اخبار فارس من فارس TV فارس پلاس افکار سنجی زندگی

تعلیم و تربیت  /  پنجره تربیت

مسئولیت حاکمیت در تربیت برخط: فقر ابزاری و رنج تکراری!

مهر هر سال فرصتی است برای مهرورزی اشخاص متعددی در ارتباط با آموزش و تربیت. یکی از این اشخاص، حکومت است که موظف شده است تا آموزش و پرورش همگانی و رایگان را برای ملت فراهم کند. ولی ابزار آن در شرایط کرونایی، از «فضای مدرسه ای» به «ابزار ارتباطی آموزش برخط» تغییر کرده است. نعمت الله موسی پور.

مسئولیت حاکمیت در تربیت برخط: فقر ابزاری و رنج تکراری!

 

دکتر نعمت الله موسی پور

مهر هر سال فرصتی است برای مهرورزی اشخاص متعددی در ارتباط با آموزش و تربیت. یکی از این اشخاص، حکومت است که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی[1] و سایر قوانین مربوط[2] موظف شده است تا آموزش و پرورش همگانی و رایگان را برای ملت فراهم کند.

حکومت موظف شده است تا آموزش و پرورش همگانی و رایگان را برای ملت فراهم کند.

 

گرچه تلاش‌های حکومت قاجار برای ایفای تعهد نسبت به آموزش چندان موفق نبود[3]، اما دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی در عمل به این تعهد، کوشش بسیار کردند. مدرسه سازی مبتنی بر اصول و موازین معماری آموزشی رونق یافت و جداسازی موقعیت تربیتی یکی از پدیده های مقبول حیات اجتماعی ایرانیان گردید. مدرسه بعنوان یکی از نمادهای تمدن جدید، با پرچم برفراشته خود، در جایگاهی مهم قرار گرفت و ورود به آن یکی از آرزوهای کودکانه میلیون‌ها خردسال ایرانی شد.

 

اکنون دومین مهری است که کودکان از این فرصت محروم‎اند که با پوشیدن کفش و لباس نو، راهی مدرسه شوند تا فکر آنان به کمک معلمان صبور و متعهد، پرورش یابد. تدارک مدرسه برای پذیرش مشتاقان تحصیل، کوشش حکومت بود در قبال تعهد به توسعه آموزش

تدارک مدرسه برای پذیرش مشتاقان تحصیل، کوشش حکومت بود در قبال تعهد به توسعه آموزش همگانی رایگان.

 

همگانی رایگان. آموزش همگانی رایگان همچنان برجاست؛ ولی ابزار آن در شرایط کرونایی آموزش برخط تغییر کرده است. پیش از این، حکومت «فضای مدرسه ای[4]» را آماده می کرد و اکنون انتظار است جایگزین آن را فراهم آورد.

جایگزین فضای مدرسه‎ای، اکنون «ارتباطات فضای مجازی» شده است.

 

جایگزین فضای مدرسه ای، اکنون «ارتباطات فضای مجازی[5]» شده است. بستر فعلی آموزش، فضای برخط است؛ که مشتمل بر ابزار و اینترنت می باشد. تدارک بستر آموزش، تعهد حکومت برای تدارک آموزش رایگان می باشد. البته این تدارک محدود به شاگردان نیست؛ بلکه معلمان را نیز شامل است. آیا نشانه هایی از ایفای این تعهد در رفتار حکومت طی دو مهر گذشته دیده شده است؟

تدارک بستر آموزش، تعهد حکومت برای تدارک آموزش رایگان می باشد. البته این تدارک محدود به شاگردان نیست؛ بلکه معلمان را نیز شامل است.

 

از زمان تصویب قانون برای آموزش همگانی مجانی (1322 ش.)، تدارک چنین آموزشی یکی از موضوعات دارای افتخار شد که در تدارک آن حکومت‌ها تردید روا نداشتند؛ و بدین سبب، بارها مقررات حامی آن نیز به تصویب رسید. هم حکومت پهلوی در دهه چهل و پنجاه به تقاضای گسترده برای آموزش تن سپرد و هم در دهه شصت و هفتاد جمهوری اسلامی به افزایش جمعیت متقاضیان تحصیل، پاسخ مثبت داد. در دهه چهل وقتی «سپاه دانش» شکل گرفت، در واقع از سرمایه نظامی کشور صرف آموزش همگانی رایگان شد. همین وضعیت اکنون نیز مطرح است. تدارک آموزش، به ابزارهای تازه‎ای نیاز دارد. تدارک این ابزار ـ هر چه باشد: موبایل، تبلت، لپ تاپ، کامپیوتر و غیره ـ به واقع همانند تدارک همان مکان در گذشته است که برای آموزش حضوری، حکومت خود را متعهد به آن می دانسته است. این ابزار ارتباطی را نمی توان بجای قلم و دفتر قرار داد! گرچه در آموزش رایگان، تدارک آنها نیز مسئولیت حکومت است. وقتی حکومت این واقعیت و تعهد را لحاظ کند که «ابزار ارتباطی آموزش برخط جایگزین مدرسه آموزش حضوری است»، راهی برای تامین منابع آن می تواند بیابد.

وقتی حکومت این واقعیت و تعهد را لحاظ کند که «ابزار ارتباطی آموزش برخط جایگزین مدرسه آموزش حضوری است»، راهی برای تامین منابع آن می تواند بیابد.

 

شواهد حاکی از آن است که میلیون‌ها کودک و نوجوان، مخصوصاً در مناطق کم برخوردار و خانواده‎های فرودست اقتصادی، از تدارک ابزارهای آموزش برخط، محروم هستند. همچنین است وضعیت معلمانی که به آن شاگردان خدمات آموزشی ارائه می کنند[6]. آنها در گذشته در موقعیت مدرسه ای به کار آموزش اقدام می کردند که تدارک آن در تعهد حکومت بود. اکنون نیز آن تدارک برای ارتباط با شاگردان، وظیفه متولیان آموزش رایگان است. واقعیت های مربوط به ابزار ارتباطی شاگرد و معلم، ناعادلانه بودن آموزش را بیش از گذشته کرده است. تحقق عدالت آموزشی در ایران کنونی، به سبب متغیرهای متعددی، سال‌هاست که فراموش شده اما اکنون بی عدالتی به «دسترسی» رسیده است.

واقعیت های مربوط به ابزار ارتباطی شاگرد و معلم، ناعادلانه بودن آموزش را بیش از گذشته کرده است.

 

طی قرن چهاردهم شمسی، تأمین مدرسه برای پوشش به متقاضیان تحصیل، نماد عدالت دسترسی به آموزش رایگان بود و حکومت برای تدارک آن مسئولیت داشت. نابرخورداری از آموزش به سبب نبود ابزارارتباطی، مثل نابرخورداری به سبب نبود مدرسه است. اگر در آموزش حضوری، مدرسه در شهری یا روستایی یا در عشایر تدارک نمی شد، حکومت مسئول آن قلمداد می شد. اکنون نیز اگر ابزارارتباطی برای شاگردی یا معلمی فراهم نیست، آن را می توان نشانه ای از برزمین ماندن تعهد حکومت قلمداد کرد.

اگر ابزارارتباطی برای شاگردی یا معلمی فراهم نیست، آن را می توان نشانه ای از برزمین ماندن تعهد حکومت قلمداد کرد.

 

نبود یا ضعف ابزار ارتباطی آموزش، آموزش عادلانه را دستخوش نابسامانی می کند. گرچه این بی عدالتی در ابتدا با پدیده مهم دسترسی ظهور می یابد، اما بسیار بیش از آن در آموزش اثر می گذارد. در فرایند عدالت آموزشی، اولین گروهی که حتی پیش از شاگردان از آن متأثر می شوند، معلمان هستند. عدالت آموزشی موضوعی است که در آموزش مجازی فشار زیادی بر معلمان وارد می‌کند. علاوه بر آنکه معلمان نسبت به دسترسی شاگردان به آموزش حساسیت دارند، چهار پدیده دیگر مرتبط با «ابزارارتباطی»، آموزش

عدالت آموزشی موضوعی است که در آموزش مجازی فشار زیادی بر معلمان وارد می‌کند.

 

مجازی را برای معلمان دشوارتر و پرفشارتر و فرساینده تر از آموزش حضوری کرده است: «امکان تعامل»، «حمایت از یادگیری»، «زبان گفتگو» و «غرق‎شدگی شاگردان».

 

تعاملی بودن آموزش: در تدارک امکان یادگیری، تعامل با شاگردان به دلایل متعددی لازم است. در این ارتباط، سه پدیده توجه، ادراک و سرعت نقش اساسی دارند. توجه شاگردان را متغیرهای متعددی به سوی خود می کشاند. بسیاری از سکونت‌گاه‌های خانواده‌های شاگردان امروز مدارس، محیط متناسبی برای آموزش فرزندان نیست. ادراک شاگردان نیازمند دریافت پیام است. ابزار و بستر ارتباطی می تواند پیام را به درستی منتقل کند و یا آن را دگرگون سازد. سرعت شاگردان، نیز متفاوت است. در تعامل است که این امر تشخیص داده می شود.

 ابزار ارتباطی و بستر کنونی آموزش برخط برخی شاگردان را از تعامل گسترده با معلم محروم می کند، سبب صدور احکام کلی درباره توجه، ادراک و سرعت می شود.

 

شاگرد نمی تواند سرعت خود را گزارش کند. معلم است که در فرایندهای رویارویی با شاگردان، سرعت هر یک را برآورد می کند و به تناسب آن، برنامه آموزش را به پیش می‌برد. ابزار ارتباطی و بستر کنونی آموزش برخط به هر میزان که برخی شاگردان را از تعامل گسترده با معلم محروم می کند، سبب صدور احکام کلی درباره توجه، ادراک و سرعت می شود و ناعادلانه‌بودن آموزش به سبب یکسان انگاری توجه، ادراک و سرعت شاگردان، افزایش می دهد. چنین شرایطی بر بازده آموزش اثر منفی دارد و هم در کوتاه مدت به سبب مراجعه والدین و هم در بلندمدت به سبب حضور این شاگردان در پایه بالاتر، کار معلم را دشوار می سازد.

 

حمایت عاطفی از یادگیری شاگردان، اموری اختصاصی و موقعیتی است که معلمان به تناسب شاگردان، و برای پیشرفت آنان فراهم می کنند که در آموزش برخط کاملاً وابسته به ابزار ارتباطی است.

حمایت از یادگیری شاگردان: مدرسه موظف به حمایت و هدایت یادگیری همه شاگردان است و لازمه موثربودن آن حفظ شاگرد، افزایش امیدواری و اعتماد به نفس شاگرد، گسترش تعلق خاطر شاگرد و توجه به تفاوت‌های فردی شاگردان است. اینها جنبه های عاطفی یادگیری هستند و بسیار بیش از جنبه شناختی می توانند به موفقیت و شکست شاگردان بینجامند. این نوع حمایت‎ها، اموری اختصاصی و موقعیتی محسوب می شوند که معلمان آنها را به تناسب شاگردان و برای پیشرفت هر یک از آنان فراهم می کنند. چنین امکانی در آموزش برخط کاملاً وابسته به ابزار ارتباطی است. معلمان متعهد مدارس ایران بخوبی از اهمیت این پدیده های آموزشی آگاه هستند. همین آگاهی و تعهد است که سبب می شود معلم برای حمایت از یادگیری شاگردان فاقد ابزار ارتباطی، از جان و زمان خود مایه بگذارد تا آنان را در هر جایی «دیدار» کند و به آنان موثرتر آموزش دهد. اما به چند نفر از شاگردان فراوان یک کلاس می شود چنین خدمت کرد؟!

 

زبان گفتگوی آموزش: در آموزش حضوری، یکی از زمینه های فهم زبان برنامه درسی، آگاهی و مواجهه با زبان رسمی در محیط مدرسه بود که هم در میان شاگردن جریان می یافت و هم بین معلمان و شاگردان دنبال می شد. این فرصت یادگیری از یکدیگر، یکی از منابع یادگیری بود که در فضای مجازی از میان رفته و البته استمرار زبان بومی خانواده هم بر وخامت آن افزوده است. چنین شرایطی، به طور معمول دریافت پیام را با مشکل مواجه می کند. بر این اختلال معمول فرایند ارتباطی، شما ابزارهای ارتباطی نامناسب فضای مجازی را بیفزایید. ببینید معلمان با چه مشکلی برای انتقال پیام و شاگردان با چه مشکلاتی برای دریافت درست آن، مواجه هستند.

آگاهی و مواجهه با زبان رسمی در محیط مدرسه هم در میان شاگردن و هم بین معلمان و شاگردان، یکی از منابع یادگیری بود که در فضای مجازی از میان رفته.

 

ارتباط مختل، زمینه و حتی سبب تولید ده‌ها لطیفه تصویری مربوط به این واقعیت است که در فضای رسانه ای دست به دست می شود.

 

این ارتباط مختل، زمینه و حتی سبب تولید ده‌ها لطیفه تصویری مربوط به این واقعیت است که در فضای رسانه ای دست به دست می شود؛ (که البته مدرسه یا خانواده، آنها را با بی‌اخلاقی آشکار می سازند و رسانه ها آنها را با بی‌تعهدی به حقوق و عواطف آن کودکان بازنشر می‌کنند و مردم هم بدان‌ها بعنوان وسیله ای که غم و اندوه و رنج روزگار را لحظه ای از دلشان بدر می‌سازد لبخند می زنند؛ فارغ از آنکه این لبخند کوتاه چه تاثیر بلندمدتی بر جان و روان و سرنوشت آن کودک و نوجوانی برجای می گذارد که آن رخداد را تجربه کرده و فیلمش دراختیار عموم قرار گرفته است!)

معلمان برخط در بسیاری از مواقع با والدین بیسواد در حوزه رسانه و فضای مجازی سروکار دارند. این واقعیت، کار بیشتری از معلم طلب می کند.

 

معلمان برخط در بسیاری از مواقع با والدین بیسواد در حوزه رسانه و فضای مجازی سروکار دارند. این واقعیت، کار بیشتری از معلم طلب می کند. هم نیاز است که معلم به آموزش بکارگیری درست و اخلاقی اقدام کند و هم به رفع بدفهمی و کج‎فهمی بپردازد. تنوع ابزارهای مورد استفاده نیز مشکل دیگری برای معلم است. همچنین، موضوع مراقبت از بزهکاری رسانه ای و مجازی هم مطرح است. زمینه ای که آموزش آن در سنین پایین، بسیار مشکل و تمایل بدان بعنوان بازی، بسیار جاذب است.

مراقبت از بزهکاری رسانه ای و مجازی در سنین پایین، بسیار مشکل و تمایل بدان بعنوان بازی، بسیار جاذب است.

 

غرق‎شدگی شاگردان در فضای مجازی: فضای مجازی و امکانات آن زمینه های مناسبی برای جذب شاگردان دارد و درعین حال می‎تواند منجر به غرق شدن آنان در این فضا شود. فضای مجازی، فضایی غیر از فضای واقعی است. در فضای مجازی زمان، مکان، سرعت، قدرت و توانایی انسانی معانی و جلوه دیگری می یابند که به تصور نزدیک است؛ تا واقعیت. غرقق شدن در فضای مجازی، موضوعی است که برای کودکان و نوجوانان به سرعت می تواند رخ دهد.

معلمان برای اثربخشی آموزش به امکانات فضای مجازی روی می‎آورند و برای پیشگیری از غرق شدگی ناچارند از آن پرهیز کنند. ایجاد این تعادل، کاری دشوار یا ناممکن است.

 

بازی‌ها یکی از پدیده های این فضا هستند که نه تنها کودکان و نوجوانان، که برخی از بزرگسالان را نیز معتاد می کنند. درواقع، جاذبه فضای مجازی چنان است که می تواند هر کسی را شکار کند؛ مخصوصاً وقتی که عاطفه[7] و تخیل[8] در حد اعلاست. این هر دو در کودکی دارای قدرت خارق‌العاده ای هستند. اینجاست که موضوع تعادل در بکارگیری مطرح می شود. معلمان برای اثربخشی آموزش به امکانات فضای مجازی روی می آورند و برای پیشگیری از غرق شدگی ناچارند از آن پرهیز کنند. ایجاد این تعادل در شرایطی که تمام فعالیت‎های مدرسه وابسته به ابزارارتباطی فضای مجازی است، کاری دشوار یا ناممکن است.

منبع:

موسی پور، نعمت الله (1400). مسئولیت حاکمیت در تربیت برخط: فقر ابزاری و رنج تکراری!، فصلنامه مطالعات برنامه درسی ایران، سال شانزدهم، شماره 62، پاییز 1400، 6 – 1.

[1]. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:                            https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution

[2]. قانون راجع به آموزش و پرورش عمومی اجباری و مجانی ‌مصوب ششم مرداد ماه 1322:

https://rc.majlis.ir/fa/law/show/93633

[3]. متمم قانون اساسی مشروطه:                                                   https://rc.majlis.ir/fa/law/show/133414

[4].  School Atmosphere

[5].  Cyberspace Communications

[6]. اینکه برخی از معلمان امکان تدارک ابزارهای مناسب برای آموزش در فضای مجازی را ندارند، موضوع آشکاری است؛ اما مهم‎تر آن است که تامین ابزار ارتباطی جزو وظایف متولیان آموزش رایگان است. دراختیارنگذاشتن ابزارارتباطی همانند آن است که از معلم مدرسه حضوری خواسته شود در منزل خود پذیرای شاگردانش باشد!

[7]. Emotion

[8]. Imagination

انتهای پیام/

این مطلب را برای صفحه اول پیشنهاد کنید
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.
همراه اول