آزادی شهردار لیبرال
محمدعلی نجفی، شهردار پیشین تهران که خردادماه 98 به قتل همسر دوم خود میترا استاد، اعتراف کرده بود، پس از طی بخشی از دوران محکومیتش روز گذشته از زندان آزاد شد.
فارس پلاس؛ دیگر رسانهها- صبح نو نوشت: نجفی کار خود را پس از انقلاب اسلامی، از تصدی وزارت علوم در دولتهای شهید رجایی و حضرت آیتالله خامنهای در حدفاصل سالهای 60 تا 63 آغاز کرد. او از سال 67 تا 76 قریب یک دهه، وزیر آموزش و پرورش شد. در دولت اول اصلاحات به مدت سه سال، ریاست سازمان برنامه و بودجه را به عهده داشت و سپس جای خود را به محمدرضا عارف داد. او پیش از این مقطع، یکی از موسسین حزب کارگزاران سازندگی بود. نجفی پس از پایان دولت اصلاحات تا سالها در حاشیه ماند. او در ۱۳۸۶ به عضویت سومین دوره شورای شهر تهران درآمد و در ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ به دنبال انتصاب به معاونت رئیسجمهور، از این سمت استعفا کرد. نجفی یکی از سه وزیر پیشنهادی کابینه حسن روحانی بود که با وجودی که موافقت نیمی از مجلس را جلب کرده بود، با اختلاف یک رای از مجموع 284 رای موفق به حضور در وزارت آموزش و پرورش نشد. دو روز بعد حسن روحانی طی حکمی او را به معاونت رئیسجمهور و ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور منصوب کرد. در 10 بهمن 92، نجفی از ریاست سازمان میراث فرهنگی استعفا کرد و حسن روحانی، وی را بهعنوان مشاور رئیسجمهور و دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد. نجفی در تاریخ 29 مرداد ۱۳۹۳ پس از رای آوردن استیضاح رضا فرجیدانا از وزارت علوم، سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد و 95 روز در این سمت بود. وی در تاریخ هشتم مرداد ۱۳۹۶ بهعنوان یکی از نامزدهای شهرداری تهران، این سمت را پذیرفت.
او شب 22 اسفند ۱۳۹۶ استعفای خود را از شهرداری به شورا داد شکاف میان اصلاحطلبان بر سر شهرداری نجفی یکی از جنجالهای پیرامون نجفی طی سالهای اخیر، موضوع شهرداری او بود که شکاف عمیقی را میان اصلاحطلبان بهویژه طیف متصل به کارگزاران سازندگی و اتحاد ملتیها ایجاد کرد. با اینکه نجفی از چهرههای نزدیک به کارگزاران سازندگی بهشمار میآید اما در زمان قبول پست شهرداری، کارگزارانیها روی محسن هاشمی نظر مثبت داشتند. اما رفتن هاشمی از شورای شهر پنجم (این شورا تحت نفوذ سه حزب کارگزاران، اتحاد ملت و اعتماد ملی بود)، راه را برای ورود یک اصولگرا باز میکرد. این موضوع و امضای میثاقنامه، دست کارگزارانیها را برای اصرار بر حضور محسن هاشمی در بهشت بست. در نهایت مناسبات ایجاب کرد که هاشمی در شورای شهر باقی بماند. از همین روی با استعفای نجفی از شهرداری، باز هم محسن هاشمی بهعنوان یکی از گزینههای جدی شهرداری تهران از سوی کارگزاران مطرح ماند. در واقع اتحاد ملتیها از ترس اینکه با استعفای محسن هاشمی از شورای شهر، یک اصولگرا به جمع شورای شهریها اضافه شود (چمران) و همچنین قرابت محسن هاشمی به کارگزاران، با شهرداری هاشمی مخالفت کردند. غلامحسین کرباسچی، دبیرکل وقت حزب کارگزاران سازندگی با زیر سوال بردن منطق اتحاد ملتیها در مخالفت با شهردارشدن هاشمی، اسفند 96 به روزنامه شرق گفت: «شما میثاقنامه را مثل قانون وحی منزل گرفتهاید. کجا هرجومرج میشود.
اینکه یکی از خود شورا بتواند شهردار شود یا اینکه ما مدام بگردیم دنبال افرادی که یا ضعف بدنی داشته یا با نهادها و دستگاهها مشکل داشته یا قوای مجریه، مقننه و قضائیه با آنها مشکل داشته باشند یا اینکه وسط کار رها کنند و بروند بهتر است فردی که توانایی دارد مصلحت مردم را در نظر بگیرد و شورای شهر با او موافق است، بیاید.» شکوریراد یکی از اعضای ارشد اتحاد ملت همان موقع در گفتوگویی با روزنامه شرق درباره اختلافات فیمابین کارگزاران و اتحاد ملت که عبدالله نوری را برای حل آن، مجبور به واسطهگری کرده بود گفت: «کارگزاران میخواستند بگویند بیماری نجفی پررنگترین مشکل است و دائما هم این را میگفتند. حزب اتحاد اما میگفت اگرچه بیماری وجود دارد، ولی عامل اصلی چیز دیگری است و بیماری بهانه شده است. این شد منشأ اختلاف اتحاد و کارگزاران. اتحاد از استعفای نجفی ابراز نگرانی میکرد، کارگزاران از استعفا استقبال میکرد.» قتل میترا استاد، بیاخلاقی اصلاحطلبان و احیای شکاف قدیمی وقتی خبر قتل میترا استاد، همسر دوم محمدعلی نجفی به دست شهردار پیشین تهران بیرون آمد، زمینه بار دیگر برای شکاف میان اصلاحطلبان فراهم شد. اصلاحطلبان البته با در پیش گرفتن سیاست غیر اخلاقی، مرحوم استاد را وابسته به برخی نهادهای خاص برای ضربه زدن به اصلاحطلبان معرفی کردند. سیاست غیراخلاقی اصلاحطلبان در اتهام زنی به استاد، در واقع تلاش برای بیگناه جلوه دادن نجفی بود. این رفتار زشت بهقدری بیمحابا بود که صدای برخی از اصلاحطلبان را هم درآورد.
در همینباره، عباس عبدی، کنشگر اصلاحطلب خرداد 98 در یادداشتی در روزنامه اعتماد تصریح کرد: «اولین نکتهای که به وفور مطرح شد و رنگ غالب تحلیلها را به خود گرفت، سناریوی پرستو بود متاسفانه این رفتار غیراخلاقی و ناجوانمردانهای است که حتی توهین به شعور و فهم آقای نجفی هم هست... این برداشت، محصول نگاه سیاسی است... این برداشت در درجه اول هدفش لکهدار کردن دستگاههای اطلاعاتی است ولی پیش از آن، یک زن را متهم کرده که عملی به غایت غیراخلاقی است.» همین سیاست بیمنطق و در عین حال ناجوانمردانه، مستمسکی برای تسویهحساب جناحهای اصلاحطلبی شد که پیش تر بر سر شهرداری نجفی، با یکدیگر به منازعه برخاسته بودند. کرباسچی با ایجاد ارتباط میان قتل مرحوم استاد و ادعای تذکر برخی نهادها برای شهردار نشدن نجفی و نادیده گرفتن این تذکرها توسط اتحاد ملتیها تصریح کرد: «ماهیت تاسفبار حادثه قتل میترا استاد هر چه باشد، نمیتوان مسئولیت کسانی را که دو سال قبل علیرغم اصرار و تذکر برخی دلسوزان و مراکز مسئول، این چاه ویل را برای اصلاحات و نجفی حفر کردند، نادیده گرفت.» مطلب کرباسچی در واقع طعنه آشکار به حزب اتحاد ملت بود که در سال 96 و در تعارض آشکار با کارگزاران سازندگی، روی شهرداری نجفی تاکید و تصریح داشت. اکنون نجفی آزاد شده و از چهره مورد وثوق طیف لیبرال اصلاحات در انتخابات 84 و 92 تنها نامی باقی مانده که موجب سوال های فراوان پیش روی اصلاح طلبان است. پایان پیام/غ.
11:35 - 21 فروردین 1402