گروه : دفاتر منطقه ای
حوزه : پاکستان
شماره : ۱۳۹۹۱۰۲۴۰۰۰۵۱۱
تاریخ : ۱۳۹۹/۱۰/۲۵ - ۱۲:۱۳ ب.ظ
«شانگهای» و تحولات منطقه‌؛ مجمع اضداد یا محفل احباب؟ توأم با تعمیق روابط چین و روسیه و همچنین تمایل پاکستان برای به حاشیه راندن دهلی‌نو و تقلیل نقش هند در شانگهای، به نظر می رسد هندوستان شاید وصله ناجور SCO باشد.

به گزارش خبرنگار دفاتر منطقه‌ای خبرگزاری فارس، در بلندی‌های کوههای  «لداخ»، دو غول اقتصادی آسیا یعنی هندوستان و چین، در ماه ژوئن بر سر مناطق مرزی مورد اختلاف شدیدا درگیر شدند که طی 40 سال گذشته این حادثه بی‌سابقه بود.

نشانه هایی پدیدار شده اند دال بر اینکه چین برای بیرون راندن هندوستان از سازمان همکاری‌های شانگهای (SCO) با متحد همیشگی‌اش پاکستان، دست به یکی کرده است، مجموعه رویدادهایی که در توازن قوا در اوراسیا همزمان با آماده شدن دهلی نو برای میزبانی اجلاس SCO در ماه نوامبر تغییر ایجاد می‌کرد.

هندوستان در سال 2005 با کمال ناامیدی به دنبال ملحق شدن به این سازمان بود. ایده‌آل‌های منشور SCO که در قالب شعار "روح شانگهای" مطرح شدند، هندوستان در راستای دستیابی به راه حل های مشترک برای چالش‌های منطقه‌ای، موضوع حسن همجواری را دستاویز قرار داد.

دهلی نو به دنبال تقویت جایگاه SCO در راستای توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اش با اوراسیا و همچنین پیشبرد روابط نزدیک و ارتقاء همکاری ها در زمینه مبارزه با تروریسم بوده است.

از لحاظ راهبردی، شانگهای از نگاه هندوستان به عنوان یکی از روشهای ایجاد موازنه مناسبات با ایالات متحده لحاظ شده است. در عین حال، همزمان جاه طلبی های منطقه‌ای چین نیز زیر ذره بین هندوستان بوده است.

سرانجام، در سال 2017 دهلی نو با کمک روسیه به این باشگاه ملحق گردید که پاکستان را نیز در کنار خود می دید. با این وجود، پس از گذشت 3 سال اکنون هندوستان در روبروی خود یک پارادوکس ژئوپولیتیک می بیند: اشتیاق برای حضور پررنگ در یک سازمان ضد آمریکایی و همزمان توسعه روابط با واشنگتن در مواجهه با چین.

توام با افول تدریجی روابط واشنگتن و پکن، تصمیم هندوستان برای ماندن در SCO تحت رهبری چین شدیدا به زیر ذره بین خواهد رفت. در حال حاضر، تعارض منافع متعدد برای هندوستان دیده می شود، بویژه زمانیکه جایگاهش در مسائل جهانی و منطقه ای عموما در تعارض با دیگر اعضای این سازمان است.

پکن نقش محوری در تدوین دستور کار این سازمان را ایفا می کند. از سال 2001، سازمان SCO به عنوان یکی از شعبات "پیمان کشورهای پنج گانه شانگهای 1996 " بین روسیه و چین و جمهوری های تازه استقلال یافته آسیای مرکزی برای پیشبرد اهداف منطقه ای چین مطرح گردید.

این اهداف عبارت بودند از: تضمین امنیت مرزها، زیر نظر گرفتن اویغور ها؛ کسب روابط محوری با بازارهای اوراسیا. در طول سالیان اخیر، پکن از این شرایط به عنوان ابزاری حیاتی برای محدود ساختن نفوذ ایالات متحده در اوراسیا بهره برده خلاء قدرت روسیه در آسیای مرکزی را پر کرده و از گسترش هر گونه تهدید به مرزهای غربی اش جلوگیری کرده است.

در واقع روسیه، هندوستان را در قالب بخشی از این طرح برای تقلیل نفوذ چین در منطقه ای که به باور روسیه حوزه نفوذش است وارد SCO کرد. جالب آن است که این امر توام با تحول در روابط چین- روسیه به صورت یک شراکت تمام عیار اتفاق افتاده است.

دیگر مشخص نیست که هندوستان در این طرح "عصر جدید" در روابط چین- روسیه چه جایگاهی دارد. علاوه بر آن، مسکو که بیش از پیش به پکن وابسته شده مقاومت در برابر مانورهای راهبردی چین ، مثلا استقرار نیروهایش در تاجیکستان از سال 2016 ، را دشوار می بیند.

در خصوص امنیت منطقه‌ای، عمده توجهات SCO متمرکز بر حل و فصل منازعات افغانستان و ریشه کنی جریان تروریست ها به درون آسیای مرکزی و سین کیانگ است. به باور دهلی نو، تا کنون دستاوردها چشمگیر بوده اند.

مشارکت فعالانه هندوستان در ساختار مبارزه با تروریسم در منطقه (RATS)، به عنوان مثال تمرینات نظامی، مانع برخی حملات تروریستی در منطقه نشد.

داد و ستد هندوستان با آسیای مرکزی همچنان در سطح 2 میلیارد دلار است. این در حالی است که روسیه مناسبات مالی بیش از 10 میلیارد دلار با آسیای مرکزی را دارد. حجم اعظم داد و ستد هندوستان با اعضاء SCO ( 90 درصد ) با چین است – و در راستای دستیابی به اهداف مرتبط با این داد و ستدها به SCO نیازی نیست.

علاوه بر آن، SCO برای دهلی نو مزایای اندکی از حیث تقویت و پیشبرد مناسبات را فراهم آورده است. طرح و برنامه ها برای احداث یک خط آهن 610 کیلومتری از چابهار به زاهدان و سپس به درون خاک افغانستان و سرانجام آسیای مرکزی معلق مانده؛ این در حالی است که بحث  خط لوله گاز TAPI بین این کشور و ترکمنستان همچنان داغ است.

توأم با شدت گرفتن تنش ها بین دهلی نو و پکن، مطلوبیت حضور در سازمانی که تاکیدش بر منافع چین است زیر سوال رفت. در زمان حاکمیت «شی جین پنگ»، قدرت چین در اوراسیا با مطرح شدن برنامه «کمربند و جاده» (BRI) پررنگ تر شده است. علاوه بر آن، SCO جایگاه خود را به عنوان عامل محوری در پیشبرد پروژه های مرتبط با BRI اثبات کرده است.

بیش از پیش، گسترش شبکه های انرژی و خطوط اهن پرسرعت چین در اوراسیا به نفع برنامه PLA برای ارتقاء توانمندیهای نظامی و نمایش قدرتش است. هنگامی که آسیای مرکزی وارد برنامه ریل 1435 کیلومتری گردد، چین در تلاشهایش برای یکپارچه سازی اوراسیا که شامل کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان نیز است، موفق خواهد گردید.

نکته حیرت آور این است که حتی پاکستان در SCO جایگاهی بدست آورده است – به طور موثر از شرایط منطقه برای پیشبرد دستور کارهای امنیت منطقه ای در افغانستان و کشمیر بهره برده و از آن برای لابی گری در قالب کریدور اقتصادی چین- پاکستان (CPEC) و بندر آبهای عمیق گوآدار استفاده می کند.

رویدادهای اخیر که در قالب آنها پاکستان عامدانه برنامه‌های خود را به نمایش گذاشته و در آن مدعی بخش‌های مورد مناقشه کشمیر به عنوان بخشی از قلمرو اش گردید شوک دهنده بود ، اما جای تعجب نداشت. این رویداد موجب شد که «آجیت دووال»، مشاور امنیت ملی (NSA) وارد صحنه گردیده و اعتراض کند.

مقامات پاکستان مدعی شده اند اعضای SCO اعتراض هندوستان نسبت به نقشه سیاسی مطروحه پاکستان را رد کرده و حتی روسیه نیز دیدگاه هندوستان را نمی پذیرد. «نیکولای پاتروشف»، رئیس شورای امنیت ملی روسیه، تلاش کرد پاکستان را متقاعد کند که از این نقشه استفاده نکند ، حتی اگرچه در کل نشست این نقشه به نمایش گذاشته شده بود.

اما در مجموع تنش ها با چین موجب متزلزل شدن جایگاه هندوستان در SCO می شود.

با این وجود،  به نظر می رسد شانگهای حوزه همگرایی است اما همچنان پتانسیل درگیری این دو کشور وجود داشته و در جهتی پیش می روند که تضاد و تعارض ادامه خواهد داشت. توام با تعمیق روابط چین و روسیه و همچنین تحریک متحدش پاکستان برای به حاشیه راندن دهلی نو و تقلیل نقشش در SCO به نظر می رسد هندوستان همچنان وصله ناجور SCO باشد.

انتهای پیام/ح