رجعت پيكر سردار دلاور هور شهيد علي هاشمي

خبرگزاري فارس: علي هاشمي يكي از چهره‌هاي گمنام دفاع مقدس است و علت اين گمنامي نامشخص بودن شهادت يا اسارت وي بوده و از آنجا كه احتمال اسارت وي نيز داده مي‌شد مسئولين تصميم گرفتند تا مشخص شدن وضعيت وي نامي از او برده نشود تا مبادا در صورت اسارت مورد اذيت و آزار دشمن قرار گرفته و يا اطلاعاتي در اختيار دشمن قرار بگيرد.
به گزارش "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، سردار علي هاشمي در روزهاي پاياني جنگ و به دنبال تك دشمن در منطقه عمومي مجنون به شهادت رسيد. پيكر مطهر اين سردار دلاور هور، فرمانده سپاه ششم امام صادق (ع) بعد از نماز جمعه 24 ارديبهشت‌ماه از محل دانشگاه تهران به سمت معراج الشهدا در بين پرستوهاي مهاجر خونين‌بال تشييع مي‌شود و سپس در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در محل تولدش خوزستان به خاك سپرده مي‌شود. سردار علي هاشمي يكي از چهره‌هاي گمنام دفاع مقدس است و علت اين گمنامي نامشخص بودن شهادت يا اسارت وي بوده و از آنجا كه احتمال اسارت وي نيز داده مي‌شد، مسئولين تصميم گرفتند تا مشخص شدن وضعيت وي نامي از او برده نشود تا مبادا در صورت اسارت مورد اذيت و آزار دشمن قرار گرفته و يا اطلاعاتي در اختيار دشمن قرار بگيرد. در اين بين نويسنده وبلاگ "بيسيم‌چي شهدا"، مطلبي را با عنوان "رجعت پيكر سردار دلاور هور شهيد علي هاشمي" در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. بر اساس اين گزارش در بخشي اين مطلب آمده است: آوردنش، آري، يكي از رفقا را آوردند و چه خوش بود روزهاي گمنامي، اي‌كاش مادرش هم مهدي‌اش را مي‌ديد و مهدي‌اش قبر مادرش را نشان مي‌داد. 8 سال دفاع مقدس ناگفته‌هاي بسياري در دل خود دارد. شهيد حاج‌علي هاشمي ملقب به "سردار هور" يكي از حماسه آفرينان هشت سال دفاع مقدس است كه به دلايل امنيتي تا پس از سقوط ديكتاتوري صدام در گمنامي به سر مي‌برد.
سردار علي هاشمي قبل از انقلاب در خيابان‌هاي حصيرآباد با رژيم شاه مي‌جنگيد و در سال 1357 چند بار دستگير شد و هر بار به طور معجزه آسايي خود را از دست ساواك نجات داد. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تشكيل كميته حصيرآباد و بعد كميته اهواز نقش مهمي داشت. سپس وارد سپاه شد و فرماندهي سپاه حميديه را برعهده گرفت و در واقع بنيان‌گذار سپاه حميديه، سردار علي هاشمي بود. تا پيش از آغاز تجاوز رژيم بعث به كشور اسلامي ايران وي در سمت فرماندهي سپاه حميديه توانست در مقابله با ضدانقلاب، اشرار، قاچاقچيان اسلحه و مهمات كارنامه خوبي از خود بر جاي گذارد. با آغاز جنگ تحميلي و در مقطعي كه عمليات فتح المبين در حال انجام بود وي به درخواست فرماندهان وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با جذب و سازماندهي جوانان غيور شهرهاي حميديه، سوسنگرد و اهواز اقدام به تشكيل تيپ 37 نور كرد و شخصاً فرماندهي تيپ را برعهده گرفت و با اين تيپ تازه تاسيس در عمليات بيت المقدس (آزادسازي خونين شهر) زير نظر قرارگاه قدس شركت كرد. علي هاشمي و يارانش در اين عمليات مأموريت خود را به خوبي به انجام رساندند و در آزادسازي خرمشهر نقش به سزايي داشتند و اين در حالي بود كه جبهه سختي در جنوب كرخه نور به قرارگاه قدس محول شده بود. پس از پايان عمليات موفقيت آميز بيت المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر و بخش وسيعي از مناطق اشغالي كشور شد، تيپ 37 نور در سپاه سوسنگرد ادغام شد و فرماندهي سپاه سوسنگرد به سردار علي هاشمي واگذار شد.
ايجاد پاسگاه در مرزهاي بين‌المللي و كنترل مناطق وسيعي كه به دست رزمندگان اسلام آزاد شده بود، حفظ امنيت شهرهاي آزاد شده و نيز اداره آوارگان جنگي كه در حال بازگشت به شهرهاي خويش بودند به عنوان اولين ماموريت سردار علي هاشمي در سمت فرماندهي سپاه سوسنگرد به وي محول شد. پس از آزادسازي خرمشهر و از آنجا كه چندين لشكر و تيپ عراق به طور كامل منهدم شدند و نزديك به 20 هزار نفر از نيروهاي آنان نيز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند، صدام درخواست آتش بس كرد ولي فرمانده كل قوا امام خميني (ره) با رد درخواست صدام مبني بر آتش‌بس موقت، خواهان پايان جنگ و تعيين و تنبيه متجاوز شدند. اين خواسته امام (ره) به آن دليل بود كه به صدام اعتمادي نبود و چه بسا به بهانه آتش بس تجديد قوا كرده و بار ديگر به ايران حلمه‌ور مي‌شد. چنانچه اين پيش‌بيني امام خميني(ره) در سال 1367 و تنها با گذشت چند روز پس از پذيرش قطعنامه توسط صدام، با تجاوز مجدد ارتش بعث به مرزهاي بين‌المللي ايران و نيز در پي حمله صدام به كشور كويت اثبات شد. از اين رو رزمندگان اسلام بر آن شدند تا از تجديد قواي ارتش عراق جلوگيري نمايند و با وارد آوردن ضرباتي ديگر بر پيكر نيمه‌جان ارتش بعث عراق كار صدام را يك سره كنند و سرنوشت جنگ را در دست بگيرند و در اين راستا دست به طراحي و اجراي سه عمليات وسيع در مرزهاي خاكي بين ايران و عراق زدند.
ولي با توجه به تجهيزات پيشرفته و حمايت‌هاي بي‌دريغ 38 كشور جهان و در راس آنها آمريكا از ارتش عراق، عملاً نيروهاي اسلام پيروزي چشمگيري بدست نياوردند و زنجيره پيروزي‌هاي رزمندگان اسلام پس از عمليات بيت المقدس قطع شد و جنگ براي ايران به بن‌بست رسيده بود. عراق در تمام مناطقي كه احتمال نفوذ نيروهاي ايراني را داشت دست به احداث استحكامات چند لايه شامل: ميادين مين، حفر كانال، موانع سيم خاردار حلقوي و ... نموده بود.عمليات رمضان كه ما بين مناطق شلمچه و طلاييه صورت پذيرفت كه نتيجه‌اي در بر نداشت. در منطقه فكه عمليات‌هاي والفجر مقدماتي و والفجر 1 با شكست مواجه شد و شهيدان زيادي را بر روي دست ملت ايران گذاشت. بنابراين فرماندهان ارشد نظامي ايران تصميم گرفتند عملياتي آبي خاكي را با استفاده از اصل غافلگيري بر عليه مواضع دشمن انجام دهند؛ زيرا نيروهاي بعثي از بابت اين نوع عمليات از سوي ايران آسوده خاطر بودند و مطمئن بودند كه ايران توانايي انجام چنين عملياتي را نخواهد داشت. منطقه هورالهويزه با وسعت 4000 كيلومترمربع سرزميني آب گرفته، باتلاقي و نيزاري بود كه مرز ايران و عراق از وسط آن عبور مي‌كرد. اما براي رزمندگاني كه در خشكي جنگيده بودند چگونه ممكن بود در باتلاق بجنگند؟ تانك‌ها، توپخانه‌ها و پياده نظام چگونه بايد از آب و باتلاق عبور داده شود؟ در چنين تنگنايي بود كه سردار هور، علي هاشمي گره‌گشاي جنگ شد. وي به دستور فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اقدام به تشكيل قرارگاه فوق‌سري نصرت كرد.
ماموريت اين قرارگاه جمع آوري اطلاعات، طراحي و بررسي اجراي يك عمليات بزرگ در منطقه هورالعظيم بود. به گفته محسن رضايي فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، سري‌ترين عمليات تاريخ دفاع مقدس را جوانان دشت آزادگان به فرماندهي علي هاشمي انجام دادند. محسن رضايي در اين باره مي‌گويد: علي هاشمي و جوانان غيرتمند و وفادار دشت آزادگان سر نگهدار اين رمز بزرگ جنگ بودند. به كلي، سري‌ترين عمليات تاريخ دفاع مقدس را جوانان دشت آزادگان، مي‌دانستند؛ ولي مسئولان اول مملكت نمي‌دانستند. 10 تا 11ماه در آنجا مخفيانه كار شد و نيروهاي پاسدار و بسيجي و به خصوص نيروهاي بومي كه حق بزرگي بر گردن دفاع مقدس دارند، به صورت گروه‌هاي دو نفره و سه نفره سوار قايق و بلم مي‌شدند و 30 تا 50 كيلومتر دريا و باتلاق را مي‌رفتند. در آنجا نيروهاي شناسايي ما پياده مي‌شدند و حتي (رودخانه) دجله را متر مي‌كردند تا اگر نيروها خواستند از آن عبور كنند بدانند عرض دجله چقدراست. آن‌ها حتي از اتوبان بغداد - بصره فيلمبرداري و عكسبرداري مي‌كردند و بر مي‌گشتند و به ما اطلاعات مي‌دادند. آن قدر علي هاشمي و يارانش به آن منطقه مسلط شده بودند كه ما تصميم گرفتيم همه فرماندهان جنگ را لباس عربي مثل دشداشه و چفيه بپوشانيم و سوار بلم‌ها كنيم؛ آن‌ها به كنار دجله رفتند و حتي به آنجايي كه چندي بعد قرار بود رزمندگان ما در آنجا عمليات انجام دهند دست زدند.
كافي بود يكي از اين فرماندهان اسير مي‌شد. يكي دو نفر هم نبودند. مرتضي قرباني، محمدباقر قاليباف، احمد كاظمي، حسين خرازي، شهيد باكري و شهيد همت از اين جمله بودند كه همه آن‌ها را نيروهاي آقاي هاشمي سوار بلم مي‌كردند و آن‌ها را به منطقه عملياتي مي‌بردند كه در آنجا محدوده عملياتي تيپ‌ها و گردان‌ها را مشخص مي‌كردند. نتيجه تلاش‌هاي بي‌امان علي هاشمي و يارانش عمليات موفقيت‌آميز خيبر و بدر در همان منطقه بود محسن رضايي مي‌گويد: "در ثمره آن تلاش ها نه تنها جزاير خيبر گرفته شد و جاده شمال به جنوب عراق ناامن شد و براي هميشه از خاصيت افتاد، همچنين تجربه هور باعث فتح فاو و عمليات پيروزمندانه كربلاي 5 شد. ما هم در فاو و هم حمله به پنج ضلعي و شلمچه از تجربه هور و قرارگاه نصرت استفاده كرديم. آقاي علي هاشمي در بكارگيري نيروهاي بومي تخصص فوق العاده اي داشت يعني از نيروهاي بومي توانسته بود عناصر اطلاعاتي زبردستي را آموزش دهد. ... يكبار من و آقاي علي هاشمي و دوستانش چند روز مانده به عمليات خيبر سوار قايق شديم و كيلومترها رفتيم تا نزديك جزيره شمالي؛ به طوري كه سيل بندهاي جزيره شمالي را مي‌ديديم و قدم زدن نيروهاي عراقي را هم من شخصآ ديدم. آن چنان اين نيروهاي بومي كه آقاي علي هاشمي سازماندهي كرده بود ما را به خوبي به منطقه بردند و برگرداندند و بعد هم از لو رفتن عمليات جلوگيري كردند كه فكر نمي‌كنم در هيچ ارتشي چنين مهارتي براي فرماندهان آن‌ها حاصل شده باشد."
پس از عمليات والفجر 8 و آزادسازي شهر فاو، سردار علي هاشمي به فرماندهي سپاه ششم امام جعفر صادق(ع) كه بسيج خوزستان، لشكر پنج نصر و چهار تيپ ديگر زير نظر آن بود منصوب گرديد و به اين شكل منطقه وسيعي از كوشك تا طلائيه، هويزه، بستان و تنگه چزابه با تعدادي لشكر و تيپ و كل سپاه خوزستان زير نظر سردار علي هاشمي قرار گرفت. اما متاسفانه در اواخر جنگ تحميلي نيروهاي عراقي توانستند جزيره شمالي را تحت اشغال خود درآورند. آقاي محسن رضايي در اين خصوص مي‌گويد: نيروهاي عراقي آمدند، جزيره شمالي را گرفتند و به 200 متري قرارگاه آقاي علي هاشمي نزديك شدند آقاي هاشمي كه مسئول آن منطقه بود و دفاع از جزاير را بر عهده داشت تا آخرين فشنگ و تا آخرين نفس مقاومت سختي انجام داد. اين نبرد كاملآ نابرابر بود تا آنجا اين مقاومت صورت گرفت كه اگر عقب نمي‌آمدند به دست دشمن مي‌افتادند و به آن‌ها گفتم كه نبايد اسير شويد و سريع منطقه را تخليه كنيد، اما عراق آمد با هليكوپتر پشت سر آن‌ها نيرو پياده كرد و آنها در حال آمدن به عقب با نيروهاي عراقي مواجه شدند. بر اثر استقامت شديد علي هاشمي و قرارگاه نصرت تعداد نيروهاي باقيمانده حدود 15 نفر شده بود، در مقابل چند لشكر تا دندان مسلح بعث. از آن 15 نفر حدود 9 نفر از طريق اختفاء در نيزارها به ايران آمدند و 2 نفر اسير شدند و 4 نفر هم مفقود شدند كه علي هاشمي جزو اين عده بود.
علي هاشمي يكي از چهره‌هاي گمنام دفاع مقدس است و علت اين گمنامي نامشخص بودن شهادت يا اسارت وي بوده و از آنجا كه احتمال اسارت وي نيز داده مي‌شد مسئولين تصميم گرفتند تا مشخص شدن وضعيت وي نامي از او برده نشود تا مبادا در صورت اسارت مورد اذيت و آزار دشمن قرار گرفته و يا اطلاعاتي در اختيار دشمن قرار بگيرد. پس از سقوط ديكتاتوري صدام پيگيري‌هاي وسيعي براي يافتن اثري از علي هاشمي در اردوگاه‌هاي اسراي ايراني در بند عراق انجام شد و در نهايت براي مسئولين محرز شد كه سردار علي هاشمي به شهادت رسيده است. و اما در سال 1388 و در پي تفحص پيكر شهيدان در مناطق عملياتي، پيكر اين سردار رشيد اسلام به همراه چند تن از ياران با وفايش يافته شده و قرار است در نماز جمعه اين هفته 24/2/89 تشييع و سپس در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در محل تولدش به خاك سپرده شود. روحش شاد راهش پر رهرو. انتهاي پيام/
10:34 - 23 اردیبهشت 1389

8 بازدید



1 پاسخ