دست حاج قاسم هم بی‌شباهت به دست مجروح مولا و مقتدایمان، امام و رهبرمان حضرت امام خامنه‌ای نبود. علمدار لشکر حاج قاسم بودی که او نیز علمدار سپاه حضرت سیدعلی بود که بی‌شک علمدار نهضت جهانی حضرت بقیه الله الاعظم بود و هست و خواهد بود ان‌شاءالله

مسیر نورانی‌ات ادامه خواهد داشت. شهد شیرین شهادت گوارای وجودت و لباس ارزنده شهادت برازنده قامتت.

همرزم و برادر کوچکت: موسی جلالی‌نسب شم‌آبادی ۲/۲/۱۴۰۰

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول