اخبار فارس من فارس پلاس افکار سنجی زندگی
بیشتر

فارس من

گلایه نیروهای هلال‌احمر در «فارس‌من»؛ سختی حادثه‌ها جسم‌ و جانمان را آزار می‌دهد ولی سختی کار نداریم!

سردبیر سوژه« مطالبه سختی کار شغل نجات‌گران هلال‌احمر»: تحمل صحنه‌های فجیع حوادث واقعاً سخت است. بامزه این‌که برای ما «سختی کار» مقرر نشده است!

گلایه نیروهای هلال‌احمر در «فارس‌من»؛ سختی حادثه‌ها جسم‌ و جانمان را آزار می‌دهد ولی سختی کار نداریم!

 مازیار کرمی سردبیر سوژه «مطالبه سختی کار شغل نجات‌گران هلال‌احمر» در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، اظهار کرد: هلال احمر ترکیبی از نیروهای داوطلب و پرسنل است که کمترین نیروی هر جمعیتی را پرسنل هایش تشکیل می‌دهند و مابقی داوطلب هستند.

 

وی افزود: دواطلب‌ها جز مشاغل سخت محسوب نمی شوند، ۱۲ سال داوطلب بودم تا بعد از آزمون استخدام شدم.

 

کرمی، خاطرنشان کرد: پایگاه جاده ای هلال احمر، وظیفه اطفای حریق و نجات مصدومین و حتی متفویان را در حوادث به عهده داشته و با ابزارهای سنگینی سر و کار دارند، از طرفی دیگر هم شیفت ها به صورت ۴۸ساعته است و باید در آماده باش کامل باشیم تا به محض وقوع حادثه هم چون نیروهای اورژانس به صحنه حادثه برویم.

این پرسنل هلال احمر،  ابراز کرد: حوادث فوق العاده سخت، شیفت بودن ۴۸ ساعته و کار با ابزارهای سنگین از یک سو  و مشکلات روانی و روان شناختی در پی حضور در صحنه حوادث و مرگ و میرهای مردم، از سوی دیگر برای نیروهای هلال‌احمر بسیار دشوار است.

 

وی گفت: از نظر حقوق و مزایا نیز ما دارای مشکلات بزرگی هستم، با آن که هم ردیف با دیگر نیروها در صحنه حوادث و بلایا حضور داریم اما سقف حقوق ما پایین است  و سختی کار و تعطیلات شامل حال ما نمی‌شود.

کرمی، عنوان کرد: داوطلبان بیمه تامین اجتماعی نبوده اما بیمه حوادث مدنی(مسئولیت مدنی) هستند و اگر اتفاقی برایشان در حوادث بیفتد جبران می‌شود. چند وقت پیش یکی از داوطلبان به اسم محمد عرفانیان که معلم بودند و به کمک ما می آمدند در یکی از موارد شاخ به شاخ با یک کامیون تصادف کردند و از دنیا رفتند.

وی به دیگر حوادثی که برای نیروهای هلال احمر در کشور رخ داده اشاره کرد و گفت: سه سال پیش در زنجان دوستان ما رفتند در چاه کسی را بیرون بیاورند مردم زیادی دور چاه جمع شدند و چاه نشست کرد و آن دو، سه نفر آن زیر مدفون شدند و بعد از چند روز توانستند جسدهایشان را بیرون بکشند، هیچ جایی اسمی از آنها نیست و در حوادثی مثل سیل و زلزله و بلایای طبیعی هم استانی هم کشوری شاهدید که متولی و مقدم هلال احمر است اما از مزایا باید و شاید استفاده نمی کنند و این عشق و ایثاری که در هلال احمر است مورد سواستفاده قرارگرفته است.

 

کرمی، با اشاره به برخی مشکلات نیروهای هلال احمر، بر لزوم توجه به سختی کار این نیروها تأکید و بیان کرد: از ۱۷ سالگی در هلال احمر فعالیت دارم تا بتوانم به مردم کمک کنم، امروز به عنوان یک نیروی هلال احمر حاضرم هرجا شما بگویید آزمایش دهم، سطح کورتیزول ما یا همان هورمون استرس به حدی بالاست که روی تمام موارد زندگیمان تاثیر منفی گذاشته است.

وی یادآور شد: ما به مشکلات جسمی مانند دیسک کمر یا ... دچار می شویم، علت آن هم ممکن است مصدوم سنگین وزنی را بخواهیم انتقال دهیم که مشکلات جسمی را برای ما ایجاد می‌کند.

 

کرمی عنوان کرد: ما می‌خواهیم جز مشاغل سخت حساب شویم که هم از مزایای آن بهره مند شویم و هم بازنشستگی پیش از موعدش که بتواند کمک حالمان باشد.

 

وی یکی از مشکلات نیروهای هلال احمر را انتقال بیماری‌های عفونی دانست و خاطرنشان کرد:  ما در تصادفات هیچ شناختی از بیماران نداریم به این دلیل ممکن است برخی اوقات به دلیل پارگی دستکش مجبور شویم بدون دستکش  مصدوم را حمل و با خون مصدوم نیز در تماس باشیم،  از این رو ابتلای همکاران به هپاتیت و اچ آی وی دور از ذهن نیست.

وی ادامه داد: سخت ترین موضوع و بیماری که پیش می آید بیماری های روانی هستند چرا که ما بعد از هر حادثه تخلیه ذهنی نمی‌شویم. بعد از هر حادثه باید پیش روانشناس برویم تا تصاویر سختی که با آن مواجه می‌شویم از ذهنمان پاک شود و دچار افسردگی نشویم که اکثراً افسردگی داریم.

 

این نیروی هلال احمر بیان کرد: ما به خاطر دوری از شهر و محروم بودن از یک سری از امکانات و نگرانی از خانواده، به خصوص در حوادث که باید خانواده را بی خیال شویم و به سراغ مردم برویم که خانواده ما خود یک نوع درد دیده و حادثه دیده محسوب می‌شوند.

 

تلخ‌ترین خاطره...

کرمی برخی خاطرات تلخ را این گونه روایت می‌کند: ما هر حادثه ای برایمان  تلخ است. نیمه شعبان سال گذشته اگر اشتباه نکنم یا دو سال گذشته که در یک عروسی راننده ای که خیلی احساس خوشایندی داشت با فرمان دادن بیجا باعث شده بود ماشین منحرف شود و خانمی که در صندلی عقب نشسته بود از ماشین به بیرون پرت شود و سرش به گارد ریل خورده بود و متاسفانه مغزش دست نخورده با فاصله ۵متر از خودش افتاده بود. این خانم یک بچه کوچیک داشت که ان بچه شاهد این اتفاق بود.

وی اضافه کرد: یکی دیگر اینکه یک خانواده سه نفره متاسفانه از پشت خورده بودند به تریلی، به خاطر غیر استاندارد بودن تریلی، پدر و پسر که هر دو سرشون خورده بود به سپر عقب، و دقیقا مثل صدف سر باز شده بود و مغز افتاده بود جلوی پای پسر که ما خودمون مغز رو دوباره گذاشتیم در سر، و مادر هم جمجمه شکسته بود و هر سه آنها فوت شدند.

انتهای پیام/

نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول