سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ - ۲۱:۳۴

دیدگاه  /  رادیو و تلویزیون

نويسنده : مكسي مك فارلند

آموزش فرهنگي نظاميان

خبرگزاري فارس: تعامل با فرهنگ هاي مختلف در سرزمين خودشان بيش از اين كه مربوط به كاربرد مستقيم قوه قهريه باشد مربوط به هماهنگي ، ديپلماسي و برقراري ارتباط مي شود. موفقيت مستلزم درك افراد، جوامع و الگوهاي هنجاري اجتماعي است زيرا با وظايفي كه سربازان بايد انجام دهند و محيطي كه در آن عمل مي كنند مرتبط است.

آموزش فرهنگي نظاميان
طي دهه گذشته ارتش به طور فزاينده اي درگير صف آرايي هاي نظامي خارجي بلند مدتي بوده كه به مقتضاي هدفشان با جمعيت بومي به صورت گسترده مواجه شده است.چنين تعاملاتي و تاثيرات آنها بر عمليات نظامي حائز اهميت است. در واقع، سروكار داشتن با جمعيت بومي از چنان اهميتي برخوردار است كه موفقيت عمليات اغلب تاحد قابل ملاحظه اي وابسته به توانايي سربازان به تعامل با افراد و جوامع محلي است. ياد گرفتن نحوه تعامل با سكنه محلي چالشي عمده پيش روي سربازان ، فرماندهان و افراد غيرنظامي است. اعزام نيروهاي نظامي به مناطقي با فرهنگي هاي مختلف امر تازه اي نيست. ارتش پس از جنگ جهاني دوم تجربه عمليات طولاني در كشورهاي خارجي را داشته است. در اغلب عمليات بلندمدت سعي شده به نيروها آگاهي هايي درباره هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي منطقه عملياتي القا شود. با اينكه ثابت شده چنين آماده سازي هايي مفيد است، در ايجاد دركي محسوس و ضروري از شرايط پيچيده امروزي، به خصوص هنگامي كه ارزش ها و هنجارهاي جامعه اي كه با آن در حال جنگند بسيار متفاوت باشد، با نقايصي مواجه است. تعامل با فرهنگ هاي مختلف در سرزمين خودشان بيش از اين كه مربوط به كاربرد مستقيم قوه قهريه باشد مربوط به هماهنگي ، ديپلماسي و برقراري ارتباط مي شود. موفقيت مستلزم درك افراد، جوامع و الگوهاي هنجاري اجتماعي است زيرا با وظايفي كه سربازان بايد انجام دهند و محيطي كه در آن عمل مي كنند مرتبط است. هم اكنون آموزش فرهنگي به عنوان بخشي از برنامه هاي تربيت سربازان و فرماندهان الزامي است. درخلال جنگ خليج فارس، ايالات متحده نشان داد كه از مسائل فرهنگي و نحوه تاثيرگذاري آنها بر عمليات نظامي آگاه است. پتانسيل اصطكاك و برخورد بين عقايد، رفتارها، ارزش ها و هنجارها منتهي به تنظيم الگوهايي براي تعاملات فرهنگي شد. براي مثال تفاوت هاي بارز بين فرهنگ هاي آمريكا و عربستان سعودي باعث انزواي نيروهاي ايالات متحده از جمعيت بومي گرديد. خطر متفاوت بودن يا رقابت هنجارهاي فرهنگي به قدري زياد بود كه نمي شد بر آن فائق آمد. اصطكاك فرهنگي قطعاًً امروزه پيچيده تر از گذشته شده است. در دوران جنگ سرد تمايلي در هر دو ملل شرق و غرب به سوي يكديگر وجود داشت. در جهاني دوقطبي كه ايدئولوژي قدرت هاي برتر به رقابت با كشورهاي همسو يا ناهمسو به رقابت برمي خيزد، جانبداري از يك قدرت ضروري است. ملت ها با شبيه تر شدن به برادر بزرگتر خود به دنبال هويت خود مي گردند. پايان جنگ سرد الگوي جديدي را در مورد عقايد غالب بر هويت ملي تحميل كرد. كشورها، افراد و جوامع با ايجاد ارتباط مجدد با هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي خود احساس راحتي مي كنند. علاوه بر اين، ارزش هاي اقتصادي و فرهنگي آمريكا و كشورهاي غربي بر جوامع متكي بر ارزش هاي سنتي تر و ديني سايه انداخته است. اين رقابت اساسي بين هنجارهاي فرهنگي منجر به پس زدن ارزش هاي غربي در بسياري از جوامع شده و به جاي ابزاري براي رسيدن به درك مشترك به يك منبع اصطكاك تبديل شده است. اهميت هويت فرهنگي و اصطكاك دروني آن باعث شده درك هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي جمعيت بومي كه در محيط آن عمليات روي مي دهد براي سربازان و فرماندهان-چه نظامي و چه غيرنظامي- الزامي گردد. آنها بايد اين ارزش ها را درك كنند و به انها احترام گذارند و به عنوان ابزاري براي شكل دهي عمليات و تاثيرات مورد نظر خود مورد استفاده قرار دهند. تعريف فرهنگ نخستين قدم در هر مسئله اي تعريف آن است. تعريف «فرهنگ» معمولاً شامل تعريف ريشه ها، ارزش ها، وظايف و اموري است كه مرتبط با گروه معيني از مردم باشد. چنين تعاريفي به استانداردهاي ارزشگذاري، ازقبيل هنجارها و ارزش ها، و استانداردهاي شناختي، همچون قوانين يا الگوهايي كه تعريف مي كنند چه نهادها و بازيگراني در يك نظام وجود دارند و چگونه عمل مي كنند يا با يكديگر ارتباط دارند، اشاره مي كند. همه افراد فرهنگي دارند كه نحوه ارتباط با ديگران ، با دنيا و با خودشان را شكل مي دهد. مانند يك كوه يخ برخي از جنبه هاي فرهنگ قابل مشاهده است و بعضي ديگر در زير سطح قرار دارد. جنبه هاي ناپيدا بر جنبه هاي آشكار اثر مي گذارند يا آنها را به وجود مي آورند. قوم شناسي، روش تحقيقي كيفي كه انسانشناسان براي تشريح يك فرهنگ استفاده مي كنند، به دنبال تعريف كامل جنبه ها و هنجارهاي فرهنگي مختلف يك گروه به منظور درك آن گروه است. هدف از آموزش فرهنگي نظاميان اين است كه به سربازان كمك كند در محيط هاي عملياتي خود مؤثرتر عمل كنند.آنها بايد آگاهي فرهنگي داشته باشند و در مناطق معين مهارت فرهنگي از خود نشان دهند. مهارت در آگاهي فرهنگي هنگامي كه با مطالعه حوزه هاي كاربردي بالقوه آن هماهنگ شود به درك عوامل فرهنگي در مناطق عملياتي كمك مي كند. آگاهي و صلاحيت فرهنگي پيش زمينه فرهنگي يكي از منابع اصلي تعريف يا ابراز وجود و روابط بين گروه و جوامع است. هنگامي كه محيط فرهنگي جديدي را تجربه مي كنيم ، احتمالاً تضادهايي بين زمينه هاي فرهنگي خود و ارزشها ، عقايد و نظرات فرهنگ ميزبان تجربه خواهيم كرد. فرهنگ ها اغلب تغييراتي را در هويت فرهنگي خود تجربه مي كنند كه ممكن است عدم امنيت قابل ملاحظه اي هم در فرهنگ هاي متعامل –كه هويت انها زير سؤال مي رود- و هم در ارزش ها ايجاد كند و احتمالاًمنجر به رابطه معكوس گردد. سربازان آگاه از نظر فرهنگي عقايد، رفتارها، ارزش ها و هنجارهاي خود را درك و تقدير مي كنند اما از اين امر نيز آگاهند كه چگونه ديدگاه هاي انها مي تواند ديدگاه فرهنگي ديگران را تحت تاثير قرار دهد. حصول خودآگاهي از انگاره هاي فرهنگي خودي ما را قادر مي سازد كه از آن در روابط مان با ديگران استفاده كنيم. صلاحيت فرهنگي كه چيزي بيش از يك چارچوب صرف براي تعاملات فردي است، جهت مديريت فعاليت هاي فرهنگي گروهي، سازماني يا محفلي ضروري است و درك عميق تر و كاربردي تري را از فرهنگ در مقايسه با اگاهي فرهنگي مي طلبد. صلاحيت از راه راهبري سازماني كه قادر به عبور از حائل هاي فرهنگي در سطح سازمان و برقراري چارچوبي براي همكاري بين محافل و گروه هاي فرهنگ هاي مختلف باشد، نمايان مي گردد. صلاحيت يعني ايجاد تيمي موفق داراي ديدگاه مشترك ، روابط مؤثر و فرآيندهاي پذيرفتني كه از تنوع فرهنگي بهره مي برند. فرماندهان نظامي طوري تربيت شده اند كه بتوانند به سرعت و در حداقل زمان با مدنظر قراردادن عقايد مخالف، تصميم گيري كنند. رويدادهايي كه مستلزم تخريب يا خشونت بالقوه است به مديران يا فرماندهان لحظه اي نياز دارد اما براي انجام اين كار كسب سريع عوامل كليدي و اطلاعات ضروري ، پردازش دروني و سپس انتخاب و اجراي اقدام مقتضي لازم است. تشويق جمع متنوعي از افراد به مشاركت در كليه فعاليت ها از اين لحاظ دشوار است. اما تشويق به همكاري يك ارزش كليدي در چارچوب صلاحيت فرهنگي محسوب مي شود. شناخت تفاوت ها به عنوان تنوع در عكس العمل و نه نامناسب بودن عكس العمل، چالشي در محيط هاي عملياتي و تاكتيكي است. صلاحيت فرهنگي محيطي را مي پذيرد و ايجاد مي كند كه به هر فرهنگ اجازه مي دهد ارزش ها ، جنبه ها و رفتار هاي خود را به شيوه هاي سازنده جهت تقويت نتيجه سهيم كند. سربازان داراي آگاهي فرهنگي: • درك مي كنند كه فرهنگ بر رفتار و عقايد آنها و بر رفتار و عقايد ديگران تاثير مي گذارد. • از عقايد، ارزش ها و حساسيت هاي خاص هر فرهنگ كه ممكن است بر نحوه تفكر يا رفتار آنها و ديگران اثر مي گذارد آگاهند. • عقايد، ظواهر و شيوه زندگي هاي مختلف را درك مي كنند و مي پذيرند. • آگاهند كه دانش تاريخي به وسيله نيروهاي فردي، سياسي و اجتماعي ايجاد و درنتيجه شكل مي گيرد. • سابقه فرهنگ هاي اصلي و فرعي امريكايي را مي دانند و درك مي كنند كه چگونه اين سوابق بر جامعه فعلي آمريكا تاثير دارد. • هنگام مطالعه رويدادهاي تاريخي ديدگاه هاي گروه هاي فرعي را مي توانند درك كنند. • رويدادهاي تاريخي مهم ساير ملل را مي دانند و متوجه هستند كه چگونه اين رويدادها بر رفتارها، عقايد و روابط با ديگران تاثيرگذار است. • از اشتراكات گروه ها با سوابق فرهنگي مختلف آگاهند و تفاوت هاي بين آنها را قبول دارند. • خطرات ناشي از عقايد تعصبي ، نژاد پرستي و ساير انحرافات را درك مي كنند و از مسائل نژادپرستي و تعصب آميز اگاه و نسبت به انها حساس هستند. • دو يا چند زبان را مي دانند ويا در جهت كسب صلاحيت زباني حركت مي كنند. • مي توانند با افرادي از ساير گروه هاي فرهنگي به خوبي ارتباط برقرار كنند و تعامل يا كار كنند. • از فناوري براي برقراري ارتباط با افراد استفاده مي كنند و منابع فرهنگ هاي ديگر دسترسي پيدا مي كنند. • با تغييرات هنجارهاي فرهنگي فناوري(از قبيل تبادل پيام فوري، محيط هاي كار مجازي ، اي-ميل و غيره) آشنا هستند و مي توانند در چنين محيط هايي با موفقيت تعامل كنند. • متوجه هستند كه تفاوت هاي فرهنگي وجود دارد و در عمليات هاي نظامي بايد مد نظر قرار گيرند. • درك مي كنند كه به عنوان يك سرباز بخشي از يك فرهنگ وسيع هستند و با تعصباتي مواجه خواهند شد كه بايد در روابط بين فرهنگي بر آنها غلبه كرد. • به هويت خود مطمئن و از آن احساس امنيت مي كنند و قادرند به نحوي عمل كنند كه ديگران هم بتوانند از هويت خود احساس امنيت كنند. آگاهي فرهنگي درك الگوهاي فرهنگي و شناخت هنجارهاي فرهنگي خود است. درك اين كه چگونه فرهنگ شما بر فرهنگ فرد ديگري تاثير مي گذارد مي تواند به نحو برجسته اي بر شانس موفقيت اقدامات اتخاذ شده اثر بگذارد. فرماندهان نظامي با چالش ديگري نيز مواجهند؛ آنها بايد فرهنگ نظامي خودي، فرهنگ مردمشان و فرهنگ منطقه عملياتي را درك و قبول كنند. جهت مديريت مؤثر تفاوت ها ، فرماندهان بايد استراتژي هاي كارآمد براي حل كشمكش ها بين افراد و سازمان هاي مختلف را بياموزند. آنها بايد درك كنند كه چگونه عدم اعتماد تاريخي بر تعاملات جاري تاثير دارد و متوجه باشند كه يك فرد ممكن است از اقدامات سايرين براساس انتظارات آموخته خود قضاوت غلط كند. گنجاندن اطلاعات و مهارت هاي تعامل مؤثر در موقعيت هاي متنوع بين فرهنگي در برنامه هاي تربيتي و نظام آموزشي پرسنل نظامي به نهادينه سازي آگاهي فرهنگي كمك مي كند. منظم نمودن آگاهي فرهنگي به جريان اصلي سازمان و آموزش ريشه هاي كليشه ها و تعصبات نيز مفيد هستند. گوناگوني ممكن است شامل تغيير نحوه انجام امور در راستاي تفاوت هاي افراد، گروه ها و جوامع باشد. فرد بايد مهارت هاي برقراري ارتباط بين فرهنگي را در خود تقويت كند و درك كند كه ارتباط و اعتماد اغلب مهم تر از فعاليت است.نهادينه سازي مداخلات فرهنگي در كشمكش ها و ابهامات ايجاد شده به دليل پويايي تفاوت ها نيز ممكن است ضروري باشد. با افزايش همكاري هاي نظامي ائتلافي و چند مليتي، صلاحيت فرهنگي يكي از الزامات حياتي در راهبري به شمار مي رود. عمليات هاي حمايتي و ثبات بخشي نيازمند رهبران كارآمدي است كه قادرند با سازمان هاي محلي، بين المللي و خصوصي كه پرسنل آنها پيش زمينه هاي فرهنگي بسيار متنوعي دارند، كار كنند. توصيف ارتش از نيروهاي هدف نياز به نيروهاي قراردادي با قابليت هاي ويژه مثلاً برخورداري از صلاحيت فرهنگي را توضيح مي دهد. ارتش برنامه هاي فراواني با هدف ايجاد صلاحيت فرهنگي دارد از جمله برنامه هاي آموزشي تمرين همكاري چند مليتي ؛ افسران رابط، دانشجويان خارجي كه در برنامه هاي آموزشي و تربيت فرمانده شركت مي كنند؛ و برنامه تبادل افسر. اين برنامه ها گرچه مفيد هستند، متاسفانه اغلب در سطح آموزش هنجارهاي فرهنگي آمريكا به دانشجويان خارجي باقي مي مانند به جاي اين كه عكس اين حالت باشد. شايد بتوان وظايف آموزشي را به افسران رابط محول كرد و برنامه هاي تبادلي بتوانند مربيان و كارشناسان خارجي بيشتري را به نظام آموزشي آمريكا بياورند. آيا كشورهاي چين، هند، مصر، يا برخي كشورهاي آفريقايي مايل خواهند بود كه مربياني را براي آموزش دانشجويان دانشكده ستاد فرماندهي ارتش ايالات متحده اعزام كنند تا تصميم گيري، فرهنگ يا مديريت تدريس كنند؟ نياز به آگاهي فرهنگي و صلاحيت فرهنگي روشن است اما اين نكته نيز روشن است كه فرآيند آموزشي براي رسيدن به اين دو هدف مدت زماني طول مي كشد تا برقرار گردد. سؤال اصلي اين است كه از كجا شروع كنيم؟ تفاوت هاي فرهنگي فرهنگ كه اعضاي يك گروه بصورت مشترك از آن برخوردارند، به عنوان ميراث اجتماعي به كودكان منتقل مي شود. هنجارهاي فرهنگي استانداردها و الگوهايي است كه يك گروه نژادي، قومي، ديني يا اجتماعي آنرا به عنوان مبنا مي پذيرد. هنجارهاي فرهنگي شامل افكار، رفتارها و الگوهاي برقراري ارتباط، آداب و رسوم، عقايد، ارزش ها و نهاد هاست. ما به عنوان يك فرد، يك گروه يا يك جامعه ياد مي گيريم كه در راستاي خطوط فرهنگي با يكديگر تشريك مساعي كنيم. آگاهي از تفاوت هاي فرهنگي نبايد باعث جدايي از يكديگر يا ناتواني مان به دليل ترس از نگفتن «سخن صحيح» شود. آگاهي فرهنگي به گوش سپردن و درك نيت اظهارات ديگران ارج مي نهد. هرچه بيشتر آگاه شدن از تفاوت هاي فرهنگي و جستجوي مشتركات به ما كمك مي كند هرچه بهتر با يكديگر ارتباط برقرار كنيم. در جدول شماره 1 برخي جنبه هاي تفاوت هاي هنجاري فرهنگي بين فرهنگ ايالات متحده و ساير فرهنگ ها ذكر شده است. جدول شماره 1: مقايسه هنجارها و ارزش هاي فرهنگي جنبه هاي فرهنگ /جريان غالب در فرهنگ آمريكايي/ساير فرهنگ ها احساس نسبت به خود و فضا /غيررسمي، دست دادن/ درآغوش گيري رسمي، تعظيم، دست دادن برقراري ارتباط و زبان/ ارتباط مستقيم و صريح؛ تاكيد روي محتوا و معناي كلمات/ ارتباط غيرمستقيم و تلويحي؛ تاكيد روي محتوا و معني حاشيه اي كلمات لباس و ظاهر/ ايده آل «لباس براي رسيدن به موفقيت»؛ دامنه گسترده اي از لباس هاي مقبول/ لباس نشانه موقعيت، ثروت و جايگاه فرد؛ قواعد ديني غذا و عادات غذايي/ خوردن يك ضرورت است، غذاهاي حاضري/ غذا خوردن تجربه اجتماعي است؛ قواعد ديني زمان و هوشياري زماني/ هوشياري زماني دقيق و طولي؛ ارزش دهي به سرعت، زمان برابر است با پول/ هوشياري زماني نسبي و انطعاف پذير؛ زمان صرف لذت بردن از روابط مي شود روابط، خانواده، دوستان/ تاكيد روي خانواده هسته اي؛ مسئوليت نسبت به خود؛ ارزش دهي به جواني؛ پيري معادل معلوليت/ تاكيد روي خانواده گسترده؛ وفاداري و مسئوليت نسبت به خانواده؛ پيري معادل احترام و مقام ارزش ها و هنجارها/ جهت گيري فردي؛ استقلال؛ رجحان مقابله مستقيم با تعارض ها/ جهت گيري گروهي؛ سازگاري؛ رجحان هماهنگي عقايد و نگرش ها/ تساوي گرايي؛ مبارزه طلبي با مقامات؛ كنترل افراد بر سرنوشت خويش؛ تساوي جنسي/ سلسله مراتبي؛ احترام به مقامات و نظم اجتماعي؛ قبول سرنوشت؛ وظايف متفاوت براي مردان و زنان فرآيندهاي فكري و شيوه يادگيري/ خطي ، منطقي، تمركز روي حل مشكلات به شيوه متوالي/ موازي، كل نگر، همزمان؛ پذيرش مشكلات زندگي عادات كاري و فعاليت/ تاكيد روي وظيفه؛ پاداش بر اساس موفقيت فردي؛ كار ارزش ذاتي دارد/ تاكيد روي روابط؛ پاداش براساس ارشديت ، روابط؛ كار ضرورت زندگي است با وجود تنوع بسيار فرهنگ ها و مطالعات بيشماري كه براي تخصص در مورد يك فرهنگ بايد انجام شود، چگونه مي توان حوزه بررسي را به تمركز روي ايجاد مهارت هاي فرهنگي در سربازان محدود كرد؟ مسلماً در هر فرهنگ وضعيت يا گروه هايي وجود دارد كه ممكن است رابطه خصمانه اي را با ايالات متحده دنبال كنند. شايد بهتر باشد بيشتر درباره كشورها يا گروه هايي بياموزيم كه با آنها احتمال تشكيل ائتلاف يا همكاري در رقابتي چند مليتي وجود داشته باشد. متاسفانه تاريخ عدم قطعيت پيش بيني ها را در مورد زمان، مكان و با كساني كه سربازان ممكن است عمليات نظامي داشته باشند، ثابت كرده است. البته اين نافي نياز به مطالعه فرهنگ هاي محتمل تر نيست. با وجود اين، اتخاذ رويه اي كه حداقل در وهله اول جهت گيري آن به سمت برخي هنجارهاي فرهنگي بنيادي داراي كاربري گسترده تر در دامنه وسيع تري از تنظيمات باشد، محتاطانه تر خواهد بود. هنجارهاي فرهنگي بنيادي هنجارهاي فرهنگي بنيادي ارزش ها و فاكتورهاي هنجاري هستند كه بيشترين تاثير را روي عمليات نظامي و روابط سربازان با جمعيت هايي كه با آنها مواجه مي شوند، دارند. پژوهشگران چهار سندرم فرهنگي را شناسايي كرده اند-پيچيدگي، فرد گرايي، جمع گرايي، و شدت- كه الگو هاي رفتارها، نگرش ها، باورها، هنجارها و ارزش هاي حول يك موضوع را تشكيل مي دهند و در همه جوامع يافت مي شوند. با استفاده از سندرم هاي فرهنگي به عنوان چارچوب مرجع، مي توان ارزشهاي هنجاري بنيادي را كه كاربرد مشتركي در كليه فرهنگ ها دارند و نقطه آغاز براي برنامه آموزش فرهنگي به حساب مي آيند، بسط داد. هنجارهاي فرهنگي اغلب چنان مستحكم در زندگي تنيده شده اند كه افراد ممكن است از بعضي رفتارهاي خاص ناآگاه باشند.تاوقتي اين رفتارها در محيط فرهنگي متفاوت با ارزش ها و عقايد متفاوت قرار نگيرند، ممكن است شناخت يا تغيير آنها دشوار باشد. معمولاً فرهنگ خودي تاوقتي در تماس با ساير فرهنگ ها قرار نگيرد محسوس نيست. مردم معمولاً قوم مدار هستند: يعني ساير فرهنگ ها را در چارچوب دركي كه از فرهنگ خود دارند تفسير مي كنند. شش الگوي بنيادي از هنجارهاي فرهنگي تاثير بسزايي در رابطه بين فرهنگ هاي گوناگون داشته است: روش هاي برقراري ارتباط، نگرش نسبت به مشاجره، روش انجام وظايف، روش هاي تصميم گيري، نگرش نسبت به ابراز امور شخصي، و روش هاي شناخت. روش هاي برقراري ارتباط: ارتباط بين دو فرهنگ مستلزم توليد، انتقال، دريافت و رمزگشايي پيام هاي رمزگذاري شده يا تكه هاي اطلاعات است؛ برقراري ارتباط چيزي فراتر از زبان است اگرچه زبان قطعاً كليد ارتباط است و بايد بخشي از برنامه آموزش فرهنگي باشد. اما تاكيد اوليه بايد بيشتر روي كاربرد مؤثر و كاربري زبان باشد تا تبديل كردن سرباز به يك زبانشناس. كسي كه براي برقراري ارتباط با زباني ناآشنا تقلا مي كند نمي تواند درباره مسائل پيچيده ارتباط برقرار كند. هدف بايد جهت دادن برنامه هاي تقويت مهارت هاي زباني به سمتي باشد ،حداقل در آغاز كار، كه سرباز بتواند عبارات ساده را به خوبي منتقل كند نه اين كه قابليت يك زبانشناس را كسب كند يعني ياد بگيرد از معاني ساده بيشترين بهره را بگيرد. ارتش نيازمند يافتن روش هاي ساده برقراري ارتباط است تا بتواند با ساير هنجارهاي فرهنگي صحبت كند و اين مستلزم شنيدن است. ارتباط فرآيندي دوسويه است. زبان هاي جهاني مشتركي وجود دارند كه كليه فرهنگ ها آنها را مي فهمند.ساير انواع زبان عبارتند از زبان رياضي، موسيقي، رايانه، فيزيك، و مهندسي. هرچند اين زبان ها كاربرد مستقيم در اكثر فعاليت هاي نظامي ندارند ، چارچوب مرجع مشتركي از ارزش هاي محتمل در شرايط ويژه فراهم مي كنند. يكي از مؤثرترين ابزارهاي ارتباط كه مورد غفلت قرار گرفته استفاده از تصوير، نقاشي، يا عكس است. در وراي تصاوير حقايق بسياري نهفته است، «يك تصوير به اندازه هزاران كلمه ارزش دارد.» استفاده از تصوير و گرافيك براي ارتباطات بين فرهنگي بسيار ساده تر و اغلب نتيجه بخش تر از روش زباني است. با اين حال، در هر شكلي از انتقال اطلاعات، معاني هميشه واضح نيستند و مسلماً فقدان مهارت هاي بياني، زمان سنجي و محيطي مي تواند به همان ابهام زايي و ضد سازندگي ساير ناتواني ها باشد. استفاده از نمادهاي يك فرهنگ از قبيل نمادهاي مذهبي- صليب براي مسيحيان يا هلال ماه براي مسلمانان – مي تواند منجر به ايجاد ابزاري براي برقراري ارتباط نمادين گردد. جنبه مهم ديگر برقراري ارتباط، ميزان اهميتي است كه به ارتباطات غيركلامي داده مي شود مانند حالات چهره و ژست، نحوه نشستن، فاصله گيري از ديگران، و زمان سنجي. هنجارهاي متفاوت فرهنگي در زمينه ميزان مناسب بروز جسارت در برقراري ارتباط مي تواند به عدم تفاهم فرهنگي بيفزايد. نگرش نسبت به مشاجره: از ديدگاه برخي فرهنگ ها مشاجره امر مثبتي است؛ از ديدگاه برخي ديگر بايد از مشاجره اجتناب كرد. در ايالات متحده مشاجره معمولاً مطلوب نيست اما مردم اغلب با مشاجره هايي كه به وجود مي آورند مستقيماً سروكار دارند. براي مثال ملاقات رودررو روشي سنتي براي حل مشكلات است.در بسياري از كشورهاي شرقي مشاجره آشكار رفتاري ناراحت كننده يا تحقيركننده تلقي مي شود. بهتر است اختلافات را به آرامي حل و فصل كرد. تبادل نوشتاري مي تواند راه بهتري براي برخورد با يك مشاجره باشد. راه ديگر تهيه فهرستي از طرف هاي ثالثي است كه مي توانند ارتباط بين دوطرف مشاجره را بدون ايجاد خطر عدم روبرويي يا تحقير شدن برقرار سازند. فرهنگ نظامي آمريكا با مشكلاتي روبروست. پيچيدگي حركات ظريف و غير مستقيم مانند بازي چكرز، اغلب بيش از آن است كه بتوان آن را به افراد غيرنظامي و استراتژيست هاي نظامي محول نكرد. اما در بسياري از فرهنگ هاي ديگر از روش هاي غيرمستقيم و ابزارهاي ظريف به عنوان بخشي از فعاليت هاي روزمره استفاده مي شود. هنگامي كه سربازان بياموزند كه به شيوه هاي مستقيم با اين فرهنگ ها مواجه شوند، برقراري ارتباط مشكل مي شود و اغلب ممكن است منتهي به عدم تفاهم عميق و برآوردهاي غلط گردد. روش انجام وظايف : مردم در فرهنگ هاي مختلف شيوه هاي متفاوتي براي انجام وظايف خود دارند. آنها ممكن است دسترسي هاي متفاوتي به منابع، پاداش هاي متفاوت در ازاء انجام وظيفه، درك متفاوتي از زمان، و عقايد متفاوتي درباره هماهنگي ميان بسط رابطه و كار وظيفه محور داشته باشند. فرهنگ هاي آسيايي و اسپانيايي در مقايسه با فرهنگ هاي اروپايي-آمريكايي ارزش بيشتري به توسعه روابط در آغاز يك پروژه مشترك با تاكيد بيشتر روي انجام وظايف تا تكميل پروژه مي دهند. فرهنگ هاي اروپايي-آمريكايي بيشتر روي وظيفه فعلي تاكيد دارند و اجازه مي دهند كه روابط طي پيشرفت كار حاصل شود. روش هاي تصميم گيري : نقش تصميم گيري افراد در فرهنگ هاي مختلف تفاوت هاي قابل توجهي با يكديگر دارد.در آمريكا تصميم گيري اغلب به ديگران محول مي شود يعني مقام بالاتر مسئوليت تصميم گيري در موردي معين را به زيردست خود محول مي كند. در بسياري از كشورهاي جنوب اروپا و آمريكاي لاتين براي پذيرش مسئوليت تصميم گيري ارزش فراواني قائل مي شوند. در مورد تصميم گيري هاي جمعي، روال معمول در آمريكا براساس راي اكثريت است. در ژاپن اجماع روش مرجح است. نگرش نسبت به ابراز امور شخصي : در بعضي از كشورها، ابراز صريح احساسات ، دلايل مشاجرات يا عدم تفاهم ها ، و ساير اطلاعات فردي مطلوب نيست. پرسش هايي كه از نظر شما عادي است ممكن است از ديدگاه ديگران گستاخانه قلمداد شود (علت مشاجره چيست؟ نقش شما در مشاجره چيست؟ وقايع به چه صورت اتفاق افتاد؟) روش هاي شناخت : در باب مبحث شناخت شناسي، يعني روش هاي شناخت امور، تفاوت هاي فاحشي بين گروه هاي فرهنگي مختلف وجود دارد. فرهنگ هاي اروپايي به اطلاعات كسب شده از طريق ابزارهاي شناختي همچون محاسبه و اندازه گيري بيشتر از ساير روش هاي شناخت بها مي دهند. فرهنگ هاي آفريقايي روش هاي احساسي را ترجيح مي دهند از جمله تصويرسازي نمادين و ضرباهنگ. فرهنگ هاي آسيايي روي اعتبار دانش كسب شده از طريق تلاش درجهت برتري تاكيد مي كنند. تحقيقات اخير نشان داده است كه جامعه آمريكا به روش هاي شناختي كه قبلاً مورد غفلت قرار گرفته اند توجه بيشتري نشان مي دهد. مسلم است كه روش هاي مختلف شناخت بر نحوه تحليل يا كشف روش هاي حل مشكلات جامعه تاثير مي گذارد. برخي از اعضاي گروه ممكن است مايل باشند براي فهم بهتر يك مشكل مشترك و شناسايي راه حل هاي ممكنه تحقيقات كتابخانه اي انجام دهند. بعضي ديگر ترجيح مي دهند به مكان هاي مختلف بروند و با افرادي كه مشكلات مشابهي داشته اند ملاقات كنند و آنچه در جاهاي ديگر انجام شده را لمس كنند يا گوش دهند. فرهنگ‌هاي خاص براي مطالعه در آينده قدرت هاي برتر در محيط هاي منطقه اي يا جهاني احتمالاً ايالات متحده، اتحاديه اروپا، چين، ژاپن، و روسيه خواهند بود و اتحادها، ائتلاف ها و همكاري هاي آتي به احتمال زياد با اين كشورها منعقد مي شود. قدرت هاي اصلي منطقه اي كه فعاليت ها يا مسائل آنها بيشترين احتمال ايجاد پيامدهاي جهانيرا دارد عبارتند از اندونزي، هند، ايران، پاكستان، تركيه، مصر، آفريقاي جنوبي، برزيل، الجزاير و مكزيك. علاوه بر اين، منابع طبيعي در حوزه درياي خزر، مناطق ساحلي دور از نواحي شرقي و مركزي آفريقا و ونزوئلا مطمئناً اهميت اين مناطق را افزايش مي دهد. اين كشورها مي توانند نقطه آغاز خوبي براي برنامه مطالعه فرهنگ ها باشند. تخصص فرهنگي پديده اي زمان بر است. آگاهي و صلاحيت فرهنگي ما را قادر مي سازد بر تفاوت هاي فرهنگي فائق آييم. حوزه هاي تخصصي خاص اين مهارت ها را تعميق مي بخشند و محيطي براي كاربرد آنها فراهم مي أورند اما برنامه هايي كه براي حصول چنين تخصصي در يك منطقه يا فرهنگ خاص تدوين شده اند بايد به زودي آغاز شوند و تداوم يابند. آموزش به افسران نظامي طي برنامه هاي پيش از اعزام به ماموريت بايد آغاز شود. دروس پيشنهادي در مطالعات منطقه اي و آموزش زبان مي تواند آغاز بسيار مناسبي باشد. همچنين مي توانيم توسعه فرصت هاي تابستاني براي سفر و مطالعه كشورهاي خارجي را مد نظر قرار دهيم. چنين برنامه اي هم اكنون در مركز مطالعات نظامي خارجي دانشكده افسري وست پوينت اجرا مي شود. مي توان اين برنامه را به افسران احتياط برگزيده نيز تعميم داد. شعبات دانشكده هاي افسري مي توانند براي استفاده از استادان ، مواد درسي و تخصص آنها با دانشگاه هاي محلي همكاري كنند. از برنامه مطالعه كشورها در دانشكده جنگ ارتش قطعاً مي توان به عنوان الگويي براي آموزش فرهنگي در سطوح پايين استفاده كرد. ارتباط الكترونيكي بين دانشكده ها و افراد، امكان ايجاد تيم هاي مجازي با دانشجويان دانشكده جنگ و دانشكده ستاد فرماندهي ارتش آمريكا يا دانشجويان سطوح پيشرفته در كل كشور يا منطقه را فراهم مي كند. دانشجويان دانشكده جنگ مي توانند به عنوان هدايت كننده ، هماهنگ كننده و تسهيل كننده مطالعات تيم ها در ساير دانشكده ها عمل كنند. امكان ديگر فشار آوردن بر برنامه هاي تجاري و صنعتي براي ارايه آموزش هاي فرهنگي است. همچنين نبايد تخصص نيروهاي ويژه را از ياد ببريم. حداقل اين است كه روش هاي متعددي براي حصول اهدافمان وجود دارد چنانچه درباره حوزه تمركز مطالعات و كشور هدف توافق كنيم. سه عامل ديگر از لحاظ تفاوت هاي فرهنگي وجود دارد كه بر برقراري ارتباط اثر مي گذارد: دين ، وابستگي هاي قبيله اي و ملي گرايي. ديــن: دين، يكي از مهمترين جنبه هاي حل و فصل اختلافات بين فرهنگي، جزء سازنده قدرتمندي در هنجارها و ارزشهاي فرهنگي است و به دليل اين كه مربوط به اساسي ترين مسائل وجودي زندگي انسان است (آزادي و اجبار، ترس و ايمان، امنيت و عدم امنيت، درست و نادرست) ، عميقاً در مفاهيم اجتماعي و فردي درباره صلح وارد شده است. به منظور تغيير شكل دادن اختلافات جاري، بايد مفاهيم صلح را در اديان مختلف و سنت هاي فرهنگي درك كنيم و در پي زمينه هاي مشترك باشيم. كاوش در هنجارهاي فرهنگي ديني مي تواند به شكل مقايسه ارزش هاي فرهنگي بنيادي و نحوه كاربرد آنها در اديان مهم دنيا انجام شود (مسيحيت، يهوديت، اسلام ، هندوييسم، بوداييسم، تائوييسم، Juche ). وابستگي هاي قبيله اي : فرهنگ هاي قبيله اي ، مشخصاً در كشورهاي درحال توسعه، اغلب تنها ساختار در مناطق خارج از حاكميت دولت هستند. فرهنگ هاي قبيله اي در عين اين كه تفاوت ريشه اي با يكديگر دارند، از شالوده مشتركي برخوردارند. آنها از سنت هاي اجتماعي يي نشات مي گيرند كه اغلب فاقد تاريخ يا فلسفه هاي نوشتاري و ديدگاه هاي مستقل هستند و كل قبيله از عقايد و باورها به اتفاق حمايت مي كند. رهبران قبيله به روبرو شدن با چالش هاي خارجي عادت ندارند. صرفنظر از منطقه، قبيله ها هنجارهاي مشترك بنيادي در مورد تصميم گيري، آگاهي، و ابراز وجود فردي دارند. مطالعه هنجارهاي ساختار قبيله اي مي تواند تنها راه فهم اين فرهنگ ها به دليل عدم وجود مواد نوشتاري باشد. ملي گرايي : مطالعه ملي گرايي يعني مطالعه هنجارها و ارزش هاي فرهنگي به عنوان عوامل اصلي فرهنگ. ملت ها بدون توجه به موقعيت جغرافيايي براي فرهنگ و ميراث خود اهميت قائلند. جنبش هاي ملي گرايي از لحاظ نحوه ارتباط آنها با ساير فرهنگ ها ونحوه حكومت بر رفتارهاي آنها، وجوه مشتركي با يكديگر دارند. اين حوزه مطالعاتي به خصوص براي فهم و كار با سازمان هاي فرامليتي مفيد خواهد بود خواه اين سازمان ها مشروع و قانوني باشند، خواه جنايتكار يا تروريست. ارزيابي پيشرفت آموزشي هر برنامه آموزشي مستلزم روشي براي ارزيابي كارآمدي آن است. جدول شماره 2 كه برپايه برنامه هاي آموزشي فرهنگي براي رده هاي دانشگاهي ، تجاري و دولتي تهيه شده ، مقياس خوبي براي بهبود آگاهي هاي فرهنگي است. من مطمئن نيستم كه آموزش در چارچوب حرفه يك سرباز پيشرفت خواهد كرد اما همه سربازان حداقل در سطح پايه و پس از گذراندن آموزش هاي اوليه ، در سطح پيشرفته پس از گذراندن دوره بهبود راهبري مقدماتي صلاحيت فرهنگي را به دست خواهند آورد. آموزش فرهنگي موضوع جديدي نيست. ارتش طي سال ها برنامه هاي داخلي و خارجي متعددي در مورد عوامل فرهنگي در داخل سازمان و درخلال جنگ هاي بلند مدت برگزار كرده است. اين برنامه ها استانداردي براي ارزش پذيرش فرهنگي در ارتش ايجاد نمود اما فقط تا درجه اي كه ارزش هاي متفاوت با ارزش ها يا استانداردهاي آمريكايي به رقابت برنخيزند. برنامه هاي اينچنيني كه اصلاح و متمركز شده باشند، مي توانند به عنوان مبناي برنامه هاي آموزشي فرهنگي مبسوط جهت ايجاد مهارت هاي بهتر در برخورد با ساير فرهنگ ها هنگام درگيري ها، همكاري ها يا عمليات هاي تثبيت كننده و پشتيباني عمل كنند. منابع مرتبط با اين برنامه ها مي تواند به عنوان هسته يك شروع سريع و پي ريزي بسط آن محسوب شود. آموزش فرهنگي در بين صاحبان تجارت در بازار جهاني نگراني فزاينده اي است. از اين رو تعداد بيشماري برنامه هاي تجاري، دانشگاهي و دولتي براي آموزش فرهنگي وجود دارد. در بسياري از موارد نرم افزارهاي آموزشي فراهم است و فعاليت هاي توسعه آموزشي انجام شده است. ارزيابي –درصورت امكان- و استفاده از اين برنامه ها باعث صرفه جويي هاي مالي عظيمي در توسعه مواد و دوره هاي اموزشي خواهد شد. ارتش مي تواند با اطمينان از وارد كردن عوامل فرهنگي به برنامه هاي آموزشي عملياتي، مباني آموزشي را گسترش دهد. در مراكز آموزشي ملي، بازيگران نقش نيروي دشمن بايد در تقليد از هنجارهاي فرهنگي كه مي توانند بر اقدامات يا عمليات نظامي تاثيرگذار باشند، كاملاً مهارت داشته باشند. همه فرماندهان بايد در معرض اين عوامل قرار گيرند و بازخورد مناسب از اين كه مديريت آنها بر تفاوت هاي فرهنگي و انجام وظايف تا چه اندازه مؤثر بوده است، دريافت كنند. شايد لازم باشد ارتش آموزش آگاهي فرهنگي را به برنامه هاي آموزش فرماندهان جنگي و مراكز آموزش جنگ وارد كند؛ در اين مراكز فرماندهان و افسران جهت تقويت مهارت هاي صلاحيت فرهنگي در كنار يكديگر كار مي كنند. الگوها و شبيه سازي ها بايد به تدريج عوامل فرهنگي را به منظور تقويت آموزش و تعليم وارد برنامه ها كنند مادامي كه ارتش به سمت ساختار عامل- محور حركت مي كند كه تعداد متغير ها و محيط هاي پيچيده را افزايش مي دهد و در نتيجه هرچه بيشتر به واقعيت تقريبي نزديك مي شوند. اين برنامه كه قبلاً از سوي آژانس پروژه هاي تحقيقاتي دفاعي پيشرفته اجرا شده است، يكي از برنامه هايي است كه به دنبال هدايت آن باشيم. در حوزه هاي مطالعاتي عمومي، ارتش بايد با نگاه به عوامل ديني ، قبيله اي و ملي گرايانه در جوامع نمونه و غيرنمونه، هنجارها و ارزش هاي بينادي را به سربازان و فرماندهان آموزش دهد و مهارت هاي لازم جهت درك و عبور از تفاوت هاي فرهنگي را به آنان بياموزد. به مرور زمان، تحقيقات كارشناسي بايد سربازان را قادر سازد در مناطق خاص از جوامع خاص تخصص پيدا كنند. ______________________ سرهنگ مكسي مك فارلند، بازنشسته ارتش آمريكا يكي از مقامات ارشد اطلاعات دفاعي و قائم مقام نيروهاي اطلاعاتي در ستاد فرماندهي دكترين و آموزش ارتش آمريكا در فورت مونروي ويرجينياست. وي داراي مدرك كارشناسي از دانشگاه تنسي، كارشناسي ارشد علوم آموزشي از دانشگاه آركانزاس جنوبي، كارشناسي ارشد از دانشكده جنگ هاي دريايي، و فارغ التحصيل از دانشكده ستاد فرماندهي ارتش آمريكاست. منبع: Military Review – ............................................................................................ منبع:سايت عمليات رواني
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
Captcha
لطفا پیام خود را وارد نمایید.
پیام شما با موفقیت ثبت گردید.
لطفا کد اعتبارسنجی را صحیح وارد نمایید.
مشکلی پیش آمده است. لطفا دوباره تلاش نمایید.

پر بازدید ها

    پر بحث ترین ها

      بیشترین اشتراک

        بازار globe
        اخبار کسب و کار تریبون
        همراه اول